تبليغاتX
راهکار مهندسی صنایع
مهندسان صنایع دانشگاه تبریز

سر آغاز 

من یک کار بدون کیفیت و شتابزده ام !

به همه دوره ها تعلق دارم ، زیرا انسانها همیشه عجله کرده اند!

مصداق آن سخن معروفم : " عجله کار شیطان است"

تلاش انسانها را بر می انگیزم و آنها به من اعتقاد دارند ، ولی این درست نیست !

امروز شتاب می کنم ، زیرا دیروز برنامه ریزی نشده ام !!

من با انرژی بسیار و جنب و جوش ناگهانی به دست می آیم !

اغلب بر موانع غالب می شوم ولی با صرف هزینه زیاد !

راه رسیدن به من پر است از کارهای اضافی ، دوباره کاری و اشتباه و ناکامی !

در این راه ، کیفیت جایش را تنها به سرعت می دهد !

من بی امان و شتابان به پیش می روم !

ولی هیچ کس به نیکی از من یاد نمی کند

من یک کار بدون کیفیت و شتابزده ام !

 

نویسنده ناشناس

 

بهترین راه برای آماده شدن برای فردا اینست که کار امروز را عالی انجام دهیم . کیفیت سرمایه گذاری برای آینده است ، آنها که به کیفیت کارخود می اندیشند ، آینده روشنی را برای خود تضمین می کنند . کیفیت مانند کاشتن نهالی است که فردا به بار می نشیند و میوه می دهد .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:50  توسط   | 

كيفيت؛ مفهومي كه بايد دوباره تعريف شود

زماني‌که شرکتي سودي بيش از ميانگين صنعتي کسب كند، گفته مي شود نسبت به رقباي خود از برتري رقابتي برخوردار است. هدف بسياري از راهکارهاي بازرگاني کسب برتري رقابتي مداوم است. به عبارت ديگر، اين اعتقاد در سطحي وسيع وجود دارد که يکي از مهمترين عوامل پيشبردي در هر حرفه اي برخورداري از يک برتري رقابتي منحصر به فرد است.
آيا تا به حال به اين موضوع فکر کرده ايد که برتري رقابتي شرکت شما چه چيزي مي تواند باشد؟

اکثر مديران بر اين اعتقادند که با جذب بخش اعظمي از بازار و يافتن
مشتريان کافي که حاضر به پرداخت بهاي بيشتر هستند، چيزي با ارزشتر از رقابت به دست خواهند آورد. هر زمان که از مديران مشاغل مختلف در ايران سوال مي شود، به بحث در ارتباط با کيفيت محصول و يا شايد خدمات خود مي پردازند. در حقيقت، از نظر آنها برتري رقابتي ميزان حصول به کيفيت و خدمات سطح بالا را کاهش مي دهد. جالب است که بدانيد نه تنها در کشور ما بلکه در بسياري از جوامع، اکثر مشاغل براي حصول به برتري رقابتي متکي به کيفيت و خدمات هستند. اما مايلم توجه شما را به مفهوم کيفيت به عنوان يک برتري رقابتي جلب كنم.
تصور کنيد اگر تک تک افراد کيفيت و خدمات ارائه كنند، برتري رقابتي چه
جايگاهي خواهد داشت؟ اگر بگوييم کيفيت و خدمات همان برتري رقابتي است به مفاهيمي بسيار وسيع و مبهم پرداخته ايم. بنابراين بايد از اين مديران تعريف کيفيت را پرسيد. آيا آنها قادر به تجسم معني کيفيت در شرکت خود هستند؟ در واقع اين کار، ساده نخواهد بود. «کيفيت» کمي ناملموس به نظر مي رسد، چرا که واژه اي نسبي است. خطر مفهوم «کيفيت» و «خدمات» در ذهن مديران کمي خفيفتر از خطري است که فکر مشتريان را تهديد مي کند. شما به عنوان مدير تنها در صورتي از برتري رقابتي ملموس برخوردار خواهيد بود که قادر به تعريف دقيق معني «کيفيت» و «خدمات» براي مشتريان خود باشيد.
نکته ديگري که در اينجا مطرح مي شود اين است که کيفيت محصولات شما تا چه
اندازه با کيفيت محصولات رقبايتان تفاوت دارد. شما به عنوان مدير بايد در ارتباط با برتري رقابتي خود بسيار دقيق باشيد. سخن گفتن در مورد کيفيت و خدمات در سطح وسيع بدون مشخص نمودن منظور از اين مفاهيم کافي به نظر نمي رسد. ارائه کيفيت و خدمات تنها در قالب لغتهاي کلي براي نشان دادن برتري رقابتي، کافي نيست. بايد بتوانيد دليل برتري، قدرت، قابليت اطمينان و ديگر ويژگيهاي محصول خود را اثبات كنيد. مشتريان به ادعاهاي مبهم اعتقادي ندارند و شما را نيز باور نخواهند داشت، مگر اينکه قادر به اثبات گفته هاي خود توسط حقايق انکار ناپذير باشيد.
در مورد خدمات نيز مي توان همين مباحث را مطرح كرد. چطور تصور مي کنيد که
خدماتي برتر از خدمات رقباي خود ارائه مي دهيد؟ آيا اين خدمات توسط شما سريعتر يا فردي تر است و يا مطابقت بيشتري با منافع مصرف کننده دارد؟ ما بايد هر گونه ادعايي را در ارتباط با خدمات خود ثابت کنيم. به ياد داشته باشيد که چه در موقعيتهاي تبليغاتي و چه در ارتباط با فروش عباراتي خاص و قابل اثبات، به مراتب باور کردني تر و تاثيرگذارتر از کلي گويي هستند. بنابراين چنانچه محصول خود را بر پايه کيفيت عالي ارتقا مي بخشيد، به کار بر روي تعريف دقيق دليل اين برتري و اثبات قابل ملاحظه بودن آن بپردازيد. با اين کار يکي از دو مورد زير حاصل خواهد شد: اول اينکه ممکن است به اين نتيجه برسيد که محصول، يا خدمات شما در واقع از برتري چنداني نسبت به محصول يا خدمات رقبايتان برخوردار نيست. اين نتيجه را مي توان نتيجه خوبي تلقي كرد، چرا که با حصول به آن مي توانيد توليدات يا خدمات خود را ارتقا بخشيد. مي توان اين را مزيتي بسيار خوب تلقي كرد. دوم اينکه چنانچه بتوانيد برتري خود را تعريف و دلايل قابل ملاحظه اي ارائه كنيد، واقعا از برتري رقابتي برخورداريد، که طرح منحصر به فردي براي تبليغ در اختيار شما قرار مي دهد.
به عبارات زير دقت کنيد. «محصول ما در بازار آسيا حرف اول را مي زند.» يا
«محصول ما طبق بررسيهاي علمي در (يک محدوده، شهر، کشور و غيره) 42 درصد تاثير گذارتر از محصولات مشابه بوده است. به نظر شما کداميک تاثير بيشتري دارند؟
ممکن است تصور شود که به منظور ارزيابي برتري محصول يا خدمات نمي توان
آنها را آزمايش كرد، بنابراين شما مي توانيد به طريق ديگري بررسي مستقلي در مورد ادعاهاي خود ارائه كنيد. به عنوان مثال استفاده از قدرداني مشتريان راه بسيار مؤثري براي غلبه بر ترديد مشتري به شمار مي رود. وقتي افراد مستقل با بيان منافعي که حاصل کرده اند در مورد محصول يا خدمات شما با نظر مثبت سخن مي گويند، بسيار باورکردني تر از زماني است که همان عبارات توسط خود شما گفته شوند. اگر مشتري شما فرد خاصي باشد وضع بهتر نيز خواهد شد.
بنابراين، برتري رقابتي شما چيست؟ نگوييد کيفيت و خدمات. اين گفته از
مفهوم خاصي برخوردار نيست. سعي کنيد خاص باشيد. با در دست داشتن حقايق، باور کردني تر شويد. سپس طرح منحصر به فرد فروش را از آن خود کنيد. بي شک نظاره گر تفاوتي در نتايج حاصله خواهيد بود و اين، ارزش همه اين تلاشها را دارد. بايد يادآور شد که بهترين کار براي تداوم حرفه، ايجاد ارزشي عالي براي مشتريان است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:44  توسط   | 

 

اگه نخونید، نصف عمرتون بر باده!

همون طوري كه گفته شد موضوع این سری مطالب وبلاگ راهکار کیفیته. کیفیت... کیفیت... کیفیت. این واژه ذهنم رو مشغول کرده بود و برای پیدا کردن مطلب به چند تا منبع متفاوت مراجعه کردم، جالب اینجا بود که هر چه جلوتر می رفتم کمتر به نتیجه می رسیدم آخه "کیفیت" یه دروازه ی خیلی عظیم بود که من مونده بودم از کدوم درش وارد بشم! حقیقت این بود که هر واژه ای که تو رشته ی مهندسی صنایع بحث می شد یه جورایی آخرش (آخرش که چه عرض کنم، همون اولش) می رسید به همین واژه ی کیفیت. یعنی یه جورایی همه واژه هایی که تا حالا شنیده بودم نه تنها به هم گره خورده بودن بلکه همشون هم یه جا، یقه ی این واژه ی "کیفیت" رو گرفته بودن و عمرن ولش هم نمی کردن!

خلاصه همین جوری که تو اقیانوس! صنایع مات و مبهوت شناور بودم تصمیم گرفتم از همون اولِ اولش شروع کنم (یه جایی از نزدیکی های صفر!) و برم جلو ببینم چی می شه اما هدف داشتم! یه نوع سو استفاده از واژه ی کیفیت تو حیطه ی اصلی کاریِ این سال تحصیلیِ خودم: سمینار مهندسی صنایع با محوریت بهره وری.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:42  توسط نسرین محبتی  | 

قسمت اول : مقالات شماره ویژه ژورنال اقتصاد تولید در ارتباط با کیفیت در زنجیره تامین و لجستیک (2005)                                                                Int. J. Production Economics

عناوین مقالات :

1- Special issue on quality in supply chain management and logistics

2- A structural equation model of supply chain quality management and organizational performance 

3- Defining the concept of supply chain quality management and its relevance to academic and industrial practice 

4- The impact of supply chain relationship quality on quality performance

5- The antecedent role of quality, information sharing and supply chain proximity on strategic alliance formation and performance 

6- The effects of design quality on quality performance

7- Designing a reverse logistics operation for short cycle time repair services

 8- Higher supply chain security with lower cost Lessons from total quality management

  9-Customer-oriented improvement and evaluation of supply chain processes supported simulation models

  

قسمت دوم : مقالات مرتبط با کیفیت از سایر شماره های ژورنال production economics

موضوعات اصلی که در این مقالات مشاهده می شود عبارتند از :

مدیریت کیفیت جامع ، نظارت آنلاین کیفی ، چرخه دمینگ ، مدیریت اطلاعات ، ارتباط دانش و کیفیت ، تامین کنندگان و کیفیت

 

 

1- An alternative model for on-line quality monitoring for variables

2- An analytical network process-based framework for successful total quality management (TQM) An assessment of Turkish manufacturing industry readiness

4- Economic statistical process control for multivariate quality characteristics under Weibull shock model

5- A production recycling model with quality consideration

 6- Implementation of Deming’s style of quality management

 7- Improving the quality of collaboration requirements for information management through social networks analysis

 8- Relationship between quality management practices and knowledge transfer

 

9- Relationship stability and supplier commitment to quality

 10 - calable enterprise systems :Quality management issues 

 

قسمت سوم : شش سیگما

پیشتر موضوع شش سیگما در طرح مطالعاتی تابستانه وبلاگ نشریه راهکار بررسی شده بود که علاقمندان می توانند به مطالب قبلی وبلاگ مراجعه نمایند . عناوین زیر هم مقالاتی در ارتباط با شش سیگما می باشد . موضاعاتی که در این مقالات دیده میشود : شش سیگمای ناب ، هم افزایی شش سیگما با تولید ناب ، تاثیرات شش سیگما در بازاریابی و فروش و رضایت مشتریان ، نقش شش سیگما  در ارتقای بهره وری

 

1- ADAPTIVE MANUFACTURING ENABLING THE LEAN SIXSIGMA ENTERPRISE

2- Applying Six Sigma to Your Company's Sales and Marketing Processes

3- Getting Started With Lean Six Sigma

4- Lean Maintenance for Lean Manufacturing (Using Six Sigma DMAIC)

5- Six Sigma for Quality and Productivity Promotion

6-The Roadmap to Customer Impact six sigma

 

قسمت چهارم : مقالات مرتبط با استانداردهای ایزو : عنوان اول در واقع کتاب به نظر کاملی در ارتباط با استاندارد سیستم مدیریت کیفیت : ایزو 9001-2000 می باشد

 

1- ISO9001-2000Quality Management system Design

2- iso is code ethics 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:41  توسط   | 

لینک زیر حاوی مقاله ای در مورد مدیریت کیفیت جامع (TQM) می باشد: 

 

 

http://www.2shared.com/file/2470860/cd8f4636/TQM.html

 

 

لینک زیر حاوی مقاله ای در مورد کیفیت و کار تیمی چند تخصصه می باشد(برای علاقه مندان به کار تیمی):

 

 

http://www.2shared.com/file/2470850/e6a215f5/QualityTeam_Work.html

 

  

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:40  توسط عبدالله منفرد  | 

تاريخچه ي  مديريت كيفيت:

در سال 1924 دكتر والتر شوارت‌ از شركت‌ تلفن‌ بل‌ آمريكا، مجموعه‌ مقالات‌ مربوط‌ به كاربرد  آمار در كنترل‌  كيفيت‌ محصولات‌ توليدي‌ را منتشر كرد.
در سال 1931 دكتر شوارت‌ كتابي‌ با عنوان‌ " كنترل‌ اقتصادي‌ كيفيت‌ محصولات‌ صنعتي‌ "منتشر كرد.
در اين‌ كتاب‌ كنترل‌ كيفيت‌ آماري‌ مطرح‌ شد.
در سال 1935 آماردان‌ انگليسي‌ به‌ نام‌ اي‌.اس‌.پيرسون‌ كتاب‌ خود را تحت‌ عنوان‌ كاربرد روشهاي‌ آماري‌ دراستاندارد كردن‌ فعاليتهاي‌ صنعتي‌ و كنترل‌ كيفيت‌ منتشر كرد.
تا سال 1937 كمتر از 10 شركت‌ آمريكايي‌ ، كنترل‌ كيفيت‌ آماري‌ را به‌ مورد اجرا گذاشته‌ بودند.
در سال 194 سازمان‌ غيرانتفاعي‌ اتحاديه‌ مهندسان‌ و دانشمندان‌ ژاپن‌ تأسيس‌ شد .و تقريباً در همين‌ زمان‌ اتحاديه‌ استانداردهاي‌ ژاپن‌،در زمينه‌ كنترل‌ كيفيت‌ آماري‌ سمينارهايي‌ برپا كرد.
در سال 194 جامعه‌ كنترل‌ كيفيت‌ آمريكا تشكيل‌ شد.
در سال 1949 افراد علاقمند از انجمنهاي‌ دانشگاهي‌ ، صنعتي‌ و دولتي‌ در(
JUSE
) تشكيل‌ جلسه‌ دادند وگروهي‌ به‌ نام‌ " گروه‌ تحقيق‌ درباره‌ كنترل‌ كيفيت‌ " را با هدف‌ اجراي‌ تحقيق‌ ، كنترل‌ كيفيت‌  ، آموزش‌ وارتقاي‌ آن‌ در ژاپن‌ ايجاد كردند. آنها داوطلباني‌ مستقل‌ از دولت‌ بودند كه‌ به‌ ارتقاي‌ كنترل‌ كيفيت‌ و بهبود صادرات‌ ژاپن‌ مي‌ انديشيدند.
در سال 1950 اتحاديه‌ دانشمندان‌ و مهندسان‌ ژاپن‌(
JUSE) اولين‌ نشريه‌ خود را تحت‌ عنوان           " كنترل‌كيفيت‌ آماري‌ " منتشر ساخت‌.
در سال 1950 استانداردهاي‌ صنعتي‌ ژاپن‌ تنها به‌ محصولات‌ شركتهايي‌ علامت‌ استاندارد (
JIS) را مي‌داد كه‌ در آن‌ شركت‌ كنترل‌ كيفيت‌ آماري‌ اجرا مي‌ شد.
در سال 1950 اتحاديه‌ دانشمندان‌ و مهندسان‌ ژاپن‌(
JUSE) از دكتر " ادوارد دمينگ‌ " از آمريكا براي‌ ارائه‌سمينار و سخنراني‌ دعوت‌ كرد. دكتر دمينگ‌ در دهة‌ 1950 كه‌ نظراتش‌ در آمريكا اقبالي‌ نداشت‌ و در برخي‌          مواقع‌ مورد بي‌ اعتنايي‌ و تمسخر واقع‌ مي‌شد ، چندين‌ بار از ژاپن‌ ديدن‌ كرد و در سمينارها وسخنرانيهاي‌ مختلف‌ ، افكار خود را براي‌ ژاپني‌ها تشريح‌ كرد.
درسال 1951  اتحاديه‌  دانشمندان‌ و مهندسان‌ ژاپن‌(
JUSE) جايزه‌ دمينگ‌ را با هدف‌ افزايش‌ سطح‌ كيفيت‌ صنعت‌ ژاپن‌ ايجاد كردند.
در سال 1951 دكتر فايگنبام‌ كتابي‌ تحت‌ عنوان‌ " كنترل‌ كيفيت‌ جامع‌ " منتشر كرد.
در سال 1954 اتحاديه‌ مهندسان‌ و دانشمندان‌ ژاپن‌(
JUSE)از دكتر جوران‌ آمريكايي‌ براي‌ سخنراني‌ درسمينار " مديريت‌ كنترل‌ كيفيت‌ " دعوت‌ كرد. كنترل‌ كيفيت‌ به‌ عنوان‌ ابزاري‌ براي‌ مديريت‌ مطرح‌ شد وزمينه‌ تغيير كنترل‌ كيفيت‌ آماري‌ به‌ كنترل‌ كيفيت‌ جامع‌  فراهم‌ شد.در سال 195 راديوي‌ موج‌ كوتاه‌ ژاپن‌ بخشي‌ از برنامه‌ هاي‌ خود را به‌ كنترل‌ كيفيت‌ اختصاص‌ داد.
در سال 1962 نشريه‌ " كنترل‌  كيفيت‌ براي‌ سركارگران‌ " از سوي‌ اتحاديه‌ دانشمندان‌ و مهندسان‌ ژاپن‌ انتشار يافت‌  و اولين‌ هستة‌ كنترل‌ كيفيت‌ شروع‌ به‌ كار كرد .

در اواخر دهه 1970آمریکایها و اروپاییها که متوجه پیشی گرفتن ژاپنیها در  تسخیر بازارهای جهانی شدند، به فکر استفاده از نگرش
TQM در مدیریتهای خود افتادند.
در سال 1987 آمريكا جايزه‌ اي‌ را به‌ نام‌ " مالكولم‌ بالدريج‌ " وزير تجارت‌ فقيد اين‌ كشور در سالهاي 1981 تا1987 ايجاد و رئيس‌ جمهور آمريكا آن‌ را امضاء كرد. اين‌ جايـزه‌ بـراي‌ معـرفي‌ شركتهايي‌ كه‌ به‌ بالا بردن‌ سطح‌ كيفيت‌ خود و اجراي‌
TQM دست‌ يافته‌ اند، طراحي‌ گرديد.
جايزه‌ بالدريج‌ همه‌ ساله‌ به‌ حداكثر شش‌ شركت‌ ( دو شركت‌ از هريك‌ از دسته‌ هاي‌ بازرگاني‌ ، خدماتي‌ و بازرگاني‌ كوچك‌ ) تعلق‌ مي‌ گيرد.
عقايد علماي‌ كيفيت‌ نتايج‌ عمري‌ درك‌ و تجربة‌ آنان‌ از كيفيت‌ است‌ . قبل‌ از اينكه‌ بانيان‌ اين‌ افكار به عنوان‌عالم‌ و استاد شناخته‌ شوند ، اين‌ ايده‌ ها در هزاران‌ شركت‌ و سازمان‌ در سراسر جهان‌ تجربه‌ شده است‌ .اين‌ايده‌ها دانش‌ ژرفي‌ هستند كه‌ مي‌ توانند توسط‌ هر كس‌ و هر سازمان‌ به‌ كار گرفته‌ شوند وارزش‌ آن‌ ها بي‌ شماراست‌ . هيچ‌ دانشمندي‌ يافت‌ نمي‌ شود كه‌ تمامي‌ جواب‌ ها را داشته‌ باشد ، هرعلامه‌اي‌ نوعي‌ ايدة‌ منحصربفردي‌ را ارائه‌ مي‌ دهد تا مرزهاي‌ دانش‌ را جلو ببرد و مسائل‌ كيفي‌ را حل كند . براي‌ حل‌ مسايل‌ واقعي‌ زندگي‌ ،فرد مي‌ بايستي‌ قادر باشد پيامهاي‌ دانشمندان‌ مختلف‌ را بگيرد و پس‌ از درك‌ و دسته‌ بندي‌ و تركيب‌ آنها به‌يك‌ جمع‌ بندي‌ مفيدي‌ تبديل‌ كند .براي‌ حصول‌ بهترين‌ نتيجه‌ ازعقايد اين‌ مشاهير ، مي‌ توان‌ از خلاصة 7 نكته‌ اي‌ بندل‌(
Bendell) به‌ عنوان‌خطوط‌ راهنما استفاده‌ كرد:

1- تعهد و پاي‌ بندي‌ مديريت‌ و آگاهي‌ كاركنان‌ از همان‌ مراحل‌ اوليه‌ اجراي‌ TQM   امري‌ حياتي‌ است‌ . فلسفه‌دمينگ‌ احتمالا" مفيدترين‌ وسيله‌ اي‌ براي‌ ترغيب‌ اين‌ رفتار مورد لزوم‌ است‌ .

2 - آگاهي‌ بايد با حقايق‌ و اعداد و ارقام‌ پشتيباني‌ شود . برنامه‌ ريزي‌ و گردآوري‌ اطلاعات‌ مهم‌ بوده‌ و هزينه‌كيفيت‌ را مي‌ توان‌ به‌ عنوان‌ معياري‌ براي‌ بهبود به‌ كار گرفت‌ . جوران‌ بزرگترين‌ تأثير را در اين‌ مورد داشته‌ است‌.

3 - برنامه‌ هاي ‌TQM به‌ طور طبيعي‌ كارگروهي‌ را براي‌ تسهيل‌ ارتباطات‌ و حل‌ مسئله‌ در اختيار مي‌ گيرد .چنانچه‌ بقيه‌ ساختار  TQMدرست‌ باشد ، هسته‌ هاي‌ كنترل‌ كيفيت‌ كه‌ به‌ خصوص‌ توسط‌ پروفسور ايشي‌ كاوا مورد تأكيد قرار گرفته‌ اند، مي‌ توانند بسيار موفقيت‌ آميز باشند .

4 - ايشي‌ كاوا ابزارهاي‌ ساده‌ اي‌ را براي‌ استفادة‌ كاركنان‌ در حل‌ مسئله‌ و بهبود تجويز مي‌ كند .

5 - ابزارهاي‌ فني‌ بيشتري‌ براي‌ كنترل‌ طراحي‌ و توليد وجود دارند . كار شينگو با سيستم‌ هاي موفق"توليد به‌ موقع‌ " مرتبط‌ بوده‌ است‌ .

6 - ابزارهاي‌ مديريت‌ بايد براي‌ دست‌ يابي‌ كيفيت‌ مورد مطالعه‌ قرار گيرند ، اين‌ ابزارها شامل‌ مفاهيم كنترل‌كيفيت‌ فراگير شركتي‌ و كنترل‌ كيفيت‌ جامع‌ است‌ ، كه‌ به‌ ترتيب‌ مرتبط‌ با ايشي‌ كاوا و فايگنبام‌ مي‌ باشند .

7 - براي‌ اين‌ كه‌ امر بازرسي‌ را به‌ فرهنگ‌ پيشگيري‌ تبديل‌ كنيد ، تأكيد روي‌ مشتريان‌ داخلي‌ و تأمين‌ كنندگان‌ضروري‌ است‌ .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:40  توسط صنم آزادی امین  | 

رهبران نظريه كيفيت

مقدمه
مديريت كيفيت يك ديدگاه فلسفي - مديريتي است كه هم اكنون
با سرعت فزاينده جايگاه خود را در جوامع باز مي كند و توجه به نيازها و ابتكارات مشتريان، راههاي ارائه خدمات و ارتقاي كيفيت را اصل كار خود قرار مي دهد. همين توجه به كيفيت و تلاش براي بهبود دائمي نقش اساسي و مهم در توسعه كيفيت دارد. در سالهاي اخير نظامهاي ارتقاي مديريت كيفيت به سرعت متحول شده اند. از حدود دو دهه گذشته فعاليتهاي بازرسي ساده باروشهاي كنترل كيفيت تكميل با جايگزين گرديده اند تضمين كيفيت به وجود آمده و راه تكامل در پيش گرفته كه هم اكنون ارتقاي مستمر كيفيت با مديريت جامع كيفيت (TQM) جاي همه آنها را گرفته است.
ارائه الگوها و نظريه هاي مربوط به بهبود كيفيت فرآورده ها و خدمات، شعار
امروز سازمانها شده است. پيروزي چشمگير ژاپني ها در چند دهه گذشته و ظرفيتهاي تحول اساسي توليدي و اقتصادي آنان، همراه با ارائه كيفيت ممتاز فرآورده ها و خدمات، انگيزه اساسي حركت در سمت تحول روندهاي مديريت براي دستيابي به كيفيت برتر و روشهايي بوده است كه مسائل پيچيده سازمانهاي امروزي را پاسخگوست. از آنجايي كه بحث مديريت كيفيت با سيستم و سازمان ارتباط دارد و مديريت بدون توجه به محيط و سيستم درون آن معنــي پيدا نمي كند به شرح سه واژه زير مي پردازيم:

سيستم
: مجموعه اي از اجزاء كه روابط متقابل و نقش هركدام از اجزاء را درتامين هدفهاي سازماني موردمطالعه قرار مي دهد. در بحث از مديريت و كيفيت توجه كامل به سيستم و سازمان است.
مديريت
: از مديريت تعاريفي مختلف شده است ازجمله هماهنگ كردن منابع انساني و مادي براي نيل به هدف و يا فرايندي كه به وسيله آن كوششهاي فردي و گروهي به منظور نيل به هدف مشترك هماهنگ مي شود و بالاخره مديريت انجام دادن كارها توسط ديگران است و به عبارت ديگر مديريت هم علم است و هم هنر. يك مدير براي پيش بردن اهداف سازمان خود نيازمند برنامه ريزي، سازماندهي، ايجاد انگيزش در كاركنان و كنترل دريافت بازخورد از عملكرد سازمان به منظور تطابق فعاليتها با برنامه ريزي به عمل آمده و تحقق اهداف سازماني است.

كيفيت
: درعين حال كه واژه رايج و آشنايي است ولي تفاسير گوناگوني از آن مي رود كه لازم است در هر سازماني تعريف توافق شده از كيفيت براي افراد روشن شود. دكتر ابوالفتح لامعي در كتاب مباني مديريت كيفيت، كيفيت را اين چنين تعريف مي كند «كار درست را انجام دادن، به نيازها و انتظارات مشتريان پاسخ دادن».
مفهوم كيفيت ريشه در كار متخصصان صنعتي دارد
. اهميت كيفيت در سالهاي 1940 و 1950 موردتوجه قرار گرفت. اول در بخش توليد و بعد بر روي بخشهاي خدماتي كاربرد يافت. مبتكر واژه كنترل جامع كيفيت يعني فايگنبام در سال 1951 كيفيت را اين چنين تعريف مي كند. كيفيت يعني توانايي يك محصول در برآوردن هدف موردنظر كه با حداقل هزينه ممكن توليد شده باشد، شايد پنج نفر از مشهورترين رهبران نظريه كيفيت كه تاثير اساسي در صنعت امروز جهان داشته اند، ادوارد دمينگ،
فيليپ كرازبي، جوزف جوران، تاگوچي وايشي كاوا باشند. دمينگ تامين رضايت
مشتري و كاستن تغييرات را در تعريف كيفيت گنجانده است و كرازبي كيفيت را مطابق يك محصول يا خدمت با الزامات (ويژگيها و استـــانداردهاي) از پيش تعيين شده تعريف مي كند.

زنجيره واكنشي بهبود كيفيت

اساسي ترين روندي كه به ابداع و
گسترش برنامه هاي كيفيت كمك كرده است دواير كنترل كيفيت (QUALITY CONTROL CIRCLES) بود كه به عنوان روش ساده اي براي بهبود كيفيت توسط ژاپني ها براي زماني دراز به كار گرفته شد و بتدريج كاربرد اين شيوه گسترش يافت و به عنوان يك راه زندگي سازماني در ژاپن جا باز كرده است.
در سالهاي دهه 1980 براساس تجربه هاي به دست آمده و آموخته هاي موسسات
آمريكايي از ژاپن، پارادايم نويني كه كمي بعد به نام مديريت كيفيت جامع شهرت يافت شكل گرفت. دكتر ابوالفتح لامعي در سير تحول رسيدن به(TQM) ، چهار مرحله تقريباً مشخص را درنظر گرفته است:

بازرسي
: شامل سنجش، ارزيابي و مقايسه نتايج است؛
كنترل كيفيت
:روشهاي اجرايي و فعاليتهايي كه به منظـــور دستيابي به الزامات كيفيت انجام مي گيرند؛
تضمين كيفيت
: همه فعاليتهاي برنامه ريزي شده و منظم كه در چارچوب نظام كيفيت به اجرا درآمده و اطمينان كافي به وجود مي آورند كه محصول يا خدمت حائز الزامات كيفي است

ارتقاي مستمر كيفيت: يك رويكرد مديريتي


است بر محور كيفيت و مبتني بر مشاركت همه كاركنان، با هدف دستيابي به
موفقيت درازمدت ازطريق كسب رضايت مشتريها و تامين منافع همه اعضاء، سازمان و جامعه.
چهارمين و بالاترين سطح يعني ارتقاي مستمر كيفيت
(TQM) دربرگيرنده و كاربرد اصول مديريت كيفيت در هر سطحي و هر شاخه اي از سازمان است. يك رويكرد سازمان شمول است كه هر فردي از اعضاي سازمان در آن مشاركت دارد. يك جهت گيري كيفيتي - مديريتي و فلسفي است كه بر سه محور مطالعه فرايندها، ارتقاي مستمر و كسب رضايت مشتريها تاكيد دارد. به طور ساده مديريت كيفيت جامع عبارت است از همكاري هر عضوي از سازمان براي توليد محصول يا ارائه خدمت كه مطابق با نيازها و انتظارات مشتريها باشد.
جايزه مالكولم بالدريج
: در سال 1987 آمريكا در مقابل جايزه دمينگ جايزه اي را به نام مالكوم بالدريج وزير تجارت فقيد اين كشور در سالهاي 1981 تا 1987 ايجاد و رئيس جمهور آمريكا آن را امضا كرد. اين جايزه براي معرفي شركتهايي كه به بالاترين سطح كيفيت خود و اجراي(TQM) دست يافته اند، طراحي شده است و همه ساله به حداكثر شش شركت تعلق مي گيرد. پايه هاي مديريت جامع كيفيت در اصل از دو دهه 1950 پي ريزي شده است اما از اوايل 1980 نقش موثر خود را به عنوان يك شيوه جديد ايفا كرده است. در شكل گيري و روند تكاملي مديريت جامع كيفيت دانشمندان زيادي نقش داشته اند كه به شرح روش چندتن از مهمترين آنها كه پيش از ديگران در روند تكاملي موثر بوده اند مي پردازيم.

دمينگ

پايه اوليه مديريت كيفيت توسط دكتر دبليوادوارد دمينگ كه يك دانشمند آمريكايي است درسالهاي پس از جنگ جهاني دوم در ژاپن پي ريزي شد
.
دمينگ كنترل كيفيت آماري فرايند
(SPC) را به ژاپني ها آموخت و هميشه اين نظر را حفظ كرد، كه مديريت بايد دركي از انحراف آماري داشته باشد او نظريه SPCرا طي جنگ جهاني دوم با موفقيت در ايالات متحده پياده كرد وتوانست طراحان، مهندسان و بازرساني را براي فعاليتهاي جنگ آموزش بدهد، آموزش او به كاهش بسيار در ضايعات و دوباره كاري منجر شد و به بهبود بهره وري انجاميد. دمينگ اصرار دارد كه تغيير سيستم و فرايندها با مسئوليت مديران است و آنها بايد انحرافات درسيستم ها و فرايندها را با استفاده ازنمودارهاي كنترل بشناسد و كنترل كنند. او آموزش مي دهد كه تمام سيستم ها، حاوي مقدار معين انحراف هستند يعني عملكرد آنها حول مقدار متوسطي گاه بيشتر از حد متوسط و گاه كمتر از آن تغيير مي كند ازجمله مثالهاي گوناگوني عملكرد عبارتند از: - مدت زماني كه طول مي كشد تا هيئت تحقيق به وسيله تلفن پاسخ گويند؛
-
مدت زمان پرداخت صورتحساب؛

-
تعداد خطا در پرداخت؛

-
تعداد شكايات از مشتريان درون سازماني درمورد دريافت اطلاعات غلط؛

-
تعداد ساعات كار تلف شده در اثر تاخير شروع گردهمايي؛

-
مدت انتظار مشتري در صف؛

-
درصد قطارهايي كه به موقع وارد مي شوند؛

-
امتيازها در بازنگري عملكرد مديران
.
درواقع دو نوع گوناگون وجود دارد. آنها كه حاصل علل هستند و آنها كه در
نتيجه علل خاص ايجاد مي شوند. انحراف با علل عام نتيجه رويدادها يا حوادث غيرعادي است كه به خارج از كاركردهاي معمول اين سيستم مربوط مي شود. مديريت امروز دكتر ادوارد دمينگ را به عنوان «پدر مديريت كيفيت» درنظر مي گيرد. اولين كليد ارتقاي كيفيت فراگيري روشهاي آماري كنترل فرايندهاست. دومين كليد دستيابي به ارتقاي مستمر كيفيت اين است كه مديريت و ارتقاي كيفيت يك مسئوليت همگاني است و سوم اينكه هر كاري جزئي از يك سيستم است كه مي توان به روش مختلف سازماندهي كرد تا پاسخگوي نيازها و انتظارات مشتريها باشد.
شهــــرت دمينگ نتيجه نظريه هاي او و به خصوص ٍ«برنامه 14 نكته اي»، «چرخه
دمينگ» و نظريه بيماريهاي مرگبار» اوست. «بيماريهاي مرگبار» كيفيت به تعبيري كه دمينگ از آنها دارد در مسير تحول وجود دارد و اين بيماريها عبارتند از: فقدان انسجام هدف در برنامه ريزي محصول يا خدمات؛ تاكيد بر سود كوتاه مدت؛
سيستم رتبه بندي و بازنگريهاي سالانه كه به
نتايج نهايي تاكيد دارد. افراد به خاطر خوب كاركردن درسيستم پاداش مي گيرند نه به خاطر بهبود آن؛
تحرك مديريت به شكل «جهش شغلي»؛

تكيه صرف مديريت به ارقام مشهود، درست به اندازه اين ارقام مشهود اعداد
ناشناخته يا حتي غيرقابل شناخت مثلاً تاثير عدم رضايت مشتري درفروش آتي اهميت دارد.
دمينگ براي تحقق ارتقاي مستمر كيفيت روشي سيستماتيك براي حل مسئله و بهبود
ارائه كرده است كه به چرخه دمينگ معروف است. در بهبود سيستم عمل كردن به شيوه اي است آگاهانه و منطقي، در غير اين صورت به آنچه مي رسيم كه دراصطلاح تحريف سيستم ناميده مـــــي شود و تنها به بدتر شدن امور مي انجامد، چرخه دمينگ به چرخه شورات نيز شهرت دارد كه مبناي خوبي براي بهبود سيستم است.

جوران

دكتر جوزف جوران همچون دمينگ به دليل توصيه هايش به
ژاپني ها شهرت يافت. تاكيد او بيشتر بر مشتري بود، از ديگر نقطه نظرات او اين است كه سازمانها بايد هزينه كيفيت را كاهش دهند. اين با رويكرد دمينگ كه هزينه كيفيت را ناديده مي گيرد كاملاً متفاوت است. جوران كيفيت را «مناسب براي استفاده» تعريف مي كند و يك رويكرد 10 ماده اي به كيفيت دارد

توصيه هاي دهگانه جوران

 - 1
از نياز به ارتقا آگاه شده و براي آن فرصتي فـراهم كنيد؛ 2 - براي
ارتقا هدف تعيين كنيد؛ 3 - بــراي دستيابي به هدف سازماندهي كنيد؛ 4 - آموزش دهيد؛ 5 - براي حل مشكل، پروژه اجرا كنيد؛ 6 - پيشرفت را گزارش دهيد؛ 7 - تقدير كنيد؛ 8 - نتايج را منتقل كنيد؛ 9 - موفقيت را حفظ كنيد؛ 10 - برنامه ريزي سالانه حركت را حفظ كنيد.
شهرت جوران نتيجه مفهومهاي «نقاط ضعف»، «مشتري درون سازمــاني» و «وجوه سه
گانه كيفيت» است كه ارائه كرده است. او همچنين به خاطر «تحليل پارتو» در حل مسئله هزينه كيفيت به عنوان ابزار اولويت بندي و نمايش فعاليت بهبود و شوراي كيفيت به عنوان پشتيباني اجراي كيفيت در شركتها اعتبار دارد.
وجوه سه گانه كيفيت او عبارتند از
:
برنامه ريزي كيفيت؛

كنترل كيفيت؛

بهبود كيفيت
.
اين سه را مي توان بخش يكپارچه از

اقدامات كيفي ديد كه براي حصول كنترل در سطح عملكـردي، بايد برنامه ريزي
شوند. برنامه ريزي بيشتر براي بهبود به صورت پروژه، تا مرحله اي پيش مي رود كه سيستم به نقطه عطفي در سطح بهبود عملكرد دست يابند.
اين سازماندهي روشمند اقدامات كيفيت را نهادي موسوم به شوراي كيفيت كه
برقرار كننده هدفهاي كيفي و تعيين كننده ابزار اجراي بهبودها است، هماهنگ مي كند. اين گروه، مديران شركت را از جريان كار بهبود كيفيت مطّلع كرده و آنها را درگير اين كار نگه مي دارد.
جوران معتقد است كه به اندازه گيري و حل مشكلات و مسائـل كيفيت، مـي توان
صرفه جوئيهاي بزرگي در هزينه داشت. پول، زبان اصلي مديريت است و هزينه هاي كيفيت ضعيف را مي توان به شكل هزينه هاي بازرسي و هــــزينه هاي پيشگيري سنجيد. اين روال مي تواند راهنماي شركتها دراولويت بندي موضوع براي بهبود كيفيت و استقرار آنها به روالي پروژه به پروژه براي رسيدن به سيستم ها و فرايندهاي بهبود يافته باشد.

كرازبي

فيليپ كرازبي كار خود را در صنعت به عنوان يك بازرس
كيفيت شروع كرد، كرازبي شخصيتي پوياست كه ايده هاي او درمورد كيفيت توجه بسياري را جلب كرده است. «چهار مطلق» كيفيت كرازبي و برنامه كيفيت جامع او نقش بسياري در فلسفه كيفيت داشته است. اين چهار مطلق به قرار زيرند:
 - 1
تعريف كيفيت از انطباق با خواسته ها است» واضح است كه مديران بايد
خواسته ها و معيارهاي كيفيت را تعيين كنند در غير اين صورت «اپراتورها» تصميم مي گيرند كه چه چيزي لازم است؛
 - 2
سيستم كيفيت، مبتني بر پيشگيري است». پيشگيري از مسائل با درك
فرايندها و بهبود آنها، پيش از آنكه محصولات يا خدمات به مشتري برسد؛
 - 3
استـــانـدارد عملكرد، نقص صفر (كار بي نقص) است». اين، به معني آن است كه هدف «كيفيت كامل» است. اين اصل قوياً متكي بر آن

است
كه آنچه بيش از هر چيز مطرح است رسيـدن به خواسته هاي درست است. به نظر مي رسد كه هزينه پيشگيري براي رسيدن به كار بي نقص، با كاهش هزينه هاي شكست جبران مي شود؛
 - 4
اندازه گيري كيفيت، قيمت عدم انطباق است». به نظر مي رسد كه هزينه اندازه گيريهاي كيفيت، يك محرك اصلي براي مديريت باشد،

تلاشهايي
كه براي بهبود كيفيت انجام مي شود بيشتـــر از پرداختي است كه ازطريق بهبود بهره وري، كاهش دوباره كاري و رضايت مشتريان، حاصل خواهدشد.
برنامه كيفيت جامع كرازبي، برنامه اقدام خاصي براي اجراي كيفيت جامع است
.
پوشش اين برنامه به قرار زير است
:

تعهد مديريت و تشكيل تيم؛

سنجش كيفيت؛

برنامه ريزي كيفيت و آگاهي نسبت به آن؛

آموزش نيروي كار؛

سرمايه گذاري روي كاركنان؛

بازنگري و ارزيابي فعاليتهاي بهبود؛

نظارت بر كيفيت و پشتيباني از آن به عنوان فرايندي مستمر، توسط شوراي كيفيت
.
شهــرت كرازبي مديون ارائه ديدگاه كار بي نقص يا خرابي صفر است. او اعتقاد
دارد كيفيت بالا هزينه را كاهش داده و سود را افزايش مي دهد. او 14 قدم دارد كه بر نحوه تغيير سازماني متمركز است.
14
قدم رويكرد كرازبي عبارتند از
:
 - 1
تعهد مديريت؛ 2 - تيم ارتقاي كيفيت؛ 3 - سنجش كيفيت؛ 4 - هزينه كيفيت؛
5 - آگاهي از كيفيــت؛ 6 - اقــدامات اصلاحي؛ 7 - برنامه ريزي نقص صفر؛ 8 - آموزش سرپرستي؛ 9 - روز نقص صفر؛ 10 - تعيين اهداف؛ 11 - برطرف كردن علل اشتباه؛ 12 - تقدير؛ 13 - شوراي كيفيت؛ 14 - موارد بالا را تكرار كنيد.

تاگوچي

تـــاگوچي يك مهندس ژاپني است كه ايده ها و اقداماتي
انقلابي را به حوزه كيفيت جامع وارد كرده است. كار او در زمينه طراحي آزمايشها (DESIGN OF EXPERIMENTAL) كه ژاپن از اوايل دهه 1950 بدين سو به آن اقدام مي كند، روشهايي قوي را در طراحي محصولات و فرايندهاي جديد ارائه كرده است. در اين روشها، آزمايشهايي انجام مي شود، براي تشخيص پارامترهاي طراحي كه اثر اغتشاش (عوامل چون دما، فشار يا خطاي انساني را كه بر عملكرد موثرند) به حداقل مي رسانند. روش تاگوچي امكان آن را ايجاد كرده
است كه اين اطلاعات حياتي با تعداد آزمايش و تجربه بسيار كمتري فراهم شود
. نتيجه آن است كه محصولات و فرايندها به منظور مقاومت در برابر (اغتشاش) ايجاد مي شوند.
به نظر تاگوچي، طراحي، جزء اصلي هزينه محصول نهايي است و توسعه محصول سه مرحله دارد
:
-
طراحي سيستم
: طراحي سيستم توأم با نوآوري است و نياز به دانش مهندسي دارد؛
-
طراح پارامتر
: مرحله كليدي است كه در آن مقادير پارامتري محصول و سطوح عمل عوامل فرايند، به طوري كه حداقل حساسيت را به عوامل اغتشاش داشته باشد، تعيين مي شود؛
-
طراحي تلورانس
: به معني صرف پول براي مواد، اجزاء يا ماشين آلات مرغوبتر است اما تنها درصورتي كه انحرافات كاهش يافته حاصل از طراحي پارامتر، كفايت لازم را نداشته باشد.
تابع زيان
(LOSS FUNCTION) ايده مهم ديگري است كه تاگوچي بيان كرده است و تاثير بسيار در انديشه و عمل كيفيت داشته است. اين ايده جايگزين ديدگاه سنتي مي شود كه براساس آن محصولات درصورتي كه حدهاي مشخصات را محقق كنند قابل قبولند. چنين ديدگاهي به معني آن است كه حدي وجود دارد كه محصول به علت ناتواني براي تحقق مشخصــات در آن حد، غيرقابل قبول مي شود. تاگوچي استدلال مي كند كه انحراف در محصول حتي در حيطه حدهاي مشخص شده «زياني براي اجتماع» در دوره عمر محصول ايجاد مي كند و هرچه محصول از ارزش موردنظر خود دورتر مي شود. انحطاط در عملكرد آن بيشتر خواهدبود، تاگوچي بر اين باور است كه زيان متناسب با مربع انحراف از ارزش موردنظر است. محصولي كه به مشتري مي رسد، اگر نتواند كاركرد خود را داشته باشد، زياني وارد مي كند. اين زيان ازطرف مشتري در هزينه هاي تعمير و جايگزيني وازطرف سازنده در هزينه هاي تضمين، افت اعتبار شركت و از دست رفتن شغل و بازار جلوه مي كند. براي به حداقل رساندن اين زيان، بهبود كيفيت بايد تا رسيدن به كمال هدف ادامه يابد، ديگر حدهاي مشخصات فني هدف نيستند. فعاليت بهبود، هرگز نبايد متوقف شود.
بهبود كيفيت مشهورترين اثر كاربرد روشهاي تاگوچي است. اما قدرت واقعي اين
سيستم توانايي توجه آن به نتايج مهم نهايي، چه برحسب سرمايه گذاري و چه ازنظر هزينه كيفيت است.

ايشي كاوا

ايشي كاوا، مدافع كاربرد هفت ابزار كنترل كيفيت
(SEVEN TOOLS OF QUALITY CONTROL) است كه به قرار زيرند: - نمودارهاي پارتو (PARETO CHARTS) = اولويت بندي اقدام؛
-
نمودارهاي علت و معلول
(CAUSE AND EFFECT DIAGRAMS) = تشخيص علتها؛
-
لايه بندي
(STRATIFICATION) = علتها در زيرمجموعه؛
-
برگه هاي كنترل
(CHECK SHEET)= جمع آوري داده ها؛
-
هيستوگرام ها
(HISTOGRAMS) = نمايش انحرافها؛
-
نمودارهاي پراكندگي
(SCATTER
DIAGRAM) =
بررسي روابط عامل دوگانه؛

-
نمودارهاي كنترل
(CONTROL CHARTS)= نمايش انحراف فرايند.
او معتقد است كه اين ابزارها بايد به طور خاص توسط اعضاي گروه كيفيت به
كار رود. ايشي كاوا، پيشاهنگ جنبش گروه كيفيت در ژاپن است. دايره هاي كيفيت گروههاي كوچكي از كاركنان در يك حوزه كاري مشخص شركت هستند. آنها به بحث، بررسي، اندازه گيري و تحليل مسائل مرتبط با كار به صورت داوطلبانه و منظم مي پردازند و به سرپرستي يك سر دسته از هفت ابزار كنترل كيفيت استفاده مي كند. تيم مذكور پس از مشورت بـا مديريت به اجراي تغييرات اقدام مي كند، به نظر ايشي كاوا، فعاليت دايره كيفيت بايد بخشي از فعاليت كيفي در سطح فراگيرنده شركت باشد. او معتقد است كه پيش از اقدام به ايجاد دايره كيفيت، مديريت بايد كيفيت جامع و نحوه كاركرد اين دايره را بفهمد. اعضاي اين دايره نيز بايد دورنمايي گسترده درمورد كيفيت در كل سازمان داشته باشند. براي حفظ فرهنگ حل مسئله در سازمان، مديريت بايد به هماهنگ كردن و ارزيابي فعاليتهاي كيفيت اقدام كند. به عقيده ايشي كاوا مفهوم «كيفيت جامع» مشاركت هر كسي است كه درشركت به عنوان عضوي از يك تيم عمل مي كند. او تاكيد دارد كه عنصر انساني كيفيت كه وي به آن معتقد است «احترام به انسانيت» است.

اصول حركت به سوي كيفيت

براي رسيدن به اين هدف مثل نيل به ساير
هدفها راههاي متنوعي را مي توان درپيش گرفت، اما انتخاب مناسب ترين راه وظيفه اي است كه يك نظام بايد به آن اقدام كند. انتخاب اين راه مستلزم در اختيار داشتن ملاكهاي مناسب و سنجيدن راههاي مختلف با اين ملاكهاست. ملاكهاي انتخاب راه مناسب ارائه خدمت را مي تــوان در كارايي و اثربخشي و بي ضرري و قيمت و سرعت و درعين حال عدالت و انطباق با توقعات گيرندگان خدمت جستجو كرد.
براي ارائه اين خدمات نيز مديريت نظام را بايد بر اصولي بنا نهاد كه
سازماندهي مدون و برنامه ريزي شده كامل داشته باشد كه باتوجه به اوضاع فعلي مديريت كيفيت جامع سمبل تناسب با نظامهاي فعلي است. در يك نظام براي ارائه خدمت به شكل مناسب نكاتي چند حائزاهميت است كه به ذكر آنها مي پردازيم:
 - 1
توجه تمام و كمال به گيرنده خدمت؛

 - 2
پيشرفت تدريجي ولي مداوم در هر خدمت؛

 - 3
نگرش فرايندي به سازمان؛

 - 4
كـاستن از خدمات پرنوسان و غيرقابل پيش بيني كـــه براي مردم ايجاد عدم امنيت مي كند؛

 - 5
مشاركت همه كاركنان؛

 - 6
تعهد مديريت ارشد كه شرط لازم و كافي براي حاكميت اين اصول بر سازمان است
.
نكته: بعضي افراد كيفيت و دستيابي به استانداردها را مترادف هم مي دانند و
كيفيت را دستيابي به استانداردهاي از پيش تعيين شده محسوب مي كنند كه بايد توجه داشت كه در استاندارد حداقل عملكرد تعيين مي شود و ارتباطي به كيفيت ندارد. ما بايد كيفيت را از ديدگاه ارتقاي مستمر كيفيت نگاه كنيم تا به خوبي از پس انتظارات و نيازهاي مشتري برآييم.

 


‌چهارده‌ اصل‌ مديريتي دمينگ‌ ‌ ‌‌ ‌

 

در دنياي‌ رقابتي‌ امروز، مهمترين‌ و ارزنده‌ترين‌ هدف‌ هر سازماني‌ بايد بهبود مستمر محصول‌ باشد.
اين‌ تفكر مديران‌ كه‌ براي‌ بهبود كيفيت‌ بايد مراحل‌ بازرسي‌ را افزايش‌ داد هميشه‌ با مشكلاتي‌ همراه‌ بوده‌ است.
مديران‌ باتوجه‌ به‌ پيشرفت‌ فزاينده‌ علم‌ و تكنولوژي‌ بايد امكانات‌ لازم‌ را براي‌ فراگيري‌ علوم‌ جديد فراهم‌ سازند.
از آنجا كه‌ نتايج‌ آموزش‌ مشهود نيست‌ بسياري‌ ازمديران‌ توجهي‌ به‌ آموزش‌ كاركنان‌ خود ندارند.
آموزش‌ يك‌ سرمايه‌گذاري‌ پنهان‌ است‌ كه‌ نتايج‌ آن‌ در درازمدت‌ مشخص‌ مي‌شود.
يك‌ رهبر خوب‌ با شناسايي‌ استعدادها هركس‌ را در جاي‌ مناسب‌ خود قرار مي‌دهد.
براي‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ بايد ترس‌ را از محيط‌ كار ازبين‌ برد چرا كه‌ با مغشوش‌ شدن‌ ذهن‌ آنها نوآوريها نيز ازبين‌ مي‌رود.
چنانچه‌ مديران‌ بتوانند عشق‌ و علاقه‌ را دربين‌ كاركنان‌ گسترش‌ دهند ديگر نيازي‌ به‌ كنترل‌ و نظارت‌ مداوم‌ آنها نيست.

مقدمه‌‌

 ‌بعداز جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ كه‌ از كشور ژاپن‌ ويرانه‌اي‌ بيش‌ نمانده‌ بود و تنها اميد و دلبستگي‌ اين‌ كشور به‌ مردم‌ و مديراني‌ بود كه‌ بتوانند با رهبري‌ و هدايت‌ صحيح، ژاپن‌ را به‌ كشوري‌ پيشرفته‌ تبديل‌ كنند. توصيه‌هاي‌ بزرگاني‌ همچون‌ دكتر دمينگ‌ بسيار موثر واقع‌ شد. به‌طوري‌ كه‌ اجراي‌ صحيح‌ و به‌ موقع‌ 14 اصل‌ مديريتي‌ دكتر دمينگ‌ سبب‌ ايجاد مديريتي‌ نوين‌ و كارساز در ژاپن‌ شد و باعث‌ شد اين‌ كشور در كمتر از 5 سال‌ متحول‌ گردد و آن‌ چنان‌ رشد فزاينده‌اي‌ را طي‌ كند كه‌ در سال‌ 1980 فيلمي‌ از شبكه‌CNN آمريكا پخش‌ شد تحت‌ عنوان‌ «اگر ژاپن‌ مي‌تواند پس‌ چرا ما نتوانيم». در اين‌ فيلم‌ مستند يكي‌ از عوامل‌ اساسي‌ پيشرفت‌ و توسعه‌ ژاپن، اجراي‌ 14 اصل‌ مديريتي‌ دكتر دمينگ‌ معرفي‌ شده‌ بود. از اين‌ سال‌ به‌ بعد، آمريكائيها هم‌ كه‌ به‌ عناوين‌ مختلف‌ از توصيه‌هاي‌ اين‌ انديشمند بزرگ‌ آمريكايي‌ استفاده‌ نكرده‌ بودند ادامه‌ پيشرفت‌ و توسعه‌ خود را درعمل‌ كردن‌ به‌ توصيه‌هاي‌ دكتر دمينگ‌ دانستند و از سال‌ 1980 اين‌ اصول‌ در آمريكا و ساير كشورهاي‌ جهان‌ نيز مورداستفاده‌ قرار گرفت.

اصل‌ اول) بهبود محصول‌ و خدمات‌ را هدف‌ ثابت‌ خود قرار دهيد. ‌ ‌هر سازماني‌ داراي‌ اهداف‌ مختلفي‌ است‌ كه‌ لازم‌ است‌ كاركنان‌ درجهت‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ اهداف‌ تلاش‌ كنند. اما آنچه‌ مهم‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ در دنياي‌ رقابتي‌ امروز براي‌ بقاي‌ سازمان‌ و رقابت‌ با ديگر موسسات‌ بايد مهمترين‌ و ارزنده‌ترين‌ هدف‌ سازمان‌ بهبود مستمر محصول‌ باشد‌ ‌در اين‌ راستا لازم‌ است‌ سازمان‌ موقعيت‌ و جايگاه‌ خود را در زمينه‌ استانداردهاي‌ جهاني‌ شناسايي‌ كرده‌ سپس‌ با تعيين‌ بهبود مستمر محصولات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ هدف‌ ثابت‌ و مشخص، بهترين‌ راه‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ را نيز شناسايي‌ كرده‌ و درجهت‌ دستيابي‌ به‌ آن‌ تلاش‌ كند. ‌ ‌كسي‌ كه‌ هدف‌ را نشناسد نمي‌تواند راه‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ را بيابد و كسي‌ كه‌ موقعيت‌ خود را نشناسد نمي‌تواند هدفي‌ را تعريف‌ كند!

اصل‌ دوم) ايجاد فلسفه‌ جديد مديريت‌ در سازمان‌ ‌از آنجا كه‌ مديران‌ ما عمدتاً‌ داراي‌ تجاربي‌ هستند كه‌ براساس‌ آنها ساليان‌ سال‌ است‌ كه‌ به‌ امر مديريت‌ مشغولند و مسلماً‌ تغيير دادن‌ اين‌ ذهنيات‌ هم‌ كار ساده‌اي‌ نيست‌ لازم‌ است‌ بعداز مشخص‌ كردن‌ هدف‌ اصلي‌ سازمان‌ (بهبود مستمر محصولات) فرهنگ‌ صحيح‌ اجراي‌ اصول‌ دمينگ‌ در سازمان‌ ايجاد شود تا مديران‌ آمادگي‌ لازم‌ را براي‌ پذيرش‌ اين‌ اصول‌ پيدا كنند.

اصل‌ سوم) به‌ منظور بهبود كيفيت‌ به‌ بازرسي‌ اتكأ نكنيد‌ ‌بسياري‌ از مديران‌ براين‌ عقيده‌اند كه‌ به‌ منظور بهبود كيفيت‌ بايد مراحل‌ بازرسي‌ را افزايش‌ دهيم‌ و با دقيق‌تر كردن‌ بازرسيها، كيفيت‌ محصولات‌ را افزايش‌ دهيم. اين‌ طرز تفكر كه‌ از دهها سال‌ پيش‌ بيان‌ و اجرا شده‌ است‌ در سالهاي‌ متمادي‌ هم‌ در كشور ما مورداستفاده‌ قرار گرفته‌ است‌ و مشكلاتي‌ همچون‌ موارد ذيل‌ را به‌وجود آورده‌ است.

الف) اختلاف‌ بين‌ كاركنان‌ توليد و بازرسي؛

ب) تباني‌ بين‌ كاركنان‌ قسمت‌ توليد و بازرسي؛

ج) افزايش‌ هزينه‌هاي‌ همچون‌ دوباره‌كاري، ضايعات‌ و غيره؛

د) اشتباه‌ در شناسايي‌ عامل‌ يا عوامل‌ اصلي‌ ايجاد محصولات‌ معيوب.‌ ‌به‌ همين‌ منظور لازم‌ است‌ به‌جاي‌ بازرسي‌ صددرصد محصولات‌ با اعمال‌ نظارت‌ و كنترل‌ دقيق‌تر روي‌ فرايند توليد از توليد محصولات‌ معيوب‌ جلوگيري‌ كرد نه‌ اينكه‌ بعداز توليد با جداكردن‌ محصولات‌ معيوب‌ از محصولات‌ سالم‌ سعي‌ كنيم‌ كه‌ كيفيت‌ آنها را بهبود بخشيم.

اصل‌ چهارم) برچسب‌ قيمتها عامل‌ تعيين‌كننده‌ در انتخاب‌ تامين‌كنندگان‌ نيست‌ ‌گاهي‌ اوقات‌ بنابه‌ دلايل‌ مختلف‌ همچون‌ كمبود بودجه، كاهش‌ دادن‌ هزينه‌ مواداوليه، عدم‌ تخصص‌ لازم‌ در قسمت‌ تداركات‌ و غيره‌ اقدام‌ به‌ خريد مواداوليه‌ و محصولات‌ موردنياز با قيمت‌ ارزانتر مي‌شود. اين‌ عمل‌ اگرچه‌ به‌ ظاهر سبب‌ كاهش‌ هزينه‌ مواداوليه‌ مي‌شود ولي‌ درعمل‌ باعث‌ كاهش‌ كيفيت‌ محصولات‌ شده‌ و نامرغوب‌ بودن‌ مواداوليه‌ سبب‌ افزايش‌ ضايعات‌ و دوباره‌كاريها و درواقع‌ افزايش‌ هزينه‌ها مي‌شود. ‌به‌ همين‌ منظور توصيه‌ مي‌شود تا حدامكان‌ يك‌ تامين‌كننده‌ انتخاب‌ شود تا بتوان‌ با ايجاد رابطه‌ صحيح‌ و بيان‌ نيازهاي‌ واقعي، مواد با كيفيت‌ و قيمت‌ مناسب‌ را خريداري‌ كرد. همچنين‌ درصورت‌ امكان‌ بهتر است‌ از تامين‌كننده‌ دعوت‌ شود تا با بازديد از خط‌ توليد و محصولات‌ و نحوه‌ استفاده‌ از مواد خريداري‌ شده، در زمينه‌ كاهش‌ هزينه‌ مواداوليه‌ با مديران‌ سازمان‌ همكاري‌ كند. ‌ ‌با اجراي‌ اين‌ اصل‌ هنگام‌ خريد فقط‌ به‌ قيمت‌ كمتر توجه‌ نمي‌كنيم‌ بلكه‌ درجهت‌ كاهش‌ دادن‌ قيمت‌ تمام‌ شده‌ حركت‌ خواهيم‌ كرد و تلاش‌ مي‌كنيم‌ تا رابطه‌ پايدار، همراه‌ با اعتماد و وفاداري‌ با تامين‌كنندگان‌ ايجاد كنيم.

اصل‌ پنجم) بهبود مستمر سيستم‌ توليد و خدمات‌مديريت‌ بايد تمام‌ كاركنان‌ را درجهت‌ بهبود مستمر توليدات‌ ترغيب‌ سازد و دربين‌ كاركنان‌ اين‌ ذهنيت‌ را ايجاد كند كه‌ هيچ‌گاه‌ به‌ بهترين‌ روش‌ و بهترين‌ كيفيت‌ نرسيده‌ايم‌ و همواره‌ بايد درجهت‌ ارائه‌ روشهاي‌ جديد، خلاقيتها و نوآوريها تلاش‌ كنيم. در اين‌ زمينه‌ دكتر دمينگ‌ چرخه‌اي‌ را به‌عنوان‌ چرخه‌ دمينگ‌ يا (چرخه‌PDCA يا چرخه‌ بابا) پيشنهاد مي‌كند و براين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ همواره‌ و در تمامي‌ فعاليتها لازم‌ است‌ به‌ ترتيب، چهار قدم‌ برنامه‌ريزي‌(PLAN )، اجراDO ))، بررسي‌(CHECK) و اقدامات‌ اصلاحي‌(ACTION ) را به‌ اجرا درآورد و با تكرار آن‌ به‌طور مداوم‌ عمل‌ بهينه‌سازي‌ و بهبود مستمر را انجام‌ داد. ‌ ‌اجراي‌ صحيح‌ اين‌ اصل‌ سبب‌ كاهش‌ هزينه‌ها و افزايش‌ بهره‌وري‌ مي‌گردد. دراين‌ حالت‌ قيمت‌ تمام‌ شده‌ كاهش‌ و قدرت‌ سازمان‌ افزايش‌ مي‌يابد.


اصل‌ ششم) آموزش‌ درخصوص‌ شغل‌ را برگزار كنيد ‌باتوجه‌ به‌ پيشرفت‌ فزاينده‌ علم‌ و تكنولوژي‌ لازم‌ است‌ مديران‌ امكانات‌ لازم‌ را براي‌ فراگيري‌ اطلاعات‌ و علوم‌ جديد فراهم‌ كنند اما متاسفانه‌ بسياري‌ از مديران‌ توجه‌ به‌ آموزش‌ كاركنان‌ خود نمي‌كنند چرا كه‌ نتايج‌ آموزش‌ غيرملموس‌ و نامشهود است‌ و نمي‌توان‌ نتايج‌ آن‌ را بويژه‌ در كوتاه‌مدت‌ مشاهده‌ كرد. و مديران‌ نتيجه‌گرايي‌ كه‌ عمدتاً‌ با آمار و ارقام‌ كار مي‌كنند و هر فعاليتي‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ نتايج‌ قابل‌ ملموس‌ آن‌ انجام‌ مي‌دهند، به‌ آموزش‌ كاركنان‌ توجه‌ لازم‌ را مبذول‌ نمي‌دارند. اين‌ درحالي‌ است‌ كه‌ آموزش‌ يك‌ امر كيفي‌ است‌ و تبديل‌ فعاليتهاي‌ كيفي‌ به‌ كمي‌ و اندازه‌گيري‌ آنها بسيار مشكل‌ است. درواقع‌ آموزش‌ يك‌ سرمايه‌گذاري‌ پنهان‌ است‌ كه‌ نتايج‌ آن‌ در درازمدت‌ مشخص‌ مي‌شود و با ايجاد آموزش‌ مستمر است‌ كه‌ علاوه‌ بر ارتقاي‌ مهارت‌ و دانش‌ كاركنان‌ باعث‌ افزايش‌ انگيزه‌ دربين‌ آنها خواهيدشد.

اصل‌ هفتم) رهبري‌ كنيد‌ ‌ همواره‌ سعي‌ كنيد بر كاركنان‌ خود رهبري‌ كنيد تا كاركنان‌ نيز خود را در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ سازمان‌ مهم‌ دانسته‌ و بدون‌ آنكه‌ كنترل‌ شوند و تحت‌ فشارهاي‌ مختلف‌ قرار گيرند وظايف‌ خود را انجام‌ دهند، درواقع‌ با رهبري‌ كردن‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ حتي‌ بودن‌ حضور مديران‌ و سرپرستان‌ سعي‌ مي‌كنند وظايف‌ خود را به‌ بهترين‌ نحو ممكن‌ انجام‌ دهند چرا كه‌ به‌ كار خود عشق‌ مي‌ورزند و شيفته‌ آن‌ شده‌اند و اين‌ به‌خاطر آن‌ است‌ كه‌ يك‌ رهبر خوب‌ توانائيها و استعدادهاي‌ افراد را شناسايي‌ كرده‌ وهركس‌ را در جاي‌ مناسب‌ خود قرار مي‌دهد. اين‌ چنين‌ رهبري‌ اگر قرار باشد كسي‌ را سرزنش‌ كند هيچ‌گاه‌ خود شخص‌ را سرزنش‌ نمي‌كند بلكه‌ عملكرد نامناسب‌ او را مورد سرزنش‌ قرار مي‌دهد.

اصل‌ هشتم) ترس‌ را در محيط‌ كار ازبين‌ ببرند ‌ترس‌ يكي‌ از عواملي‌ است‌ كه‌ در ظاهر باعث‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ مي‌شود ولي‌ واقعيت‌ آن‌ است‌ كه‌ ايجاد ترس‌ نه‌ تنها باعث‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ نمي‌شود بلكه‌ با برهم‌ زدن‌ افكار كاركنان‌ و مغشوش‌ كردن‌ ذهن‌ آنها سبب‌ ازبين‌ رفتن‌ خلاقيتها و نوآوريها مي‌شود.

‌ترس‌ باعث‌ مي‌شود تا زماني‌ كه‌ عامل‌ ايجاد ترس‌ وجود دارد افراد به‌ فعاليت‌ بپردازند ولي‌ به‌ محض‌ برطرف‌ شدن‌ عامل‌ ترس، شخص‌ به‌ همان‌ شكل‌ دلخواه‌ خود عمل‌ مي‌كند. پس‌ سعي‌ كنيد همواره‌ با ازبين‌ بردن‌ ترس‌ و اعمال‌ رهبري‌ صحيح، كاركنان‌ را به‌ فعاليت‌ بيشتر و توليد محصولات‌ با كيفيت‌ ترغيب‌ سازيد، نه‌ اينكه‌ آنها را مجبور به‌ فعاليت‌ بيشتر كنيد. همچنين‌ همواره‌ به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ ملاك، تنها كاركردن‌ بيشتر نيست‌ بلكه‌ مهم‌ با فكر كاركردن‌ است‌ و هيچ‌گاه‌ نمي‌توانيم‌ بااعمال‌ ترس‌ از كاركنان‌ انتظار كار با تفكر صحيح‌ و كيفيت‌ بالاتر را داشته‌ باشيم. پس‌ سعي‌ كنيد نگرانيها را از سازمان‌ دور كرده‌ و با ايجاد امنيت‌ و اطمينان‌ شغلي‌ در سازمان، به‌ كاركنان‌ اجازه‌ دهيد با فكري‌ آسوده‌ و به‌ صورتي‌ كارا و موثر در سازمان‌ فعاليت‌ كنند.

اصل‌ نهم) حذف‌ محدوديتها و موانع‌ موجود بين‌ قسمتها‌ ‌هر سازماني‌ از بخشها و قسمتهاي‌ مختلفي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ بخشها درمجموع‌ تشكيل‌ يك‌ سيستم‌ واحد را مي‌دهند، براي‌ آنكه‌ اين‌ سيستم‌ بتواند به‌ اهداف‌ موردنظر خود برسد لازم‌ است‌ تمامي‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ سيستم‌ با يكديگر روابط‌ منطقي‌ و اصولي‌ داشته‌ باشند و با تبادل‌ صحيح‌ اطلاعات‌ سعي‌ در كمك‌ كردن‌ به‌ يكديگر و رساندن‌ سازمان‌ به‌ اهداف‌ موردنظر را داشته‌ باشند.

اصل‌ دهم) پرهيز از دادن‌ شعارهاي‌ بي‌محتوا (صوري9)‌بعضي‌ از مديران‌ با ارائه‌ قول‌ و وعده‌هاي‌ بي‌اساس‌ و شعارهاي‌ بي‌پايه‌ و اساس‌ سعي‌ در كاهش‌ تشنجها و تنشها مي‌كنند و با اين‌ عمل‌ سعي‌ دارند نيروي‌ لازم‌ را براي‌ فعاليت‌ بيشتر كاركنان‌ ايجاد كنند اما شعارهاي‌ صوري‌ با گذشت‌ زمان‌ نه‌ تنها باعث‌ افزايش‌ فعاليت‌ كاركنان‌ نمي‌شود، بلكه‌ انگيزه‌ لازم‌ را هم‌ از كاركنان‌ سلب‌ مي‌كند و سبب‌ مي‌شود آنها نسبت‌ به‌ سازمان‌ و مديرانشان‌ بي‌اعتماد شوند. ‌ ‌لذا به‌ مديران‌ توصيه‌ مي‌شود به‌ جاي‌ ارائه‌ شعارهاي‌ صوري‌ عملاً‌ درجهت‌ موارد موردنظر گام‌ بردارند و كارداني‌ و لياقت‌ خود را درعمل‌ ثابت‌ كنند.

اصل‌ يازدهم) حذف‌ سهميه‌ها و اهداف‌ كمي‌‌ ‌بسياري‌ از مديران‌ براين‌ باورند كه‌ با تكيه‌ كردن‌ بر آمار و ارقام‌ و اهداف‌ مقداري‌ مي‌توان‌ كارايي‌ كاركنان‌ را افزايش‌ داد درحالي‌ كه‌ اين‌ عمل‌ بويژه‌ در درازمدت‌ نه‌ تنها كارايي‌ افراد را افزايش‌ نمي‌دهد بلكه‌ سبب‌ بروز مشكلات‌ ذيل‌ مي‌شوند:

الف) ارائه‌ آمار و ارقام‌ غلط‌ توسط‌ كاركنان؛

ب) كاهش‌ كيفيت‌ محصولات‌ به‌ علت‌ توجه‌ بيش‌ از اندازه‌ به‌ مسائل‌ كمي؛

ج) ازبين‌ رفتن‌ انگيزه‌ و اعتمادبه‌ نفس‌ كاركنان‌ به‌ علت‌ بهاندادن‌ به‌ مسائل‌ كيفي. ‌ ‌لذا مديران‌ سعي‌ كنند توجه‌ به‌ كيفيت‌ و اهداف‌ كيفي‌ را در اولويت‌ قرار دهند و در مرحله‌ بعدي‌ مسائل‌ كمي‌ را درنظر بگيرند. و از بكارگيري‌ شيوه‌ مديريت‌ برپايه‌ نتيجه‌ (مديريت‌ نتيجه‌گرا) خودداري‌ كنند.

اصل‌ دوازدهم) افزايش‌ غرور و لذت‌ از كار‌ ‌آنچه‌ كه‌ باعث‌ مي‌شود كاركنان‌ با حداكثر توان‌ خود فعاليت‌ كنند عشق‌ و علاقه‌ آنها نسبت‌ به‌ كارشان‌ است. حال‌ اگر مديران‌ بتوانند اين‌ علاقه‌ به‌ كار را در بين‌ كاركنان‌ گسترش‌ دهند ديگر نيازي‌ به‌ كنترل‌ و نظارت‌ مداوم‌ آنها نيست‌ چرا كه‌ كاركنان‌ به‌ خاطر اينكه‌ كنترل‌ مي‌شوند كار نمي‌كنند بلكه‌ به‌ خاطر علاقه‌اي‌ كه‌ به‌ كار خود دارند و لذتي‌ كه‌ بعد از انجام‌ دادن‌ آن‌ برايشان‌ حاصل‌ مي‌شود، فعاليت‌ مي‌كنند. براي‌ اين‌ منظور لازم‌ است‌ با فرد مطابق‌ شخصيت‌ و ذهنيات‌ درونيش‌ رفتار شود و با استفاده‌ از مواردي‌ همچون‌ تشويق‌ به‌ موقع‌ كاركنان، نظرخواهي‌ كردن‌ از آنها در امور مختلف، ايجاد شرايط‌ مناسب‌ در محيط‌ كار، افزايش‌ صميميت‌ و احترام‌ متقابل‌ دربين‌ كاركنان، ارائه‌ آموزشهايي‌ در زمينه‌ افزايش‌ اعتماد به‌ نقش‌ و خودباوري‌ و غيره‌ غرور و لذت‌ از كار در بين‌ كاركنان‌ افزايش‌ داد.

اصل‌ سيزدهم) برنامه‌ريزي‌ به‌ منظور آموزش‌ و خوداصلاحي‌ كاركنان ‌‌در اصل‌ ششم‌ درمورد اهميت‌ آموزش‌ و اجراي‌ آن‌ براي‌ مشاغل‌ مختلف‌ توضيحاتي‌ داده‌ شد. اما در اين‌ مرحله‌ كاركنان‌ بايد به‌ خود اصلاحي‌ كامل‌ برسند و اين‌ امر مستلزم‌ آن‌ است‌ كه‌ مديريت‌ انگيزه‌ لازم‌ را براي‌ كاركنان‌ فراهم‌ آورد تا هريك‌ از آنها بنابر نيازهايي‌ كه‌ در محيط‌ كار خود احساس‌ مي‌كنند و با استفاده‌ از روشهايي‌ همچون‌ استفاده‌ از شبكه‌ جهاني‌ اينترنت، نوارهاي‌ آموزشي، مطالعه‌ كتاب‌ و مجلات، حضور در كلاسهاي‌ داخل‌ و خارج‌ از صنعت‌ و غيره‌ اقدام‌ به‌ پويايي‌ و بهنگام‌ سازي‌ خود كنند. در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ بايد به‌ اهميت‌ آموزش‌ و فراگيري‌ علم‌ و دانش‌ با همه‌ وجود پي‌ برده‌ باشند تا با افزايش‌ مداوم‌ آگاهيهاي‌ خود اقدام‌ به‌ بهبود مستمر كيفيت‌ محصولات‌ كنند. در اين‌ زمينه‌ لازم‌ است‌ مديريت‌ سازمان‌ با فراهم‌ كردن‌ برنامه‌ مدون‌ آموزشي‌ (طرح‌ جامع‌ آموزشي) كاركنان‌ را بنابر تخصصي‌ كه‌ دارند و بنابر ضعفها و نقصانهايي‌ كه‌ در محيط‌ كار ديده‌ مي‌شود و با استفاده‌ از نظرات‌ و پيشنهادات‌ خود آنها به‌ صورت‌ فراگير كاركنان‌ را تحت‌ پوشش‌ آموزشي‌ مداوم‌ قرار دهد تا كاركنان‌ به‌ خوبي‌ ثمرات‌ لذت‌ حاصل‌ از آموزش‌ را درك‌ كنند.

اصل‌ چهاردهم) براي‌ دگرگوني‌ همه‌ كاركنان‌ را به‌ كار بگيرند‌در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ مديريت‌ بايد نتايج‌ حاصل‌ از فعاليتهايش‌ در اجراي‌ 13 اصل‌ قبلي‌ را دريافت‌ كند و درصورتي‌ مي‌تواند به‌ نتايج‌ دلخواه‌ خود برسد كه‌ در پياده‌سازي‌ صحيح‌ 13 اصل‌ قبلي‌ دقت‌ لازم‌ را كرده‌ باشد. ‌ ‌در اين‌ مرحله، مديران‌ بايد كاركنان‌ را به‌ نقطه‌اي‌ از تفكر و انديشه‌ برسانند كه‌ همه‌ آنها با تمام‌ وجود قبول‌ كنند كه‌ دگرگوني‌ درسازمان‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ درجهت‌ اهداف‌ سازمان‌ و بهبود مستمر كيفيت‌ محصولات‌ باشد به‌ نفع‌ همه‌ آنها خواهدبود و هركسي‌ در هر رده‌ و پست‌ سازماني‌ كه‌ هست‌ بايد سازمان‌ را درجهت‌ رسيدن‌ به‌ اهدافش‌ ياري‌ كند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:38  توسط   | 

روندتكاملي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌


 - 1
چكيده‌

‌در اين‌ مقاله‌ سعي‌ شده‌ است‌ باتوجه‌ به‌ تغييرات‌ به‌وجودآمده‌ درمورد مفاهيم‌ و اصول‌ حاكم‌ بر سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت، روند ومسير تكاملي‌ اين‌ سيستم‌ها شناسايي‌ شوند ‌اهميت‌ اين‌ مقاله‌ در اين‌ است‌ كه‌ به‌ پايه‌ريزي‌ نگرشي‌ كلان‌ به‌ موضوع‌ كيفيت‌ خواهي‌ شركتها و سازمانهاي‌ ايراني‌ كمك‌ كرده‌ و مسير اقدامات‌ كيفي‌ آنها را تاحدودي‌ روشن‌ مي‌سازد. قرائن‌ موجود حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ در يك‌ جهت‌گيري‌ كلي‌ و اساسي‌ در پي‌ تامين‌ نيازها و انتظارات‌ مشتريان‌ هستند. و اين‌ بزرگترين‌ رسالتي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ براي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ درنظر گرفت ‌لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ در اين‌ مقاله‌ از كليه‌ سيستم‌هاي‌ مديريتي‌ موجود به‌عنوان‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ ياد شده‌ است.

 - 2
مقدمه‌

‌ابتدا درمورد سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ بايد پرسيد كه: روند و مسير سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ به‌ كدام‌ جهت‌ سوق‌ داده‌ مي‌شود. درواقع‌ با تدوين‌ استانداردهاي‌ مختلف‌ متعدد و پراكنده‌ يك‌ سردرگمي‌ پيچيده‌ در مديران‌ و مسئولان‌ شركتها و سازمانهاي‌ ايراني‌ به‌وجود آمده‌ است.
‌اين‌ سيستم‌ها بر دو دسته، سيستم‌هاي‌ عمومي‌ و سيستم‌هاي‌ اختصاصي‌ تقسيم‌ شده‌اند. تعدادي‌ از سيستم‌هاي‌ موجود در زمينه‌ مديريت‌ كيفيت، بدون‌ توجه‌ به‌ نوع‌ و ويژگي‌ صنايع‌ و شركتها تدوين‌ و در كليه‌ آنها قابل‌ اجرا است. حال‌ آنكه‌ برخي‌ ديگر از اين‌ سيستم‌ها براي‌ بخشهاي‌ صنعتي‌ - خدماتي‌ خاص‌ تدوين‌ و منتشر شده‌اند. ‌ ‌از سوي‌ ديگر، توجه‌ و رعايت‌بندها و الزامات‌ استانداردهايISO9000 و عدم‌ نفي‌ آنها در جهت‌گيريهاي‌ اخير براي‌ تدوين‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ ويژگي‌ بارز و مشخص‌ ديگري‌ است‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ مشهود است. به‌طوري‌ كه، در سيستم‌هاي‌ جديد مثل‌ استانداردهاي‌ AS9000  ,TL9000 ,ISO/TS 16949 ,QS-9000,IKCO 9000 ,PD9000 و... كه‌ از دو بخش‌ (يكي‌ بخش‌ تدوين‌ شده‌ براساس‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ 9000ISO و ديگري‌ الزامات‌ خاص‌ صنايع‌ و شركتها) تشكيل‌ شده‌اند، نيازمنديهاي‌ استانداردهاي‌ ISO9000 رعايت‌ و تلاش‌ انجام‌ شده‌ صرفاً‌ براي‌ اضافه‌ كردن‌ شرايط‌ و وضعيت‌ خاص‌ آن‌ صنايع‌ به‌ بندهاي‌ موجود استانداردهاي‌ISO9000 بوده‌ است.

‌يكي‌ ديگر از ويژگيهاي‌ بارز در روند تدوين‌ استانداردهاي‌ مديريت‌ كيفيت، تاكيد بر رعايت‌ نگرش‌ مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌(TQM) در تدوين‌ اين‌ استانداردها است. به‌طوري‌ كه‌ تلاش‌ در تدوين‌ نسخ‌ مختلف‌ از اين‌ استانداردها به‌ سمت‌ تبيين‌ و ايجاد يك‌ تصوير جامع‌ از سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ در چارچوب‌ نگرش‌TQM است. اما سوال‌ اين‌ است‌ كه‌ ويژگيها و مشخصات‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ چيست‚ بدين‌ترتيب، و باتوجه‌ به‌ مقدمه‌ فوق‌ مي‌توان‌ ويژگيها و مشخصات‌ بارز موجود در روند سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ را برشمرد.

 - 3
روند سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌

‌روندهاي‌ اصلي‌ موجود و حاكم‌ بر سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ در جدول‌ شماره‌ يك‌ آمده‌ است. ذيلاً‌ هريك‌ از اين‌ روندها / ويژگيها موردبحث‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد.

-1-3  اختصاصي‌تر شدن: يكي‌ از ويژگيهاي‌ جالب‌ توجهي‌ كه‌ درحال‌ حاضر درمورد طراحي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ بر آن‌ توجه‌ شده‌ است، تلاش‌ براي‌ دورشدن‌ از عمومي‌ بودن‌(GENERIC) اين‌ سيستم‌ها و تدوين‌ آنها به‌عنوان‌ سيستم‌هاي‌ اختصاصي‌تر است.

 

هدف

اصلاح/عنوان معادل در زبان لاتين

روند وجود

رديف

هدايت سيستمهاى مديريت كيفيت به  جهت درج نيازمنديها و الزامات خاص بخشهاى صنعتى و خدماتى

From More Genric to More Specific

اختصاصى ترشدن

1

رعايت اين اصول بعنوان چارچوبى براى هدايت سازمان درجهت بهبود عملكرد آن

Quality Management Principle

تاكيد بررعايت و التزام به اصول حاكم برسيستمهاى مديريت كيفيت

2

توجه به  نگرش اختصاصى شدن سيستم مديريت كيفيت, رعايت موضوعات استانداردسازى و حركت   TQM به سمت

Quality Philosophy

رعايت اصول و فلسفه حاكم بر سيستمهاى مديريت كيفيت

3

هدايت سيستمهاى مديريت كيفيت به و حدت و اتحاد

Globalization / one World on Quality System

جهانى شدن

4

توجه به مبانى اندازه گيرى عملكرد در طراحى سيستمهاى مديريت كيفيت

Measurement

 

تاكيد بسيارزياد بر علم و اصول اندازه گيرى

5

توجه به اين موضوع كه انسان با ارزشترين دارايى سازمان است.

Human / People Involvement and Team work By Problem - Solving Team Techniques

تاكيد براهميت نقش نيروى انسانى و انجام كارگروهى در سازمانها

6

توجه به  اصول سازماندهى سيستمهاى مديريت كيفيت در قالب مفاهيم و تعاريف سيستمى/فرآيندى

Process Approach

 

رعايت نگرش فرآيندى / سيستمى

7

رعايت اصول و نگرش حاكم بر برنامه ريزى استرايك در طراحى و سازماندهى سيستمهاى مديريت كيفيت

Quality Stratgic Planning

 

برنامه ريزى استرايك

8

توجه به هدف رضايت مشترى و سودآورى در طراحى سيستمهاى مديريت كييفيت

Goal - Setting

 

هدفگذارى صحيح و اصولى براى سيستمهاى مديريت كيفيت

9

تاكيد بر تكميل و توسعه سيستمهاى مديريت كيفيت در فرآيند زمان و با رعايت و لحاظ كردن شرايط محيطى پيرامون

Completion of Quality System

 

تكميل و تكوين تدريس سيستمهاى مديريت كيفيت

10

جلوگيرى و پيشگيرى كامل از بروز خطا در سيستم و توجه به اين موضوع هنگام طراحى سيستمهاى مديريت كيفيت

Mistake - Proofing

 

خطاناپذير كردن سيستمهاى مديريت  كيفيت

11

شناسايى نقاط ضعف, قوت  - داخلى -و فرصتها و تهديدهاى- خارجى - و توجه به آنها هنگام طراحى سيستمهاى مديريت كيفيت

Internal and External Environment

 

توجه به شرايط درونى و بيرونى سازمانها درمرحله طراحى سيستممهاى مديريت كيفيت

12

دخالت دادن ساير ويژگيها و تعاريف در تعريف سازمان از كيفيت

Quality Defination

 

ارائه تعريف جامع درمورد كيفيت يا تلاش براي تكميل آن

13


جدول‌ 1 - روندهاي‌ اصلي‌ حاكم‌ بر سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌

‌همان‌طور كه‌ در شكل‌ شماره‌ يك‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است، در اين‌ فرايند تلاش‌ آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ با رعايت‌ مندرجات‌ سيستم‌هاي‌ 9000ISO ، اين‌ كار صورت‌ بگيرد. از اين‌رو، انتظار آن‌ است‌ كه‌ در سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ نويني‌ كه‌ تدوين‌ شده‌ يا تدوين‌ خواهندشد با نيازمنديهاي‌ استانداردهاي‌ 9000ISO و نكات‌ اضافي‌تري‌ مواجه‌ شويم‌ كه‌ به‌ آنها افزوده‌ شده‌ است ‌از اين‌رو، شايد بتوان‌ ساختار عمومي‌ كه‌ در تدوين‌ استانداردها رعايت‌ مي‌شود را به‌ شرح‌ زير تنظيم‌ كرد. (جدول‌ شماره‌ 2(

 

اجزا تشكيل دهنده سيستمهاى مديريت كيفيت

قسمت اول

1- نيازمنديهاى تدوين شده برمبناى الزامات ISO9000

قسمت دوم

2- نيازمنديهاى خاص صنايع يا سازمانها


جدول‌ 2 - تنظيم‌ ساختار عمومي‌

‌از سوي‌ ديگر، همان‌طور كه‌ در شكل‌ شماره‌ يك‌ نيز آمده‌ است، روند بعدي‌ حاكم‌ بر تدوين‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ تلاش‌ براي‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ خاص‌ براي‌ شركتها(COMPANY) ، مجموعه‌ها(COMPONENTS) و قطعات‌(PARTS) است. از اين‌رو بايد منتظر ماند و استانداردهاي‌ جديدي‌ را ملاحظه‌ كرد كه‌ در اين‌ زمينه‌ تدوين‌ خواهند شد.
‌اما، آيا زمان‌ آن‌ فرانرسيده‌ كه‌ ما هم‌ وارد اين‌ ميدان‌ شويم‌ و بر نتيجه‌ كار خود با افتخار جمله‌ «ساخت‌ ايران» را نوشت

2-3 - التزام‌ به‌ اصول: توجه‌ و تمركز بر مشتري‌(CUSTOMER-FOCUS) و هدايت‌ و راهبري‌(LEADERSHIP) جزء اصول‌ اوليه‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ به‌شمار مي‌آيند. كه‌ بايد در تعامل‌ با مشاركت‌ كاركنان، نگرش‌ فرايندي‌ به‌ سازمان، نگرش‌ سيستمي‌ به‌ مديريت، بهبود مستمر، نگاه‌ واقعي‌ به‌ شرايط‌ تصميم‌گيري‌ و منافع‌ دوجانبه‌ ارتباط‌ با تامين‌كنندگان، موجبات‌ پيشرفت‌ سازمان، درنهايت‌ جامعه‌ را فراهم‌ آورند.



‌تاكيد اصلي‌ در اين‌ قسمت، به‌ وابستگي‌ سازمان‌ به‌ مشتريان‌ خود است. از اين‌رو، ضروري‌ است‌ كه‌ سازمان‌ نيازهاي‌ حال‌ و آينده‌ مشتري‌ خود را درك‌ و درپي‌ تامين‌ اين‌ نيازها و تلاش‌ براي‌ تامين‌ انتظارات‌ مشتريان‌ خود برآيد. زيرا حيات‌ همه‌ سازمانها، وابسته‌ به‌ مشتريان‌ وفادار و راضي‌ است.

3-3 - رعايت‌ اصول‌ و فلسفه: اصولاً‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ از سه‌ جنبه، تحت‌تاثير اصولي‌ هستند كه‌ هنگام‌ طراحي‌ اين‌ سيستم‌ها بايد به‌ آنها توجه‌ و عنايت‌ تام‌ داشت.(جدول‌ شماره‌ 3)

 

ازاين جنبه, سيستمهاى مديريت كيفيت درپى استانداردسازى هستند

نگرش

ازاين جنبه, سيستمهاى مديريت كيفيت  دريك مسير تكاملى جهت نيل به مديريت كيفيت جامع  حركت مى كنند

سيستم

ازاين جنبه, تلاش گسترده اى براى تدوين سيستمهاى مدييريت كيفيت خاص بخشهاى مختلف توليدى و خدماتى آغاز شده است

نوع

جدول‌ شماره‌ 3 - اصول‌ و مباني‌ حاكم‌ بر طراحي‌ و تدوين‌ سيستم‌هاي‌ تضمين‌ كيفيت

‌اصول‌ حاكم‌ بر تدوين‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ توجه‌ به‌ موضوع‌ استانداردسازي، حركت‌ به‌ سمت‌ مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ و تدوين‌ سيستم‌هاي‌ كيفيت‌ خاص‌ شركتها و سازمانها است.

-4-3  جهاني‌شدن: نسل‌ جديد سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ با تاثيرپذيري‌ از موضوع‌ جهاني‌ شدن‌ و ايده‌ دهكده‌ جهاني‌ با شعار يك‌ جهان‌ يك‌ سيستم‌ كيفيت‌(ONE WORLD, ONE QUALITY SYSTEM) وارد ميدان‌ شده‌اند ‌حركت‌ موجود پديدآورندگان‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت، تلاش‌ براي‌ ادغام‌ و يكي‌ كردن‌ اين‌ سيستم‌ها، به‌منظور جلوگيري‌ از افتراق، دوباره‌كاري، افزايش‌ بي‌رويه‌ هزينه‌ها، طراحي‌ و ايجاد سيستم‌هاي‌ مختلف‌ در صنايع‌ و سازمانها و مسايلي‌ از اين‌ دست‌ است ‌نمونه‌ بارز اين‌ اتفاق‌ را مي‌توان‌ در كار تدوين‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ خاص‌ صنايع‌ خودروسازي‌ يعني‌ QS9000 و ISO/TS 16949 مشاهده‌ كرد.

‌تاقبل‌ از تدوين‌ اين‌ سيستم‌ها، هريك‌ از نقاط‌ اصلي‌ توليد خودرو درجهان‌ سيستم‌هاي‌ كيفيت‌ خاص‌ خود را به‌وجود آورده‌ و آنها را اعمال‌ مي‌كرده‌اند. اما، رفته‌رفته‌ و با لزوم‌ اجراي‌ اين‌ سيستم‌هاي‌ متعدد توسط‌ شركتها و سازمانهاي‌ فعال‌ در بخشهاي‌ خودروسازي‌ مشكل‌ بزرگي‌ ظاهر شد. و آن‌ گرفتاري‌ و معضل‌ شركتها و سازمانها (بخصوص‌ تامين‌كنندگان‌ صنايع‌ خودروسازي) براي‌ اجرا و حفظ‌ سيستم‌هاي‌ متعدد موجود در بخش‌ صنايع‌ خودروسازي‌ بود ‌البته‌ ديري‌ نپائيد كه‌ شركتهاي‌ آمريكايي‌ چاره‌كار را در شعار يك‌ جهان، يك‌ سيستم‌ كيفيت‌ يافتند. به‌طوري‌ كه‌ سه‌ شركت‌ بزرگ‌ فورد، جنرال‌ موتورز و كرايسلر با ادغام‌ سيستم‌ كيفيت‌ خود استاندارد جديدي‌ به‌نام‌QS-9000 را پديد آوردند. اما با وجود اين‌ كار، مشكل‌ همچنان‌ باقي‌ ماند. زيرا مثلاً‌ شركتي‌ كه‌ با صنايع‌ خودروسازي‌ آلمان‌ كار مي‌كرد بايد استاندارد VDA6.1 را اجرا مي‌كرد. و براي‌ همكاري‌ با ايتاليايي‌ها و فرانسوي‌ها به‌ ترتيب‌ نيازمند داشتن‌ سيستم‌هاي‌ EFQM و PSA بود و باز مشكل‌ اول‌ حل‌ نشده‌ بود. تا اينكه‌ سازمان‌ بين‌المللي‌ استاندارد اقدام‌ به‌ رفع‌ مشكل‌ كرد و استانداردهاي‌ موسوم‌ به‌ استاندارد ISO/TS 16949 كه‌ تركيبي‌ از كليه‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ جاري‌ در صنايع‌ خودروسازي‌ دنيا بود را به‌ جهان‌ صنعتي‌ عرضه‌ داشت. بدين‌ترتيب‌ شعار يك‌ جهان، يك‌ سيستم‌ كيفيت‌ تحقق‌ يافت. به‌ راستي، رسالت‌ ما ايرانيان‌ در مواجهه‌ با اين‌ پديده‌ها چيست

5-3 - نگرش‌ اندازه‌گيري: يك‌ ضرب‌المثل‌ مديريتي‌ مي‌گويد: اگر نتوانيم‌ اندازه‌گيري‌ كنيم، نمي‌توانيم‌ كنترل‌ كنيم، اگر نتوانيم‌ كنترل‌ كنيم، نمي‌توانيم‌ مديريت‌ كنيم‌ و اگر نتوانيم‌ مديريت‌ كنيم، نمي‌توانيم‌ كارها را بهبود دهيم. ‌سيستم‌هاي‌ نوين‌ مديريت‌ كيفيت‌ نيز با تاكيد بر موضوع‌ اندازه‌گيري، بخصوص‌ اندازه‌گيري‌ كارايي‌ و اثربخشي‌ اين‌ هدف‌ را دنبال‌ مي‌كند كه‌ مديريت‌ شركتها و موسسات، شاخصهاي‌ مدون‌ را براي‌ اندازه‌گيري‌ عملكرد سازمانها، واحدها و افراد تدوين‌ و اجرا كنند. اما، از آنجا كه‌ هيچ‌ چيز خوب‌ يا بد نيست، مگر در مقام‌ مقايسه، موضوع‌ الگويابي‌ /مقايسه‌ با بهترينها/ يا فرايند محك‌زني‌(BENCHMARKING) نيز پيامد اين‌ موضوع‌ بوده‌ و در سيستم‌هاي‌ نوين‌ مديريت‌ كيفيت‌ نيز موردتوجه‌ قرار گرفته‌ است. ‌از اين‌رو، بدون‌ توجه‌ به‌ موضوع‌ اندازه‌گيري‌ و تبيين‌ آن‌ در كليه‌ جنبه‌ها و اجزاء سخت‌افزاري، نرم‌افزاري، مديريتي‌ و نيروي‌ انساني‌ يك‌ شركت‌ عملاً‌ اجراي‌ سيستم‌ مديريت‌ كيفيت‌ از درون‌ تهي‌ خواهدشد.

6-3 - جايگاه‌ نيروي‌ انساني: مشاركت‌ همگاني‌ تاكيد تام‌ و تمام‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ است. گسترش‌ ابعاد در دامنه‌ شمول‌ اين‌ سيستم‌ها و توسعه‌ روزافزون‌ حيطه‌ تحت‌ پوشش‌ آنها (از خريد وفروش‌ تا انبارداري‌ و تحويل) بدون‌ مساعدت، معاضدت‌ و همكاري‌ كليه‌ عوامل‌ درگير در اين‌ فرايندها ايده‌ مجمع‌ الجزايري‌ را به‌ ذهن‌ متبادر مي‌سازد كه‌ بين‌ جزاير آن‌ هيچگونه‌ تعاملي‌ وجود ندارد. ‌ ‌مگر مي‌شود بدون‌ اجراي‌ يك‌ سيستم‌ خريد مناسب، يا داشتن‌ واحد فروش‌ مشتري‌مدار به‌ اهداف‌ و برنامه‌هاي‌ شركت‌ جامه‌عمل‌ پوشاند‚ مگر مي‌توان‌ بدون‌ استقرار يك‌ سيستم‌ كنترل‌ كيفيت‌ كارآمد و يا يك‌ سيستم‌ نگهداري‌ و تعميرات‌ موثر، محصولات‌ مشتري‌پسند ارائه‌ كرد‚ درحالي‌ كه‌ مجريان‌ همه‌ اين‌ سيستم‌ها، انسانها هستند، انسانهايي‌ كه‌ در قالب‌ گروه، واحد، بخش‌ و سازمان‌ مجريان‌ برنامه‌هاي‌ تدوين‌ شده‌ سازمان‌ بوده‌ و در خط‌ مقدم‌ ارتباط‌ سازمان‌ با مشتريان‌ هستند.

‌اما، آيا مشاركت‌ يا يك‌ دستورالعمل، بخشنامه‌ يا تصور ذهني‌ مدير از دراختيار داشتن‌ كاركناني‌ يك‌ دست‌ و كارآمد امكان‌پذير است‚ آيا مي‌توان‌ به‌ كاركنان‌ دستور داد و آنها هم‌ مشاركت‌ كنند‚ آيا مشاركت‌ كاركنان‌ فقط‌ نيازمند دستور ما مديران‌ است
‌اصولاً‌ طبق‌ پيش‌فرضهاي‌ اوليه‌ در علم‌ روانشناسي‌ صنعتي‌ اثربخشي‌ نيروي‌ كار تابع‌ سه‌ عامل‌ اصلي‌ مهارت، دانش‌ و انگيزه‌ است.
‌نكته‌ مهم‌ و قابل‌ ملاحظه‌ در اين‌ مورد آن‌ است‌ كه‌ با اجراي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ نمي‌توان‌ مهارت‌ و انگيزه‌ كاركنان‌ را آن‌طور ارتقا داد كه‌ دانش‌ آنها با اجراي‌ اين‌ سيستم‌ها افزايش‌ مي‌يابد، آيا عدم‌ موفقيت‌ نسبي‌ شركتها در اجراي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ ناشي‌ از بي‌توجهي‌ آنها به‌ عامل‌ نيروي‌ انساني‌ به‌عنوان‌ باارزش‌ترين‌ دارايي‌ شركت‌ نيست!

7-3 - جايگاه‌ نگرش‌ فرايندي: نگرش‌ فرايند، در ويرايشهاي‌ جديد استانداردهاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ از جايگاه‌ ويژه‌اي‌ برخوردار شده‌اند. نگرش‌ فرايندي‌ درپي‌ آن‌ است‌ كه‌ باتجزيه‌وتحليل‌ مجموعه‌ فعاليتهاي‌ يك‌ سازمان‌ / شركت‌ آنها را از بالاترين‌ سطوح‌ تا پايين‌ترين‌ سطح‌ (كه‌ اصطلاحاً‌ سطح‌ صفر تاn گفته‌ مي‌شوند) با اين‌ نگرش‌ مورد تجزيه‌وتحليل‌ قرار مي‌دهد كه‌ آن‌ دسته‌ از فعاليتهايي‌ كه‌ طي‌ آنها داده‌ها به‌ ستانده‌ تبديل‌ مي‌شوند، شناسايي‌ و تعامل‌ بين‌ آنها مدون‌ و مشخص‌ شوند. از اين‌رو، ديگر نمي‌توان‌ مثل‌ نسخه‌ سال‌ 1994 استانداردهاي‌ ISO9000 ، بدون‌ توجه‌ به‌ ارتباط‌ و تعامل‌ بين‌ مجموعه‌ فعاليتهاي‌ يك‌ شركت، اقدام‌ به‌ مستندسازي‌ عناصر و اجزاء آن‌ كرد. و در نهايت‌ جزايري‌ را ايجاد كه‌ هيچ‌ مراوده‌اي‌ بين‌ آنها برقرار نيست. حال‌ آنكه‌ در نگرشهاي‌ جديد مديريت‌ كيفيت‌ بايد ابتدا فرايندهاي‌ اصلي‌ و جزئي‌ شناسايي‌ شده‌ و تعاملات‌ آنها مشخص‌ شود. اصول‌ اساسي‌ حاكم‌ بر اين‌ نگرش‌ در قالب‌ شش‌ قسمت‌ زير تبيين‌ مي‌شود:

شناسايي‌ فرايندها
شناسايي‌ جريان‌ اطلاعاتي‌ داده‌ و ستانده‌
تعيين‌ مسئولين‌ انجام‌ فرايندها
شناسايي‌ مراجع‌ صاحب‌ نفوذ و تاثير بر روي‌ فرايندها
تعيين‌ نحوه‌ كنترل‌ فرايندها
شناسايي‌ ارتباط‌ بين‌ فرايندها

‌از اين‌رو، برخورداري‌ از نگرش‌ كل‌گرايانه‌ و حركت‌ از آن‌ تا رسيدن‌ به‌ نگرشي‌ جزءگرايانه‌ هدفي‌ است‌ كه‌ در نگرش‌ فرايندي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ دنبال‌ مي‌شود. لذا استفاده‌ تواءم‌ و همزمان‌ روشهاي‌ استقرار و قياسي‌ ابزار موفقيت‌ در بهره‌گيري‌ از نگرش‌ فرايندي‌ است.

8-3 - برنامه‌ريزي‌ استراتژيك: جايگاه‌ برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ در سيستم‌هاي‌ نوين‌ مديريت‌ كيفيت‌ از دوجنبه‌ قابل‌ بررسي‌ است:

الف( بهره‌گيري‌ از نگرش‌ كلان‌ و فراگير برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ در تدوين‌ سازوكارها و برنامه‌هاي‌ تجاري‌ سازمانها;
ب( تلاش‌ براي‌ ايجاد امكان‌ / فرصتي‌ مناسب‌ براي‌ يكپارچه‌سازي‌ سيستم‌هاي‌ متعدد و پراكنده‌ مديريت‌ كيفيت.

‌از ديدگاه‌ استراتژيك، سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت، جزءاصلي‌ سازوكار سازمان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. لذا بايد با استفاده‌ از اين‌ ديدگاه، پيش‌ از هرچيز برنامه‌ / هدف‌ تجاري‌ سازمان‌ را در ابعاد مختلف‌ موردبررسي‌ قرار داد. و ازقبل‌ براي‌ همه‌ آنها پيش‌بيني‌هاي‌ لازم‌ به‌عمل‌ آمده‌ باشد. عناوين‌ اصلي‌ مطروحه‌ در يك‌ برنامه‌ استراتژيك‌ عبارتند از: خلاصه‌ اجرايي، مشخصات‌ شركت، مديريت، محصول، جايگاه‌ بازار، كشش‌ بازار، رقبا، برنامه‌ فروش، رضايت‌ مشتري، مخاطرات‌ تجاري، توسعه‌ محصول، سودمندي، بيان‌ درآمدها، مسايل‌ ايمني‌ و طرحهاي‌ گردش‌ پول‌ نقد.

‌از سوي‌ ديگر، امروزه‌ شركتها و سازمانها با مدلها، اسامي‌ و عناوين‌ مختلفي‌ از سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ مواجه‌ هستند. كه‌ بعضاً‌ موجب‌ حيرت‌ و سردرگمي‌ آنها هم‌ مي‌شود. ‌ ‌به‌ قول‌ مديران‌ يكي‌ از شركتهاي‌ بزرگ‌ صنعتي‌ هيچ‌ معلوم‌ نيست‌ كه‌ اين‌ سيستم‌ها كي‌ تمام‌ مي‌شوند تا ما يك‌ نفس‌ راحت‌ بكشيم‚ اگر بپذيريم‌ اين‌ شعار زيربناي‌ همه‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ است: آنچه‌ تغييرناپذير است، خود تغيير است، ديگر پاسخ‌ به‌ سوال‌ فوق‌ سخت‌ نيست‌ . زيرا هيچگاه‌ نبايد انتظار داشت‌ كه‌ كار تدوين‌ و تكوين‌ اين‌ سيستم‌ها به‌ پايان‌ برسد. اما، مي‌توان‌ برنامه‌ريزيها و پيش‌بيني‌هاي‌ لازم‌ را در اين‌ مورد به‌كار بست‌ و شرايطي‌ را فراهم‌ كرد تا سيستم‌هاي‌ جديد را بتوان‌ به‌راحتي‌ در سيستم‌هاي‌ موجود جذب‌ كرد.

‌به‌عنوان‌ مثال، استانداردهاي‌ ISO9000 ,ISO14000 و OHSAS18000 جزء استانداردهايي‌ هستند كه‌ دامنه‌ وسيعي‌ از شركتها و سازمانهاي‌ فعال‌ در بخشهاي‌ مختلف‌ صنعتي، اقتصادي‌ و خدماتي‌ را شامل‌ شده‌ و ضرورت‌ اجراي‌ همه‌ آنها در اين‌ موسسات‌ احساس‌ مي‌شود. خوب، سوال‌ مهمي‌ كه‌ اينجا مطرح‌ مي‌شود آن‌ است‌ كه‌ آيا نمي‌توان‌ يك‌ مدل‌ و ساختار عمومي‌تري‌ را پيش‌بيني‌ و يا اجرا كرد. تا با به‌وجود آمدن‌ و مطرح‌ شدن‌ استانداردهاي‌ جديدتر، شيرازه‌ امور از هم‌ نپاشد و لازم‌ نباشد كارها را از ابتدا شروع‌ كردآيا نمي‌توان‌ از به‌وجود آمدن‌ شبكه‌اي‌ از استانداردهاي‌ سلولي‌ در سازمان‌ اجتناب‌ كرد‚(1) از اين‌رو، باتوجه‌ به‌ موارد فوق‌ اهميت‌ نگاه‌ استراتژيك‌ به‌ موضوع‌هاي‌ مرتبط‌ با سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ حياتي‌ جلوه‌ مي‌كند.

9-3 - هدف‌گذاري‌ صحيح: طبق‌ مندرجات‌ استاندارد 1-9004ISO اجراي‌ استانداردهاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ بايد با دو هدف‌ و منظور اصلي‌ زير انجام‌ شود:

الف) رضايت‌ مشتري;
ب) سودآوري.

‌رضايت‌ مشتري، مشتريان‌ نهايي‌ و مصرف‌كنندگان‌ محصولات‌ و دريافت‌كنندگان‌ خدمات‌ و كاركنان‌ شاغل‌ در شركت‌ را شامل‌ مي‌شود. از اين‌رو لازم‌ است‌ كه‌ دراين‌ مورد شركت‌ اقدامات‌ زير را انجام‌ بدهد:

شناسايي‌ نيازهاي‌ مشتريان;
تعريف‌ و تبديل‌ آنها به‌ زبان‌ تخصصي‌ و فني‌ شركت;
تعريف‌ و تبديل‌ زبان‌ تخصصي‌ و فني‌ شركت‌ به‌ زبان‌ توليدي;
تدوين‌ مشخصات‌ و ويژگيهاي‌ محصولات‌ و خدمات‌ و فعاليتها;
ارزيابي‌ نتايج‌ حاصل‌ از عملكرد شركت‌ براساس‌ جمع‌آوري‌ و تجزيه‌وتحليل‌ بازخورهاي‌ موجود در داخل‌ و خارج‌ سازمان.

‌نكته‌ جالب‌ توجه‌ آن‌ است‌ كه‌ تا به‌حال‌ درمورد شناسايي‌ نيازهاي‌ مشتريان‌ خارجي، در سطح‌ دانشگاهها و مراكز تحقيقات‌ و صنعتي‌ كشور تحقيقات‌ جامع‌ و مفصلي‌ انجام‌ شده‌ است. اما نكات‌ ابهام‌ ما درمورد نيازهاي‌ مشتريان‌ داخلي‌ (درقالب‌ واحدها، قسمتها و افراد) بسيار زياد بوده‌ و لازم‌ است‌ در اين‌ زمينه‌ بررسيهاي‌ لازم‌ و همه‌جانبه‌اي‌ صورت‌ بگيرد.

10-3- تكميل‌ و تكوين‌ تدريجي: سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت، در فرايند زمان‌ به‌ سوي‌ كامل‌ شدن‌ حركت‌ مي‌كنند. چنانچه‌ مفاهيم‌ كيفيت‌ را در يك‌ برهه‌ زماني‌ بررسي‌ كنيم‌ پنج‌ دوره‌ مشخص‌ براي‌ آن‌ مي‌توان‌ تصور كرد:

- 1دوره‌ كنترل‌ كيفيت‌ اپراتوري;
 - 2
دوره‌ كنترل‌ كيفيت‌ سرپرستي;
 - 3
دوره‌ كنترل‌ كيفيت‌ آماري;
 - 4
دوره‌ مديريت‌ كيفيت;
 - 5
دوره‌ مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ يا كنترل‌ كيفيت‌ جامع.

‌در اين‌ حركت‌ تكاملي، سيستم‌هاي‌ كيفيت‌ از بخشي‌ و جزيي‌نگري‌ به‌ سوي‌ كل‌نگري‌ حركت‌ كرده‌اند. در يك‌ تلاش‌ همه‌جانبه، اين‌ سيستم‌ها سعي‌ كرده‌اند رفته‌رفته‌ همه‌ اجزاء و بخشهاي‌ يك‌ سازمان‌ را دربربگيرند.

11-3 - خطاناپذيري: يكي‌ از اهداف‌ مهم‌ سيستم‌هاي‌ نوين‌ مديريت‌ كيفيت، پيشگيري‌ و جلوگيري‌ از بروز خطاهاي‌ انساني‌ در فعاليتها و عملكرد يك‌ سازمان‌ است.
‌با اعمال‌ عناصر كنترل‌ محصول‌ نامنطبق‌ و اقدامات‌ اصلاحي‌ و پيشگيرانه‌ مندرج‌ در سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ و تجزيه‌وتحليل‌ علل‌ بروز خطاها، تلاش‌ براي‌ برطرف‌ كردن‌ آن‌ دسته‌ از خطاهايي‌ كه‌ با سرمنشاء انساني‌ بروز مي‌كنند، تحت‌عنوان‌ روشهاي‌ خطاناپذيرسازي(2) آغاز مي‌شود. از اين‌رو، در سيستم‌هاي‌ نوين‌ مديريت‌ كيفيت‌ هدف‌ آن‌ است‌ كه‌ از بروز خطاهاي‌ انساني‌ پيشگيري‌ شود. لذا، اين‌ نكته‌ مهمي‌ است‌ كه‌ لازم‌ است‌ در طراحي‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ رعايت‌ شود.

12-3 - شرايط‌ دروني‌ و بيروني‌ سازمانها: خيلي‌ از مديران‌ ارشد و تصميم‌گيرندگان‌ در سازمانها و شركتهاي‌ ايراني، از كاركردها و تاثيرات‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ بر روي‌ سازماندهي، مديريت، تشكيلات، اهداف‌ و برنامه‌هاي‌ خود مطلع‌ نيستند. و يا از آن‌ اطمينان‌ ندارند. اما تجربه‌ نويسنده‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ در مواجهه‌ با هر پديده‌اي‌ لازم‌ است‌ مديران‌ ارشد و تصميم‌گيرندگان‌ دو موضوع‌ اصلي‌ را ازهم‌ تفكيك‌ كنند:

- شناسايي‌ و تبيين‌ مساله;
-
بررسي‌ راه‌حلهاي‌ موجود و انتخاب‌ راه‌حل‌ بهينه.

‌از اين‌ رو، بايد مو‌كداً‌ توصيه‌ شود كه‌ قبل‌ از تصميم‌گيري‌ براي‌ اجراي‌ استانداردهاي‌ 9000ISO ، لازم‌ است‌ يك‌ بررسي‌ دقيق‌ و عميق‌ به‌منظور شناسايي‌ محيط‌ خارج‌ و داخل‌ سازمان‌ به‌عمل‌ آيد. در اين‌ مورد بررسيهاي‌ زير توصيه‌ مي‌شود:

شناسايي‌ و تدوين‌ فرصتهاي‌ موجود در محيط‌ خارج‌ از سازمان;
شناسايي‌ و تدوين‌ تهديدهاي‌ موجود در محيط‌ خارج‌ از سازمان;
شناسايي‌ و تدوين‌ نقاط‌ قوت‌ داخل‌ سازمان;
شناسايي‌ و تدوين‌ نقاط‌ ضعف‌ داخل‌ سازمان.

‌پس‌ از انجام‌ اين‌ بررسيها، حال‌ نوبت‌ به‌ شناسايي‌ كامل‌ استانداردهاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ مي‌رسد. كه‌ لازم‌ است، پس‌ از اين‌ شناسايي، امكان‌ و قابليت‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ براي‌ تامين‌ اهداف‌ شركت‌ تعيين‌ و براساس‌ آن‌ فرايند اجرا آغاز شود.

13-3 - تعريف‌ جامع‌ كيفيت: متاسفانه‌ تعاريف‌ موجود از كيفيت‌ اغلب‌ جامع‌ نبوده‌ و يا مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ درقالب‌ تعابير به‌كاررفته‌ در سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ نمي‌گنجد. تعريفهاي‌ اخير در اين‌ مورد تعريفهاي‌ چندبعدي‌ است‌ كه‌ توجه‌ به‌ آنها، موجب‌ به‌دست‌ آوردن‌ نگرشي‌ فراگير و عميق‌ به‌ موضوع‌ سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ است. در اين‌ مورد تعابيري‌ مثل‌ كيفيت، هزينه، تحويل، خدمات، انعطاف‌پذيري‌ و... همگي‌ مفاهيم‌ و تعاريف‌ جديد و درعين‌ حال‌ جدي‌ براي‌ ادامه‌ حيات‌ در دنياي‌ پيچيده‌ و سراسر متفاوت‌ با گذشته‌ است. به‌عنوان‌ مثال‌ مقايسه‌ تعاريف‌ كيفيت‌ ارائه‌ شده‌ در نسخ‌ سالهاي‌ 1994 و 2000 استانداردهاي‌ ISO9000 بسيار جالب‌ است. (جدول‌ شماره‌ 4(

 

مجموعه ويژگيهاى يك محصول / خدمات كه توانايي آن را در ارضا نيازهاى اعلام شده و يا نيازهاى اعلام نشده مشترى تشكيل مى دهد.

تعريف كيفيت در استانداردISO9000:1994

ميزان نيل به  رضايت مشترى ازطريق تامين نيازها و انتظارات وى در قالب يك محيط سازمانى متعهد به افزايش مستمر كارايى و اثربخشى

 تعريف كيفيت در  استانداردISO9000:2000

 جدول‌ 4 - تعاريف‌ كيفيت‌

  -4جمع‌بندي‌ ‌سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت، به‌عنوان‌ موجودي‌ فعال‌ و زنده، مثل‌ هر پديده‌ ديگري‌ درحال‌ تغييرند. لزوم‌ شناسايي‌ و درك‌ محيطهاي‌ پيراموني‌ سازمانها، آنها را وادار مي‌سازد كه‌ اين‌ ويژگيها را شناخته‌ و تمام‌ تلاش‌ خود را براي‌ درك‌ هرچه‌ بهتر اين‌ پديده‌ها به‌كار ببرند.
‌مديران‌ و مسئولان‌ شركتها و سازمانهاي‌ ايراني، با شناسايي‌ و تعيين‌ روندهاي‌ موجود در مسير سيستم‌هاي‌ مديريت‌ كيفيت‌ مي‌توانند مقدمات‌ لازم‌ براي‌ مواجهه‌ هرچه‌بهتر و مناسبتر را با اين‌ تحولات‌ فراهم‌ آورده‌ و هنگام‌ فرارسيدن‌ موجهاي‌ جديد، با خيالي‌ آسوده‌ از كنار آنها عبور كنند‌امروزه، معيار پويايي‌ و حيات‌ سازمانها، انعطاف‌پذيري‌ و ميزان‌ پاسخگويي‌ به‌ موقع‌ آنها به‌ تحولات‌ پيراموني‌ است .

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:28  توسط   | 

 

1) شغل شما چیست؟

ایا شما می توانید اولین و مهمترین اولویت شغلی تان را شناسایی کنید؟پاسخ هایی که بخاطر اهمیت به مشتری ارزیابی شدند.هدف شغل تان چیست؟ایا این هدف به عملکرد اصلی و اساسی سازمان کمک می کند؟

2) مشتری شما برای کاری که می کنید کیست؟

ایا می توانید مشتری برای کارتان را به خوبی شناسایی کنید؟ ایا این مشتری داخل حوزه وسازمان شما یا حوزه های دیگر در شرکت شما است؟ ایا این مشتری یک مشتری ظاهری است؟ و ایا شما نیازهای او را مورد بحث و بررسی قرارداده اید و در مورد توقعات منطقی شان با انها وارد مذاکره شده اید؟

3) چگونه شما کارهایی که انجام می دهید را اولویت بندی می کنید؟ تمامی مسئولیت هایتان را ذکر کرده و بگویید که از کجا می دانید در ابتدای کار باید چه کنید؟ ایا هنگام تعریف اولویت هایتان مشتری را هم در نظر می گیرید؟ ایا به محدودیت های زمانی که برای کارهایتان دارید توجه می کنید؟ ایا به هریک از این گروههااهمیت مناسب می دهید؟ ایا کارهایی را که هرچند وقت یکبار با رئیستان برای کمک به طبقه بندی اولویت ها انجام می دهید،مرور و بررسی می کنید؟

4) از کجا می دانید که کارهایی که می کنید تا چه اندازه خوب هستند؟

 و چگونه عملکرد شغلی تان را اندازه گیری می کنید؟ بر مبنای مذاکرات با مشتریانتان ،چه شاخص هایی برای تعیین نتایج کاریتان باید باشند؟ چه شاخص هایی در عملکرد باید به زودی تعیین شوند تا مشخص کند ایا نتیجه کاری شما همانیست که مشتری از شما می خواهد؟

5) چگونه انجام می دهید؟

 نتایج تلاشهایتان چیست؟ ایا نتایج را با مشتریانتان بحث می کنید؟ایا انها ممنونند؟

6) نواحی مشکل چیست؟

 ایا یک فلوچارت یا وسیله ای دیگر برای نمایش مراحل دارید؟ ایا نواحی مشکلات را با داده ها می توانید تعیین کنید؟ ایا از ابزارها و تکنیک های اماری برای دنبال کردن مرحله کاریتان استفاده می کنید؟ ایا شاخص های نتایج و مراحل بحث شده در شماره ی 4 را دنبال می کنید؟ ایا مشکل را به ناحیه تحت کنترل خود ریز و باریک می کنید؟

7) وقتی مشکلات وجود دارند چه می کنید؟

ایا یک مرحله حل مشکل استاندارد که روی بررسی های مسبب ریشه ای تمرکز کند،دارید؟ از کجا می دانید که شما مشکل را حل می کنید بیش از انکه با یک نشانه مشکل رفتار می کنید؟ ایا اقدامات برای برطرف کردن مشکل را شناسایی کرده اید؟ ایا نقشه کاری که مشخص کند چه کسی چه چیزرا،چگونه و چه زمانی باید عملی کند،تهیه کرده اید؟

8) وقتی مشکل راحل کردید از کجا مطمئن هستید که حل شده باقی می ماند؟ 

ایا تونایی این را دارید که نتایج اقداماتی را که برای حل مشکل در نظر گرفته اید را دنبال کنید؟چه تلاشهایی برای استاندارد کردن اقدامات کرده اید؟ ایا گردش کار یا شیوه ای بر مبنای نتایج اقدامات شما دیده یا گسترش داده اید؟ ایا این اقدامات را به بخش های دیگر شرکت هم انتقال داده اید تا انها هم بتوانند از انها استفاده کنند؟

9) از کجا می توانید مطمئن باشید که کارهای درست هر دفعه به درستی انجام می شوند؟

 چند وقت یکبار کارهایی که انجام می دهید را با مشتریانتان مذاکره و بحث می کنید؟ چند وقت یکبار به فرایندی که با ان کارتان را می کنید،نگاه می کنید؟ ایا کار شما به پیشرفت مهمی نیاز دارد؟ اگر چنین است،با چه داده ای وضعیت خود را ارائه می کنید؟ ایامی توانید در انچه که می کنید،بطور افزایشی بهتر شوید؟ ایا به منابع،اموزش و غیره احتیاج دارید؟ ایا همیشه به پیشرفت فکر می کنید،قطع نظر از اینکه چگونه و با چه کیفیتی شغلتان را انجام می دهید؟

به خاطر بسپارید:مهم نیست که به هریک از این سوالها چه جوابی می دهید،سوال بعدی این است:می توانی به من نشان دهی؟

 

منتخب ازمجله ای در مورد کیفیت و مشارکت  با عنوان"ایا TQM واقعا دشوار است"

ترجمه:صنم ازادی امین

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:26  توسط صنم آزادی امین  | 

تعریف مدیریت جامع کیفیت
مدیریت جامع کیفیت فرایندی است متمرکز بر روی مشتریها، کیفیت محور، مبتنی بر حقایق، متکی بر تیمها که برای دستیابی به اهداف استراتژيك سازمان از طریق ارتقای مستمر فرايند ها، توسط مدیریت ارشد سازمان رهبری می شود.

ارکان فلسفی مدیریت جامع کیفیت

·    فرایند گرایی: سازمان را فرایندی می بینیم که در آن درون داد، روند و برون دادی وجود دارد که همه افراد بصورت افقی در مراحلی از فرایند، قرار می گیرد. تقسیم بندی عمودی و سلسله مراتبی وجود ندارد. اگر فرایند برون دادی دارد همه در آن سهیم هستند .

·    مشتری محوری: تمامی افرادی که روی فرایند کار می کنند و آنها که نتیجه فرایند را کسب می کنند در واقع همکار و شريک هستند و باید کار کنند. اگر چنین نگرشی در سازمان حاکم گردد، برای مشتریهای سازمان جایگاه ویژه ای ایجاد می شود. مشتری صاحب حق و احترام می گردد در این گونه سازمانها سلامت جریان کار و سلامت فرايندها و وابسته به مشتری و اظهار نظر اوست.

·    ارتقای مستمر و فراگیر فرايندها و سیستمها: با تمرکز بر ارتقای عملکرد فرایندها و سیستمها و توانمند سازي کارکنان ،تلاش می شود فرایندها و سیستمها بطور دائم در جهت پاسخ به نیازها و انتظارات مشتریها بهبود یابند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:26  توسط صنم آزادی امین  | 

 

اهم عناصر ساختاری عبارتند از:

·    تعهد مدیریت ارشد:
برای رهبری و حمایت از تلاشهای مدیریت جامع کیفیت، فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن در سازمان ضروری است.

·    ساختار حمایتی :
ایجاد یک ساختار مدیریتی جداگانه برای تعیین الويت ها و پایش اجرای مدیریت جامع کیفیت ضروری است. معمولاً شورای کیفیت یا کمیته ارتقای کیفیت به عنوان یک ساختار حمایتی و تسهیل کننده با مشارکت تیم مدیریت ارشد ایجاد می شود.

·    تیمهای ارتقا:
اگر فلسفه مدیریت جامع کیفیت به درستی درک شود باید در اجرای آن تیمهای فرا بخشي با عضویت صاحبان فرایندها از واحدها و بخشهای مختلف سازمانی تشكيل شوند و سنجش، پایش، کنترل و ارتقای عملکرد فرايند هاي اصلی و کلیدی را به عهده بگیرند.

·    روش و ابزار ارتقا:
باید برای ارتقای فرایندها یک روش علمی توأم با ابزار ساده و کاربردی وجود داشته باشد و همه مدیران و کارکنان نیز در رابطه با استفاده از روش و ابزار مورد نظر آموزش ببینند.وجود روش و ابزار استاندارد و استفاده از آنها زبان مشترک ایجاد می کند.

·    روشها و ابزار آماری:
استفاده از روشها و ابزار آماری از جمله کنترل آماری فرایند،برای سنجش،پایش،کنترل و ارتقای عملکرد فرایندها ضروری است به عبارت دیگر ارتقای عملکرد فرایندها باید مبتنی بر حقایق باشد.

·    مهارتهای انسانی:
چون مدیریت جامع کیفیت یک رویکرد مدیریتی مبتنی بر کارکنان است بنابراین باید مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط انگیزش حل تضادها و ... وجود داشته باشد.

·    روشی برای انتقال صدای مشتریها به داخل سازمان:
برای آن که نیازها و انتظارات مشتریها به ویژگیهای کیفی خدمت تشکیل شود ازguality function deployment استفاده می شود.

·    مهندسی مجدد فرایند:
گاهی لازم است برای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها فرایندها از نو طراحی شوند;این اقدام را مهندسی مجدد فرایند می نامند.

·    نظام ارتباطی موثر و کارآمد:
برای اجرای مدیریت جامع کیفیت وجود یک نظام ارتباطی موثر و کارآمد ضروری است.نظام ارتباطی باید حول محور پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها (داخلی و خارجی)شکل گیرد. تاروپود همه تلاشهای ارتقای کیفیت و رشته اتصال مغزها و دلهای کارکنان و مدیران نظام ارتباطی است:به همین دلیل در سازمانهایی که مدیریت جامع کیفیت پیاده می شود به کارآمدی نظام ارتباطی اهمیت فوق العاده ای داده می شود.

·    نظام تقدیر و تشویق:
وجود نظام تقدیر و تشویق موثر و حساس نیز یکی از ساختارهای مورد نیاز برای اجرای مدیریت جامع کیفیت می باشد.اگر چه خود فلسفه فرایندگرا ماهیتاً انگیزش درونی کارکنان را تقویت می کند ولی مدیریت نیز برای نشان دادن علاقه و همایت خود باید مناسب ترین روشها را برای تقدیر و تشویق از تیم های ارتقا انتخاب نماید.هر بار تقدیر یا تشویق مناسب،روح جدیدی در کالبد کارکنان می دهد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:20  توسط صنم آزادی امین  | 


 

 

مدیریت جامع کیفیت بر روی تعدادی فرضها و اصول استوار است که آن را از سایر رویکردهای مدیریتی متمایز می کند. این فرضها و اصول عبارتند از:

1)فرایندها و سیستمها منشأ بیشتر مشكلات مربوط به کیفیت می باشد.
سازمانها شامل سیستمها و کارکنان می باشند. عملکرد کارکنان تحت تأ ثیر تعامل همه اجزا و عناصر سیستمها است. مواد، تجهیزات، نیروی انسانی، سیاستها، روشهای کاری و بالاتر از همه فرهنگ سازمانی که تبلور ارزشها است، بر نحوه ارائه خدمت تأثیر می گذارد.برآوردی محتاطانه 90 درصد مشکلات را ناشی از سیستمها و 10 درصد را مربوط به کارکنان می دانند(دمینگ 96 درصد مشکلات را مربوط به سیستمها و فقط 4 درصد آنها را ناشی از کارکنان می دانست).کسب دیدگاه سیستمیک به ما کمک می کند تا بتوانیم مشکلات مربوط به سیستم را از مشکلات مربوط به کارکنان افتراق دهیم.

2)اگر عملکرد فرایندها و سیستم ها درست باشد، محصول یا خدمت بدون نقض خواهد بود.
ارتقای واقعی عملکرد یک سازمان با درک کامل عملکرد فرایندها و سیستم و اصلاح دائمی آنها، بر مبنای اطلاعات تولید شده توسط خود فرایندها و سیستمها امکان پذیر است. ممکن است سوال شود که صلاحیتهای حرفه ای کارکنان چه نقشی در ارتقای کیفیت دارد.بدیهی است که صلاحیتهای حرفه ای کارکنان حائز اهمیت است ولی ارزیابی عملکرد آنان باید جزئی از عملکرد فرایندها و سیستم ها باشد تا تأثیر مثبت داشته باشد;زیرا بدون توجه به کارآیی فرایندها و سیستمها،نمی توان عملکرد کارکنان را ارزیابی کرد.ریشه مشکلات در سیستم ها است;اگر سیستمها درست عمل کنند عملکرد کارکنان بهبود خواهد یافت.    

3)ارتقای کیفیت فرایندی است که پایان ندارد.

ارتقای کیفیت جریانی است که آغاز دارد ولی پایان ندارد.از یک طرف سازمانها باید به نیازها و انتظارات در حال تغییر مشتریها پاسخ بگویند و از طرف دیگر اجرای فرایندها و سیستم ها در تعامل دائمی و پویا هستند;بنابر این همواره می توان فرصتهایی را برای ارتقای فرایندها و سیستمها پیدا کرد. 

4)مشتری تعیین کننده نهایی کیفیت است.

باید محور همه تلاشها و اقدامات یک سازمان پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریهای داخلی و خارجی باشد. در اینصورت مشتریهای داخلی (کارکنان و مدیران) علايق و خلاقیتها و استعدادهای خود را در مسیر ارتقای عملكرد فرایندها و سیستمها و یافتن راههای بهتر و موثرتر به کار می گیرند. از طرف دیگر گشوده شدن باب گفتگو با مشتریهای خارجی به ارتقای مستمر کیفیت خدمات منجر می شود. هر کاری بدون در نظر گرفتن نیازها و انتظارات مشتریها (داخلی و خارجی) اگر چه ممکن است از نظر مدیران کاری مفید و بدون نقض باشد ولی در واقع فاقد ارزش می باشد. 

5)اجرای مدیریت جامع کیفیت به تعهد کامل سازمانی نیاز دارد.

بدون تعهد مدیران ارشد و همه مدیران اجرایی، اتفاقی نخواهد افتاد یا اگر اتفاق افتاد، دوام پیدا نخواهد کرد. باید مدیران شخصاً مسوولیت مدیریت جامع کیفیت را به عهده بگیرند. اولین چیزی که باید اتفاق افتد این است که رهبران فکری سازمان از مدیریت جامع کیفیت درک درست و یکسانی پیدا کنند، سپس باید محیطی به وجود آورند که تغییر و ارتقا در آن ممکن باشد بدین معنی که هر کس هر روز در اندیشه ارتقا باشد. ارتقای فرایندها و سیستمها با کار روزانه کارکنان ادغام شود، یعنی ارتقا تبدیل به یک ارزش شود و جز عادتها قرار گیرد فقط در چنین شرایطی است که کارکنان به کمال توانایی خود دست می یابند و سازمان چنان توانایی و ظرفیتی پیدا می کند که جلوتر از نیازها و انتظارات مشتریهای خود حرکت کند.

6)کارکنان کلید موفقیت اجرای مدیریت جامع کیفیت می باشند.

اگر چه کارکنان سهم بسیار اندکی در مشکلات مربوط به کیفیت دارند،ولی نقش بسزایی در ارتقای کیفیت به عهده دارند. کارکنان سرمایه اصلی سازمان می باشد آنان کارها را انجام می دهند بنابراین مشارکت آنان در تحقق مدیریت کیفیت امری حیاتی است.اگر نزدیکترین افراد به فرایندها در تحلیل عملکرد و تصمیم گیریهای مربوط به ارتقای آنها دخالت داشته باشند،ارتقای مستمر کیفیت عملی خواهد شد.مشارکت کارکنان حاکی از وجود یک جو مناسب فرهنگی می باشد که می تواند همه کارکنان را در راستای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریها بسیج نمایند. 

7)اجرای موفق مدیریت جامع کیفیت محتاج کار تیمی و همکاری است.

کار تیمی یکی از مشخصات کلیدی مشارکت است و بدون آن کسب تعهد و جلب مشارکت افراد مشکل خواهد بود.کار تیمی علاوه بر ترغیب مشارکت افراد هماهنگی و همکاری واحدهای سازمانی را نیز ممکن می سازد.با استقرار تیمهای ارتقا روی فرایندها سد بین واحدهای تولید یا ارائه خدمت از بین می رود;ارتباط بین آنها تسهیل می شود وکارها سریعتر انجام می گیرد;بتدریج از ارتفاع هرم سلسله مراتبی سازمان کاسته می شود و قدرت تصمیم گیری و اقدام از رأس هرم به قاعده آن منتقل می شود. 

8)مدیریت جامع کیفیت متکی بر سنجش عملکرد می باشد.

سنجش و ارتقای کیفیت بهم گره خورده اند و هر یک،یک روی سکه می باشد;بنابراین ارتقای کیفیت بدون سنجش معنی ندارد.باید عملکرد فرایندها بطور مستمر و بر اساس نشانگرهای کلیدی سنجش و ارتقا داده شوند.هر سنجش باید در راستای ارتقای عملکرد و پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتریهای داخلی و خارجی باشد.اگر  چه سنجشهای درونی و بیرونی مکمل هم می باشند، سنجشهای بیرونی به دلیل انتقال بر داشتها و دیدگاههای مشتریها به درون سازمان حائز اهمیت بیشتری است. 

9)پیشگیری از بروز نقض کلید دستیابی به کیفیت است.

در سازمانهای سنتی بیشترین وقت مدیران و کارکنان صرف حل مشکلاتی می شود که هر روز اینجا و آنجا به وجود می آید و کمترین توجهی به ریشه مشکلات نمی شود.عبارت
«مشکلات تمام شدنی نیستند» یک عبارت رایج در میان مدیران سنتی است.در سازمانی که در آن مدیریت جامع کیفیت پیاده شده است حل ریشه ای مشکلات و پیشگیری از آنها در وظایف روزانه کارکنان ادغام می شود. کارکنان با اصلاح و ارتقای فرایندها سرچشمه مشکلات را می خشکانند.ساده کردن روسهای انجام کار استاندارد کردن آنها و کوتاه کردن فرایندها به پیشگیری از بروز مشکلات کمک می کند.

10)اجرای مدیریت جامع کیفیت محتاج برنامه ریزی است.

برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای کیفیت از ضروریات انکار ناپذیر برای پیاده کردن مدیریت جامع کیفیت در سازمانها می باشد.برنامه ریزی بلند مدت حاکی از آن است که مدیریت برای استفاده از منابع کامل مدیریت جامع کیفیت ثبات قدم و عزم راسخ دارد.
اولین قدم برای برنامه ریزی تعیین فلسفه وجودی سازمان (برای چه هستیم؟) دور نما (کجا می خواهیم برسیم؟ ) و رسالت سازمان (چه می کنیم؟)می باشد.وظیفه مهم برنامه ریزی استراتژیک به عهده مدیران ارشد سازمان می باشد.

 منبع: http://www.tbzmed.ac.ir/reform/TQM/modiriyat/index.htm

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:18  توسط صنم آزادی امین  | 

 

اصل اول : تمركز بر مشتري (Customer Focus)

اصل دوم : رهبري (Leadership)

اصل سوم : مشاركت كاركنان

(Involvement of people )

اصل چهارم : رويكرد فرايندي

 (Process approach)

اصل پنجم : رويكرد سيستمي به مديريت (System approach to management)

اصل ششم : بهبود مستمر

(Continual improvement)

اصل هفتم : تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها (Factual approach to decision making)

اصل هشتم : ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان (Mutually beneficial supplier relationships )

برای دریافت متن اصلی و توضیحات بیشترمربوط به هر اصل به ادرس اینترنتی زیر مراجعه کنید:

 

http://www.iso.org/iso/iso_catalogue/management_standards/iso_9000_iso_14000/qmp

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:15  توسط صنم آزادی امین  | 

فواید استقرار سیستم کیفیت

سیستم های مدیریت کیفیت به عنوان وسیله ای برای بوجود آوردن محصولات منطبق با آنچه از سوی سازمان به مشتری تعهد شده است با توجه به فواید زیر ، در سازمان استقرار می یابد .

·         بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستی ها

·         شفافیت فرایند ها و شاخص ها در سازمان

·         جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیت ها ی برنامه ریزی شده و سیستماتیک

·         کاهش هزینه ها

·         ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان (رده های مدیریتی و کارکنان )

·         ایجاد اطمینان و اعتماد در برون سازمان (مشتری ) و بالطبع قابلیت عرض اندام در فضای مختلف تجاری

·         افایش توان رقابت د عرصه بین الملل

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:11  توسط   | 

برای اجرای موفق مدیریت جامع کیفیت ،یک سازمان باید بر 8 رکن کلیدی زیر تمرکز کند:

1) اصول اخلاقی

2) راستی و درستی

3) اعتماد

4) اموزش

5) روح همکاری و کار دسته جمعی

6) رهبری

7) شناسایی

8) ارتباطات

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:10  توسط صنم آزادی امین  | 

بقیه نمودارها را در ادامه مطلب مشاهده کنید: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:10  توسط صنم آزادی امین  | 

مرحله برنامه ریزی بلند مدت مدیریت کیفیت


مدیریت جامع کیفیت یک فلسفه مدیریتی جامع بلند مدت و پویا می باشد.برای استفاده از منافع کامل آن باید برنامه ریزی بلند مدت به عمل آید،در این مرحله کارهای زیر انجام می گیرد:

· یک ارزیابی درونی کیفیت برای تشخیص نقاط قوت و ضعف 

· تعیین رسالت و دورنمای سازمان

· تعیین اهداف بلند مدت و استراتژی های دستیابی به آنها 

· تدوین شیوه ارزشیابی برنامه 

باید برای تحقق این مرحله از مراحل اجرایی فرهنگ سازمانی با ارزشهای اساسی مدیریت جامع کیفیت سازگار باشد.وجود جو اعتماد ،تفکر قدرت بخشیدن به کارکنان و مشارکت آنان در ارتقای فرایندها،اعتماد به کار تیمی و بهبود عملکرد فرایندها و بطور کلی باور فلسفه مدیریت جامع کیفیت و منافع دراز مدت آن از شرایط اساسی برای برنامه ریزی استراتژیک تلقی می شوند;بنابراین مرحله دوم یعنی مرحله کسب دانش و مهارت تا زمانی ادامه می یابد که جمیع شرایط برای ورود به این مرحله فراهم گردد. 

*مرحله برنامه ریزی تفصیلی
در این مرحله همه بخشها و واحدهای سازمانی بر اساس برنامه بلند مدت،برنامه های یک ساله تدوین می کنند.در این مرحله بخشها و واحدها باید کارهای زیر را انجام دهند.

· فرایندهای اساسی خود را تعیین کنند. 

· مشتریهای فرایندها را مشخص کنند. 

· نیازها و انتظارات مشتریها را تعیین کنند. 

· فرایندهایی را برای ارتقا انتخاب کنند. 

· اهداف اختصاصی ارتقا را تنظیم کنند. 

· تیمهای ارتقای فرایندها را تشکیل دهند. 

· نشانگرهای ارتقای کیفیت را تعیین کنند. 

 *مرحله اجرا
در این مرحله بخشها و واحدها برنامه های سالانه خود را اجرا می کنند.در این مرحله باید کارهای زیر انجام شود:

· تیمهای ارتقا فرایندهای خود را ارتقا دهند. 

· یک سیستم ارتباطی منظم و قوی برای انتقال تجربیات ایجاد شود. 

· یادگیری در عمل ترغیب شود. 

· موانع و مشکلات ارتقای فرایندها از میان برداشته شود. 

· یک سیستم تقدیر و تشویق کار آمد به وجود آید. 

· پیشرفتها پایش شوند. 

· دستاوردها حفظ شوند. 

 *مرحله ارزشیابی 
باید سالانه از برنامه های ارتقای کیفیت ارزشیابی به عمل آید تاعلل موفقیتها و احیاناً شکستها مشخص گردد.اگر چه مدیران و کارکنان اغلب از نتایج مثبت اجرای برنامه ها بیشتر خوشحال می شوند ولی تجربیات مثبت و منفی هر دو آموزنده می باشند.هر تجربه منفی شاید فرصت بیشتری را برای کسب تجربه و یادگیری فراهم کند.


 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:9  توسط عبدالله منفرد  | 

دستاوردهاي فرهنگي مديريت كيفيت فراگير


چكيده 
سازمانهاي عصر حاضر ناگزيرند براي بقا به كيفيت محصولات و خدمات خود توجه كنند تا از اين طريق بتوانند ضمن حفظ مشتريان فعلي مشتريان جديدي را جذب ودرنتيجه درآمد خود را افزايش دهند كه رسيدن به اين مهم تنها ازطريق اعمال مديريت صحيح امكان پذير است . همان طوري كه يك پزشك يا مهندس با ابزارهاي مختلفي بيماري و يا نقص فني را تشخيص مي دهد و سپس به درمان بيماري و رفع نقص فني مي پردازد، درواقع كيفيت را احيا مي كند. مديريت نيز براي ارتقا كيفيت نيازمند ابزارهاي مختلفي است كه يكي از اين ابزارها پياده سازي نظام "|
TOTAL QUALITY "TQ" است .كيفيت فراگير در اصل يك فرهنگ است كه بعد تبديل به ابزار مي شود، يعني ابتدا بايستي ايده و فكر كيفيت جامع در ذهن تك تك كاركنان شكل گيرد تا پس از مدتي مفاهيم ذهني آن تبديل به عمل شود و به عنوان يك ابزار افزايش دهنده كيفيت در سازمانها به كارگرفته شود.
در يك نگاه كلي ، هدف اساسي نظام كيفيت فراگير، درگير كردن كليه كاركنان سازمان از مديريت عالي تا پايين ترين سطح سازمان براي خوشحال كردن مشتريان ازطريق ارائه محصولات با كيفيت عالي ، قيمت مناسب و خدمات پس از فروش است ، در اين مقاله كه براساس تئوريهاي عمل "
PRACTICSE THEORY" تدوين شده سعي بر آن است كه دستاوردهاي فرهنگي اجرا و پياده سازي نظام كيفيت جامع در يكي از موسسات بزرگ صنعتي كه نظام مذكور در آن پياده گرديده و مراحل تكاملي آن را طي مي كند بيان شود.

مفهوم مديريت كيفيت فراگير
مديريت كيفيت فراگير "
TQM" در اصل به وسيله ادوارد دمينگ كارشناس آمريكايي آمار توسعه يافت و ژاپن مشتاقانه اين روش را بعداز جنگ جهاني دوم پياده كرد. وقتي كه محصولات ژاپني بازارهاي آمريكا را تصاحب كرد، موسسات انتفاعي آمريكا به اين فكرافتادند كه براي بالابردن كيفيت كالاها از شيوه هاي ژاپني مديريت كيفيت فراگير استفاده كنند."1"
در مديريت كيفيت فراگير به جاي اينكه مسئوليت افزايش كيفيت فقط به دوش يك واحد خاصي در سازمان باشد برعهده مديران ارشد سازمان قرار مي گيرد و به اين ترتيب در عوض براي كيفيت پايين كالاها يا خدمات ، مديران ارشد سازمان موردسوال قرارمي گيرند و درواقع مسئوليت نهايي كيفيت توليدات با آنهاست .
در مديريت كيفيت فراگير، بر طراحي ، انتخاب تكنولوژي و فرايندهاي مناسب توليد،آموزش كيفيت ، مشاركت بيشتر كاركنان ، توجه به نيازهاي مشتريان و لزوم اندازه گيري كارتاكيد شده است ."2"
مديريت كيفيت فراگير فقط به محصول برنمي گردد و يك ديدگاه جامع نسبت به سازمان و محصول دارد و تمام فعاليتها و فرايندها و جزئيات كار را دربردارد. در تعريف مديريت كيفيت فراگير را مي توان اينگونه تعريف كرد:
كيفيت بالاي محصولات و خدمات كه موجب رضايت مشتري گردد.
منطقي بودن قيمت ;
مشاركت كليه كاركنان شركت .
سه عامل
TQM عبارتند از روشهاي حلقه هاي كيفيت "QC" براي تفكر، نظام TQMو كاربرد ابزار QC به منظور بهبود نظام 3"TQM"
به طور كلي عناصر و مولفه هاي مديريت كيفيت فراگير را مي توان در الگوي شماره يك نشان داد.

الگوي شماره 1: مولفه هاي مديريت كيفيت فراگير
تاثير مداوم بر كاركنان و سازمان 
فكرآفريني انعطاف پذيري 
سازگاري ايجاد استراتژي خدمت 
خوشحال كردن مشتري نگرش تعادلي 
بهبود مستمرجمع گرايي 
مسئوليت پذيري جمعي مشاركت همگاني 
گامهاي مستمر و دائمي 
مديريت كيفيت فراگير

مهارتهاي موردنيازسرپرستان دراجراي
TQ
به منظور درك عميق درمعناي مديريت ، فرايند توليد و اداره كردن فعاليتهاي بهره برداري ، مديران و سرپرستان نيازمند مهارتهاي اصلي از نظام مديريت كيفيت فراگيرهستند.
در ذيل به 16 عامل مهم و اصلي اشاره مي شود كه به عنوان يك مرجع بنيادي براي مديران و شركتها محسوب مي گردد. كليه مديران و شركتها مي بايستي عوامل فوق رابه منظور تحقق ارتباطات بهينه ، حل مساله و اجراي برنامه فعاليتهاي روزانه خود بپذيريد.
61 عامل اصلي موردنظر عبارتند از:
1 - حل اختلاف ، 2 - تغيير، 3 - ارتباط درون سازماني ، 4 - سنجش ، ايجاد ساختارها ونمايش آنها، 5 - تصميم گيري ، 6 - طرفين مذاكره ، 7 - مديريت امور، 8 - شيوه هاي رفتاري كاركنان ، 9 - سياستهاي اجرايي شركت ، 
10 - حل مساله ، 11 - خطمشي ها و دستور كار، 12 - روابط فروشندگان با مشتريان ،
13 - اصول تشكيل تيمها، 14 - مديريت زمان ،
15 - برنامه ريزي و زمان بندي ، 16 - فراگيري و انتقال دانسته ها.

1 - حل اختلاف 
تشخيص : رفع ابهام ، افزايش ارتباط
ارزيابي : بررسي مجدد موضوع ، پذيرش اختلافات 
نيازها: شناسايي نيازها "روبه رو شدن با نيازها"

2 - تغيير
فردي : منحني تغيير "لا" "پيچيده ، مقاوم - تحمل - محصور كردن "
سازماني : منحني تغيير زنگوله ها "جلو، اولين ، تجمعي ، آخرين ، پشت سر"
كيفيت : شناسايي نيازها "روبه روشدن با نيازها"

3 - ارتباط درون سازمان 
مبنا: اصالت ، عدم دلبستگي ، تاكيدكردن 
عناصر: گوش دادن ، اظهارنظر، روابط "متعادل "
محدوده : قضاوت ، احتراز، ارائه راه حل 

4 - سنجش ، ايجاد ساختار و نمايش آنها
اطلاعات دشوار: سنجش "محسوس " بهره وري "مقايسه و عمل " طراحي 
اطلاعات ساده : سنجش "موضوعي " استفاده "آمار اجتماعي " طراحي 
محركها: نيازمندي ، مهارتها، فرايندها، كنترلها، صحت و سقم 

5 - تصميم گيري 
نتايج : رده بندي ، اهرمهاي اندازه گيري ، صداقت ، انصاف 
تصميمات : زمان قابل دسترس ، حضور متخصص ، پذيرش حقايق 
مسئوليتها: عمل ، واگذاري ، مسئوليت ، توجه ، اختيارات ، نمايش 

6 - طرفين مذاكره 
اعتماد به موضوع : "مقداري ، زياد، خيلي زياد، كامل "
دريافت شده : موضوع ابداعي "بالاترين ، اصلي ، مقداري ، هيچي "
مشكلات غيرقابل پيش بيني : خطاها، انگيزه ، نظامها

7 - مديريت بر زمان 
مدير: شروع ، گامهاي بعدي ، آماده سازي ، مستندسازي ، انتخاب 
مربي : عمليات ، شبكه ، هزينه ، نمايش ، انتخاب 
ارزياب : همكاري ، منبع يابي ، رديابي پيشرفته ، انتخاب 

8 - شيوه هاي رفتاري كاركنان 
طراحي : ابعاد اجتماعي ، تغيير در مقابل شرايط، پرسنل در مقابل وظيفه 
نيازها: محركها، اهداف ، پشتيباني ، اولويت ها، ضعفها
روابط: حل اختلاف ، اجراي بهينه ، رضايت شخصي 

9 - سياستهاي اجرايي شركت 
مسئوليتها: عملكردها، نمودارهاي سازماني ، خطمشي ها، برنامه هاي ارائه شده 
روابط: نقشها، شرح مشاغل ، دستور كار، تعهدات 
وظايف روزانه : فعاليتهاي روزانه ، انجام ارزيابي ها، جدول زمانبندي 

10 - حل مساله 
ريشه ها: ريشه ها در مقابل مشكلات ، حقايق درمقابل احساسات ، تحقق در مقابل عمل 
علايق : تعهدات ، تنگناها، اختيارات 
فرايند: مراحل عادي "3 مرحله "، محاسبه ، مميزي ، عمل 

11 - خطمشي ها و دستور كار
خطمشي "استراتژيك ": دستور، عنوان بيانيه ، "به كجا داريم مي رويم "
دستور كار "تاكتيكي ": دستورالعمل فرايند توضيحات "چگونه به آنجا خواهيم رسيد"
قوانين "ساختار": تفكيك ، وظايف ، جاري ، توزيع ، ساده 

12 - روابط فروشندگان با مشتريان 
نيازها: ما درمقابل آنها، بازدهي ، مستندسازي 
شريك : صداقت ، فعال ، دوستي ، روابط، پيوستن ، تيم 
حقايق : حقيقت ، رقابت ، سود، روش كلي ، داخلي 

13 - اصول تشكيل تيم 
ارتباط: بالابردن سطح منابع نيروي انساني ، افزايش مسئوليتها
تعهد: شركت براي كارگران ، كارگران براي شركت ، شركت و كارگران براي مشتريان 
رشد: طراحي قوانين : شيوه هاي درك و فهم ، تعادل تيم ، نگهداري منابع 

14 - مديريت زمان 
تقويم : جدول زماني ، بدون تجزيه ، تنها يكي 
ليست كردن : بدون جدول زمانبندي ، تجزيه ، فرايند روزانه 
درك : تقدم ، اهداف ، نزديك شدن ، موافقت ، تمركز

15 - برنامه ريزي و زمان بندي 
اعتماد به موضوع : آگاهي از گامهاي بعدي ، تمام شدگي "تمامي عناصر" نمودارهاي گانت 
قهقرايي : حمايت از گامهاي بعدي ، موافقت "عناصر ثابت "، چارتهاي اضافي 
بحرانها: اجراي مراحل بعدي ، گزينه ها "اختياري "، ايجاد نمودار

16 - فراگيري و انتقال دانسته ها
سازماني : نظامهاي انعطاف پذير و پيشرفته ، تعهدات درمقابل پرسنل 
فردي : رشد و ارتقا توانمنديها، تعهدات درمقابل شركت 
كيفيت : فراگيري و اختيار دادن به تيمها، سازماني و فردي ، تعهدات در مقابل مشتريان 

ارزيابي 
توانايي : برخورداري از توانايي 
مهارت : برخوردار بودن از آموزش 
انگيزه : تعهدات درمقابل موفق بودن "4"

اصول راهنمايي نظام كيفيت جامع 
شناسايي عناصر لازم به منظور تحقق نظريه مديريت كيفيت موفق ;
تلفيق دانش فني براي تحقق اهداف كيفيت ;
ارائه بيشترين گزينه ها به منظور انتخاب مديريت كيفيت مطلوب ;
فراگيري مهارتهاي مرتبط با رقابتهاي متعادل كيفيت با برنامه ريزي استراتژيك درگزينه هاي عملي روزانه ;
فراگيري مهارتهاي مرتبط با رشد حداكثر منابع سازماني و انساني در راستاي تقاضاي توليد روزانه ;
فراگيري اجتناب از استراتژيهاي سوق داده شده به سمت "برنامه ماهيانه " فكري ;
فراگيري نگاهداشتن تعهدات مديريت در بالاترين سطح ازنظام
TQM
فراگيري شيوه احتراز كاركنان از پرسه زدن در اطراف مديريت طي اجراي
TQM;
يك مديريت كيفيت فراگير موفق به تغيير رفتاري و فرهنگي نيازمندان ;
نظام مديريت كيفيت فراگير دربرگيرنده دو نظام ديگر مديريت يعني نظام مديريت رفتاري و تعهدات فرهنگي درمقابل مشتريان است ;
نظام
T.Q.M در داخل خودش يك نظام با خطا و يا با گزينه را تشكيل مي دهد;
سه نظام مديريت زير مي بايستي با اصول |
T.Q.Mموفق در يك خطوط قرار گيرند.
نظامهاي مديريت سازماني "
ORGANIZATIIONAL MANAGEMENT"
نظامهاي مديريت منابع انساني 
"
HUMAN RESOURCE MANAGEMENT"
مديريت كيفيت فراگير " 50
TOTAL QUALITY MANAGEMENT"|

دستاوردهاي فرهنگي نظام مديريت كيفيت فراگير
به طور كلي دستاوردهاي فرهنگي اجرا و پياده سازي مديريت كيفيت فراگير رامي توان به شرح زير بيان كرد.
1 - حساسيت نسبت به وقت : يكي از بيماريهاي مديريت در سازمانهاي دولتي عدم استفاده صحيح و موثر از وقت است كه ريشه آن در فرهنگ انسانهاي سازماني است . درشيوه زندگي مردم جامعه حساسيت لازم نسبت به وقت وجود ندارد و اين عدم حساسيت به عنوان شيوه زندگي انسانها وارد سازمان شده و درنتيجه در فرهنگ سازماني نيز حساسيت لازم نسبت به وقت وجود ندارد. يكي از شاخصها و معيارهايي كه با آن درمورد ماهيت فرهنگ اجتماع يا سازمان مي توان قضاوت كرد "مفهوم زمان " است ، زيرااستفاده از زمان به عنوان يك منبع ، شاخصي براي كارآمدي مديريت يك سازمان است ."6" معني دار شدن زمان و وقت نزد كاركنان سازمان با موعظه و نصيحت كمترحاصل مي شود بلكه بايستي براي حساس شدن نسبت به وقت راهكارهاي عملي طراحي و يا به عبارتي كارهاي ساختاري را بنياد نهاد و به جاي سخنراني ساختارسازي كرد. يكي از شيوه ها و ابزارهايي كه درعمل كاركنان را نسبت به وقت حساس مي كندپياده سازي نظام مديريت كيفيت فراگير است و اين بخاطر اين است كه نظام مذكور نحوه استفاده از وقت را درعمل به افراد ياد مي دهد. به طوركلي اجراي نظام مديريت كيفيت فراگير به طرق زير در استفاده موثر از وقت فرهنگ سازي مي كند.
ميزان و دلايل اتلاف وقت در گذشته را مشخص مي كند;
كاركنان را وادار به تقسيم بندي وقت خود مي كند;
زمان بندي درعمل به افراد آموزش داده مي شود;
همواره گذشته و حال و آينده را مقايسه و زمان را براي كاركنان معني دار مي كند.
2 - اشاعه فرهنگ عمل گرايي : وجود فرهنگ سخنگويي به جاي عمل يكي از مشخصات سازمانهاي ماست . در سازمانها درمورد آرمانها سخن بسيار گفته مي شود اما از عمل خبري نيست . برنامه هاي جامع و كاملي طراحي مي گردند كه هرگز به مرحله عمل نمي رسند. درچنين فضايي شعار سخت كوشي سر داده مي شود و اغلب امور در قالب الفاظ حل مي شوند."7" در جامعه و سازمانهايي كه سخن گفتن به جاي عمل به عنوان جزيي ازفرهنگ و شيوه زندگي درآمده صحبت از "عمل كردن " فقط صحبت و شعار است ،بنابراين بايستي فكر ديگري انديشيد. كم رنگ شدن فرهنگ شعار با شيوه هاي مختلفي امكان پذير است . يكي از اين راهها كه تجربه شده و مي تواند به نحوي در اين زمينه فرهنگ سازي كند اجراي نظام مديريت كيفيت فراگير است . چرا كه در نظام مذكور هدف ،عمل كردن و رسيدن به نتيجه است . در زمان استقرار نظام كيفيت فراگير ابتدا افراد به بهانه اينكه مباني آن را نمي توان عملي كرد درمقابل آن به شدت مقاومت مي كنند ولي پس ازمدتي با لمس آثار عملي آن ، فرهنگ عمل گرايي در سازمان ايجاد و تقويت مي شود.به طوركلي استقرار نظام مديريت كيفيت فراگير در ابعاد زير مي تواند به جايگزيني فرهنگ عمل به جاي فرهنگ شعار كمك مي كند:
از كلي گويي ، ابهام گويي ، و پراكندگي گويي ، به شدت خودداري مي كند;
چارچوب و حدود موضوعات را به طور دقيق مشخص مي سازد;
با زبان آمار و اطلاعات و واقعيات با افراد صحبت مي كند;
همواره شاخصهاي كمي را سرلوحه كار خود قرار مي دهد;
تا يك مرحله از گفته ها عملي نشود هرگز سراغ گفته هاي بعدي نمي رود;
بازخورد سريع به عملكرد افراد داده مي شود.
3 - معني دارشدن جلسات : يكي از سازوكارهاي مديريتي كه مي تواند از افكار جمعي جهت حل وفصل مسائل سازماني استفاده كند، جلسات متعدد است منتها اين سازوكاربعضا در سازمانها تبديل به عارضه مديريتي شده است . برگزاري جلسات به قدري زيادشده كه اهميت خود را از دست داده است . بارها خوانده و شنيده ايم كه جلسات بايستي مفيد باشد ولي درعمل جلسات تكراري ، غيرمفيد، خسته كننده و نابارور است و اين امرتا جايي پيش رفته كه لطيفه هاي سازماني درست شده است . معمولا جلسات سازماني خاصيت خود را ازدست داده اند و اين بخاطر نبودن يك چارچوب عملي براي جلسات است . استقرار نظام مديريت فراگير جلسات را معني دار، سازنده و بارور مي كند.به طوركلي مديريت كيفيت فراگير به طرق زير فرهنگ معني دار شدن جلسات را تقويت مي كند:
اساس كار مديريت كيفيت فراگير در جلسات انجام مي شود;
جلسات برمبناي هدفهاي بسيار مشخص برگزار مي شود;
افراد مي بايستي با آمادگي قبلي در جلسات شركت كنند;
زمان جلسات حتما از قبل مشخص مي شوند كه اين امر فرصت برنامه ريزي را به افرادمي دهد;
به لحاظ درست انجام شدن كارها بهره وري جلسات افزايش مي يابد.
4 - به وجودآمدن فرهنگ انتقاد در سازمان : يكي از خاصيت هايي كه به توسعه يافتگي انسان و جامعه كمك مي كند وجود فرهنگ انتقاد است . در سايه انتقاد است كه افرادبالندگي خود را كامل مي كنند. براي به وجود آوردن فرهنگ فردي و جمعي انتقادگري وانتقادپذيري بايستي ساختار آن به وجود آيد. اينكه جامعه را انتقادگر و انتقادپذير كنيم كاربزرگ و وقت گيري است ولي در سازمان مي توان اين فرهنگ را ازطريق پياده سازي نظام مديريت كيفيت فراگير درعمل ايجاد كرد. به طوركلي پياده سازي نظام مديريت كيفيت فراگير ازطرق زير به بهبود فرهنگ انتقاد سازمان كمك مي كند:
به تحمل آرا و نظريات همديگر در مباحث و افزايش آستانه انعطاف پذيري كمك مي كنيد;
تمرين فرايند درست گوش دادن و صحبت كردن ;
دادن بازخوردهاي مثبت و منفي به همديگر به صورت منطقي ;
بيان مشكلات همديگرباهدف اصلاح و بهبود;
متعادل شدن تك بعدي نگريها و تعصب هاي نامتعارف روي مسائل .
5 - به وجودآمدن فرهنگ مشكل يابي در سازمان : محور و مبناي اساسي نظام مديريت كيفيت فراگير مشكل يابي است . در سازمان با انسانهاي معمولي نمي توان نظام مذكور راپياده كرد. معمولا انسانها ازنظر برخورد با مشكلات به سه دسته تقسيم مي شوند.
الف : انسانهاي مشكل انكاركن : كه اين دسته از افراد براي راحتي خود ضمن استفاده ازمكانيسم هاي دفاعي براي درگيرنشدن در حل مسائل ، آنها را به صورت كلي انكار و ازذهن خود پاك مي كنند;
ب : انسانهاي مشكل حل كن : كه اين دسته از كاركنان افرادي هستند كه منتظر مي نشينند تامشكلات كاري و سازماني به وجود آيد و سپس نسبت به حل آن اقدام كنند;
ج : انسان مشكل ياب : كه اين دسته از كاركنان آنهايي هستند كه قبل از به وجود آمدن ياهويداشدن مشكلات دست به مشكل يابي زده و مشكلات را آشكار مي كنند. طرح مديريت كيفيت فراگير در سازمان ابتدا با انسانهاي مشكل انكاركن و در سطح بهتر مشكل حل كن روبرو مي شود كه با اين گونه انسانها نمي توان اهداف بهبود را پيش برد. ولي بعدازمدتي در كنار پياده شدن سازوكارهاي نظام مديريت كيفيت فراگير، فرهنگ مساله يابي به عنوان محور اساسي نظام بهبود به صورت فردي و جمعي در سازمان به وجود مي آيد ودستاوردي در سازمان ايجاد مي شود كه حتي با نبودن نظامهاي مديريت كيفيت فراگيركاركنان مساله يابي را جزء ساختار شغل و زندگي كاري خود قرار مي دهند. به طوركلي نظام مديريت كيفيت فراگير با الگوريتم زير فرهنگ مساله يابي را نهادينه مي كند.
كمك به شناخت مشكل ;
كمك به تحليل عوامل عمده بروز مشكل ;
كمك به تحليل عوامل فرعي بروز مشكل ;
كمك به تعيين وضعيت مطلوب ;
كمك به تعيين ميزان اختلاف وضعيت موجود و مطلوب ;
كمك به تعريف پروژه هاي اصلاحي براي رفع مشكل .
7 - به وجود آمدن فرهنگ مكتوب در سازمان : كاركنان هر سازماني درخصوص نحوه كار،شرح وظايف ، تجارب و مسئوليت ، مشكلات كار و... ساعتها بحث مي كنند ولي وقتي ازآنها خواسته مي شود كه مسائل گفته شده را به صورت يك سناريوي منطقي بنويسند و يامشكلات كاري خود را به شكل منطقي اولويت بندي كنند تقريبا از انجام آن عاجزند. دليل آن اين است كه به نوشتن ، مستندكردن و مكتوب كردن كمتر عادت دارند. نظام مديريت كيفيت فراگير در ضمن اينكه به دنبال بهبود امور مختلف است در منابع انساني كيفيت مستندكردن مكتوب كردن را به وجود مي آورد و پس از مدتي تبديل به فرهنگ مي كند تاجايي كه كاركنان معتقد به نظام
T.Q.M هر نكته اي را ثبت و روي آن تحليل كتبي مي گذارند. به طوركلي مديريت كيفيت فراگير با واداركردن كاركنان به ثبت موارد زيرفرهنگ مكتوب را در سازمان نهادينه مي كند.
ثبت مشاهدات ;
ثبت گفتگوها;
ثبت مشكلات كاري ;
ثبت عوامل موثر در مشكلات ;
ثبت تجارب مثبت و برجسته ;
خلاصه سازي مطالب .

جمع بندي و نتيجه گيري 
سازمانها براي زنده و پوياماندن در دنياي پررقابت امروز ناگزيرند در همه امور بهبود واصلاح را سرلوحه كار خود قرار دهند و در امر بهبود به جاي سخن گفتن و شعاردادن نيازبه ساختار دارند. يكي از راهكارهايي كه درعمل بهبود را معني دار مي كند نظام مديريت كيفيت فراگير است كه دستاوردهاي زيادي براي سازمان به دنبال دارد. در اين مقاله بيشتربه دستاوردهاي فرهنگي پرداخته شد چرا كه اصلاح فرهنگ سازماني را نهادينه مي كند. 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:7  توسط   | 

تعالي سازماني ، قرائتي نوين ازمديريت كيفيت جامع

 

 

الف - مقدمه

در سال 1988 به منظور رقابت با جايزه كيفيت ملي مالكوم بالدريج (MBNQA) كه درآمريكا به صنايع پيشرو اهدا مي گردد 14 شركت اروپايي به توصيه رئيس كميسيون اروپا بنياد مديريت كيفيت اروپا (EUROPEAN FOUNDATION FOR QUALITYMANAGEMENT = EFQM) را با هدف بالابردن موقعيت اقتصادي اروپا در عرصه رقابت جهاني ، تاسيس كردند. اولين جايزه كيفيت اروپا (EUROPEAN QUALITY AWARD = EQA)توسط بنياد مزبور در سال 1991 به شركت زيراكس به عنوان موفق ترين اجراكننده

(TOTAL QUALITY MANAGEMENT = TQM)ر اروپاي غربي داده شد.

اساس مدل EFQM رضايت مشتري و كاركنان است . اين مدل نشان مي دهد كه افراددر سطوح مختلف با وظايف متفاوت به صورت يك تيم با يكديگر كار مي كنند.

مدل EFQM در گذشته به عنوان ابزاري براي ارزيابي سازمانها در ارتباط با استقرارمديريت كيفيت جامع به كار مي رفت اما اخيرا با تغييراتي به عنوان مدل تعالي سازماني موردتصويب قرار گرفته است .

ب - معرفي مدل تعالي سازماني

امروزه به دليل افزايش شديد رقابت در عرصه تجارت و تغييرات چشمگيرتكنولوژي و ارتقا سطح نياز مشتريان رمز بقاي سازمانها حركت به سمت تحول ودگرگون سازي است . اما تحول دركدام جهت و براساس چه پايه اي ؟ پاسخ صحيح به اين سوال ضامن موفقيت سازمان است .

BRITISH AEROSPACE (BAE) كه يكي از شركتهاي موفق جهان درامرهواپيماسازي است و جزء شركتهايي است كه مدل تعالي سازماني EFQM را در سطح شركت پياده كرده و موفق به دريافت جايزه كيفيت اروپا نيز گرديده پاسخ سوال فوق رااينگونه مي دهد: انجام موارد ذيل در راستاي تحول به سوي تعالي سازماني ضروري است .

ايجاد يك سازمان يادگيرنده ;

ايجاد يك سازمان سودآور و ثروت آفرين ;

ايجاد يك سازمان كه براي مشتري جذاب است ;

ايجاد يك سازمان كه نسبت به همه ذي نفعان متعهد است .

مدل تعالي سازماني EFQM مبتني بر 9 معيار (شكل 1) است كه 5 معيار قابليتها(توانمندسازها) و 4 معيار مربوط به نتايج هستند كه سازمان با تمركز بر قابليتها و افزايش توان آنها به نتايج دست مي يابد به عبارت ديگر نتايج معلول قابليتها هستند.

 

شكل (1)

ج - معرفي معيارهاي تعالي سازماني مدل EFQM

1 - رهبري سازمان

1-1 - رهبران سازمان ، ماموريت ، ديدگاه و ارزشهاي سازماني را تبيين مي كنند و خودنقش الگوي فرهنگ تعالي جويي سازمان را ايفا مي كنند;

2-1 - رهبران سازمان در حصول اطمينان از اينكه نظام مديريت سازمان پيوسته درحال بهبود است مشاركت دارند;

3-1 - رهبران سازمان با مشتريان ، شركا و نمايندگان جامعه دائما سروكار دارند;

  رهبران سازمان به ترغيب ، حمايت و كشف توانمنديهاي كاركنان سازمان مي پردازند.

2 - خطمشي و راهبرد

1-2 - خطمشي و راهبرد براساس اطلاعاتي ناشي از اندازه گيري عملكرد، يادگيري وخلاقيت مربوط با فعاليتها تهيه و تدوين مي شود;

2-2 - خطمشي و راهبرد بازنگري و به روز مي شود;

3-2 - خطمشي و راهبرد ازطريق چارچوب مبتني بر فرايندهاي كليدي توسعه مي يابد;

4-2 - خطمشي و راهبرد به مجموعه سازمان ابلاغ مي شود.

3 - كاركنان

1-3 - بر منابع انساني ، سازمان مديريت و برنامه ريزي حاكم است ;

2-3 - دانش و شايستگي هاي افراد شناسايي و تقويت مي شوند;

3-3 - افراد درگير كار شده و توانمند مي شوند (توانمندسازي افراد);

4-3 - بين سازمان و كاركنان گفتگوي متقابل وجود دارد;

5-3 - به افراد سازمان پاداش داده مي شود و از آنها مراقبت مي گردد.

4 - همكاران و منابع

1-4 - مديريت بر همكاران خارج از سازمان ;

2-4 - مديريت بر منابع مالي ;

3-4 - مديريت بر ساختمانها، تجهيزات و مواد;

4-4 - مديريت بر تكنولوژي ;

5-4 - مديريت بر دانش و اطلاعات .

5 - فرايندها

1-5 - فرايندها به صورت نظام مند طراحي شده و مديريت مي شوند;

2-5 - به منظور رضايت كامل مشتريان و ساير صاحبان منافع و ايجاد ارزش افزوده براي آنها با بهره گيري از خلاقيتها فرايندها بهبود مي يابند;

3-5 - محصولات و خدمات براساس نيازها و انتظارات مشتريان طراحي شده و توسعه مي يابند;

4-5 - محصولات و خدمات قابل ارائه به مشتري داراي خدمات پس از فروش هستند;

5-5 - ارتباط با مشتري ارتقايافته و مديريت مي شود.

6 - نتايج مرتبط با مشتري

1-6 - معيارهاي درك و آگاهي (در ارتباط با تصوير فراگيري از سازمان ، محصولات ،فروش ، خدمات پس از فروش و وفاداري );

2-6 - شاخصهاي عملكرد (در ارتباط با تصوير فراگيري از سازمان ، محصولات ، فروش ،خدمات پس از فروش و وفاداري ).

7 - نتايج مرتبط با كاركنان

1-7 - معيارهاي درك و آگاهي (درارتباط با انگيزه و رضايت مندي );

2-7 - شاخصهاي عملكردي (درارتباط با يافته ها، انگيزه وميزان درگيري افراد با كار،رضايت مندي خدمات فراهم شده براي افراد سازمان ).

8 - نتايج مرتبط با جامعه

1-8 - معيارهاي درك و آگاهي (در ارتباط با عملكرد به عنوان يك شهروند مسئول ،انجام فعاليتهايي به منظور كاهش و جلوگيري از آسيب و صدمه ناشي از عمليات و دوره عمر محصولات ، ارائه گزارش فعاليتها براي كمك به حفاظت منابع ).

9 - نتايج كليدي عملكرد

1-9 - خروجي هاي كليدي عملكرد;

2-9 - شاخصهاي كليدي عملكرد.

د - چرخه

به منظور تعالي سازماني براساس مدل EFQM از چرخه (RADAR) كه شبيه به چرخه PDCA است استفاده مي گردد.

RADAR از حروف اول پنج كلمه زير تشكيل شده است .

نتايج RESULTS

رويكرد - نگرش APPROACH

به كارگيري DEPLOYMENT

ارزيابي ASSESSMENT

بازنگري REVIEW

نتايج

آنچه كه سازمان به آن دست مي يابد نتايج نام دارد. در يك سازمان متعالي روند نتايج مثبت است . اهداف كاملا تحقق يافته و يا نسبت به برنامه ها پيشي مي گيرند.

رويكرد

آنچه كه سازمان براي انجام دادن برنامه ريزي مي كند رويكرد ناميده مي شود. در يك سازمان متعالي رويكردي درست است كه داراي يك منطق روشن باشد و بر نياز صاحبان منافع متمركز شود و به روشي مناسب با خطمشي و راهبرد تركيب شده و با سايررويكردها مرتبط گردد.

به كارگيري

به كارگيري به آنچه كه سازمان براي بكاربستن رويكردها انجام مي دهد اطلاق مي گردد. در يك سازمان متعالي رويكردها در سطوح مربوطه برمبناي يك روش نظام منداجرا خواهندشد.

ارزيابي و بازنگري

به منظور شناسايي فرصتها، اولويت بندي و برنامه ريزي جهت بهبود مستمر رويكردهاارزيابي و بازنگري مي شوند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:3  توسط   | 

ارزيابي كيفيت خدمت الكترونيك

 

مقدمه

اغلب شركتهاي باتجربه و موفق در تجارت الكترونيك (EC) اين نكته را درك كرده اند كه عوامل موفقيت يا شكست صرفا حضور شركت در وب و يا قيمت پايين نيست بلكه عامل مهم انتقال كيفيت بالاي خدمت الكترونيك (ESO) است.
تحقيقات اخير نشان مي دهد كه قيمت پايين و ترفيع تا چندي ديگر به عنوان
عوامل مهم موثر بر تصميم خريد مشتريان ازبين خواهد رفت و اهميت خود را از دست خواهد داد.
مشتريان اينترنتي حاضرند بابت خدمت الكترونيك با كيفيت بالا كه از سوي
خرده فروشان الكترونيك عرضه مي‌شود، حتي قيمت بالاتري بپردازند. تحقيقات بازار نشان داده است كه كيفيت خدمت اثر معني داري بر رضايت مشتري، وفاداري مشتري، حفظ مشتري و تصميمات خريد و حتي عملكرد مالي شركت دارد. لذا خرده فروشان اينترنتي به منظور اعتمادسازي در مشتريان، وفاداري و حفظ مشتريان بايد قبل، حين و بعد از مبادله روي كيفيت بالاي خدمت الكترونيك تمركز كنند. اين مسئله در محيط جهاني تجارت الكترونيك مهمتر است. هنگامي كه مشتريان درحال خريد از شركتهاي خارج از كشور خود هستند، نگراني بيشتري درمورد كيفيت بالاي خدمت الكترونيك ازسوي خرده فروشان اينترنتي خارج از كشور دارند.
اين مقاله بر چگونگي ارزيابي كيفيت بالاي خدمت الكترونيك ازطريق رضايت
الكترونيك مشتريان متمركز است در اين مقاله ابتدا كيفيت خدمت الكترونيك و رضايت الكترونيك تعريف و سپس رابطه بين آنها بررسي مي شود. درمرحله بعد روشها و ابزارهاي ارزيابي كيفيت خدمت الكترونيك بيان مي گردد. در بخش نتيجه گيري نيز بر اهميت كيفيت خدمت الكترونيك و رضايت الكترونيك درجهاني شدن تجارت الكترونيك توجه خواهدشد.

كيفيت بالاي خدمت الكترونيك
كيفيت بالاي خدمت
الكترونيك به عنوان يك پديده هفت بعدي تعريف شده است كه در دو مقياس كيفيت بالاي خدمت الكترونيك اصلي و مقياس بهبود (RECOVERY) قرار مي‌گيرد.
كيفيت بالاي خدمت الكترونيك اصلي از چهار بعد كارايي، قابليت اتكا، تامين سفارش و حفظ اسرار شخصي تشكيل يافته است
.
 – 1
كارايي به توان مشتريان به مراجعه به وب سايت، يافتن محصولات مطلوب و
اطلاعات مربوط به آنها و كنترل آن با حداقل تلاش، اشاره مي كند.
 – 2
تامين
سفارش، صحت وعده هاي خدماتي شركت، داشتن موجودي محصولات كافي و تحويل محصول طي دوره زماني وعده داده شده را با يكديگر يكپارچه مي كند.
 – 3
قابليت اتكا با كاركرد فني وب سايت و ميزاني كه وب سايت به صورت 24 ساعته دردسترس بوده و به خوبي كار مي كند، مرتبط است

.– 4 بعد حفظ اسرار شخصي شامل تضمين اين مسئله است كه داده هاي مربوط به رفتار خريد مصرف كننده دراختيار ديگران قرار نگرفته و اطلاعات مربوط به كارت اعتباري خريدار اينترنتي به صورت امن نگهداري مي‌شود.
مقياس بهبود كيفيت خدمت ابعاد خدمت شخصي زير است
:
 – 1
پاسخگويي،
توان شركت را براي ارائه و تهيه اطلاعات مناسب براي مشتريان به هنگام بروز مشكل، مكانيسم مديريت كالاهاي مرجوعي و موافقتنامه براي ضمانتهاي اينترنتي مي سنجد.
 – 2
جبران، بعدي است كه شامل بازپرداخت بخشي از پول حمل كالاهاي مرجوعي و اداره آنهاست
.
 – 3
تماس، به نياز مشتريان براي مكالمه زنده و فوري با نماينده اينترنتي يا ازطريق تلفن اشاره مي كند
.
اگرچه ايجاد معيارهاي كيفيت خدمت الكترونيك در مراحل اوليه پيدايش خود
قرار دارد، اما شركتها به صورت انواع مختلفي از تعيين كننده هاي كيفيت خدمت الكترونيك را به وجود آورده اند. هريك از اين شركتها به صورت انفرادي از اين معيارها استفاده مي كنند. عوامل تعيين كننده كيفيت خدمات با ابعاد هفتگانه كيفيت خدمت الكترونيك مرتبط هستند.
محققان بازاريابي الگوهاي خريد مصرف كننده و روندهاي آن را بررسي كرده اند
تجزيه و تحليل سطح رضايت ازجمله دغدغه ها و موردتوجه ترين بحث شركتهاي مختلف است. به طور سنتي سطح رضايت مصرف كننده به‌وسيله كيفيت خدمت، سطح قيمت و فرايند خريد تعيين مي شود. درنتيجه رضايت الكترونيك به وسيله كيفيت خدمت الكترونيك، سطح قيمت و فرايند خريد تعيين مي شود.
هوانگ
(HUAVNG) و ونگ (WANG) در سال 2002 ميلادي، عامل را بر كيفيت خدمت كه بر رضايت الكترونيك موثرند به صورت زير شناسايي كرده اند:
 – 1
بازخورد عمومي درمورد طراحي وب سايت؛

 – 2
قيمت رقابتي محصول؛

 – 3
شرايط محصول؛

 – 4
تحويل به موقع؛

 – 5
سياست برگشت محصول؛

 – 6
حمايت مشتري؛

 –7
سفارشي كردن پست الكترونيك باتوجه به خواسته مشتري؛

 – 8
فعاليتهاي ترخيص
.
اين 8 مورد با ابعاد هفت گانه قبلي مربوط هستند
.

روشهاي ارزيابي
سه روش براي ارزيابي رضايت الكترونيك وجود دارد
.
 – 1
اظهارنظر متني
(TEXT COMMENT)؛
 – 2
رتبه بندي طبقه اي؛

 – 3
رتبه بندي كلي
.
اظهارنظر متني اين امكان را به مشتري مي دهد تا نظرات خود را در قالب 500
تا 1000 كاراكتر درمورد فروشگاه اينترنتي كه از آن خريد كرده است را بيان كند.
رتبه بندي طبقه اي نوعي پرسشنامه است كه در آن مشتري هريك از عوامل تعيين
كننده كيفيت فروشگاه را با استفاده از مقياس يك تا N رتبه بندي مي كند.
در رتبه بندي كلي، فروشگاه به صورت كلي براساس مقياس يك تا
N رتبه بندي مي شود كه N بهترين رتبه است. هريك از روشهاي فوق محدوديتهاي خاص خود را دارند، براي غلبه بر اين محدوديتها، شركتها معمولا از تركيب اين روشها استفاده مي كنند. اظهارنظر متني تجربيات خريد مشتري را به صورت كاملا واقعي منعكس مي كند اما قادر به يكپارچه كردن برداشتهاي يكسان بين افراد نيست.
از لحاظ روان شناسي مي توان از مشتري خواست تا فرايندهاي روان شناسي را كه تجربه مي كند، به صورت شفاهي بيان دارد
.
رتبه بندي طبقه اي اگرچه روش موثري براي جمع آوري تجربيات شخصي خريداران
اينترنتي درمورد خرده فروشي اينترنتي است اما نمي توان دلايل رتبه بندي را توجيه كند درحالي كه رتبه بندي كلي برداشتهاي عمومي مشتري را از فروشگاه بدون توجه به جزئيات توصيف مي كند.
اگرچه روشهاي اظهارنظر متني و رتبه بندي كلي در اكثر شركتها به صورت
استاندارد انجام مي گيرد اما معياري كه در روش رتبه بندي طبقه اي استفاده مي شود با يكديگر بسيار متفاوت است. براي مثال برخي از شركتها براي كيفيت خدمات به مشتريان فقط دو عامل تحويل به موقع و حمايت از مشتريان را به كار مي برند، درحالي كه برخي شركتها از 12 معيار استفاده مي كنند. شش مورد از اين 12 مورد درمحل فروش رتبه بندي مي شوند كه عبارتند از: سهولت سفارش دهي، انتخاب محصول، اطلاعات محصول، قيمت، عملكرد وب سايت، حمل ونقل، انتظارات، حمايت از مشتري، پيگيري سفارش و كيفيت محصول، اگرچه شركتها از عوامل مختلفي براي سنجش كيفيت خدمات استفاده مي كنند اما دو عامل تقريبا درهمه آنها ديده مي شود كه عبارتند از: تحويل به موقع و حمايت از مشتري وانگ و هارد در تحقيق خود در سال 2002 اين دو عامل را تاييد كرده اند.

ابزارهاي ارزيابي
روشهاي انجام ارزيابي كيفيت
خدمات الكترونيك در سطح بين المللي در فرهنگها و محيطهاي مختلف با يكديگر متفاوت هستند. مصاحبه تلفني ازجمله رايج‌ترين روشها براي تكميل پرسشنامه‌ها تلقي مي‌شود. با گسترش سريع فناوري اينترنت، تحقيقات كيفي بيش از پيش در اينترنت صورت مي گيرند، روشهاي تحقيق كيفي مزاياي متعددي ازجمله زمان كمتر و هزينه هاي كمتري دارند و علاوه بر اين، محدوديتهاي زمان و مكان و فاصله را دريافتن پاسخگويان ازبين مي برد.
استفاده از اينترنت براي انجام تحقيقات معايبي نيز دارد كه از آن جمله
عبارتند از: فقدان انگيزه، فقدان تعامل رودررو با پاسخگويان و پوياييهاي محدود گروه. پيمايشهايي كه در اينترنت انجام مي شوند عمدتا ازطريق پست الكترونيك و ياوب سايت صورت مي گيرند. پرسشنامه مي‌تواند در درون پست الكترونيك بوده و يا به آن ضميمه شده باشد. پيمايشهاي وبي كه به صورت HTML نوشته شده اند براي كسب داده هاي اينترنتي نيز مورداستفاده قرار مي گيرند.
پيشرفتهاي جديد و توسعه عاملهاي خريد
(SHOPPING AGENT) كانال جديدي را براي جمع آوري داده‌ها در رابطه با كيفيت سرويس الكترونيك ازطريق رضايت مشتري فراهم مي‌سازد. عاملهاي خريد، محيطهاي خريد مقايسه اي فراواني را فراهم مي سازد. اين وب سايت ها محصولات و قيمتها را از فروشندگان مختلف در اينترنت با يكديگر مقايسه كرده و به صورت رتبه بندي ارائه مي كنند، عاملهاي خريد، راه موثري براي جمع آوري و نشان دادن ارزيابيهاي بعداز خريد مشتريان از هريك از فروشگاههاي اينترنتي هستند.
هر عامل خريد صدها يا هزاران پيوند
(LINK) با درگاههاي وب سايت خرده فروشان دارد. اغلب اين عوامل فروش براي فروشگاههاي خود، يك سيستم رتبه بندي كيفيت دارند. سيستم مذكور در اين وب سايت ها حالت تعاملي دارد. اين سيستم مشتري را تشويق مي كند تا درمورد تجربه خود از خريد از خرده فروش را بنويسد. سيستم مذكور پس از ارزيابي كيفيت خدمت الكترونيك را در وب سايت براي عموم مراجعه كنندگان نمايش مي دهد. هدف از اين كار ارائه اين فرصت به خريداران اينترنتي است تا بتوانند كيفيت خدمات فروشگاههاي مختلف را با يكديگر مقايسه كرده و بهترين آنها را انتخاب كنند. ازجمله عاملهاي خريد اينترنتي عبارتند از: RUSURE, PRICE GRABBLE, MYSIMON, EBAY DEALTIME, BIZE RATE, BEST WEB BUYS
اطلاعات بيشتر راجع به عوامل خريد را مي‌توان در
SMARTBOTS.COM, BOTSPOT.COM دريافت كرد.

نتيجه گيري
رضايت الكترونيك و كيفيت خدمت
الكترونيك ازجمله مباحث عمده در جهاني شدن تجارت الكترونيك تلقي مي‌شوند. بالابودن كيفيت خدمت الكترونيك، كليد موفقيت هر خرده فروشي است كه در محيط رقابتي جهاني تجارت الكترونيك فعاليت مي كند. براي غلبه بر موانع انجام خريد اينترنتي به صورت جهاني، شركتها بايد كيفيت خدمات الكترونيك خود را بهبود بخشند. تحقيقات اخير درمورد مصرف كنندگان نشان مي دهد كه كيفيت خدمت الكترونيك پايين است. نويد اين مقاله آن است كه بايد بدانيم مشتريان كيفيت خدمت الكترونيك را چگونه ارزيابي مي كنند و از اين ارزيابي به عنوان مبناي بهبود خدمت استفاده كنيم.
اين مقاله ايده هايي درمورد ارزيابي كيفيت خدمت الكترونيك ازطريق رضايت
الكترونيك را در محيط جهاني تجارت الكترونيك ارائه كرده است.
ايجاد اعتماد در تجارت الكترونيك شركت با مصرف كننده
(B2C) نسبت به حالت سنتي بسيار مشكل تر است و از اين رو، در اين زمينه موانع عمده اي وجود دارد. شركت سنتي نسبت به شركت الكترونيك از ديدگاه مشتريان واقعي تر بوده و قابل اعتمادتر است چرا كه حضور فيزيكي و قابل لمس دارد.
عدم اعتماد مشتريان به تجارت الكترونيك و شركت الكترونيك منطقي و قابل
انتظار است اگر خرده فروش الكترونيك درپي بهبود اعتماد مشتريان به خود مي باشد بايد همگام با رشد خود در راستاي تامين رضايت مشتري گام بردارد. عامل خريد فناوري اثربخش است كه مشاركت در تجارت الكترونيك را تقويت كرده، جهاني شدن تجارت الكترونيك را تسريع بخشيده و ضامن موفقيت آن است. سيستم رتبه بندي كيفيت خدمت الكترونيك عامل خريد، ابزار مفيدي براي بهبود كيفيت خدمت الكترونيك و رضايت الكترونيك در بستر تجارت الكترونيك جهاني است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:0  توسط   | 

هزينه يابي كيفيت در پروژه ها

چكيده
با پيشرفت روشهاي مديريتي و نيز افزايش رقابت در بازار سيستم هاي حسابداري
قيمت تمام شده و هزينه يابي استاندارد، پاسخگوي نيازهاي روز جهت سنجش و كنترل هزينه هاي فرايندهاي ساخت و توليد نيستند. بنابراين، براي كنترل بهتر و دقيق تر هزينه ها به روشهاي بهتري نيــــاز است. در همين راستا روشهايي مثل هزينه يابـي مبتني بر فعاليت، مطرح شده اند.

هزينه
يابي كيفيت نوعي روش هزينه يابي مبتني بر فرايند است كه در آن هزينه هاي فعاليتها با ديدگاه ميزان تاثير آنها بر كيفيت، دسته بندي و مقايسه مي شوند. حسابداري كيفيت امكان كنترل بهتر هزينه ها را فراهم كرده و با ارائه اطلاعات تفصيلي در رابطه با انجام عمليات پيشگيرانه از بدي كيفيت و نتايج حاصل از آن در كيفيت خروجيها، امكان تصميم سازي استراتژيك را براي مديران فراهم مي سازد. مديريت پروژه زمينه اي است كه در آن به دليل ريسك بالا و ماهيت احتمالي فعاليتها و نتايج خروجي آنها، نياز به روشهاي دقيقتر و نوين احساس مي شود. در اين مقاله ابتدا به معرفي زمينه هزينه يابي كيفيت پرداخته مي شود سپس با تعريف يك ساختار عمومي براي فعاليتهاي پروژه ها، هزينه هاي مربوط به سرمايه گذاري براي تضمين كيفيت و هزينه هاي پيشگيرانه و همچنين هزينه هاي مربوط به عدم تامين كيفيت در هر مجموعه فعاليت شناسايي شده و درنهايت با دسته بنـدي اين هزينه ها ساختار كلي هزينه هاي كيفيت در پـروژه ها معرفي مي شود و در ادامه روش ترازنامه هزينه هاي كيفيت، تدوين و معرفي شده است.

مقدمه

هزينه يابي كيفيت روش هزينه يابي مبتني بر فرايند است كه
به لحاظ مفهومي به دنبال سنجش و ايجاد تعادل بين هزينه هاي پيشگيرانه و هزينه هاي تضمين كيفيت در برابر هزينه هاي بدي كيفيت و ضايعات و نارضايتي مشتري است. در اين روش كه در دل سيستم حســابداري مالي و صنعتي ايجاد مي شود هزينه هاي انجام فعاليتها با ديدگاه ميزان تاثير آنها بر كيفيت، دسته بندي و مقايسه مي شوند. دكتر دمينگ، معتقد است كه كيفيت به هزينه هاي پايين تر منجر مي گردد (در مقابل كيفيت گران است). درواقع اين گفته تاييدي است بر توجه نكردن صرف به فعاليتهاي پيشگيرانه و داشتن نگرش جامع به هزينه فعاليتها و نتايج حاصل از انجام آنها.

حسابداري كيفيت با تعيين اينكه ما چقدر براي دستيابي به كيفيت هزينه مي
كنيم و در مقابل چقدر هزينه هاي بدي كيفيت داريم، امكان كنترل بهتر هزينه ها را فراهم كرده و با ارائه اطلاعات تفصيلي در رابطه با انجام عمليات پيشگيرانه بدي كيفيت و نتايج حاصل از آن در كيفيت خروجيها، امكان تصميم سازي استراتژيك را براي مديران فراهم مي سازد.

بـــــاتوجه به اينكه بخش قابل توجه هزينه هاي يك سازمان در قالب هزينه
هاي كيفيت سازماني قابل دسته بندي هستند لذا استفاده از روشهاي هزينه يابي كيفيت، امكان كنترل دقيق اغلب هزينه هاي محسوس و حتي غيرمحسوس هزينه ها را فراهم مي كند.

پروژه ها نيز از اين قاعده مستثني نيستند و يا حتي درصد قابل توجه تري از
هزينه هاي مازاد و قابل صرفه جويي كيفيت را نسبت به ساير انواع توليدي و... شامل مي شوند لزوم تحليل و بررسي كارشناسي در اين زمينه نمايان مي شود.

ساختار هزينه هاي كيفيت

طبق تعريف، هزينه هاي كيفيت شامل كليه
مخارجي هستند كه كليه عوامل اعم از توليدكننده، مصرف كننده و يا جامعه از بابت كيفيت محصـــــــــول يا خدمات متحمل مي شوند.(1) هزينه هاي مرتبط با كيفيت عبارتنداز: مخارج مربوط به پيشگيري از بروز عيب، هزينه هاي به كارگيري يا عمليات، فعاليتهاي ارزيابي كيفيت به اضافه خسارات ناشي از شكستهاي دروني و بيروني.

درمورد دسته بندي هزينه هاي كيفيت در پــــروژه نظرات گوناگوني وجود دارد كه رايج ترين اين دسته بنديها به قرار زير است
:

الف) هزينه هاي طرح ريزي، پشتيباني و پيگيري كيفيت
: اين دسته شامل كليه هزينه هايي هستند كه براي ايجاد سيستم، فرهنگ‌، و مديريت كيفيت جهت پيشگيري از وقوع ايرادات در محصولات وخدمات نهايي، صرف مي شود. هزينه هاي طراحي سيستم كيفيت، هزينه هاي آموزش، و هزينه هاي گزارشگيري در اين گروه قابل دسته بندي هستند.

ب) هــزينه هاي ارزيابي كيفيت
: شامل كليه هزينه هاي كنترلي از قبيل بازرسي و آزمون مواد ورودي به خط، مواد حين توليد ومحصولات نهايي،
ارزيابي
و مميزي سيستم كيفيت، ارزيابي پيمانكاران مي گردد. فعاليتهاي ارزيابي براي حصول اطمينان از اجراي طرحهاي مشخص شده در بخش طرح ريزي صورت مي گيرند.

پ) هـــزينه هاي شكست درون سازماني
: هزينه هاي شكست درواقع هزينه هاينرسيدن به كيفيت در فرايندهاي پيشگيرانه است. اين هزينه ها دو دسته اند شامل هزينه هايي كه در داخل ســـــازمان ايجاد مي شوند از قبيل هزينه هاي ضايعات و دورريز، هزينه هاي اصلاح مواد و قطعات فاقد كيفيت، هزينه هاي فروش محصول با قيمت كمتر، هزينه هاي متروك شدن اقلام انبار شده، هزينه هاي تورم نيروي كـــــار كنترل و ارزيابي كيفيت، و هزينه هاي مشابه كه در داخل سازمان به صورت مستقيم پرداخته مي شوند.

ت) هــــزينه هاي شكست برون سازماني: هزينه هاي شكست بروني شامل آن دسته
از هزينه هايي است كه پس خروج محصول به شركت به دليل برآورده نشده احتياجات مشتريان به شركت وارد مي آيد. برخي از اين هزينه ها عبارتند از هزينه هاي قطعات و مواد گارانتي يا ضمانت كيفيت كالا، هزينه هاي بازگرداندن محصول، هزينه هاي تعمير محصول دردست مشتريان، هزينه هاي از دست دادن مشتريان.

ساختار فعاليتها در پروژه ها

قبل از شروع تعريف هزينه هاي
كيفيت به تعريف چكيده اي در رابطه با پروژه و فعاليتهـــاي پروژه ها مي پردازيم پروژه مجموعه اي از فعاليتهاي به هم وابسته جهت برآوردن يك هدف است كه از سه ويژگي زير پيروي مي كند:

منحصر به فرد بودن (تاثير محيط، شرايط، نوع كارايي پروژه)؛

حجم بالاي فعاليتها؛

تكراري نبودن پروژه به صورت توليد انبوه
.
هر پروژه داراي يك ساختار شكست كار
(WBS) منحصر به فرد است كه به دليل تاثير عوامل محيطي حتي براي پروژه هاي مشابه نيز يكسان نخواهدبود. اما در كليات مجموعه فعاليتهاي پروژه ها مي توان به نوعي توافق دست يافت.

در اينجا براي اينكه بتوان روي هزينه هاي پروژه بحث كرد يك ساختار كلي
نمونه از فعاليتهاي پروژه معرفي مي شود. شكل شماره يك نمونه اي از ساختار مجموعه فعاليتهاي كلي پروژه ها را نشان مي دهد. اگر پروژه اي مجموعه اي از فعاليتهاي معرفي را نداشته باشد مي توان هزينه هاي مربوطه را درنظر نگرفت.

در هريك
از اين مجموعه فعاليتها، فعاليتهايي براي اطمينان از كيفيت انجام آنها و مطابقت آنها بـــــا اهداف پروژه طراحي، برنامه ريزي و اجرا مي شوند. براي شناسايي و اندازه گيري هزينه هاي كيفيت در پروژه، ابتدا بايد اين فعاليتها و نتايج حاصل از عدم انجام و يا انجام آنها شناسايي و در قالب دو گروه فعاليتهــــاي طرح ريزي و ارزيابي كيفيت طبقه بندي شود. سپس نتايج حاصل از عدم انجام يا انجام ناقص اين فعاليتها تحليل شده و در قالب هزينه هاي شكست درون و يا برون سازماني طبقه بندي كرد. بايد توجه داشت هر فعاليت پيشگيرانه اي بايد بر روي نتايج شكستها تاثير داشته و باعث كاهش آنها شود در غير اين صورت بايد فعاليت مربوطه حذف گردد.

بعداز ايجاد ساختار دسته بندي مناسب و به نظم درآوردن هزينه ها، مي توان
به بررسي و تحليل هزينه هاي عمده كيفيت و برنامه ريزي براي ايجاد چشم انداز مناسب در پروژه پرداخت.

آنچه كه از ديد مشتري يك پروژه مهم است را مي توان به سه دسته تقسيم كرد
: قيمت، كيفيت، و سرعت تحويل. بنابراين، هر چيزي كه باعث كاهش كيفيت محصول، افزايش هزينه عمليات، و تأخير در تحويل پروژه شود به عنــــــوان يك عامل مانع كيفيت، شناسايي مي گردد.

حال به تعيين و شناسايي فعاليتهايي كه در هر مجموعه فع
06:02 ق.ظ02/10/1383اليت جهت دستيابي به كيفيت صورت مــــــي گيرند و هزينه هاي كيفيت مي پردازيم:

 - 1
مرحله امكان سنجي اقتصادي و فني: هزينه بررسي كيفيت مطالعات فني، مكان
يابي و بررسيهاي اقتصادي در برابر هزينه هاي زيان ده بودن پروژه، و نرسيدن به توليد اسمي.

 - 2
مرحله تهيه مدارك استعلام: هزينه بررسي كيفيت مدارك فني استعلام در برابر هزينه اعمال تغييرات در طراحي و ساخت
.

 - 3
مرحله استعلام و بررسي پيمانكاران و انتخاب پيمانكار: هزينه جمع آوري
اطلاعات و بررسي سيستماتيك ارزيابي و انتخاب پيمانكاران در برابر هزينه هاي تأخير در ساخت.
 - 4
مرحله عقد قرارداد: الف - هزينه بيمه سرمايه پروژه در برابر هزينه بروز حوادث غيرمترقبه؛

ب - هزينه بازبيني فني - حقوقي قرارداد توسط متخصصان در برابر دستمزد آنها
.
 - 5
مرحله طراحي: هزينه انجام بازرسي و تاييد كيفيت نقشه ها توسط متخصص
حرفه اي در برابــــر دستمزد متخصصان و هزينه هاي دوباره كاري در فعاليتهاي سيويل و ساخت تجهيزات.
 - 6
مرحله انجام فعاليتهاي سيويل و ساختمان: هزينه بازرسي كيفيت كار بتن ريزي در برابر هزينه كيفيت نامطلوب بتن
.
 - 7
مرحله ساخت ماشين آلات: كنترل كيفيت حين ساخت در بــــرابر هزينه ها و زمان دوباره كاري
.
 - 8
مرحله خريد تجهيـزات و اقلام استاندارد: الف - مهندسي خريد اقلام
استاندارد در برابر عدم تطابق در اقلام استاندارد با نيازهاي پروژه؛
ب - كنترل اقلام حين تحـــــويل در برابر هزينه هاي بازگرداندن اقلام ارسال شده
.
 - 9
مرحله بسته بندي: هزينه كيفيت بسته بندي در برابر هزينه صدمات به محصولات
.
 - 10
مرحلـه بارگذاري وسايل حمل ونقل: هزينه هاي استفاده وسايل مناسب براي بارگيري در برابر هزينه صدمات به محصولات
.
 - 11
مرحله حمل ونقل: الف - هزينه استفاده از وسايل مناسب براي حمل ونقل در برابر هزينه تأخيرات حمل؛

ب - هزينه بيمه بار در برابر هزينه حوادث حين حمل و بارگيري
.
 - 12
مرحله بارگيري: هزينه ضايعات بارگيري
.
 - 13
مرحله انبارداري: هزينه نگهداري اقلام در انبار هزينه ضايعات نگهداري نامناسب در انبار
.
 - 14
مرحله نصب: هزينه دوباره كاري و تأخير به دليل اشكالات در طراحي و
اشكالات ساخت به دليل عدم تطبيق قطعات استاندارد، عـــــــدم تطبيق فونداسيون، عدم تطبيق ماشين آلات.
 - 15
مرحله تست منطقه اي يا تست سرد: الف - هزينه تست سرد در برابر هزينه تعيين منطقه بروز اشكال؛

ب - هزينه دوباره كاري در حين انجام تستها
.
 - 16
مرحله بارگذاري و تست گرم: هزينه هاي خطايابي در سيستم: هرچه كيفيت و
نظم انجام فعاليتها در مراحل قبل بهتر باشد اين هزينه ها كمتر خواهندبود.

 - 17
مرحله تحويل پروژه و پايان: هزينه عدم دريافت حسن انجام كار به دليل كيفيت نامطلوب
.

اكنـــــون با مشخص شدن فعاليتهاي طرح ريزي و كنترل و ارزيابي كيفيت در يك
پروژه و نتايج حــــاصل از اجراي آنها، به دسته بندي هزينه ها مي پردازيم. در اينجا به طور خلاصه به معرفي اجزاي اين هزينه ها پرداخته مي شود با ذكر اين توضيحات كافي درمورد همه گروههاي هزينه ها از حوصله اين مقاله خارج است.

الف) هزينه هاي طرح ريزي، پشتيباني و پيگيــــــري كيفيت. اين دسته شامل
كليه هزينه هايي هستند كه براي ايجاد سيستم، روش، فرهنگ، و مديريت كيفيت جهت پيشگيري از وقوع ايرادات در محصولات وخدمات نهايي، صرف مي شود. اصلي ترين گروههاي موجود در آن به قرار زير است:
الف - 1) هزينه هاي طرح ريزي كيفيت شامل هزينه فعاليتهايي كه براي تهيه
طرحهاي كيفيت مجموعه هاي مختلف پروژه، تهيه طرحهاي جامع كيفيت در پــروژه، سيستم اطلاعاتي هزينه يابي كيفيت، سيستم اطلاعاتي كيفيت، نظام استاندارد ايزو و تست قابليت برآورده كردن نيازها و... صـــــورت مي گيرد. همچنين هزينه هاي تهيه، تكثير و توزيع جزوات و مستندات مربوط به نحوه پياده كردن طرحهاي تهيه شده نيز در همين گروه لحــاظ مي گردد؛ الف - 2) هزينه هاي آموزش مانند هزينه هاي خريد كتاب، شركت در سمينارها، اياب و ذهاب و اقامت كارشناسان در داخل و خارج و دوره هاي توجيهي جهت انجام كار طبق دستورالعملها؛

الف - 3) هزينه استخدام نيروي انساني كارآمد و هزينه اضافي استخدام نيروهاي كيفي؛


الف - 4) هزينه هاي طراحي و كنترل فرايند عبارتند از هزينه فعاليتهاي
مرتبط با بررسي قابليتها و توانائيهايي به منظور كسب صحت اطمينان از فعاليتهايي كه در فرايند پروژه صورت مي گيرد؛

الف - 5) هـــزينه هاي گـــزارش دهي
: هزينه هاي گــــزارش دهي كيفيت كـــه در اين دسته بندي علاوه بر هزينه هاي نفر - ساعت موردنياز جهت انجام سيستم هاي گزارش دهي، بايد هزينه هاي اداري مربوطه را نيز لحاظ كرد؛
الف - 6) هزينه بررسيهاي فني و اقتصادي و مكان يابي. مرحله امكان سنجي فني
معمولاً امكان سنجي مناسب در جهت افزايش امكان موفقيت پـــروژه صورت مي گيرد لذا بايد هزينه هاي آن را جزو هزينه هاي كيفيت محسوب كرد؛ الف - 7) هزينه هاي بسته بندي اقلام شامل هزينــه هاي مواد و عمليات بسته بندي مجموعه هايي كه بايد حمل شوند؛
الف - 8) هزينه ارزيابي و كنترل فرايند بازرسي در فرايندهاي ساخت و راه اندازي؛

الف - 9) هزينه هاي اضافي استفاده از تجهيزات مناسب بارگيري و حمل؛
الف- 10) هزينه بيمه سرمايه پروژه هزينه هاي بيمه درواقع به عنوان هزينه هاي پيشگيرانه براي جلوگيري از توقف پروژه و اتمام منابع مالي به هنگام بروز حوادث است؛

الف - 11) هزينه بيمه بار جمع هزينه هاي بيمه كردن بار و فعاليتهاي مرتبط؛


ب) هزينه هاي ارزيابي. اين گروه هزينه ها براي ارزيابي و كنترل كيفيتها به
منظور تطابق با مشخصـــــات ذهني يا تدوين شده، صورت مي گيرند كه شامل موارد زير است:

ب - 1) هزينه هاي ارزيابي پيمانكاران فرعي و تامين كنندگان مواد، قطعات و
خدمات قبل از كار با پيمانكاران فرعي، لازم است كه از توانايي و قابليت آنها در برآورده كردن نيازمنديهاي مديريت و هدف پروژه اطمينان حاصل كرد. اين بند شامل هزينه هاي ارزيابي پيمانكاران مختلف فرعي طي فرايندهاي مختلف عملياتي پروژه مي گردد؛

ب - 2) هزينه هاي بازرسي و آزمايش وروديها مانند هـــزينه هاي اعزام
كارشناس به محل تامين كنندگان كالا و مواد است. هزينه هاي مواد مصرف شده براي آزمايش و هزينه هاي تست هاي مخرب جهت كنترل اقلام ورودي موردنيـــــاز پروژه در اين گروه دسته بندي مي گردد؛

ب - 3) بازرسي و آزمايش حين فرايند ساخت تجهيــــزات و فعاليتهاي ساختماني
مانند هزينه هاي نيروي كار، كنترل كيفيت جهت آزمايش و هزينه هاي خدمات مشاوره اي براي بازرسي اقلام حين ساخت است؛
ب - 4) بازرسي و آزمايش محصول نهايي يا تست گرم هزينه هايي است كه براي
مشخص كردن قابليت ارائه محصول به مشتري صرف مي شود. هزينه هاي بازرسي محصول به علت جلوگيـــــري از هزينه بيشتر به ندرت صفر مي شوند، ولي به جهت افزايش اشكالات، هزينه هاي بازرسي روند صعودي پيدا مي كنند.
ب - 5) هزينه هاي مميزي سيستم هاي كيفيت اين هزينه ها به منظور كسب
اطمينان از صحت انجام كليه عمليات مربوطه صورت گرفته اعم از بازرسي، كنترل فرايند، توسط بازرسان داخلي يا بازرسان خارجي انجام مي شود؛
ب - 6) هزينه هاي كنترل تجهيزات بازرسي و اندازه گيري عمده اين هزينه ها دربرگيرنده تدارك تجهيزات مناسب و كاليبراسيون آنهاست؛

ب - 7) بررسي كيفيت موجودي انبارها چنانچه اقلام سالم خريداري شده براي
مدت زمان زياد و يا در شرايط نامناسبي در انبارها، نگهداري شوند ممكن است مواد با افت كيفيت روبرو شوند، لذا در دوره هاي مختلف بايد موجودي انبارها موردبازرسي قرار گيرد. لذا كليه هزينه هاي مربوط به بررسي كيفيت موجوديهاي انبار يا انجام بازرسي و آزمونها در اين دسته قرار مي گيرد.
هزينه انبار گرداني براي حسابرسي شركت نبايد در اين سرفصل لحاظ گردد؛
ب - 8) هزينه بررسي كيفيت انجام فعاليتهاي امكان سنجي شامل كليه هزينه هاي پرسنلي، مشاوره اي و از دست رفتن زمان؛
ب - 9) هزينه بازرسي كار فرايند شامل كليه هزينه هاي بازرسي و تست عمليات؛

ب - 10) هزينه بازرسي و تاييد كييت نقشه ها در مرحله طراحي شامل هزينه بررسي كيفيت نقشه ها توسط شخص ثالث؛

ب - 11) هزينه بازبيني فني و حقوقي قرارداد شامل كليه هزينه هاي پرسنلي، مشاوره اي و از دست رفتن زمان؛

ب - 12) هزينه بررسي كيفيت مدارك فني استعلام شــامل كليه هزينه هاي پرسنلي، مشاوره اي و از دست رفتن زمان
.
پ) هزينه هاي شكست دروني پروژه: اين هزينه ها به نواقصي برمي گردد كه در
مراحل مختلف قبل از پايان فاز اختتاميه و رسيدن محصول به دست مشتري در پروژه رخ مي دهد و مديريت ازطريق بازرسي و آزمايش اقدام به تشخيص و رفع آنها مي كند كه خود شامل موارد گسترده زير است:
پ - 1) هزينه هاي دور ريز يا ضايعات مانند تغيير شكل ورقهاي فولادي به علت
بالا بودن دماي كوره هاي لعاب، كمتر شدن قطر پيچ از ميزان استاندارد تعيين شده؛
پ - 2) هزينه هاي تعمير و دوباره كاري در فرايندهاي ساخت از قبيل هزينه
دوباره كاري به دليل عدم تطابق قطعات استاندارد در مرحله نصب، هزينه دوباره كاري به دليل عدم تطابق فونــــــداسيون در مرحله نصب، هزينه دوباره كاري به دليل عدم تطابق ماشين آلات در مرحله نصب؛
پ - 3) هزينه هاي تحليل شكست هزينه هاي مربوط به بررسي و تحليل كارشناسي
علل بروز ايراد در پروژه و تدبير راه حلهاي رفع و جلوگيري از تكرار آنها را شامل مي شود مانند هزينه هاي گروه مهندسي، مشاوران، جلسات متعدد با حضور مديران و كارشناسان ارشد براي رفع علت وقوع ضايعات؛
پ - 4) هزينه تعميرو اصلاح اقلام معيوب دريافتي منظور دريافت از تامين كننده است مانند قطعات دريافتي از شركتهاي طراحي مهندسي؛

پ - 5) هزينه ضايعات ناشي از نگهداري نامناسب مواداوليه مانند غيرقابل
استفاده شدن سيمان به علت بارش باران، فاسد شدن لاستيك در زير نور آفتاب، زنگ زدگي فولاد در مجاورت رطوبت يا ريزش باران و فاسد شدن موادغذايي؛
پ - 6) هزينه هاي تست مجدد اقلام اصلاح شده. اين هزينه ها بايد از هزينه
هاي بازرسي و آزمايشهايي كه در شرايط عادي توليد انجــام مي شوند تفكيك شده و جداگانه محاسبه گردند؛
پ - 7) هزينه هاي درجه بندي كيفيت محصولات زير سطح قابل قبول و هزينه فروش
با قيمت پايين تر، به دليل مطابقت نداشتن مشخصه ها با محصولات استاندارد، در اين زيرگروه قرار دارند؛
پ - 8) هزينه حوادث حين بارگيري و حمل شامل آسيبهايي كه به دليل بسته بندي
نامناسب و يا استفاده از وسايل بارگيري و حمل نامناسب به محمـــوله ها وارد مي آيد. بخشي از اين هزينه ها مــي تواند از نوع تأخير ناشي از دوباره سازي باشد؛
پ - 9) هزينه اعمال تغييرات در مشخصات اوليه طرح. چنين تغييراتي كه در اثر
اشتباهات موجود در مدارك استعلام و مدارك فني قرارداد روي مي دهد مي تواند هزينه هاي سنگيني براي پروژه دربرداشته باشد؛
پ - 10) هــزينه حوادث غيرمترقبه شامل هزينه هاي حوادثي مثل سيل، آتش سوزي، زلزله، و تصادفات؛

پ - 11
) هزينه تعمير و اصلاح اقلام معيوب در مرحله تست گرم. اين گروه هزينه ها به دليل عدم انجام فعاليتهاي تضمين كيفيت در مراحل قبل رخ مي دهد.
ت) هزينه هاي شكست بيروني پروژه. گاهي به دليل به حدكافي كنترل نكردن بعضي
نواقص موجود در محصول موردنياز براي كاربر تا زمان رسيدن به دست وي مشخص نمي شود، لذا هزينه هايي كه پس از تحويل پروژه به مشتري به سازمان تحميل مي شوند در اين گروه قرار مي گيرند كه شامل موارد زير هستند:
ت - 1) هزينه هاي ضمانت مانند هزينه هاي گارانتـــي كه خود موارد گسترده
اي را شامل مي شود. مانند هزينه هاي نيروي انساني، قطعات جايگزين و... كه مديريت براي رفع نـــواقص در آنها اقدام به تعويض و اصلاح مي كند؛
ت - 2) هزينه كارشناسي براي بررسي و پاسخ به شكايات مشتريان و خسارات پرداختي؛

ت - 3) هزينه تأخيرات شامل جريمه ها و هزينه هاي ثابت پروژه؛

ت - 4) هزينه از دست دادن مشتريان. اين گونه هزينه ها را مي توان از روي تغييرات تقاضا و پروژه هاي ارائه به شركت تخمين زد؛

ت - 5) هزينه عدم دريافت حسن انجام كار: اغلب درصدي از مبلغ اجراي پروژه
در صورت راضي بودن كارفرما به مجـــريان پروژه داده مي شود. اين مبلغ وابسته به برآورده شدن كيفيتهاي اجراي پروژه است.
بنابراين، اولين نتيجه اي كه مي توان گرفت اين است كه هزينه هاي كنترل
كيفيت پروژه تنها در مرحله اجرايي واقع نمي شوند و براي رسيدن به كيفيت مطلوب و بهره وري بيشتر، بايد سيستم هزينه يابي كيفيت را در كليه مراحل پـــروژه پياده كرد.

كنترل فعاليتها و هزينه هاي پروژه

كنترل پروژه به معني اعمال
كنترل جهت انجام به موقع و به اندازه فعاليتها و همچنين كنترل هزينه هاي انجام فعاليتها است. در فعاليتهاي پروژه، تخصيص بودجه بيشتر يعني تخصيص منابع بيشتر و تقويت يك فعاليت است. براي اعمال كنترل روي انجام فعاليتها روشهايي مثل چك ليست فعاليتها، نمودار CPM براي تعيين فعاليتهاي بحراني، نمودار S-CURVE براي تعيين و كنترل درصد پيشرفت واقعي و مقايسه آن با درصد پيشرفت برنامه اي استفاده مي شود. اما اين روشها بيشتر مبتني بر كنترل انجام فعاليتها هستند وكمتر روشي توسعه داده شده است كه مربوط به تعيين صورت وضعيتهاي مالي و مرتبط سازي آن به كيفيت و كميت فعــــاليتهاي پروژه باشد. هزينه يابي كيفيت امكان انجام اين مهم را به مديريت پروژه ها مي دهد. برنامه ريزي براي تخصيص منابع به فعاليتهاي پيشگيرانه و فعاليتهاي ارزيابي مستلزم پيش بيني هزينه هاي شكست است. بسياري از اين هزينه ها، مثل جريمه تأخير در تحويل پروژه، در قرارداد ذكر مي شوند. علاوه بر اين، مي توان از سيستم هاي اطلاعات اجرايي براي تخمين هزينه كمك گرفت. نكته مهم در بهينه سازي هزينه، توجه به اين نكته است كه در نهايت نقطه بهينه جايي است كه مجموع هزينه هاي چهارگانه به حداقل برسند. براي دستيابي به اين نقطــــه مي توان چشم اندازهاي مختلف از هزينه هاي طرح ريزي و ارزيابي و نتايج آنها تدوين و سپس براساس معيار مجموع هزينه ها استــــراتژي اجرايي پروژه را مشخص و برنامه ريزي كرد.
بررسي هزينه هاي كيفيت در پروژه ها همچنين ابزاري براي مديريت به منظور
خود ارزيابي و انجام تصميم سازي درست براي بهبود عملكرد است.
بنابراين، در بررسي كيفيت اجــــراي پروژه علاوه بر زمان تحويل نهايي مي توان عامل هزينه ها را هم مدنظر قرار داد
.

نتيجه گيري

هزينه يابي كيفيت روشي ساده ولي پيشرفته براي
مديريت فعاليتهاي پروژه است. اطلاعات تفصيلي و اساسي امكان كنترل و برنامه ريزي و تصميم سازي بهتر را براي مديريت فــراهم مي سازد. اين ابزار همچنين مي تواند براي خود ارزيابي مديريت نيز مورد استفاده قرار گيرد.

در اين مقاله ابتدا چارچوب كلي و اهداف هزينه يابي كيفيت معرفي گرديد. سپس
در ادامه ضمن معرفي يك ساختار كلي براي فعاليتهاي پروژه ها، فعاليتهاي پيشگيرانه و نتايج حاصل از انجــام آنها در ساختار عمليات و هزينه هاي كلي پروژه معرفي گرديدند. در ادامه هزينه هاي پيشگيرانه و هزينه هاي شكست در قالب چهــار دسته اصلي هزينه هاي كيفيت گروه بندي و معرفي گرديدند. اين ساختار قابل استفــاده در قالب سيستم هاي حسابداري پروژه ها خواهد بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:58  توسط   | 

5S پنج اصل براي دستيابي به کيفيت عالي در محيط کار.

 

5S  يک سيستم کنترل ظاهر و از اصول سيستم توليد ناب مي باشد. 5s و کنترل هاي بصري ابزار هاي سازماندهي محيط کار هستند که زمينه لازم براي پيشرفت محيط کار را فراهم مي کنند. 5sو کنترل هاي بصري اطمينان حاصل مي سازد که براي هر چيز جايي وجود دارد و آن چيز همواره در جاي خودش است - تمييز و آماده استفاده.

5S مخفف پنج کلمه ژاپني مي باشد. اين کلمات عبارتند از :

Seiri - ساماندهي.

Seiton - نظم و ترتيب.

Seiso - پاکيزه سازي.

Seiketsu - استاندارد سازي.

Shitsuke - انضباط.

اين پنج کلمه از چهار رويه اجرايي و يک تعهد تشکيل شده است. يعني چهار کلمه اول رويه هايي را براي ايجاد وضع مطلوب پيشبيني مي کند و کلمه آخر تاکيد بر حفظ و بهبود وضع مطلوب دارد.

5S نه تنها به ايجاد شرايط مطلوب در محيط مي پردازد بلکه سعي دارد بر روي تک تک کارکنان تاثير گذاشته و به پرورش آن ها بپردازد. 5S باعث افزايش کيفيت تيم هاي متشکله نيز مي گردد و ارتباطات موجود در سازمان و يا کار خانه را تسهيل مي نمايد.

اکنون به شرح هر کدام از اين اصول مي پردازيم.

ساماندهي

در اين بخش ما در ابتدا سعي مي کنيم اشياء ضروري را از غير ضروري جدا سازيم. سپس ميزان بهينه هر يک از اقلام ضروري را از بعد کمي مشخص مي نماييم. از اهداف اين بخش تعيين معيار هايي براي حذف غير ضروري ها و به کارگيري مديريت اولويت ها و حذف علل آلودگي مي باشد.

در اين مرحله فقط ابزار و موادي که براي انجام کار هاي روز مره نياز است در محيط کار نگه داشته مي شود. اين کار ارتباطات بين کارکنان را نيز تسهيل مي کند.

فعاليت هاي زير در جهت ساماندهي به محيط پيشنهاد مي گردد :

دور ريختن اشيائي که به آن ها نياز نداريد.

مبارزه با علل آلودگي و نشت آن ها.

خانه تکاني و تميز کردن محل.

رفع عيوب و خرابي ها.

باز بيني پوششها و محفظه ها به منظور پيشگيري از نشت و آلودگي.

نظم و ترتيب

استقرار منظم و مرتب ماشين ها و اشياء به نحوي که اشياءمورد نياز در زمان مورد نظر و به مقدار مورد نياز در دسترس باشند. از اهدافي که براي اين بخش پيش بيني شده مي توان به استقرار و جايدهي مناسب اشياء و ايجاد نظم و ترتيب در محل کار و ارتقاء بهره وري از طريق حذف زمان تلف شده براي جستجوي اشياء اشاره کرد.

در اين بخش سعي بر اين است که به صورت بالقوه فعاليت هاي بروکراتيک از بين برود.

فعاليت هاي زير در جهت مرتب کردن محيط پيشنهاد مي گردد :

استقرار هر چيز در جاي ثابت با توجه به مسائلي چون ايمني و تسهيل در امور پاکيزه سازي.

نشانه گزاري محدوده ها و محل استقرار اشياء.

رعايت خطوط مستقيم و زواياي قائمه.

حذف پوشش ها و قفل ها.

پاکيزه سازي

در اين بخش ما به حذف اشياء زايد زباله آلودگي ها و مواد خارجي در جهت دستيابي به پاکيزگي در محيط کار دست مي زنيم. پاکيزه سازي را مي توان به عنوان نوعي بازبيني و رفع معايب جزئي به شمار آورد.

اين بخش باعث ايجاد يک محيط کاري امن مي گردد. در اين محيط مناطق مسئله دار سريعا تشخيص داده مي شوند. مهمترين مسئله اين بخش اين است که اجازه داده نشود آشغال و زباله در جاهاي دسته اول باقي بماند.

فعاليت هاي زير در جهت پاکيزه سازي محيط پيشنهاد مي گردد :

تمرين سريع 5S : در طي روز در يک مقطع زماني کوتاه مدت همه را وادار کنيد که به پاکيزه سازي محيط دست بزند.

ايجاد ليست هاي کنترل براي تميز کردن جاهايي که افراد آن ها را نمي بينند.

گنجاندن پاکيزه سازي در ليست وظايف افراد.

استاندارد سازي

نگهداري همه چيز در وضعيتي سامان يافته مرتب و پاکيزه حتي در زمينه هاي شخصي و مرتبط با آلودگي از تعاريف اين بخش مي باشد. از اهداف تعريفي براي اين بخش ايجاد استاندارد هايي اجرايي براي تداوم 5S و مديريت ديداري خلاق به منظور آشکار شدن نا همگوني ها و موارد غير عادي مي باشد.

به طور کلي اين بخش يک مشي ثابت براي انجام دادن اعمال و رويه ها ايجاد مي کند. به وسيله کنترل هاي ديداري که در اين بخش در محيط کار تعبيه مي گردد مي توان در انجام امور به ويژه موارد اضطراري تسهيلاتي را ايجاد کرد.

فعاليت هاي زير در جهت استاندارد سازي امور پيشنهاد مي گردد :

استفاده از علامت هاي مناسب مانند : نشانه هاي تاييد کننده و نشانه هاي اخطار دهنده و علامت هاي مکان نما.

ايجاد تمهيدات پيشگيري کننده از خطا.

استفاده از پوشش هاي شفاف.

استفاده از برچسب هاي حرارتي.

 

انضباط

انضباط به معني عادت به انجام هر کار به نحو صحيح مي باشد. هدف از انجام اين بخش سعي در ايجاد مشارکت کامل همه افراد در به وجود آوردن عادات صحيح و پيروي از مقررات مي باشد. به وسيله اجراي صحيح اين بخش ما بايد بتوانيم عادت به برقراري ارتباط و نترل نتايج آن را به نحو صحيح در افراد ايجاد کنيم.بدون انضباط محيط کار شما به راحتي مي تواند به صورت کثيف و آشفته اول در آيد. وقتي کارکنان از کار در محيط کاري خود احساس غرور کنند منجر به ارضاء شغلي بيشتر و خلاقيت بيشتر مي شود

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:55  توسط   | 

مفهوم كيفيت زندگي

 

كيفيت زندگي مفهومي است بسيار انتزاعي كه نمي توان براي آن تعريفي جامع و مانع ارائه داد. و به طور كلي تعريف مفهومي آن چندان ساده نيست ولي برحسب نياز مي توان براي آن تعاريف عملياتي ارائه كرد.

بحث كيفيت زندگي به تازگي در ادبيات توسعه پايدار و برنامه ريزي توسعه اجتماعي و مباحث اقتصاد نوين مطرح شده و جايگاه ويژه اي يافته است و دولت ها در سطح ملي و محلي و نيز موسسات متعددي بر روي سنجش و شاخص سازي آن كار مي كنند و شاخص هاي چندي براي سنجش آن معرفي شده است. در مقاله حاضر، كيفيت زندگي با توجه به تجربه هاي موجود و مفروضات زير تحليل خواهد شد:

·        كيفيت زندگي، مفهومي است چند وجهي و بررسي آن نياز دارد به اتخاذ رهيافتي ميان رشته اي و فرا- رشته اي

·        كيفيت زندگي امري است نسبي و نمي توان براي آن تعريفي ارائه داد كه آن را مطلق و جهاني فرض كند.

·      كيفيت زندگي به شدت از زمان و مكان متاثر است و مولفه ها و عوامل تشكيل دهنده اش با توجه به دوره زماني و مكان جغرافيايي فرق خواهند كرد.

·        كيفيت زندگي به مقدار زياد از ارزش ها متاثر است و در واقع طبق ارزش هاي فردي و اجتماعي و ملي تعريف مي شود.

·      كيفيت زندگي ضمن دارا بودن ابعاد عيني و وابستگي به شرايط عيني و بيروني، امري است ذهني و دروني و متصور و در نتيجه در نهايت به تصورات و ادراك فرد از واقعيت هاي زندگي بستگي دارد.

·      كيفيت زندگي مفهومي است كه ارزش واقعي آن زماني آشكار مي شود كه بخواهيم به سياست ها و برنامه هاي توسعه به ويژه در سطح محلي و محله اي جهت داده و پاراديم هاي منسوخ توسعه اقتصادي- اجتماعي را اصلاح كنيم.

·      كيفيت زندگي، خود يك پاراديم است و با پاراديم هاي توسعه پايدار و اقتصاد نوين همخواني بيشتري دارد تا پاراديم هاي متعارف اقتصاد و توسعه

·      كيفيت زندگي به عنوان يك گفتمان جهاني، واكنشي است طبيعي در برابر پي آمدهاي نامطلوب و آسيب هاي جدي كه سياست هاي مرسوم اقتصادي در سطح فردي، ملي و جهاني پديد آورده اند.

·        در عصر ديجيتال، بحث كيفيت زندگي مي تواند به عنوان مكانيسم بازخورد، ارزيابي و اصلاح مسير سياست هاي خرد و كلان عمل كند.

با توجه به مفروضات فوق شايد با بررسي سوابق سنجش كيفيت زندگي و آشنايي با شاخص هاي موجود آن بهتر بتوان به تعريف عملياتي اين مفهوم دست يافت.

در پايانبا مراجعه به سایت زیر كيفيت زندگي در كشور هاي مختلف جهان و رده بندي آنها در سال 2007 را مشاهده مي نماييد:

http://www.internationalliving.com/

 

با تشکر از اعضای محترم گروه پویا به خاطر تهیه ی مقاله

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:50  توسط   | 

مقدمه اي بر نظريه آشوب در مديريت کيفيت

 

چكيده

درطي سالهاي اخير که کيفيت به يکي از مهمترين فاکتورهاي توليد محصول تبديل شده است ، سازمانها براي بقاي خود ملزم به استفاده ازابزارهاي ارتقاي کيفيت هستند. يکي از اين ابزارها تئوري نظم غايي است.
اين نظريه به قولي پس از نظريات کوانتوم و نسبيت سومين
انقلاب علمي اين عصر به شمار مي رود. انگاره اصلي و کليدي تئوري آشوب اين است که در هر بي نظمي ، نظمي نهفته است. به اين معنا که نبايد نظم را تنها در يک مقياس جستجو کرد. پديده اي که در مقياس محلي، کاملا تصادفي و غيرقابل پيش بيني به نظر مي رسد، چه بسا در مقياس بزرگتر، کاملا پايا و قابل پيش بيني باشد.
معمولا درمحاورات روزمره، آشوب وآشفتگي نشانه بي نظمي وسازمان نيافتگي
تلقي مي شود وآثارمنفي آن درذهن جلوه مي‌نمايد. اما در واقع با پيدايش نگرش جديد وروشن شدن ابعاد علمي ونظري آن امروزه ديگر بي نظمي وآشوب به مفهوم سازمان نيافتگي ، ناكارايي ودرهم ريختگي تلقي نمي‌شود، بلكه بي نظمي وجود جنبه هاي غيرقابل پيش بيني واتفاقي درپديده هاي پوياست . در اين مقاله سعي شده است با استفاده از نقش خلاقانه بي نظمي وآشوب به حل مسائل پيچيده درمحيط‌هاي پرآشوب پرداخته شود تا با استفاده از خواص اين فرضيه به بهبود در کيفيت توليدات برسيم.

تئوري آشوب و مديريت
مديريت سنتي علمي با اصول
:
-
نقش مديران راهبردي؛

-
توجه به فرهنگ سازماني مشترک؛

-
تمرکز و توجه به وضعيت سود و زيان، بازگشت سرمايه و ريسک (مديريت ترازهاي مالي)؛

-
مشخص نمودن محدوده کار و فعاليت اصلي سازمان و برنامه ريزي جهت ايجاد ثبات سازماني
.
ديگر پاسخگوي شرايط بازار نيست. براي مسير جديد ديگر نقشه قديمي فايده
ندارد. هيچکس از مقصد يک سازمان نوآور در آينده آگاهي ندارد.البته مسير قابل پيش‌بيني است، ولي آگاهي از مقصد بايد در حين عمل به دست آيد.
مديران سازمان همچنانکه به پيش مي‌روند بايد بيافرينند،خلق کنند ومقصد
راکشف کنند. ديگر مسئول وفرمانده واحدهم وجودندارد. بايد شرايطي فراهم شود که از يک طرف رفتار صحيح سازماني در آن به صورت خودکار فعال شود ونظارت برساختارهاي سلسله مراتبي ،تخصيص بودجه ، تمرکز قدرت در رده بالاي سازماني و از طرف ديگر آزادي افراد براي ابراز نظريات موجب تناقض وتضاد در سطوح سازمان نشود.
چارچوب جديد مديريت الگو گرفته شده از تئوري آشوب که همه سطوح زيرين خود
را نيز دربرمي گيرد، درسازمانهاي پوياي امروزي به جاي درنظر داشتن الگوي خاصي ازعمليات (راهبرد)، تعامل موثري رادرنظرمي گيردکه امکان پديد آوردن يک الگوي جديد رافراهم مي آورد. به همين دليل براي توانايي درانجام طرحها يا کنترل آينده به مديران اصرار مي شودکه درهمه سطوح سازماني خود، شرايطي مناسب راگسترش دهند تابراي واکنش نسبت به وقايع وحوادث غيرمنتظره وپيش بيني نشده آمادگي کامل داشته باشند.
شرايط آشفته وخلاق، نمايانگرخلق غيرارادي نظم ازدرون آشفتگي است. دروهله
اول به نظرمي رسد آشفتگي حادثه سازاست، به همين دليل خيلي ها حالت پايداررادوست دارند. اما اين خاصيت سيستم هاي آشوبي است که در اين شرايط سيستم را به يک نظم خود سازمان داده شده ميل مي دهند. پس فعاليتهاي آشوبناک را دريابيد و با بهره گيري از آنها سازمان خود را در يک روند صعودي بهبود دهيد.
ضربان قلب، حرکت پاندولي ساعت، نوسانات اقتصادي و ميزان خطاي رخ داده در
يک سيستم همه به نوعي يک رفتار غير خطي پويا به حساب مي آيند. فرايند آشوب نيز در سيستم هاي غير خطي پويا، مورد بررسي قرار مي گيرد.
سيستم داراي فرايند آشوبناک نوساناتي را ايجاد مي کند که دوره آن اساسا بي
نهايت است. به عبارت ديگر چرخه هاي يک سيستم آشوبناک هرگز تکرار نمي شوند. چرخه‌هاي غير تکراري در يک سيستم آشوبي به اين علت به وجود مي‌آيند که مرزهاي غير خطي‌اش باعث مي شوند، حرکت آن به سمت جلو و عقب کشيده شود. به طوري که بر روي مسيرهاي قبلي اش منطبق نباشد.اين حرکتها و جلو و عقب رفتن ها در واقع باعث مي شود تا يک سيستم آشوبي، به شرايط اوليه اش بسيار حساس باشد.اگر يک يا تعدادي از شرايط اوليه تغيير بسيارکمي کند، مسير زماني جديد سيستم از مسير قبلي اش جدا خواهد شد.بنابراين در تعريف آشوب مي توان گفت:
آشوب يک فرايند خطي غير معين است که تصادفي نيست، ولي تصادفي به نظر
مي‌رسد. دليل اصلي نوسانات خروجي، مکانيزم هاي دروني متعلق به سيستم غير‌خطي مولد داده‌هاست و نه وقوع شوک‌هاي خارجي.
پس در ابتدا بايد غير خطي بودن سيستم به کمک آزمونهاي مورد نياز (سري هاي
زماني مثل سري آزمونهاي نمايي لياپانوف‌، آزمون شبکه هاي عصبي وايت و يا آزمون مستقيم همبستگي) کشف شود تا مشخص شود که فرايند مولد داده ها يک فرايند غير خطي و معين است يا خير.
بنابراين بايد از مدل هاي غير خطي در اين زمينه ياري جست. نظريه آشوب که
از توسعه نظريه عمومي سيستم ها حاصل مي‌شود، بيان مي کند که يک سيستم پيچيده، سيستمي است که شامل تعداد زيادي از عاملان و واسطه ها باشد که از طرق مختلف بر يکديگر اثرگذار باشند. اگر اين عاملان ، اعمالشان را در اثر حوادث در فرايند تاثير گذاري تغيير دهند، چنين سيستمي آشوبي ناميده مي شود.
با بررسي مقالات و کتب مربوط به نظريه آشوب براحتي مي توان دريافت که
تمامي محققان در اين زمينه هم‌قول هستند که برنامه‌ريزي بلند مدت و استراتژيک در محيط بي نظم و آشوبناک کاري بيهوده و عبث است. اگر کسي اين قضيه را بپذيرد که محرک موفقيت بي نظمي است پس تمامي شکلهاي برنامه ريزي بلند مدت کاملا غير موثر است.

تئوري آشوب در کنترل کيفيت
مدل
هاي آشوبناک از جمله مدل هاي غير خطي معيني هستند که قادرند با فرضهاي خاصي رفتارهاي بسيار پيچيده اي به وجود آورند. بر اين اساس مي توان از اين تئوري براي بهبود کنترل کيفيت در خطوط توليد استفاده کرد.
سوال اساسي اين است که آيا مدلي به طور دقيق و کامل که تبيين کننده رفتار
خطا در خط توليد باشد وجود دارد؟ يا اينکه رفتار اقلام معيوب توليد شده در يک خط توليد تصادفي است؟ حال اگر وقوع خطا تصادفي باشد، مدلي که بتواند پاسخ دقيقتري را نسبت به مدل هاي مرسوم پيش رو بگذارد، مورد استفاده قرار مي گيرد.
با استفاده از اين نظريه مي توان گفت با تغييرات جزئي در بالا بردن سطوح
کيفيت محصول مي توان به تغييرات مطلوب و بسيار موثري در محصول نهايي رسيد. مي‌توان بي نظميها و خرابيها راتک تک مشاهده کرد وبا بررسي کلي آنها به يک نظم درعلت اين خرابيها رسيد تا نقص مورد نظر رفع شود. شايد در ابتدا، اين مشکلات بي نظم و آشوبناک به نظر آيند، اما در درازمدت و با تکرار، الگوي منظمي از خود نشان خواهند داد.
تئوري آشوب درصدد جستجوي نظم در رفتار به ظاهر تصادفي پديده ها ست. نظريه
آشوب اين فرض را مطرح مي‌کند که رخداد يک عيب در خط توليد از يک رابطه رياضي غير خطي تبعيت مي كند و در نتيجه در صورت آگاهي دقيقتر از شرايط اوليه اش، قابل پيش بيني است. اگر اين فرض اثبات شود ، مي توان اين تئوري را در مدل‌هاي ديناميکي غير خطي پيچيده براي کنترل کيفيت به کار گرفت.
با بکار گيري تئوري آشوب در کنترل کيفيت مي توان به اين سوال پاسخ داد که
آيا دليل اصلي وجود قطعات يا کالاي معيوب در خط توليد ، مکانيزم هاي دروني خود سيستم است و يا وقوع شوک هاي خارجي و کاملا تصادفي؟ ممکن است جمع آوري غلط داده ها و يا خطاهاي احتمالي در هنگام محاسبات، موجب کاهش کيفيت و کارايي خط توليد شده باشد. زيرا بر اساس اثر پروانه‌اي ( BUTTERFLY EFFECT) تئوري آشوب، حتي يک داده غلط هم ممکن است منجر به يک اشتباه بزرگ شود .
بر اساس مفروضات اين تئوري مي توان چنين نتيجه گرفت که روشهاي نمونه گيري
به طورکلي رد مي شوند و درمقابل، تصادفي بودن نمونه گيري، صحت داده ها را اثبات مي کند.همچنين بايد الگوها را بشناسيم.ابتدا بايد ببينيم کوچکترين جزء سيستم که رفتارش در بخشهاي بالايي به طور مشابه تکرار مي شود، چيست. براي بررسي خطاها بايد به سراغ کوچکترين واحد جزء پذيري که مي توان روي آن بحث کرد، رفت. زيرا اگر سيستم کنترل کيفيت ما جوابگوي خط توليد نباشد و نتواند ميزان سطح قطعات معيوب آن را کاهش دهد، بايد در ريزترين قطعه يک محصول و يا کوچکترين واحد کاري که در خط توليد، براي به دست آوردن يک محصول کار انجام مي شود(چه توليدي و چه مونتاژ) بررسي موشکافانه صورت پذيرد تا بتوان علت نقص را در محصول پيدا کرد. دراين صورت عملکرد ناصحيح کوچکترين جزء است که اين عيب را تا بالاترين سطح کار که توليد محصول نهايي است، پيش مي‌برد و بي نظمي و آشوب پيش بيني نشده‌اي را در سيستم به وجود مي آورد.
نتيجه گيري

پيدا کردن فرايند آشوبي در ادبيات کنترل کيفيت و روشهاي محاسباتي،
دشوارترين قسمت کار است و در مورد آن نمي‌توان ادعا کرد روشهاي مورد نظر بخوبي قادر به تشخيص يک فرايند خطي يا اختلالات تصادفي از يک فرايند غير خطي معين(آشوب) باشند. اما با وجود اين کاستيها مي توان به طور کلي نتيجه گرفت که با توجه به احتمال وجود فرايند آشوبي استفاده از معادلات خطي و پيش بيني آنها در برخي از موارد نتايج گمراه کننده اي به همراه داشته است.از لحاظ تصميمات اتخاذ شده در مورد سياستهاي کنترل کيفيتي نيز مي‌توان گفت که بايد دقت عمل بيشتري شود تا در صورت وجود فرايند هاي آشوبي، تصميماتمان منجر به ايجاد بي نظمي در روند متغيرها نشود و شرايط پيچيده حاکم بر آنها را به مراتب پيچيده تر و در نتيجه غير قابل کنترل نکند.
سعي اين مقاله برآن است كه مهندسان صنايع را با اين واقعيت رودررو سازد كه
آينده بلندمدت هر مجموعه توليدي غيرقابل شناخت و تشخيص است وآنها بايد بدانند كه نوآوري مستمر و مداوم و نه ثبات و پايداري ، تنها رمز موفقيت دردنياي امروز است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:50  توسط   | 

   از حدود 50 سال پیش جوایز کیفیت به عنوان ابزاری جهت ارزیابی و مقایسه سازمان ها با یکدیگر مورد توجه دولت ها و صاحبان صنایع قرار گرفت.

    قدیمی ترین جایزه ملی کیفت  " جایزه دمینگ "  است که در سال 1950 توسط دبلیو ادوارد دمینگ در ژاپن ایجاد شد.

    در سال 1987 جایزه ملی کیفیت آمریکا به نام  " جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج "  معرفی شد.

   یک سال بعد در سال 1988چهارده مدیر برگزیده و مشهور از کمپانی های بزرگ اروپایی جهت ایجاد جایزه در سطح اروپا به توافق رسیدند و آن را تحت نام EFQM

European Foundation For Quality Management

( بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ) منتشر کردند .

   این جایزه در مدت زمان کوتاهی نه تنها در سطح اروپا مورد استقبال قرار گرفت ، بلکه در سایر کشورها نیز با اقبال روبرو شد .

   هم اینک در بیش از70 کشور ، جوایزی تحت عنوان جایزه ملی کیفیت ، جایزه کیفیت و بهره وری ، جایزه برتری جویی و جایزه تعالی سازمانی ایجاد شده است.

    همچنین 13 کشور عضو سازمان بهره وری آسیایی ( APO ) جوایزی تحت عنوان جایزه کیفی انتخاب کرده اند که 7 کشور آن در زمره کشورهای اسلامی قرار دارند.

    بسیاری از این جوایز بر پایه یکی از سه جایزه معتبر دمینگ ، جایزه ملی کیفیت مالکوم بالاریج و جایزه کیفیت اروپایی ( EFQM ) طرح ریزی شده است .

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:6  توسط نسرین محبتی  | 

    هفته كيفيت:

در سال1965 سازمان كيفيت اروپا «هفته كيفيت» را در سطح اروپا به رسميت شناخت. همه ساله هفته كيفيت از دومين پنج شنبه ماه نوامبر آغاز مي شود. در بعضي از كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و پرتغال سرتاسر ماه نوامبر توسعه داده شده و به عنوان ماه كيفيت نام گذاري شده است.
    اما از سال1990 »روز جهاني كيفيت« از طرف سازمان ملل رسميت يافت، روز جهاني كيفيت بر عكس مناسبت هاي ديگر، روز ثابتي در ماههاي سال نيست.
    سازمان ملل روز جهاني كيفيت را دومين پنجشنبه ماه نوامبر تعيين كرده است.
    با توجه به چرخش هفته، ماه و سال، اين روز مي تواند از روز8 نوامبر (وقتيكه نوامبر از پنجشنبه شروع شده باشد) تا روز14 نوامبر (وقتيكه نوامبر از روز جمعه شروع شده باشد) متغيير باشد. از نظر سازمان ملل متحد منظور و هدف از تعيين واعلام روز جهاني كيفيت »افزايش آگاهي در سطح جهان نسبت به اهميت كيفيت و تاثير كيفيت بر رشد و تعالي سازمانها و كشور است«. در ايران براي اولين بار روز كيفيت در سال1380 مطرح شد و طي مراسمي به دعوت عده اي از علاقمندان و دست اندركاران بزرگداشت اين روز در پنجشنبه8 نوامبر2001 برگزار شد. در تقويم رسمي ايران روز18  آبانماه به عنوان روز ملي كيفيت تعيين شده است.
    بنيانگذاران كيفيت
    به نظر تمامي صاحبنظران در بين شخصيت هاي متعددي كه طي قرن گذشته در جنبش جهاني كيفيت تاثير گذار بوده و زمينه كيفيت و مديريت كيفيت نقش مهم و اساسي ايفا كرده اند، پنج نفر از همه بالاتر قرار مي گيرند كه عبارتند از دكتر ادواردز دمينگ، دكتر جوزف جوران، دكتر فيليپ كرازبي، دكتر كائورو ايشيكاوا و دكتر ارمند فيگنبام. متاسفانه امروزه دمينگ، كرازبي و ايشيكاوا در بين ما نيستند، اما اثر وجودي آنها در تاريخ تحول كيفيت، جاودان است. دكتر جوزف جوران هر چند كه به علت داشتن بيش از يكصد سال سن امكان حركت فيزيكي مانند گذشته وجود ندارد،‌اما زندگي فكري وي با كمال سلامتي به طور فعال ادامه دارد.
    شخصيت بزرگ باقيمانده ديگر در علم كيفيت دكتر ارمند فيگنبام است. آقاي دكتر فيگنبام تنها فردي است كه در سال1963 با چاپ كتاب
TOTAL QUALITY CONTROL نشان داد كه كيفيت تنها مربوط به خط توليد نمي شود و بايد سراسر سازمان از خطوط مقدم گرفته تا واحدهاي ستادي و مديريتي و يا بخش هاي خدماتي، همه كيفيت را مورد توجه قرار دهند. در واقع او اولين نفري بود كه به كيفيت جامعيت بخشيد و آن را در كل سازمان توسعه بخشيد. صاحبنظران دكتر فيگنبام را اولين نفر در موضوع Total Quality Management از جهت رويكرد Total مي شناسند و آنرا مبتكر و ابداع كننده TQM مي دانند. از آنجايي كه علوم مختلف وابسته به يكديگرند، جنبه يك بعدي ندارند و داراي ابعاد مختلفي هستند و به همين دليل مي
    بايست صاحبنظران در تكامل آن موضوع و يا پديده مشاركت كنند.
    

 

 


    در هر حال وقتي ميزان نقش يك فرد در تحول مقوله اي، در تراز سنجش و مقايسه تاريخي قرار مي دهيم مي توان بدون
    نفي نقش سايرين، بر اهميت نقش يك فرد تاكيد داشت. چنانچه در موضوع
TQM نقش دكتر جوران بسيار شاخص و در اين زمينه نسبت به ساير صاحبنظران بيشتر است.
    نگاهي به آينده
    در سيزدهمين كنفرانس بين المللي كيفيت كه به ميزباني اتحاديه دانشمندان و مهندسان ژاپن با مشاركت جامعه كيفيت آمريكا و سازمان كيفيت اروپا و همچنين آكادمي بين المللي كيفيت در توكيو در روزهاي13 الي16 سپتامبر2005 برگزار شد، آقاي دكتر ارمند فيگنبام (عضو افتخاري جامعه كيفيت آمريكا و موسس آكادمي بين المللي كيفيت) به عنوان يكي از مهمترين شخصيت هاي برجسته و پيشرو در زمينه كيفيت براي ايراد سخنراني كليدي در مراسم افتتاحيه دعوت شده بود. آقاي دكتر فيگنبام بر اساس شعار كنفرانس (تكامل كيفيت، راه رشد پايدار) موضوع سخنراني تاريخي خود را « رشد بين المللي كيفيت» قرار داده بود.

 

 

با تشکر از اعضای گروه علمی مهندسی پویا به خاطر تهیه ی مقاله 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:4  توسط   | 

جايزه‌ كيفيت‌ بالدريج‌

‌جايزه‌ ملي‌ كيفيت‌ مالكولم‌ بالدريج‌ يك‌ جايزه‌ سالانه‌ براي‌ شركتهاي‌ آمريكايي‌ به‌منظور دستيابي‌ به‌ اهداف‌ كيفي‌ و تجارت‌ مناسب‌ است. اهداف‌ اين‌ جايزه، ارتقاء آگاهي‌ از كيفيت‌ به‌عنوان‌ يك‌ عنصر مهم‌ افزايش‌ در رقابت، فهم‌ نيازمنديهاي‌ اجراي‌ عالي‌ و سهيم‌ شدن‌ در اطلاعات‌ است‌اين‌ جايزه، سه‌ گروه‌ واجد شرايط‌ را دربردارد: شركتهاي‌ ساخت‌ و توليد، شركتهاي‌ خدماتي‌ و سازمانهاي‌ تجاري‌ كوچك، همچنين‌ به‌منظور آنكه‌ دريافت‌ جايزه‌ بالدريج‌ عمومي‌ گردد، انتظار مي‌رود كه‌ دريافت‌كنندگان‌ جوايز، اطلاعات‌ به‌دست‌آمده‌ درمورد استراتژي‌هاي‌ اجرايي‌ موفقيتشان‌ را دراختيار ساير شركتها قرار دهند. ‌ ‌جايزه‌ بالدريج‌ يك‌ نشان‌ شيشه‌اي‌ با ارتفاع‌ 14 اينچ‌ بوده‌ و تاكنون‌ جوايز زير اهداء گرديده‌ است، سال‌ 1988: شركت‌ موتورولا، سال‌ 1989:شركت‌ ميليكن، 1990: شركت‌ موتور كاديلاك، 1991: شركت‌ صنايع‌ مارلو ،AT&T :1992، شركت‌ لاستيك‌ ايمز 1993، 1996: ارتباطات‌ مشتري شركتAT&T ،  صنايع‌ آرمسترانگ1995.

‌فرايند گزينش‌ توسط‌ گروه‌ داوران‌ موردارزيابي‌ قرار مي‌گيرد. متقاضيان‌ با نمره‌ بالاتر براي‌ بازديد از محل‌ كارخانه‌ انتخاب‌ مي‌شوند. متقاضيان‌ پس‌ از اين‌ بازديد، بازخور مكتوبي‌ را جهت‌ ايجاد بهبود در مديريت‌ كيفيت‌ خود دريافت‌ مي‌كنند. ‌ ‌معيارهاي‌ موجود در جايزه‌ ملي‌ كيفيت‌ بالدريج، سه‌ نقش‌ عمده‌ در رقابت‌ شركتها بازي‌ مي‌كند:

الف( در بهبود عملكرد اجرايي‌ شركتها و همچنين‌ توانايي‌ آنها كمك‌ مي‌كند.
ب
(ارتباطات‌ را تسهيل‌ كرده‌ و همچنين‌ اطلاعات‌ اجرايي‌ دربين‌ شركتهاي‌ مختلف‌ را دراختيار بقيه‌ قرار مي‌دهد.
ج
( ابزاري‌ براي‌ مديريت‌ فراهم‌ مي‌گردد تا با استفاده‌ از آن‌ بتواند اجرا، عملكرد، برنامه‌ريزي، آموزش‌ و ارزيابي‌ را تقويت‌ كند.

‌معيارهاي‌ جايزه‌ بالدريج، نگرش‌ قابل‌ قبولي‌ براي‌ مطابقت‌ با مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ درهر سازمان‌ فراهم‌ مي‌آورد. اين‌ معيارها برپايه‌ 10 مفهوم‌ هستند:

- 1كيفيت‌ مشتري-گرا: كيفيت‌ توسط‌ مشتريان‌ موردقضاوت‌ قرار مي‌گيرد. بنابراين‌ چنانچه‌ درتمامي‌ مراحل، مشتري‌ درنظر گرفته‌ شده‌ باشد دراين‌ صورت‌ محصول‌ منجر به‌ رضايت‌ مشتري‌ مي‌گردد. بنابراين‌ ضروري‌ است‌ كه‌ نياز مشتري‌ و بازار شناسايي‌ شده‌ و توسط‌ فاكتورهايي‌ موردسنجش‌ قرار گيرد تا با فعاليتهاي‌ لازم، منجر به‌ رضايت‌ مشتري‌ شود.

- 2رهبري: نياز است‌ كه‌ فرد اول‌ سازمان، جهتهاي‌ حركت‌ سازمان‌ را براي‌ رضايت‌ مشتري‌ به‌صورت‌ واضح‌ با انتظارات‌ والا تنظيم‌ كند.

- 3بهبود مستمر و يادگيري: دستيابي‌ به‌ بالاترين‌ سطح‌ عملكرد سازماني‌ نيازمند داشتن‌ يك‌ شيوه‌ براي‌ بهبود مستمر است. كلمه‌ <بهبود مستمر>، هم‌ دلالت‌ دارد بر افزايشي‌ بودن‌ موضوع‌ و هم‌ به‌ آني‌ و پيشرفت‌ لحظه‌اي‌ آن. بهبود مستمر تنها به‌ مفهوم‌ ارائه‌ محصول‌ و خدمت‌ بهتر نيست‌ بلكه‌ تمامي‌ اهداف‌ سازمان‌ را كه‌ از استراتژي‌ مديريت‌ ارشد سرچشمه‌ مي‌گيرد شامل‌ مي‌شود.

- 4اهميت‌ دادن‌ به‌ كاركنان: موفقيت‌ سازمان‌ در بهبود عملكرد، خود وابستگي‌ كامل‌ به‌ مهارت‌ و تحرك‌ نيروهاي‌ سازمان‌ دارد.

- 5واكنش‌ سريع: بازارهاي‌ رقابت‌ موفق‌ داراي‌ چرخه‌هاي‌ كوتاه‌ براي‌ ايجاد محصول‌ جديد يا بهبود محصولات‌ موجودند. هم‌اكنون‌ پاسخگويي‌ به‌ مشتريان‌ و نياز آنها و داشتن‌ يك‌ روش‌ انعطاف‌پذير براي‌ ايجاد يك‌ قابليت، يكي‌ از نيازمنديهاي‌ اساسي‌ است.

- 6كيفيت‌ طراحي‌ و پيشگيري: مديريت‌ بايستي‌ تاكيد زيادي‌ روي‌ مساله‌ كيفيت‌ طراحي‌ و همچنين‌ جلوگيري‌ از اتلاف‌ داشته‌ باشد كه‌ از ساختاردهي‌ كيفيت‌ در محصول‌ يا خدمات‌ و فرايندهاي‌ توليد و تحويل‌ به‌دست‌ مي‌آيد.

- 7چشم‌انداز وسيع‌ آينده: مديريت‌ سازمان‌ بايستي‌ همواره‌ به‌صورت‌ كلان‌ تمامي‌ جوانب‌ مرتبط‌ با سازمان‌ را درنظر داشته‌ و تصميمات‌ و برنامه‌ريزيهاي‌ خود را مبتني‌ بر اين‌ نگرشها كند.

- 8مديريت‌ با واقعيت: يك‌ سيستم‌ مديريت‌ پيشرفته، بايستي‌ برپايه‌ يك‌ چارچوب‌ اندازه‌گيري، اطلاعات‌ و تجزيه‌وتحليل‌ باشد. اندازه‌گيري‌ بايستي‌ از استراتژي‌ شركت‌ و از تمامي‌ مواردي‌ كه‌ روي‌ فرايند و خروجيها تاثير مي‌گذارند. سرچشمه‌ گرفته‌ شده‌ باشد.

- 9توسعه‌ مشاركت: سازمانها بايستي‌ مشاركتي‌ با مشتريان، كارمندان، تامين‌كنندگان‌ و سازمانهاي‌ آموزشي‌ ايجاد كنند. مشاركت‌ ممكن‌ است‌ به‌صورت‌ داخلي‌ يا خارجي‌ باشد.

- 10مسئوليت‌ اجتماعي‌ و شهروندي: ايجاد مسئوليت‌ برمي‌گردد به‌ انتظارات‌ اوليه‌ سازماني‌ كه‌ درارتباط‌ با مسائلي‌ ازقبيل‌ ايمني‌ و سلامت‌ محصول‌ و همچنين‌ ساير موارد در طول‌ عمر محصول‌ و يا خدمات‌ انتظار مي‌رود. كه‌ اين‌ مسئوليتها بايستي‌ در نقاط‌ مختلف‌ سازمان‌ و براي‌ افراد مختلف‌ تعيين‌ شده‌ باشد.

معيارهاي‌ جايزه‌ بالدريج:

رهبري‌ مديريت‌ ارشد   برنامه‌ريزي‌ استراتژيك           تمركز روي مشتريان‌ و بازار اطلاعات‌ و تجزيه‌وتحليل‌ آنها   تاكيد بر مديريت‌ منابع‌ انساني   مديريت‌ كيفيت‌ فرايند   نتايج‌ عملياتي



 چگونگي‌ پخش‌ امتيازات‌

‌موارد هفت‌گانه‌ معيارهاي‌ بالدريج‌ به‌ زيرگروههاي‌ زير تقسيم‌ مي‌گردند. در جدول‌ شماره‌ يك‌ معيارها با زير معيارهاي‌ مربوطه‌ و امتيازات‌ هر آيتم‌ مشخص‌ گرديده‌ است.

 

 

1- رهبرى

رهبرى سازمان

مسئوليتها و اختيارات و روابط سازمانى

امتياز125

85

40

2- برنامه ريزى استراتژيك

توسعه استراتژى

- بسط استراتژى در سازمان

امتياز 85

40

45

3- تمركز روى مشترى و بازار

دانش مشترى و بازار

رضايت و ارتباط با مشترى

امتياز 85

40

45

4- اطلاعات و تجزيه و تحليل آنها

اندازه گيرى عملكرد سازمان

- تحليل عملكرد سازمان

 

امتياز 85

40

45

5- تمركز روى منابع انسانى

سيستمهاى كارى

آموزش و توسعه كاركنان

مشاركت و رضايت پرسنل

امتياز 85

35

25

25

6- مدير فرآيند

فرآيندهاى محصول و خدمات

- فرآيندهاى حمايتى (جانبى)

فرآيندهاى مربوط به تامين كنندگان و شركا

امتياز 85

55

15

15

7- نتايج تجارى

نتايج مربوط به مشترى گرايى

نتايج مالى و بازار

- نتايج مربوط به منابع انسانى

نتايج مربوط به پيمانكاران فرعى

نتايج مربوط به اثربخشى سازمانى

امتياز 450

115

115

80

25

115



نحوه‌ امتيازدهي‌ در جايزه‌ بالدريج‌

‌امتيازدهندگان‌ معيارهاي‌ بالدريج‌ پس‌ از مشاهده‌ سازمان‌ باتوجه‌ به‌ موارد زير اقدام‌ به‌ امتيازدهي‌ مي‌كنند. چگونگي‌ برآورده‌ كردن‌ نيازها و محل‌ رديابي‌ آن‌ بايستي‌ مشخص‌ باشد.
‌براي‌ امتيازدهي‌ يك‌ مورد، امتيازدهنده‌ ابتدا بهترين‌ دامنه‌
امتيازي‌ را كه‌ با آن‌ موردهماهنگي‌ دارد، انتخاب‌ مي‌كند (مثلاً‌ 60-50). اين‌ تصميم‌گيري‌ نياز به‌ توافق‌ كلي‌ ندارد. امتياز واقعي‌ در داخل‌ دامنه‌ تعيين‌ شده، به‌ قضاوت‌ امتيازدهنده‌ در ارتباط‌ با آن‌ موردبستگي‌ دارد.

توجه: معيارها به‌ دو قسمت‌ شيوه‌ و نتايج‌ تقسيم‌ شده‌اند كه: در قسمت‌ موارد شيوه‌ها، امتياز 50% بيان‌ مي‌كند كه‌ شيوه‌ موردنظر اهداف‌ اوليه‌ اين‌ مورد را پوشش‌ مي‌دهد. امتيازات‌ بالاتر بلوغ، تكامل‌ و دستيابي‌ بالاتر را بيان‌ مي‌كنند.
‌در قسمت‌ نتايج، امتياز 50% يك‌ روند بهبود مشخصي‌ را در رابطه‌ با آن‌
مورد بيان‌ مي‌دارد. امتيازات‌ بالاتر بهبود بيشتري‌ را درمورد عملكرد مشخص‌ مي‌سازد.

مقايسه‌ استاندارد ايزو 9000 با جايزه‌ مالكولم‌ بالدريج‌

مقايسه‌ اين‌ استاندارد نياز دارد كه
:

سيستم‌هاي‌ كيفيت‌ لازم‌ تعريف‌ گردد;
براي‌ هر نيازمندي‌ استاندارد، يك‌ مدرك‌ شيئي‌ وجود داشته‌ باشد
;
مستندات، تحت‌ كنترل، به‌ روز و كامل‌ باشد
;
مميزيهاي‌ دوره‌اي‌ انجام‌ شود تا اطمينان‌ حاصل‌ گردد كه‌ نيازمنديها پوشش‌ داده‌ مي‌شود
.

جايزه‌ ملي‌ كيفيت‌ مالكولم‌ بالدريج‌ جستجو مي‌كند كه:
بهترين‌ سيستم‌هاي‌ كيفيت‌ تدوين‌ گردد
;
براي‌ كيفيت‌ محصول، مدرك‌ واضحي‌ وجود داشته‌ باشد
;
وجود مدرك‌ واضحي‌ براي‌ مشتري‌گرايي
;
مميزي، يكبار انجام‌ شود
.

اجراي‌ جايزه‌ ملي‌ كيفيت‌ بالدريج‌

‌اجراي‌ اين‌ جايزه‌ توسط‌ انجمن‌ كيفيت‌ آمريكا صورت‌ مي‌پذيرد. مرور امتيازدهي‌ و قضاوت‌ براي‌ تقاضاها شامل‌ مشاهده‌ سازمان، توسط‌ صدها سازمان‌ داوطلب‌ از شركتهاي‌ آمريكايي، دانشگاهها، دولت، مشاوران‌ و ساير سازمانها انجام‌ مي‌پذيرد. اين‌ داوطلبان‌ نقش‌ كليدي‌ بسيار موثري‌ دارند.
‌هيئت‌ ناظران، سازمان‌ را با سوالاتي‌ درمورد فرايند موردبررسي‌ قرار
مي‌دهند تا از انجام‌ فرايندهاي‌ مناسب‌ و ايجاد بهبود مستمر، اطمينان‌ حاصل‌ كنند اما ناظران‌ در قضاوت‌ و ارزيابي‌ واقعي‌ متقاضيان‌ مشاركت‌ ندارند. هيئت‌ ممتحنين‌ از 200 نفر براساس‌ تخصص‌ و تجربه‌ آنها تشكيل‌ مي‌شود.

‌فرايند اين‌ جايزه‌ داراي‌ چندين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ اولين‌ مرحله، بهبود سالانه‌ معيار، راهنماها و فرايند كلي‌ جايزه‌ است. مرحله‌ بعدي‌ تكميل‌ فرم‌ تعيين‌ شايستگي‌ توسط‌ شركت‌ متقاضي‌ است‌ كه‌ شركت‌ متقاضي‌ بايستي‌ شايستگي‌ خود را به‌ اثبات‌ رساند. سپس‌ هر متقاضي‌ فرم‌ تقاضا را تكميل‌ مي‌كند. در ادامه‌ هر متقاضي‌ در چهار مرحله، موردبازبيني‌ قرار مي‌گيرد:

1 - مرور توسط‌ حداقل‌ 5 نفر از اعضاي‌ هيئت‌ ممتحنين;
2 -
بازبيني‌ و بررسي‌ به‌صورت‌ اجماع‌ و ارزيابي‌ متقاضي‌ باتوجه‌ به‌ يافته‌هاي‌ مرحله
;
3 -
بازديد محل‌ سازمان‌ (كارخانه) براي‌ مرور امتيازدهي‌ در مرحله‌ دوم
;
4 -
بازنگري‌ قضاوت‌ انجام‌ شده‌ و ارائه‌ توصيه‌ها
.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:3  توسط   | 

مدل سرآمد جایزه ملی کیفیت ایران با الگوگیری از آخرین ویرایش مدل سرآمدی کسب و کار بنیاد مدیریت کیفیت اروپا ( EFQM ) طرح ریزی شده است.

     جایزه ملی کیفیت ایران جایزه ای است ملی که براساس مصوبه یکصد و دومین جلسه شورای عالی استاندارد ، در روز 18 آبان هر سال مصادف با روز ملی کیفیت توسط ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به برترین و سرآمدترین سازمان های ایرانی حائز شرایط در بخش های مختلف کشور ( شامل سازمان ها ، بنگاههای اقتصادی بزرگ ، واحدهای عملیاتی ، موسسات بخش عمومی ، بنگاههای کوچک و متوسط مستقل و بنگاههای کوچک و متوسط وابسته ) که در زمینه ارتقاء کیفیت و سرآمدی کسب و کار فعالیت های چشمگیری را انجام داده اند ، اعطا می گردد.

     عالی ترین مرجع تصمیم گیری در جایزه ملی کیفیت ایران ، شورای سیاستگذاری می باشد و مطابق نظامنامه جایزه ، دبیرخانه جایزه ملی کیفیت ایران مستقر در موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مجری جایزه بوده و کلیه عملیات اجرایی مرتبط با جایزه را عهده دار است . یک کمیته فنی متشکل از 21 نفر کارشناس متخصص در زمینه مدیریت کیفیت و مباحث سرآمدی نیز ، دبیرخانه و شورای سیاست گذاری را در طرح ریزیی و اجرای ملی کیفیت ایران یاری می نمایند .

  

   با حرکت به سوی نظام مدیریت کیفیت جامع ، اهداف متعالی همچون افزایش رضایت مشتری ، افزایش مشارکت کارکنان ، بهبود مستمر ، دستیابی به نتایج پایدار مالی و اقتصادی را محقق می سازد .

     در سال های اخیر جوایز ملی، منطقه ای و بین المللی متعددی در حوزه های کیفیت ، بهره وری و سرآمدی کسب و کار در کشورها و مناطق مختلف جهان نظیر اروپا ، امریکا ، کانادا ، ژاپن ، استرالیا و حتی کشورهای در حال توسعه رواج یافته است . بررسی های انجام شده نشان می دهد بیش از 70 کشور جهان دارای مدل جایزه ملی کیفیت هستند.

    این جوایز ابعاد مختلفی دارند از یک سو مفاهیم کیفیت و سرآمدی کسب و کار را به زبان شیوا بیان کرده و یک الگوی نظام مند را برای طرح ریزی و استقرار نظام های مدیریت جامع ارایه می نماید و از سوی دیگر ابزار سیستماتیک خود ارزیاب می باشند و به سازمان ها کمک می کند که نظام مدیریت و عملکرد خود را براساس معیارهای معین ارزیابی نموده ( حتی با سایر سازمان ها مقایسه نمایند ) و با حرکت به سوی نظام مدیریت کیفیت جامع ، اهداف متعالی همچون افزایش رضایت مشتری ، افزایش مشارکت کارکنان ، بهبود مستمر ، دستیابی به نتایج پایدار مالی و اقتصادی و . . . را محقق سازند.

    در هر جامعه ای که نظام جوایز کیفی و سرآمدی کسب و کار شکل گرفته است ، ارمغانی چون پیشرفت و بهبود را به جامعه ارزانی داشته است . تا جائیکه این جوایز توانسته اند با الگودهی به سازمان ها ، مفاهیم و روش های مدیریتی جهت داده و آنها را به سوی بهبود مستمر و رشد و تعالی سازمانی حرکت دهند .


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:0  توسط نسرین محبتی  | 

سطح سرآمدی جایزه ملی کیفیت ایران ، بنگاهها را در دستیابی به درجات سرآمدی از یکدیگر متمایز می کند و میزان موفقیت آنها در دستیابی به سرآمدی نشان می دهد .

     سطوح سرآمدی با توجه به حدنصاب هایی که در ابتدای هر دوره توسط کمیته فنی جایزه ملی کیفیت ایران به تصویب می رسد ، شامل سه سطح زیر است :

 

1 ـ  برندگان جایزه ملی کیفیت :

الف ) تندیس زرین : از میان نامزدهای جایزه ، نامزدی که از حد نصاب تعیین شده بالاترین امتیاز را کسب نماید  میتواند به عنوان الگوی مرجع در سطوح ملی مطرح شده و برنده  " تندیس زرین"  گردد.

ب ) تندیس سیمین : از میان نامزدهای جایزه در هر طبقه ، بهترین هایی که میتوانند به عنوان الگوهای مرجع در طبقه خود مطرح باشند ، در صورت کسب امتیازی بالاتر از حدنصاب مربوطه ، به عنوان برنده  " تندیس سیمین " انتخاب شده و معرفی می گردند.

ج ) تندیس بلورین : متقاضیانی که مدل سرآمدی سازمانی را بطور کامل بکار گرفته و طی دوره معینی بهبود مستمر را در واحد خود نشان داده اند ، بشرط کسب امتیازی بالاتر از حدنصاب مربوطه به عنوان نامزد جایزه معرفی و برنده "  تندیس بلورین "  می شوند .

2 ـ  تقدیرنامه اشتهار در سرآمدی :

     برای متقاضیانی که با مدیریت خوب به پیشرفت در جهت سرآمدی سازمانی نایل آمده اند . به شرط کسب امتیاز بالاتر از حدنصاب مربوطه  " تقدیرنامه اشتهار در سرآمدی "  اعطا میگردد .
3 ـ  گواهینامه اهتمام به سرآمدی :   

      برای متقاضیانی که با برگزاری دوره های آموزشی و انجام خود ارزیابی تعهد و پایبندی خود را برای حرکت به سوی سرآمدی نشان داده اند  "  گواهینامه اهتمام به سرآمدی "  صادر میگردد .

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:54  توسط نسرین محبتی  | 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:50  توسط نسرین محبتی  |