|
|
|
|
|
ü دستور اول : باور، اعتقاد و اطمينان داشته باشيد كه در هر جا كه هستيد مي توانيد تغييراتي در محيط كارتان به وجود آوريد . ü دستور دوم : اصول و مباني بهره وري را بياموزيد . ü دستور سوم : از تكنيك هاي ارتقاء بهره وري استفاده كنيد .( سيستم پيشنهاد ، كنترل كيفيت جامع و نظام توليد به هنگام و …) ü دستور چهارم : حركت بهره وري نياز به يك نيروي محركه دارد . نيروي محركه اصلي معمولاً مديريت سازمان يا تشكيلات است و بار اصلي هدايت حركت بهره وري بر دوش مديريت است و بهره وري از مديران آغاز مي شود . ü دستور پنجم : زمينه مناسب جهت حركت بهره وري را مهيا كنيد (كار فرهنگي) ü دستور ششم : مشكلات بحراني و نقاط كليدي محيط كار را شناسايي كنيد . ü دستور هفتم : فعايتهاي بهبود بهره وري را از يك واحد كوچك آغاز كنيد. ü دستور هشتم : تمام نيرو و تلاش خود را براي تداوم بهره وري به كار بريد . بهبود بهره وري يك فرايند آرام پيوسته است و اين حركت در دراز مدت جواب ميدهد و نبايد از آن انتظار نتايج سريع داست . ü دستور نهم : از مكانيزمهاي انگيزشي استفاده كنيد . اصولاً حركت بر پايه انگيزه ، تداوم و قوام مي گيرد . ü دستور دهم : حداكثر توجه را به نيروي انساني مبذول داريد . پايه و اساس بهره وري بر نيروي انساني اتكاء دارد . · اجازه نده ،تلفن ، مزاحم لحظات مهم شود. تلفن براي سهولت استفاده توست ، نه سهولت استفاده تلفن کننده. · ميان مؤثر بودن (انجام كار درست) و كارآيي (انجام درست كار) تفاوت وجود دارد. پيتر دراكر · توليد سالانه هر ملتي، تنها با افزايش تعداد كاركنان بهرهور و با ارتقاي بهرهوري كاركنان موجود، افزايش مييابد. آدام اسميت · هرگز روشهاي سادهتر را اگر مؤثرند به روشهاي پيچيده تبديل نكنيد. كارلمنهايم · از اين که به ديگران بگويي چه طور کاري را انجام دهند ، اجتناب کن . در عوض به آنها بگو چه کاري بايد انجام گيرد. خواهي ديد که آنها با راه حلهاي خلاقانه شان تو را شگفت زده خواهند کرد. · اگر کسي مايل بود تو را استخدام کند ، حتي اگر به آن شغل علاقه نداشتي ، با او مذاکره کن. تا پيشنهاد کسي را قبلا نشنيده اي ،در را به روي فرصت ها نبند. · براي همه کساني که از دست رنج خود ارتزاق مي کنند - هر قدر هم کارشان پيش پا افتاده باشد، احترام قائل باش. · به دنبال فرصت باش، نه امنيت. جاي قايق در بندرگاه امن است، اما به مرور زمان به گل خواهد نشست. · با بيان مشکلاتت ديگران را خسته نکن . اگر از تو پرسيدند حالت چطور است ، بگو : " خيلي خوبم بهتر از اين نمي شود" ، و اگر پرسيدند کسب و کار چطور است ، بگو: "عالي است ، روز به روز هم بهتر مي شود". · به طرز ارضانشدني اي کنجکاو باش. از کلمه "چرا" زياد استفاده کن. · تبسم خرجي ندارد ولي چيزهاي بسياري را مي آفريند. · تبسم بدون اينكه دهنده اش را فقيركند ، گيرنده اش را غني مي سازد. · تبسم بيش از لحظه اي پايدار نيست ولي خاطره اش گاهي تا ابد باقي است. · تبسم در خانه ، خوشبختي ايجاد مي كند و در تجارت ، حسن نيت ، زيرا: · تبسم نشانه دوستي و رفاقت است. · تبسم اشعه آفتاب است براي افسردگي و بهترين پادزهر طبيعي است براي ناراحتي. · كسي كه گمان ميكند همه چيز را مي داند، به هيچ رو نمي تواند بفهمد كه گمانش باطل است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:53 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|
|
بهره وری يك فرهنگ است؛ يك نگرش عقلائی به كار و زندگی است كه هدف آن انجام هوشمندانه فعاليتها برای دستيابی به زندگی بهتر و متعالی است.
مولفه های بهره وری:
اثربخشی = كار درست
كارآيی = درست كار كردن ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 3:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
مـــدیریت بـــــــهره وری در ایــــــــــــران مقایسه بهره وری در ایران و چند کشور دیگر: تاسیس سازمان ملی بهره وری:
. . . .
. .
مقايسه بهرهوري ساعات کار: l ژاپن: 49 ساعت مفید در هفته l کره جنوبی : 54 ساعت مفید در هفته l مجموعه کشورهاي اروپايی: 2/7 ساعت مفید در روز l ایران : 5/1 ساعت مفید در روز پس از بنگلادش، ایران داراي پایینترین شاخص بهرهوری نیروی کار در آسیا است. مقايسه بهرهوری انرژی: اگر مصرف سرانه انرژی در ایران معادل 100 باشد: Ø مصرف سرانه انرژی در چین معادل 33 Ø مصرف سرانه انرژی در هند معادل 19 Ø مصرف سرانه انرژی در اندونزی معادل 14 نرخ مصرف سرانه انرژی در ایران بالاترین نرخ مصرف سرانه در دنیاست. مقایسه بهرهوری دو کارخانه سیمان با ظرفیت یکسان:
شاخصهای فرهنگی: یکی از مهمترین عوامل پایین بودن بهرهوری در کشور ما؛ حاکم نبودن فرهنگ و نگرش بهـــرهوری در کـــشور است.
برخی از علل مهم كاهش بهرهوری ملی: 1. مديريت ناكارآمد و غيرعلمي 2. كم توجهي به توسعه منابع انساني و در نتيجه وجود نيروي انساني ناكارآمد 3. اقتصاد ناكارآمد 4. قوانين و مقررات ناكارآمد 5. محدود بودن فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي 6. نامناسب بودن ساختارهاي فرهنگي جامعه (مناسب بودن براي نظام سنتي) 7. رابطه سالاري، خويشاوندسالاري و طايفهگرايي در نظام حاكميت 8. سازمانهاي ناكارآمد (ساختار، سيستمها، تكنولوژي، مديريت و ...)
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 2:51 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||