تبليغاتX
راهکار مهندسی صنایع
مهندسان صنایع دانشگاه تبریز

 

نه، اينجا يكي از ساختمان‌هاي ناشناخته «ك.گ.ب» نيست. هيچ‌كدام از افسران سرويس جاسوسي شوروي، اينجا حضور ندارند. اينجا ساختماني قديمي در مركز شهر لندن است.

بوريس اليگارش بزرگ و تبعيدي، به قامت جوان ايراني نگاه مي‌كند؛ «پدرت رو مي‌شناسم. مي‌تونم در عرض چند سال اونقدر پولدارت كنم كه حتي پدرت حيرت‌زده بشه. دوس داري با من باشي؟»
اين‌گونه كيا درس را نيمه كاره رها كرد و وارد جمع اليگارش‌هاي روسي شد. راس هرم، بوريس بود. بوريس مغز متفكر اين ائتلاف به شمار مي‌رفت. در رياضيات و فيزيك، مدرك دكتري را اخذ كرده بود. هر چند گاهي اوقات شكسته نفسي مي‌كرد و خودش را آنقدر كه ديگران فكر مي‌كردند باهوش نمي‌دانست.

برژوفسكي – آبراموويچ
بوريس برژوفسكي از همان آدم‌هاي مرفور روسي است. اول، طرح دوستي با رئيس كاركنان بوريس يلتسين (رئيس جمهور سابق روسيه) را طبق نقشه اجرا كرد و از طريق او وارد سيستم كرملين شد. كاخ كرملين به اندازه روياهاي بوريس جاداشت پس خيلي زود به يلتسين نزديك شد و توانست اعتماد او را به خودش جلب كند. بخش عمده‌اي از ثروت او پس از فروپاشي شوروي سابق به دست آمده بود از اين رو با افرادي كه مثل او راه پولدار شدن را به درستي طي مي‌كردند ارتباط نزديكي داشت. يكي از همين افراد، رومن آبراموويچ معروف بود. البته او آن زمان فقط مسير پولدار شدن را ياد گرفته بود. بوريس دست رومن جوان را گرفت و برد وسط كاخ كرملين. يلتسين را دعوت كرد و دست آنها را گذاشت در دست يكديگر.

بعدها وقتي برژوفسكي به دليل اختلافاتش با ولاديمير پوتين از اين كشور گريخت و از انگلستان پناهندگي سياسي گرفت، آبراموويچ مسئول نگهداري اموال او در روسيه شد. آبراموويچ كه پايگاه مستحكمي به نام چلسي به جز تجارتش در انگليس داشت، روابطش با مقامات ارشد روسيه را حفظ كرد و حتي تا مقام فرمانداري يكي از استان‌هاي دوردست روسيه به نام «چوكوتكا» پيش رفت كه البته اين آخري براي او بيشتر جنبه تفريح داشت تا مساله ديگر.


ارتباط مشكوك
...اما كيا. كياوش جورابچيان در تهران به دنيا آمد. پدر او بازرگان صاحب‌نامي در صنعت واردات و توليد خودرو به شمار مي رفت. محمد جورابچيان پس از انقلاب اسلامي تهران را ترك كرد و تجارتش را به شهر لندن منتقل كرد. كيا پسر بلند پروازي بود. او فارغ از ثروت پدرش، تحصيلات دانشگاهي را نيمه كاره رها كرد و بدون اتكا به او وارد تجارت شد.


كيا به نيويورك رفت و يك شركت نفتي تاسيس كرد. هيچ وقت، هيچ‌كس متوجه نشد كيا چه زماني با سلطان نفت روسيه (برژوفسكي) و رومن آبراموويچ (صاحب عمده سهام شركت نفتي نفت) آشنا شد اما بنابر يك ضرب المثل روسي «هيچ دودي بدون آتش نيست». كافي‌ست كه دريابيم اولين كار تجاري كيا تاسيس يك شركت نفتي، آن هم در نيويورك بوده است.

باتلاق برزيل
با اين حال، تا 2 سال پيش هيچ ردي از كيا جورابچيان در دنيا وجود نداشت. مطبوعات دنيا وقتي به نام جورابچيان علاقه نشان دادند كه يك روز، خبر خريد سهام باشگاه كورينتيانس برزيل به كل دنيا مخابره شد. ديگر شاخك‌ها به نام كيا حساس شده بودند. او شركت نفتي‌اش را با رقم 50 ميليون دلار در آمريكا فروخت و يك شركت جديد با نام اختصاري M.S.I تاسيس كرد.

 شركت مديا اسپورتس اينوسمنت – شركت سرمايه‌گذاري ورزشي رسانه‌اي – به نام كيا جورابچيان به قصد نقل و انتقال بازيكنان آمريكاي جنوبي و سرمايه گذاري در ورزش تاسيس شده بود اما گويا در اينجا مي‌توان ردي از سهامداري بوريس برژوفسكي معروف را هم پيدا كرد. البته چنين فعاليت‌هايي اغلب براي پوشش فعاليت‌هاي بزرگ‌تري مثل تجارت نفت و... انجام مي شود ولي به هر تقدير، محبوب‌ترين باشگاه برزيلي در سن‌پائولو واقع است. اين جوان ايراني‌تبار كه آن زمان تنها 33 سال داشت، براي تصاحب باشگاه مقروض و ورشكسته كورينتيانس پا پيش گذاشت و قرارداد شگفت‌انگيزي با برزيلي‌ها منعقد كرد. اگرچه در برزيل، باشگاهي مثل كورينتيانس فروختني نيست اما آلبرتو دواليب مدير 80 ساله باشگاه خيلي زود مسحور پيشنهاد اغواكننده كيا و شركت M.S.I شد و به اين ترتيب، قرارداد به امضاي طرفين رسيد.

بر اساس اين قرارداد 10 ساله، شركت M.S.I موظف شد تمام هزينه‌هاي پرداختني و سرمايه گذاري، به علاوه پرداخت تمام بدهي پيشين باشگاه را بر عهده بگيرد. دو بخش جوانان و تيم‌هاي آماتور را فعال كند و در عوض، 51 درصد تمام محصولات،حق پخش تلويزيوني، اسپانسرينگ، بازاريابي وتبليغات را در اختيار بگيرد.

كيا و مافياي روسيه
از همان زمان، برزيلي‌هاي مشكوك در پي كشف اسرار شركت انگليسي
M.S.I برآمدند. براي برزيلي‌ها اين نكته مشكوك بود كه چطور يك جوان 33 ساله مي‌تواند باشگاه معروف برزيلي را بخرد و در واقع چه كساني پشت سر كيا، از او با پول هايشان حمايت مي‌كنند. اين شك‌ها وقتي بيشتر شد كه كيا همان اول كار، براي قدرت‌نمايي، كارلوس ته‌وس را ( به مبلغ 20 ميليون دلار) و خاوير ماچه‌رانو را ( به مبلغ 15 ميليون دلار) خريد و ركورد نقل و انتقالات باشگاه را شكست.

هر چند آلبرتو دواليب رئيس و پاتولو آنتونيوني مدير ورزشي باشگاه از فعاليت‌هاي كيا و M.S.I حمايت كردند اما او مخالفان سرسختي را نيز پيش روي خود مي‌ديد. يكي از اين افراد، رومئو توماجونيور بود كه رابطه نزديكي با پارلمان ايالتي سن‌پائولو داشت و 20 سال در پليس فدرال برزيل كار كرده بود. او خانواده مشهوري در برزيل دارد. پدر او پليس ايالت سن پائولو بوده و حالا سناتور اين ايالت به شمار مي‌رفت.

درگيري‌هاي لفظي، خيلي زود بالا گرفت. رومئو توما جونيور نماينده شركت M.S.I را متهم كرد كه نگذاشته او تحقيقاتش را انجام دهد. اما توما به نظر نمي‌رسيد حريف ساده اي براي كيا باشد؛ «وقتي كيا در كورينتيانس به عنوان مدير جديد باشگاه معرفي شد، به دوستانم در اينترپل زنگ زدم و متوجه شدم كه پشت سر او آدم‌هايي مثل بوري پاتار كاتشيشويلي (سرمايه دار معروف گرجستاني) و برژوفسكي قرار دارند.

در اينترپل، همه چيز واضح و روشن است. آنها مي‌دانند كه در جمهوري‌هاي سابق شوروي 5-6 نفر مرد قدرتمند هستند كه از فوتبال براي به جريان انداختن پول‌هاي سياه مافياي سابق روسيه استفاده مي‌كنند و جورابچيان فقط يك وظيفه برعهده دارد.»
پليس برزيل تحقيق مي‌كند


شك برزيلي‌ها به كيا و حاميانش بيش از حد تصور او بود. برزيلي‌ها گمان مي‌كردند كورينتيانس پاركينگ چلسي – تيم رومن آبراموويچ – باشد؛يعني جايي براي توقف، شناسايي و كشف بازيكنان مستعد آمريكاي جنوبي. آنها به تاريخ قرارداد شك داشتند. قرارداد
M.S.I با كورينتيانس 26 روز پيش از راي‌گيري براي انتخاب اعضاي هيات مديره باشگاه منعقد شده بود و علاوه بر آن،چهره جوان كيا؛ «چهره كيا با امضاي قراردادهاي اينچنيني با اين حجم پول، جور درنمي‌آيد. او خيلي جوان است و مثل يك مولتي ميلياردر عمل مي‌كند.» به واسطه همين مسايل، كيا مجبور شد بارها به اداره پليس برود و در مورد سرمايه‌گذاري‌اش در فوتبال برزيل و پولهايش توضيح بدهد.

كيا به دنبال خريد وستهام
معادلات اوليه، زماني برهم خورد كه ميان برژوفسكي و آبراموويچ اختلاف افتاد. كيا مامور شد به انگليس بازگردد و بيش از آن به حاشيه‌هايش در برزيل دامن نزند. بازگشت او به انگلستان با پيشنهاد اغواكننده ديگري همراه بود. همين كه به فرودگاه رسيد، مطلع شد باشگاه وستهام را تحت پوشش
M.S.I بايد بخرد. مسير حركت براي او ترسيم شده بود.

برنامه‌ريزي‌ها به دقت انجام شده بود. وستهام يونايتد دوره مالي بحراني‌اي را سپري مي‌كرد. 300 ميليون بدهكاري، چيز كمي نبود. اين مبلغ قطعا در پايان فصل جاري به بيش از 400 ميليون دلار افزايش پيدا مي‌كند زيرا هزينه‌هاي سال جاري 105 ميليون پوند پيش‌بيني شده است.


اما اين داستان وقتي براي انگليسي‌ها رو شد كه كارلوس ته وس و خاوير ماچه‌رانو از كورينتيانس به وستهام منتقل شدند. او بلافاصله پيشنهادش را به مسئولان باشگاه ارائه كرد و هر دو طرف پاي ميز مذاكره نشستند. پيشنهاد وستهامي‌ها 60 ميليون پوند بود. كيا اعلام كرد به تنهايي نمي‌تواند تمام 60 ميليون پوند را بپردازد اما دوستان پولدار زيادي دارد كه اين پول‌ها را به خاطرش حاضرند بپردازند.


او همچنين به طور غيرمستقيم براي برزيلي‌هاي بحران زده پيغام فرستاد: «از آنجايي كه  بازيكن اصلي كورينتيانس را به انگلستان آورده‌ام، ديگر نمي‌توانم مالكيت اين باشگاه را داشته باشم. مي‌خواهم سهامم را واگذار كنم و به انگلستان بروم.»


مذاكره كيا با مديران وستهام به چالش كشيده شد. مطبوعات انگليسي حساسيت‌شان را نسبت به حضور اين جوان ايراني نشان دادند. مطبوعات جنجالي انگليس، اطلاعات ويژه‌اي از كيا منتشر كردند تا مذاكرات نيمه‌كاره رها شود اما گويا كيا تصميم گرفته است به هر طريق ممكن، وستهام را بخرد، البته شايد اين مساله بيشتر نمايانگر تمايل برژوفسكي براي قدرت‌نمايي برابر آبراموويچ باشد اما به هر طريق، كيا به بورس لندن پيغام فرستاد كه هنوز احتمال خريد باشگاه انگليسي وجود دارد. او پيامش را صريح ارسال كرده است اما شايد پيش از او عوامل بازدارنده همه چيز را به هم بزنند.

عاليجناب خاكستري
زماني به عاليجناب خاكستري كرملين مشهور بود. سلطان نفت و خيلي القاب ديگر تنها برازنده بوريس برژوفسكي هستند. در دوران رياست جمهوري يلتسين، بسياري از مقامات به وسيله او بركنار مي‌شدند. اما ورودش به دنياي تجارت ،با خريد و فروش كامپيوتر آغاز شد. سپس از نقل و انتقال ماشين خوشش آمد. ثروت اوليه‌اش از دارايي‌هاي شركت خودروسازي اوتوواز به دست آمد. بعدها مديريت ايرفلوت، شركت نفتي سيب نفت، بيشتر صنعت آلومينيوم روسيه، او.آر.تي بزرگترين شبكه تلويزيوني را به دست گرفت.

 او در انتخاب پوتين در سال 2000 به عنوان رئيس جمهور نقش اساسي داشت اما بعدها رابطه اش با او بر سر واكنش كند پوتين بر سر سانحه غرق زيردريايي كورسك تيره شد و از روسيه گريخت. پيش از تبعيد،دارايي وي 3 ميليارد دلار تخمين زده شد. حضور او در اغلب فعاليت‌هاي تجاري – اقتصادي و ورزشي در دنيا براي بسياري واضح و روشن است اما او هنوز دم به تله كسي نداده.

مرد ميليارد دلاري
يكي از جوانترين و پرنفوذترين اليگارش‌هاست. در 4 سالگي پدر و مادرش را از دست داد و در فقر سيبري دركنار پدر و مادربزرگش تربيت شد. او مدتي در ارتش خدمت كرد اما بعدها براي شروع، اسباب‌بازي ساخت. اسباب‌بازي‌سازي براي او زمينه ساز پيشرفت و تاسيس تعاوني قطعات خودرو شد. رومن آبراموويچ، زندگي تجاري‌اش را به بوريس برژوفسكي مديون است كه او را وارد معادلات كاخ كرملين كرد.

در سال 1996 عضو هيات مديره شركت نفتي او شد و حالا بخش عمده‌اي از سهامش را در اختيار دارد. در سال 2000 شركت عظيم آلومينيوم‌سازي راشن را تاسيس كرد و بعدها توسط پوتين به فرمانداري استان چوكوتكا منصوب شد. منصبي كه براي او بيشتر هزينه داشت تا اعتبار. او در دوره‌اي خزانه‌دار يلتسين بود. اموال او عبارتند از: اكثر سهام سيب نفت، 25 درصد سهام راشن آلومينيوم، 26 درصد سهام ايروفلوت، باشگاه چلسي، ساختمان شش طبقه در لندن، بخشي از ملك دوك‌وست مينستر به ارزش 46 ميليون دلار، خانه‌هايي در مسكو، وست‌ساسكسن و فرانسه. تنها قايق اختصاصي وي 90 ميليون دلار ارزش دارد.


قانوني براي كيا
اگر ريچارد كابون زورش به رومن آبراموويچ نرسد، به كيا جورابچيان كه مي‌رسد! او وقتي فهميد كيا تصميم گرفته وستهام را قورت بدهد، از وزارت تجارت و صنايع خواست تا قانون جلوگيري از سرمايه گذاري مخفي در فوتبال را اجرا كند. وزير ورزش كشور انگلستان نظرش در مورد كيا جورابچيان را چنين مطرح مي‌كند: «... جورابچيان يكي از نزديكان بوريس برژوفسكي، تبعيدي روسي و بدري پاتاركاتيشويلي، تاجر گرجستاني‌ست. البته هر دو،  خبر  به دست آوردن وستهام و تبديل كردن آن به سومين باشگاه ليگ برتري كه از پول‌هاي شوروي سابق تغذيه مي‌شود را رد كرده‌اند.»

كيا حتي نگراني‌هايي در وزارت فرهنگ رسانه، ورزش و يوفا درباره سرمايه‌گذاران مخفي به وجود آورده است. با اين حال، ريچارد كابون كه در جريان رياست كشورش بر اتحاديه اروپا، رئيس كميته بررسي قانون فوتبال اروپاست و هيچ بعيد نيست بتواند قانوني براي جلوگيري از ورود كيا جورابچيان وضع كند.

روزنامه‌ها
روزنامه‌ها خيلي به پر و پاي كيا مي‌پيچند. روزنامه سان كشف كرده كه او 2 شناسنامه با دو تبعيت كانادايي و انگليسي دارد و روزنامه ديلي ميل انگليس نوشته است: «هيچ انسان عاقلي نمي‌تواند شواهد مشخص مبني بر ارتباط جورابچيان با ثروت‌هاي آلوده شرق اروپا را ناديده بگيرد.» اما يك روزنامه فوتبالي در برزيل به نام لاتس هم تحقيقاتش را پس از ورود كيا به برزيل آغاز كرد.

 او در نهايت، موفق شد دريابد كه جورابچيان در مراكز ثبت شركت‌هاي تجاري و عقد قراردادهاي تجاري انگليس، 4 هويت مستقل دارد با 4 آدرس متفاوت:
1 – كيا كياوش، كانادايي، ساكن آپارتمان هفتم، پلاك 9، آبي روود لندن، صاحب كمپاني كارما ال.تي.دي (متولد 14/7/1971)
2 – كياوش جورابچيان، كانادايي، ساكن آپارتمان هفتم، ...، صاحب بخشي از سهام كارما ال.تي.دي (متولد 14/7/1971)
3 – كياوش جورابچيان، انگليسي، ساكن شماره 101 در استس ماركت لندن، صاحب كمپاني
M.S.I (متولد 14/7/1971)
4 – كيا جورابچيان، انگليسي، ساكن پلاك 24 خيابان بانكروفت، صاحب كمپاني برانچز (منحل شده) (متولد 14/7/1970)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:13  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

 

دنیای اقتصاد

عناوین این مطلب

۱- 400 هزار دلار، جايزهء قهرماني احتمالي تايلند

۲-راه‌هايي براي كشاندن تماشاگران به ورزشگاه‌ها

۳- شرط‌بندي روي جام ملت‌هاي آسيا


 

 هزار دلار، جايزهء قهرماني احتمالي تايلند

استار-   فدراسيون فوتبال تايلند اعلام كرد كه بازيكنان تيم ملي اين كشور در صورتي كه موفق به صعود به مرحلهء يك‌چهارم نهايي مسابقات جام ملت‌هاي آسيا شوند مبلغ سه ميليون بات (معادل 85 هزار دلار) پاداش دريافت خواهند كرد.مسوولان فدراسيون تايلند پس از عملكرد خوب تيم ملي كشورشان در دو مسابقهء اول خود كه به تساوي مقابل عراق و پيروزي مقابل عمان انجاميد مبلغ يك ميليون بات به بازيكنان و مربيان اين تيم پاداش دادند.جالب اين‌كه رييس فدراسيون فوتبال تايلند اعلام كرد: «در صورتي كه بازيكنان تيم ملي كشورش به ديدار فينال مسابقات جام ملت‌هاي آسيا برسند پنج ميليون بات و اگر برندهء اين مسابقات شوند، 10 ميليون بات جايزه خواهند گرفت. در واقع با توجه به جايزهء اوليه در صورتي كه تايلندي‌ها قهرمان جام شوند در مجموع 14 ميليون بات (بيش از چهارصد هزار دلار) جايزه خواهند گرفت.»ووراوي ماكودي، رييس فدراسيون فوتبال تايلند مي‌گويد:«ما تمام راه‌هاي ممكن براي افزايش انگيزهء بازيكنان را در نظر گرفته‌ايم. فكر مي‌كنيم كه اين جوايز مي‌تواند بازيكنان را تشويق كند كه بيش‌تر تلاش كنند.»تايلندي‌ها تاكنون شش بار در مرحلهء نهايي مسابقات جام ملت‌هاي آسيا حاضر بوده‌اند اما تنها يك بار در سال 1972 موفق شده‌اند يك عنوان سومي كسب كنند. آن‌ها در دورهء قبل مسابقات جام ملت‌هاي آسيا در چين با سه باخت به ايران، ژاپن و عمان از دور مسابقات حذف شدند

 

 

راه‌هايي براي كشاندن تماشاگران به ورزشگاه‌ها

ويتنام نت‌نيوز- اندونزي با مشكل كمبود تماشاگر در مسابقات جام ملت‌هاي آسيا روبه‌رو است.يكي از چهار ميزبان جام ملت‌ها كه قرار است فينال مسابقات در آن كشور برگزار شود اندونزي است كه در ديدارهايش با كمبود تماشاگر روبه‌رو است و ميزان تماشاگران مسابقات در آن بسيار كم‌تر از حد تصور است براي همين مسوولان فوتبال اندونزي در تلاش هستند تا با راه‌هاي مختلف تماشاگران را به استاديوم بكشانند. يكي از شيوه‌هاي در نظر گرفته شده جوايزي از قبيل وسايل خانگي و اتومبيل براي تماشاگران است اما شيوهء ديگر ارايهء بليت‌هاي مسابقات در سرتاسر شهر است.آلكس اسكندر يكي از مسوولان بخش فروش بليت در اندونزي به خبرنگاران گفت:«فروش بليت‌ها در اندونزي بسيار كمتر از حد تصور ما بوده است، ما در حال پياده‌كردن برنامه‌هايي براي عرضهء بليت‌ها در سطح شهر و در تمام مغازه‌ها هستيم. در اولين مرحله قرار شده است كه بليت‌ها در فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي بزرگ و نيز در سه دانشگاه اصلي جاكارتا به فروش برسند تا افرادي كه مايل هستند به تماشاي مسابقات بيايند مشكلي براي خريد بليت نداشته باشند. براساس برنامه‌ها ما اميدوار هستيم كه در ديدارهاي نيمه نهايي و فينال حتي يك صندلي استاديوم‌هاي ميزبان خالي نماند.»اندونزي براي ميزباني مسابقات جام ملت‌ها هزينه‌هاي زيادي متحمل شده است. براساس گزارش رسانه‌هاي اين كشور حدود شش ميليون دلار هزينهء بازسازي و نوسازي استاديوم بونگ كارنو جاكارتا شده و مبالغي هم براي گسترش سيستم _حمل و نقل جاكارتا هزينه شده است.

 

 

ويتنامي‌ها جايزه‌باران شدند    

ويتنام نت‌نيوز- فدراسيون فوتبال ويتنام پس از پيروزي تيم ملي اين كشور در بازي مقابل امارات ركورد جايزه دادن به بازيكنان تيم ملي اين كشور را شكست و مبلغ_ 3/1 ميليارد دونگ 800 هزار دلار آمريكا) به بازيكنان و كادر فني اين تيم جايزه داد. پس از تساوي ويتنام مقابل تيم ملي قطر هم مبلغ 500 ميليون دونگ به بازيكنان اين تيم جايزه داده شد.مبالغي كه فدراسيون فوتبال ويتنام براي جايزه به نفرات تيم در نظر گرفته است جدا از جوايزي است كه شركت‌ها و موسسات خصوصي براي بازيكنان و كادر فني تيم در نظر گرفته است: «كمپاني سامسونگ پيش از شروع مسابقات اعلام كرده بود كه براي هر پيروزي به كل تيم مبلغ 50 هزار دلار جايزه پرداخت خواهد كرد. شركت بازرگاني اقتصادي وياتك هم مبلغ شش هزار دلار جايزه براي نفرات تيم پس از هر پيروزي در نظر گرفته است. مسوولان وزارت ورزش ويتنام هم اعلام كردند كه در صورت صعود تيم‌‌شان از گروه خود مبلغ يكصد ميليون دلار ويتنام به نفرات اين تيم جايزه خواهند داد.محمدبن همام، رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا هم در بازديدي كه از ويتنام داشت اعلام كرد كه مبلغ هشت هزار دلار براي گسترش فوتبال جوانان در اين كشور تخصيص داده است.

 

 

شرط‌بندي روي جام ملت‌هاي آسيا

ديلي تايمز- شرط‌بندي‌هاي غيرقانوني يكي از وقايع تاسف‌باري است كه روي فوتبال آسيا سايه افكنده است، اما حالا پليس كشورهاي ميزبان به صورت كاملا هوشيارانه سعي در كنترل اين مساله در مسابقات جام ملت‌هاي آسيا دارد.در آسياي جنوب شرقي مردم با شروع مسابقات فوتبال جام ملت‌هاي آسيا پول‌هاي خود را در مراكز شرط‌بندي زيرزميني و غيرقانوني به جريان مي‌اندازند و البته لازم به ذكر است كه محل‌هاي فوق كه ذكر آن رفت همگي به صورت تشكيلات منظم و سنديكاهاي خاص اداره مي‌شوند. حالا علاوه بر مكان‌هاي غيرقانوني فوق روش‌جديدي در حال رواج پيدا كردن است يعني شرط‌بندي به صورت آن‌لاين در شبكهء اينترنت.بعضي از بزرگ‌ترين مراكز زيرزميني شرط‌بندي آسيا در چين قرار دارد.  سال 2005، فردي كه مبلغي  حدود 75 ميليون دلار طي شرط‌بندي‌هاي مختلف در چين كلاهبرداري كرده بود به 30 ماه زندان محكوم شد.مقامات پليس پيش‌بيني مي‌كنند طي تاريخ هفتم تا 29 ژوئن كه مسابقات جام ملت‌هاي آسيا برگزار مي‌شود شرط‌بندي‌هاي كلاني چه در مكان‌هاي زيرزميني و چه در اينترنت صورت خواهد گرفت، اما در اين زمينه طرح‌هايي براي مبارزه با اين گونه فعاليت‌هاي غيرقانوني در دست اجرا دارد.سال گذشته پليس چين گروه ويژه‌اي را براي مقابله با شرط‌بندي‌هاي زيرزميني  روي مسابقات بين‌المللي فوتبال تعيين كرده بود، اما براساس گزارش‌هاي غيررسمي آن‌ها نتوانستند در مبارزه با گروه «سوت‌هاي سياه» و رواج رشوه دادن به داوران براي تعيين نتايج موفقيت‌هاي زيادي را كسب كنند.علاوه بر چين كشور تايلند نيز دچار رواج شرط‌بندي‌هاي  غيرقانوني فوتبال است. براساس تخمين‌هايي كه كارشناسان مسايل اقتصادي مي‌زنند طي جام‌جهاني سال 2006 مبلغي  حدود يك ميليارد دلار در شرط‌بندي‌هاي غيرقانوني فوتبال در جنوب شرق آسيا و به خصوص تايلند رد و بدل شده است. پليس هم براي كنترل اين موضوع به صورت جدي دست به كار شده است و در چهار هفته‌اي كه مسابقات جام جهاني فوتبال برگزار مي‌شد بيش از 750 نفر كه شرط‌بندي‌غيرقانوني انجام مي‌دادند را بازداشت كرد. جام ملت‌هاي آسيا در چهار كشور تايلند، اندونزي، مالزي و ويتنام برگزار مي‌شود و انتظار مي‌رود با برگزاري اين سري از مسابقات سطح شرط‌بندي‌ها به مقياس جام جهاني برسد.ژنرال فانو كردلار پهول نمايندهء پليس شهر بانكوك در اين زمينه مي‌گويد: «ما فكر نمي‌كنيم كه در جام ملت‌هاي آسيا كه در پيش است شرط‌بندي بزرگ  غيرقانوني به وجود آيد

وي در ادامه مي‌افزايد: «اين نوع شرط‌بندي‌ها در مورد مسابقات ليگ برتر انگليس، سري‌ A  ايتاليا و يا ليگ اسپانيا بيش‌تر از مسابقات فوتبال آسيا رواج دارد.»شرط‌بندي و هر چه كه مربوط به آن باشد در اندونزي غيرقانوني است، اما شرط‌بندي در اين كشور يك مسالهء عمومي است. بامنبگ كان كوكو سخنگوي نيروي پليس در اين زمينه مي‌گويد: «ما در جريان هستيم كه مكان‌هاي شرط‌بندي مرتبا تغيير مي‌كند براي اين كه پليس اين گونه محل‌ها را پيدا نكند، قصد داريم تا در تمام سطوح با اين مساله برخورد كنيم و اين شامل يورش به مكان‌هايي است كه مشكوك به شرط‌بندي هستند يا اين گونه امور را اداره مي‌كنند.»در كشور كمونيستي ويتنام نيز اين موضوع غيرقانوني محسوب مي‌شود هر چند كه شرط‌بندي روي فوتبال در اين كشور هم شايع است و از امور مردمي شمرده مي‌شود.  آوريل گذشته در شهر هوشي‌مينه 12 نفر به جرم شرط‌بندي اينترنتي فوتبال به زندان افتادند. شرط‌بندي‌هاي آن‌لاين به شدت در ويتنام رواج پيدا كرده است به اين صورت كه روزانه مبلغ 50 هزار دلار بر روي مسابقات فوتبال ليگ آن كشور، ليگ آلمان، ايتاليا، اسپانيا، بريتانيا و ديگر ليگ‌هاي قهرماني اروپا شرط‌بندي مي‌شود.اين داستان در مالزي هم به همين شكل است. ابراهيم سعد رييس فدراسيون فوتبال مالزي اعلام كرد: «ما دقيقا نمي‌دانيم چه مقداري ممكن است شرط‌بندي صورت بگيرد ولي مي‌دانيم كه بايد در اين زمينه هوشيار باشيم و نبايد هيچ شانسي به آن‌ها بدهيم.»هر چند كه پليس در مقابله با شرط‌بندي‌هاي غيرقانوني در مسابقات جام جهاني ناكام بود ولي محمد بن همام رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا در  اين زمينه گفت: «ما مي‌توانيم اين موضوع را كنترل كنيم و كشورها نيز مي‌توانند با موفقيت اين مساله را تحت نظارت خود قرار دهند.»كرهء جنوبي سعي در كنترل شرط‌بندي‌هاي ورزشي دارد و مي‌خواهد از طريق قانوني كردن شرط‌بندي‌ها اقدام كند. كشور استراليا براي اين منظور مركزي را به صورت قانوني احداث كرده كه افتتاح آن براي مسابقات جام ملت‌هاي آسيا در نظر گرفته شده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:4  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

كارشناسان اقتصادي در زمينه فوتبال معتقدند، مديريت كارآمد دليل اصلي موفقيت‌هاي مالي در اين باشگاه‌ها است و البته در اين ميان نمي‌شود به فاكتورهايي چون هواداران، فدراسيون فوتبال پيگير،‌ دولت، بازارياب‌هاي بزرگ و تبليغات حرفه‌اي اشاره نكرد.
رئال مادريد را بهتر است از سال‌ها پيش بررسي كنيم.
زماني كه اورنسو سانس رئيس اين باشگاه بود. كمتر كسي تصور مي‌كرد اين تيم قديمي كه اوج افتخار بين‌المللي در زمينه اقتصادي براي آن يك تور خارج از شهر در كادين بود، روزگاري صاحب 29 آكادمي بزرگ در سراسر جهان شود.
اورنسو سانس، با اخراج افرادي كه خلاف نظرش، صحبت مي‌كردند جو را عليه خود تقويت كرد و اين روند تخريبي آنقدر ادام داشت تا باعث شد انتخابات زودهنگام، فلورنتينوپرس را بر سر كار بياورد.
دوران طلايي رئال مادريد با رياست پرس البته در زمينه اقتصادي، آغاز و مديريت قوي وي باعث شده رئال مادريد خلي سريع باشگاه‌هايي چون منچستر يونايتد، چلسي، ليورپول و... را از بالانشيني در جدول ثروتمندترين باشگاه‌هاي جهان به زير بكشد.
رئال مادريد بدون اعلام تمامي دارايي‌هاي خود در مقام دوم جدول قرار گرفته بود، از ديد كارشناسان اقتصادي بسيار ثروتمندتر از منچستر يونايتد به نظر مي‌رسيد.
يكي از فاكتورهاي كليدي پرس براي فرار از ماليات‌هاي سنگين تعلق گرفته توسط فيفا، فدراسيون فوتبال اسپانيا و دولت، شركت در كارهاي خيريه بود. فلورنتينوپرس با ايجاد بنياد خيريه رئال مادريد گامي بلند در جهت تقويت منابع مالي پنهان خود برداشت.
وي در هر كدام از آكادمي‌هاي خود در ژاپن، چين، كره، مالزي، آمريكاي جنوبي، آفريقا و غيره يك تيم نابينايان تشكيل داد و اسپانسرهاي بزرگي در اين مراسم گرفت كه پول حاصل از آنها طبق قرارداد به خزانه رئال مادريد تزريق مي‌شد.
اولين حركت اساسي فلورنتينوپرس رياست وقت باشگاه رئال مادريد، تور جهاني رئال مادريد بود كه براي اولين بار چنين حركتي را باب مي‌كرد.
رئال مادريد كه ستارگان هاليوودي چون ديويد بكام، گوتي، كاسياس، فيگو، زيدان و غيره را در اختيار داشت در تابستان 2002-2003 راهي شرق آسيا شد.
غوغايي بود و چشم بادامي‌ها حتي به خمير دندان ديويد بكام در هتل 5ستاره چين نيز رحم نكردند.
ژاپن و كره هم سنگ‌تمام گذاشتند و رئال مادريد در پايان سفر به چين، ژاپن و كره معادل 7/28ميليون پوند سود خالص و معاف از ماليات به جيب زد كه براي يك گردش تفريحي واقعا رويايي و غير قابل باور بود.
در آن زمان بود كه بسياري از تجار بزرگ جهان متوجه سوددهي بالاي جهان فوتبال شدند.
دو هفته پس از سور مالي رحل ماسيه كه ميزان آن در سطح مطبوعات نيز گسترش پيدا كرده بود رومان آبراموويچ چلسي را در اختيار گرفت تا به پولشويي‌هاي خود در كنار كياجورابچيان با خيالي آسوده و به نام فانتري فوتبال ادامه بدهد.
چاه‌هاي نفت آبراموويچ بسياري از كارشناسان را به شك و ترديد انداخت و حتي بيكر نوشت: حالا ديگر عصر مديريت و برنامه‌ريزي نيست، كافي است دو چاه نفت و ارتباطي پشت پرده با مافيا داشته باشيد، اين همان رمز موفقيت است.
اما بيكر يك مساله را نمي‌دانست آن هم اين كه چاه‌هاي نفت هم مقابل مديريت قبلي به زانو در مي‌آيند، باشگاه چلسي هرگز نتوانست جاي رئال مادريد را در آسياي شرقي، آفريقا و آمريكاي جنوبي بگيرد. يكي ديگر از برگ‌هاي برنده پرس ديويد بكام بود.
اين عروسك تبليغاتي و هاليوودي، سرمايه خود را به پيشنهاد پرس در خزانه رئال مادريد وارد كرده كاري كه كمتر ستاره‌اي حاضر به انجامن دادن آن است و اين هم به روابط عمومي پرس باز مي‌گشت.
بكام و فلورنتينو پرس، سرمايه‌گذاري در بورس مارديد بورس هنك كنگ، تجارت پسته و فرش را آغاز كردند و رئال مادريد در قله ثروتمندترين باشگاه‌هاي جهان قدم مي‌زد.
كاپورتا در جاده پرس
بارسلونا نيز همين روند را در پيش گرفت. اين باشگاه در زمان رياست گاسپارت، حال و روز خوشي نداشت، آنها به يك تيم مطلقا مردمي تبديل شده بودند و خوان لاپورتا حتي به خاطر خريدن رونالدينيو مجبور شد به خاطر كارهاي اشتباه گاهسپارت يك صندوق كمك‌هاي مردمي در شهر بچرخاند تا پول جمع كند.
خوان لاپورتا، يك وكيل جوان اما خوش فكر بود و همان كاري را انجام داد كه فلرونتيو پرس آغاز كرده بود اما حرفه‌اي تر و در فوتبال امروز حرفه‌اي‌تر بودن باعث سود كمتري مي‌شود.
خوان لاپورتا در حالي كه مي‌توانست مردان خود را به آسياي شرقي سوق بدهد و سود سرشاري به جيب بزند، آنها را به تور دانمارك سوق داد و اين كار باعث تقويت تيم همراه با سودي كمتر اما راضي كننده شد.
از طرفي ديگر بارسلونا به تقليد از رئال مادريد با يك توليدي بزرگ لوازم‌التحرير قرارداد بست و فقط سود حاصل از فروش آن در آسيا به خصوص در خاورميانه براي تمديد قرار ليونل مسي كافي بود. لاپورتا در جاده‌اي قدم مي‌زد كه به موازات جاده پرس كشيده بودند و مستقيم، آينده‌اي درخشان متصل مي‌شد.
ثروتمند بودن دو باشگاه رئال‌مادريد و بارسلونا كم‌كم به تك‌تك رقبا ثابت شد و تيم‌هايي چون بايرن‌مونيخ، چلسي، والنسيا، مارسي و غيره به خود آمده و تلاش كردند تا بازار را در دست بگيرند.
داشتن حاميان مالي بزرگ شايد كليدي‌ترين عامل موفقيت دو باشگاه بارسلونا و رئال‌مادريد در زمينه اقتصادي باشد، آنها نايك‌ و آديداس را بر جان هم انداختند و از اين آب ‌گل‌آلود خيلي هنرمندانه و با زيركي خاصي ماهي گرفتند.
اين ماهيگيري آني نبود و تقريبا يك‌سال طول كشيد تا نايك راضي شد روي پيراهن بارسلونا حك شود، اما روي وب‌سايت آن جايش را به آديداس بدهد.
رئال مادريد هم همين كار را انجام داد و ديويد بكام روي كفش چپش آرم نايك و روي كفش راستش آرم آديداس را حك كرد.
داخل باشگاه رئال مادريد، وضعيت به همين منوال بود و رئال مادريد كه آرم آديداس را روي پيراهن خود مي‌ديد، نايك را در وب‌سايت خود، همين‌طور در تور‌هاي جهاني لحاظ كرد.
تزريق پول از چند جناح رئال مادريد را بسيار موفق نشان داد و بسياري از كارشناسان اقتصادي را به تحسين واداشت.
پيشرفت اقتصادي رئال مادريد همزمان با افت شديد فني اين باشگاه صورت گرفت و جالب اينكه 3سال ناكامي رئال مادريد هيچ تاثيري در پيشرفت اقتصادي اين باشگاه نداشت و اين قدرت عجيب مديريت و بازاريابي را مي‌رساند.
نام بن‌كيو، كمپاني لوازم خانگي تايواني روي پيراهن رئال مادريد حك شد و براي كنار زدن نام زيمنس 78ميليون پوند جهت 5/4سال به رامون كالورون تقديم كرد.
اين در حالي بود كه آمدن كالدرون و مياتوويچ به رئال مادريد باعث شد اين باشگاه براي راضي كردن هواداران خود نيز كه شده برخي فعاليت‌هاي اقتصادي را يا حذف كنند يا پشت‌پرده ادامه بدهند.
همين مساله باعث شد، چلسي روي كار بيايد و بازار بورس هنگ‌كنگ را در زمينه سرمايه‌گذاري در فوتبال كاملا در اختيار خود بگيرد.
عقب‌نشيني رئال مادريد در بورس آسياي شرقي باعث شد بسياري به اشتباه تصور كنند كه اين عقب‌نشيني در سايه‌ زمينه‌هايش ادامه خواهد داشت در حالي كه رئال مادريد پول‌هاي بيرون كشيده خود را خيلي هنرمندانه در ساير زمينه‌ها به خصوص خريد و فروش بازيكنان درجه دوم و سوم و تبديل آنها به يك اشاره خرج كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:49  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  |