|
|
|
|
|
مقدمه: اولین وظیفه هر کسب و کاری حفظ بقاء است و اصل اساسی در کسب و کار حداکثر نمودنسود نیست بلکه اجتناب از خسران است(Peter Drucker). تمامی شرکت ها و کارخانجات با هدف ماندگاری وسودآوری تاسیس می گردند ولی همه سازمان ها در این راستا موفق نیستند . شناسایی نقاط وفعالیتهایی که می تواند خساراتی را به سیستم تحمیل نموده و یا پرسنل را با خطر مواجهسازند و بقای سازمان را تهدید نمایند امری حیاتی می باشد. همه ساله تعداد زیادی حادثه کاری در جهان روی می دهد و کارگران بسیاری، حادثه دیده یا دچار بیماری شغلی می شوند. این بیماری های شغلی و حوادث ناشی از کار علاوه بر هزینه های گزافی که متوجه سازمان می نمایند باعث از دست رفتن نیروی کار درصنایع و سازما ن ها می گردند. سیانت از نیروی انسانی و کاهش هزینه حوادث در صنایع به عنوان مهمترین اصول سیستمهای مدیریت ایمنی مطرح می باشند که حفظ و بقای سازمان را در پی دارد. شناسایی خطرات موجود در سیستم و ارزیابی این خطرات با تمرکز به نحوه روی داد این خطر و عواقب پیرامون آن باعث می شود سازما ن ها و کارخانجات منابع خود را بنحوه موثر ومطلوبی به امر پیشگیری اختصاص دهند و از اتلاف منابع جلوگیری بعمل آورند همچنین در پی این ارزیابی پرسنل با خطرات سیستم آشنا شده و نحوه مقابله با خطرات را می آموزند.امروزه شناسايي و مديريت اين خطرات "مديريت ريسك"ناميده مي شود. مدیریت ریسک فرآیندی است برای شناسایی و اداره کردن خطرات و خساراتی که ممکن است یک سازمان را تهدید کند . بعبارت دیگر این فعالیت عبارتست از بازدید مستمر از عملکرد سازمان ، شناخت پتانسیل خطرها و احتمال وقوع آ نها در سازمان و انجام اعمال مناسب ومقتضی در رابطه باکنترل تهدیدهای محتمل. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
واژگان و تعاریف: قبل از مطالعه ي مقالات مربوط به مديريت ريسك بهتر است با تعاريف واژگان تخصصي به كار رفته در مقالات آشنا شويم: · ارزیابی ریسک(Risk Assessment): فرآیند تقریبی به منظور برآورد اندازه ریسک و تصمیم گیری در خصوص قابل تحمل بودن آن می باشد. · ریسک قابل تحمل:(Tolerable Risk) ریسکی است که اندازه آن در حدی قرار گیرد که بوسیله سازمان پذیرفته شده باشد · ریسک:(Risk) پی آمدها و برآوردهای مرتبط با آن در خصوص یک خطر شناخته شده می باشد. · حادثه:(Accident) واقعه ناخواسته ای است که منجر به آسیب به انسان ها و یا آسیب به اموال سازمان گردد. · خطر:(Hazard) منبع یا موقعیتی است که پتانسیل آسیب رسانی (انسا ن ها/ اموال )را داشته باشد. · رویداد:(Incident) واقعه هايی است که ممکن است منجر به حادثه گردد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
انواع ريسك ها: براي بحث در مورد مديريت ريسك بايد با مواردي كه نياز به مديريت دارند آشنايي هايي صورت گيرد.بر اساس متن مرکز مدیریت ریسک غیر انتقاعی 1999 و مک نامرا 1999 و هاگ ریچارد 1997مثالهایی از انواع ریسک هایی که نیازمند تجزیه و تحلیل هستند عبارتند از: • صدمات جانبی به ارباب رجوع ، کارکنان و سایر افراد • از بین رفتن منابع شامل انسانها ، تجهیزات ، سوابق ، تأسیسات و امکانات • انجام عملیات پیشگیرانه شامل حفظ دارایی ها ، ارتقاء آگاهی کارکنان و اصلاح رفتار، ارتقاء آگاهی ایمنی و بهداشتی بدون توجه به اعتقادات نژاد ، موقعیت شغلی و یاسازمانی کارکنان • عملیات استخدامی ، شناخت اعمال نادرست ، اذیت و آزار ، تبعیض کارکنان )بدون توجه به انگیزه ها( • ریسکهای مالی : سرقت ، کلاهبرداری ، سوءاستفاده از اموال و دارائیها ، مقررات و دستور العملها و هدر رفتن سرمایه • کارآموزان – شناخت وظایف مشخص کارآموزان • نیازهای قانونی – قوانین ، مقررات و آئین نامه ها و دستور العملها البنه اگر بخواهيم؛ منابع ريسك ها را در مي تواني مدر جدولي مانند جدول زير در حالت كليتري بررسي كنيم: شناسایی ریسک در یک سازمان وظیفه مستمری است اگر چه شناسایی جزئیات برخی ازریسکها باید بر اساس اقداما ت سالانه انجام پذیرد لکن برخی دیگر از ریسک ها بویژه ریسکهای مسئولیت می بایست بصورت مستمر انجام پذیرد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:27 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
لینک زیر حاوی مقاله ای از دومین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه با عنوان"ارائه یک الگو برای استقرار و ارزیابی مدیریت ریسک پروژه بر مبنای مدل تعالی EFQM "می باشد
http://www.sharemation.com/abdmon/R-M%20according%20to%20EFQM.pdf?uniq=guftcm
لینک زیر حاوی مقاله ای از دومین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه با عنوان"مروری بر اصول و چالش های فرآیند مدیریت ریسک پروژه"می باشد.
http://www.sharemation.com/abdmon/Chalenges%20in%20P-R-M.pdf?uniq=guftc4 لینک زیر حاوی مقاله ای از کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه با عنوان"تحلیل ارتباط و تکامل مدل های مدیریت ریسک پروژه " می باشد.
http://www.sharemation.com/abdmon/analyze%20&%20development%20in%20R-M.pdf?uniq=guftby
لینک زیر حاوی مقاله ای از اولین کنفرانس ملی لجستیک و ذنجیره تامین با عنوان"مدیریت ریسک وبیمه در لجستیک و ذنجیره عرضه" می باشد.
http://www.sharemation.com/abdmon/R-M%20in%20logestic%20&%20S%20C.pdf?uniq=guftcs لینک زیر حاوی کتابی با عنوان "Risk Management" می باشد.
http://www.sharemation.com/abdmon/Risk+Management+-+Land+Sea+Air.pdf?uniq=guftd4
لینک زیر حاوی کتابی با عنوان Guide for Information Technology Systems" می باشد. http://www.sharemation.com/abdmon/R-M-G-F-I-T-S.pdf?uniq=guftcy
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 22:10 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|
|
برون سپاری (برون منبعی شدن- OUTSOURCING) و مدیریت ریسک هر که بامش بیش ، برفش بیشتر در میان استراتژی های مواجهه با ریسک دسته ای از استراتژی ها تحت عنوان استراتژی های انتقال یا واگذاری ریسک مطرح می شوند . نمونه معروف این استراتژی بهره گیری از بیمه است. مفهوم دیگری که می تواند برای اجرای استراتژی انتقال استفاده شود برون سپاری یا برون منبعی شدن نام دارد . در این حال بخشی از فرایندها و نیازها به سازمان واگذار شده و از طریق قراداد با سایر شرکتها تامین می شوند . فواید متعددی برای برون منبعی شدن وجود دارد . یکی از این فواید که به تئوری های سازمانی برمی گردد سبکبار شدن سازمان یا به اصطلاح پشه سان شدن انست که موجب تمرکز سازمان در محدوده کوچکتری از کسب وکار می شود – این تئوری در کتاب "پیل و پشه" نوشته چارلز هندی توضیح داده شده است . یا فایده دیگربرون سپاری ، انجام فرایند و تامین نیازها با هزینه کمتر و کیفیت بیشتر است چرا که شرکت طرف قرارداد در تولید محصول یا انجام فرایندی که به ان واگذار شده است مهارت و تخصص بیشتری دارد . امتیاز مهم برون منبعی شدن که با مفاهیم مدیریت ریسک ارتباط دارد ، بهره گیری از استراتژی واگذاری ریسک است . در این حالت علاوه بر کاهش نرخ وقوع ریسک و احتمالا کاهش تنوع ریسک در سازمان ( و انتقال به شرکت طرف قرارداد) ، تمرکزسازمان و دپارتمان مدیریت ریسک بر کسب و کار فعلی و ریسک های پنهان در ان بیشتر می شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 21:49 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مدیر ارشد ریسک (Chief Risk Officer) مدیر ارشد ریسک - Chief Risk Officer (CRO)- یا مسئول ارشد مدیریت ریسک - Chief Risk Management Officer (CRMO)- سازمان یک مدیر اجرایی است که در قبال فرایندهای مدیریت ریسک سازمان شامل ارزیابی ، برنامه ریزی و کنترل ریسک های بالقوه در بخش های مختلف کسب و کار سازمان مسئولیت دارد . بواسطه اینکه ریسک ها در دسته های مختلفی مانند استراتژیک ، مالی ، عملیاتی و .... قرار می گیرند این افراد همچنین مسئولیت هماهنگ سازی رویکرد مدیریت ریسک بنگاه (Enterprise Risk Management(ERM)) را نیز به عهده دارند تا بتواند به انواع ریسک ها نگاهی فرابخشی داشته و به صورت یکپارچه و فراگیر انها را مهار و مدیریت نمایند . این پست در کاهش مسئولیت های سایر مدیران نیز موثر است و می تواند به صورت تخصصی تر و با تمرکز بیشتر به کارکردها و فعالیتهای مرتبط با مدیریت ریسک بپردازد . از جمله نیازمندیهای این پست داشتن سابقه کاری بیش از 20 سال ، دارای تجربه در زمینه امار ، حسابداری و همچنین اگاهی از قوانین مصوب دولتی می باشد . این فرد همچنین ممکن است با موضوعاتی چون بیمه ، ممیزی داخلی ، امنیت اطلاعات و امور حقوقی نیز سرو کار داشته باشد . شخصی که این پست را بعهده می گیرد همچنین باید دارای ویژگی های شخصیتی از جمله نگاه ریزبین ، قدرت مدیریت و تدبیر کافی ، روابط عمومی بالا و .......باشد . در ادامه مطلب مقاله ای را به زبان انگلیسی در ارتباط با نقش مدیران ارشد ریسک در به کارگیری مدیریت ریسک بنگاه مشاهده می کنید . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 20:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
برای دریافت اصل مقاله ریسک کنید !
دسته بندی ریسک ها چارت مقابل دارای دو محور است : درصد وقوع و اهمیت ریسک . همانطور که می بنید بسته به تغییر این دوو فاکتور در چارت 4 ناحیه مشخص شده است .
ببر ها ، تمساح ، سگ و گربه ببر : درصد وقوع بالا و تاثیر زیاد . ریسک هایی که در این دسته قرار می گیرند باید به سرعت خنثی شوندو اقدامات لازم برای رفع اثر انها انجام شود . تمساح : درصد وقوع پایین و تاثیر زیاد . این ناحیه نیز متعلق به ریسک هایی با تاثیر زیاد است که می توان از وقوع انها جلوگیری نمود . سگ : درصد وقوع بالا و میزان تاثیر کم . اکرچه سگ حیوانی باوفا است اما می تواند تحت شرایطی اسیب نیز برساند اما با تربیت انها می توان از میزان خطر انها تا حد چشمگیری کاست . گربه : درصد وقوع پایین و تاثیر کم . گربه ها به ندرت مشکل ایجاد می کنند و از اینرو صرف تلاش ، زمان و انرژی برای دفع خطر انها اتلاف به حساب می اید و لازم نیست . طبق انچه در مورد استراتژیهای مختلف در مقابله با ریسک ها گفته شد برای ریسک هایی که با توجه به دو عامل نرخ وقوع ودرجه تاثیر در دسته ببرها قرار می گیرندباید استراتژی کاهش و تخفیف اثرات ریسک در نظر گرفته شود . نمونه ای از متدهای پیاده سازی این استراتژی استفاده از طرح های آزمایشی است . به عنوان مثال برنامه های شبیه سازی . غیر از ببرها ، گونه های دیگر ریسک نیز وجود دارند که باید مدیریت شوند . تمساح ها و سگ ها نیز حین پروژه و تحت شرایط خاص می توانند فعال شوند . حتی برای ببرها نیز اگرچه از استراتژی کاهش استفاده شده است اما نمی توان بازهم ازدفع خطر انها مطمئن شد . نمی توان ببر را تبدیل به گربه کرد ! بنابراین در گونه ای دیگر از استراتژِی ها به برنامه هایی برای مواقع اضطرار احتیاج داریم تا تاثیرات ریسک فعال شده را کاهش دهند . از مشخصات این برنامه ها ، مشخص کردن یک فرد مسئول برای هر ریسک ، تشریح ماهیت ریسک و تعریف اقدامات لازم برای تحلیل ریسک می باشد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 19:51 توسط
|
|
||