|
|
|
|
|
سر آغاز من یک کار بدون کیفیت و شتابزده ام ! به همه دوره ها تعلق دارم ، زیرا انسانها همیشه عجله کرده اند! مصداق آن سخن معروفم : " عجله کار شیطان است" تلاش انسانها را بر می انگیزم و آنها به من اعتقاد دارند ، ولی این درست نیست ! امروز شتاب می کنم ، زیرا دیروز برنامه ریزی نشده ام !! من با انرژی بسیار و جنب و جوش ناگهانی به دست می آیم ! اغلب بر موانع غالب می شوم ولی با صرف هزینه زیاد ! راه رسیدن به من پر است از کارهای اضافی ، دوباره کاری و اشتباه و ناکامی ! در این راه ، کیفیت جایش را تنها به سرعت می دهد ! من بی امان و شتابان به پیش می روم ! ولی هیچ کس به نیکی از من یاد نمی کند من یک کار بدون کیفیت و شتابزده ام !
نویسنده ناشناس بهترین راه برای آماده شدن برای فردا اینست که کار امروز را عالی انجام دهیم . کیفیت سرمایه گذاری برای آینده است ، آنها که به کیفیت کارخود می اندیشند ، آینده روشنی را برای خود تضمین می کنند . کیفیت مانند کاشتن نهالی است که فردا به بار می نشیند و میوه می دهد . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
كيفيت؛ مفهومي كه بايد دوباره تعريف شود زمانيکه شرکتي سودي بيش از ميانگين صنعتي کسب كند، گفته مي شود نسبت به رقباي خود از برتري رقابتي برخوردار است. هدف بسياري از راهکارهاي بازرگاني کسب برتري رقابتي مداوم است. به عبارت ديگر، اين اعتقاد در سطحي وسيع وجود دارد که يکي از مهمترين عوامل پيشبردي در هر حرفه اي برخورداري از يک برتري رقابتي منحصر به فرد است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه نخونید، نصف عمرتون بر باده! همون طوري كه گفته شد موضوع این سری مطالب وبلاگ راهکار کیفیته. کیفیت... کیفیت... کیفیت. این واژه ذهنم رو مشغول کرده بود و برای پیدا کردن مطلب به چند تا منبع متفاوت مراجعه کردم، جالب اینجا بود که هر چه جلوتر می رفتم کمتر به نتیجه می رسیدم آخه "کیفیت" یه دروازه ی خیلی عظیم بود که من مونده بودم از کدوم درش وارد بشم! حقیقت این بود که هر واژه ای که تو رشته ی مهندسی صنایع بحث می شد یه جورایی آخرش (آخرش که چه عرض کنم، همون اولش) می رسید به همین واژه ی کیفیت. یعنی یه جورایی همه واژه هایی که تا حالا شنیده بودم نه تنها به هم گره خورده بودن بلکه همشون هم یه جا، یقه ی این واژه ی "کیفیت" رو گرفته بودن و عمرن ولش هم نمی کردن! خلاصه همین جوری که تو اقیانوس! صنایع مات و مبهوت شناور بودم تصمیم گرفتم از همون اولِ اولش شروع کنم (یه جایی از نزدیکی های صفر!) و برم جلو ببینم چی می شه اما هدف داشتم! یه نوع سو استفاده از واژه ی کیفیت تو حیطه ی اصلی کاریِ این سال تحصیلیِ خودم: سمینار مهندسی صنایع با محوریت بهره وری. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:42 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
لینک زیر حاوی مقاله ای در مورد مدیریت کیفیت جامع (TQM) می باشد: http://www.2shared.com/file/2470860/cd8f4636/TQM.html لینک زیر حاوی مقاله ای در مورد کیفیت و کار تیمی چند تخصصه می باشد(برای علاقه مندان به کار تیمی): http://www.2shared.com/file/2470850/e6a215f5/QualityTeam_Work.html |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:40 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|
|
تاريخچه ي مديريت كيفيت: در سال 1924 دكتر والتر شوارت از شركت تلفن بل آمريكا، مجموعه مقالات مربوط به كاربرد آمار در كنترل كيفيت محصولات توليدي را منتشر كرد. 1- تعهد و پاي بندي مديريت و آگاهي كاركنان از همان مراحل اوليه اجراي TQM امري حياتي است . فلسفهدمينگ احتمالا" مفيدترين وسيله اي براي ترغيب اين رفتار مورد لزوم است . 2 - آگاهي بايد با حقايق و اعداد و ارقام پشتيباني شود . برنامه ريزي و گردآوري اطلاعات مهم بوده و هزينهكيفيت را مي توان به عنوان معياري براي بهبود به كار گرفت . جوران بزرگترين تأثير را در اين مورد داشته است. 3 - برنامه هاي TQM به طور طبيعي كارگروهي را براي تسهيل ارتباطات و حل مسئله در اختيار مي گيرد .چنانچه بقيه ساختار TQMدرست باشد ، هسته هاي كنترل كيفيت كه به خصوص توسط پروفسور ايشي كاوا مورد تأكيد قرار گرفته اند، مي توانند بسيار موفقيت آميز باشند . 4 - ايشي كاوا ابزارهاي ساده اي را براي استفادة كاركنان در حل مسئله و بهبود تجويز مي كند . 5 - ابزارهاي فني بيشتري براي كنترل طراحي و توليد وجود دارند . كار شينگو با سيستم هاي موفق"توليد به موقع " مرتبط بوده است . 6 - ابزارهاي مديريت بايد براي دست يابي كيفيت مورد مطالعه قرار گيرند ، اين ابزارها شامل مفاهيم كنترلكيفيت فراگير شركتي و كنترل كيفيت جامع است ، كه به ترتيب مرتبط با ايشي كاوا و فايگنبام مي باشند . 7 - براي اين كه امر بازرسي را به فرهنگ پيشگيري تبديل كنيد ، تأكيد روي مشتريان داخلي و تأمين كنندگانضروري است . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:40 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
رهبران نظريه كيفيت مقدمه
در دنياي رقابتي امروز، مهمترين و ارزندهترين هدف هر سازماني بايد بهبود مستمر محصول باشد. بعداز جنگ جهاني دوم كه از كشور ژاپن ويرانهاي بيش نمانده بود و تنها اميد و دلبستگي اين كشور به مردم و مديراني بود كه بتوانند با رهبري و هدايت صحيح، ژاپن را به كشوري پيشرفته تبديل كنند. توصيههاي بزرگاني همچون دكتر دمينگ بسيار موثر واقع شد. بهطوري كه اجراي صحيح و به موقع 14 اصل مديريتي دكتر دمينگ سبب ايجاد مديريتي نوين و كارساز در ژاپن شد و باعث شد اين كشور در كمتر از 5 سال متحول گردد و آن چنان رشد فزايندهاي را طي كند كه در سال 1980 فيلمي از شبكهCNN آمريكا پخش شد تحت عنوان «اگر ژاپن ميتواند پس چرا ما نتوانيم». در اين فيلم مستند يكي از عوامل اساسي پيشرفت و توسعه ژاپن، اجراي 14 اصل مديريتي دكتر دمينگ معرفي شده بود. از اين سال به بعد، آمريكائيها هم كه به عناوين مختلف از توصيههاي اين انديشمند بزرگ آمريكايي استفاده نكرده بودند ادامه پيشرفت و توسعه خود را درعمل كردن به توصيههاي دكتر دمينگ دانستند و از سال 1980 اين اصول در آمريكا و ساير كشورهاي جهان نيز مورداستفاده قرار گرفت. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روندتكاملي سيستمهاي مديريت كيفيت
در اين مقاله سعي شده است باتوجه به تغييرات بهوجودآمده درمورد مفاهيم و اصول حاكم بر سيستمهاي مديريت كيفيت، روند ومسير تكاملي اين سيستمها شناسايي شوند اهميت اين مقاله در اين است كه به پايهريزي نگرشي كلان به موضوع كيفيت خواهي شركتها و سازمانهاي ايراني كمك كرده و مسير اقدامات كيفي آنها را تاحدودي روشن ميسازد. قرائن موجود حاكي از آن است كه سيستمهاي مديريت كيفيت در يك جهتگيري كلي و اساسي در پي تامين نيازها و انتظارات مشتريان هستند. و اين بزرگترين رسالتي است كه ميتوان براي سيستمهاي مديريت كيفيت درنظر گرفت لازم به يادآوري است كه در اين مقاله از كليه سيستمهاي مديريتي موجود بهعنوان سيستم مديريت كيفيت ياد شده است. ابتدا درمورد سيستمهاي مديريت كيفيت بايد پرسيد كه: روند و مسير سيستمهاي مديريت كيفيت به كدام جهت سوق داده ميشود. درواقع با تدوين استانداردهاي مختلف متعدد و پراكنده يك سردرگمي پيچيده در مديران و مسئولان شركتها و سازمانهاي ايراني بهوجود آمده است. يكي ديگر از ويژگيهاي بارز در روند تدوين استانداردهاي مديريت كيفيت، تاكيد بر رعايت نگرش مديريت كيفيت جامع(TQM) در تدوين اين استانداردها است. بهطوري كه تلاش در تدوين نسخ مختلف از اين استانداردها به سمت تبيين و ايجاد يك تصوير جامع از سيستمهاي مديريت كيفيت در چارچوب نگرشTQM است. اما سوال اين است كه ويژگيها و مشخصات سيستمهاي مديريت كيفيت چيست‚ بدينترتيب، و باتوجه به مقدمه فوق ميتوان ويژگيها و مشخصات بارز موجود در روند سيستمهاي مديريت كيفيت را برشمرد. روندهاي اصلي موجود و حاكم بر سيستمهاي مديريت كيفيت در جدول شماره يك آمده است. ذيلاً هريك از اين روندها / ويژگيها موردبحث و بررسي قرار ميگيرد. -1-3 اختصاصيتر شدن: يكي از ويژگيهاي جالب توجهي كه درحال حاضر درمورد طراحي سيستمهاي مديريت كيفيت بر آن توجه شده است، تلاش براي دورشدن از عمومي بودن(GENERIC) اين سيستمها و تدوين آنها بهعنوان سيستمهاي اختصاصيتر است.
همانطور كه در شكل شماره يك نشان داده شده است، در اين فرايند تلاش آن بوده است كه با رعايت مندرجات سيستمهاي 9000ISO ، اين كار صورت بگيرد. از اينرو، انتظار آن است كه در سيستمهاي مديريت كيفيت نويني كه تدوين شده يا تدوين خواهندشد با نيازمنديهاي استانداردهاي 9000ISO و نكات اضافيتري مواجه شويم كه به آنها افزوده شده است از اينرو، شايد بتوان ساختار عمومي كه در تدوين استانداردها رعايت ميشود را به شرح زير تنظيم كرد. (جدول شماره 2(
از سوي ديگر، همانطور كه در شكل شماره يك نيز آمده است، روند بعدي حاكم بر تدوين سيستمهاي مديريت كيفيت تلاش براي تدوين استانداردهاي خاص براي شركتها(COMPANY) ، مجموعهها(COMPONENTS) و قطعات(PARTS) است. از اينرو بايد منتظر ماند و استانداردهاي جديدي را ملاحظه كرد كه در اين زمينه تدوين خواهند شد. 2-3 - التزام به اصول: توجه و تمركز بر مشتري(CUSTOMER-FOCUS) و هدايت و راهبري(LEADERSHIP) جزء اصول اوليه سيستمهاي مديريت كيفيت بهشمار ميآيند. كه بايد در تعامل با مشاركت كاركنان، نگرش فرايندي به سازمان، نگرش سيستمي به مديريت، بهبود مستمر، نگاه واقعي به شرايط تصميمگيري و منافع دوجانبه ارتباط با تامينكنندگان، موجبات پيشرفت سازمان، درنهايت جامعه را فراهم آورند. تاكيد اصلي در اين قسمت، به وابستگي سازمان به مشتريان خود است. از اينرو، ضروري است كه سازمان نيازهاي حال و آينده مشتري خود را درك و درپي تامين اين نيازها و تلاش براي تامين انتظارات مشتريان خود برآيد. زيرا حيات همه سازمانها، وابسته به مشتريان وفادار و راضي است. 3-3 - رعايت اصول و فلسفه: اصولاً سيستمهاي مديريت كيفيت از سه جنبه، تحتتاثير اصولي هستند كه هنگام طراحي اين سيستمها بايد به آنها توجه و عنايت تام داشت.(جدول شماره 3)
جدول شماره 3 - اصول و مباني حاكم بر طراحي و تدوين سيستمهاي تضمين كيفيت اصول حاكم بر تدوين سيستمهاي مديريت كيفيت توجه به موضوع استانداردسازي، حركت به سمت مديريت كيفيت جامع و تدوين سيستمهاي كيفيت خاص شركتها و سازمانها است. -4-3 جهانيشدن: نسل جديد سيستمهاي مديريت كيفيت با تاثيرپذيري از موضوع جهاني شدن و ايده دهكده جهاني با شعار يك جهان يك سيستم كيفيت(ONE WORLD, ONE QUALITY SYSTEM) وارد ميدان شدهاند حركت موجود پديدآورندگان سيستمهاي مديريت كيفيت، تلاش براي ادغام و يكي كردن اين سيستمها، بهمنظور جلوگيري از افتراق، دوبارهكاري، افزايش بيرويه هزينهها، طراحي و ايجاد سيستمهاي مختلف در صنايع و سازمانها و مسايلي از اين دست است نمونه بارز اين اتفاق را ميتوان در كار تدوين سيستمهاي مديريت كيفيت خاص صنايع خودروسازي يعني QS9000 و ISO/TS 16949 مشاهده كرد. تاقبل از تدوين اين سيستمها، هريك از نقاط اصلي توليد خودرو درجهان سيستمهاي كيفيت خاص خود را بهوجود آورده و آنها را اعمال ميكردهاند. اما، رفتهرفته و با لزوم اجراي اين سيستمهاي متعدد توسط شركتها و سازمانهاي فعال در بخشهاي خودروسازي مشكل بزرگي ظاهر شد. و آن گرفتاري و معضل شركتها و سازمانها (بخصوص تامينكنندگان صنايع خودروسازي) براي اجرا و حفظ سيستمهاي متعدد موجود در بخش صنايع خودروسازي بود البته ديري نپائيد كه شركتهاي آمريكايي چارهكار را در شعار يك جهان، يك سيستم كيفيت يافتند. بهطوري كه سه شركت بزرگ فورد، جنرال موتورز و كرايسلر با ادغام سيستم كيفيت خود استاندارد جديدي بهنامQS-9000 را پديد آوردند. اما با وجود اين كار، مشكل همچنان باقي ماند. زيرا مثلاً شركتي كه با صنايع خودروسازي آلمان كار ميكرد بايد استاندارد VDA6.1 را اجرا ميكرد. و براي همكاري با ايتالياييها و فرانسويها به ترتيب نيازمند داشتن سيستمهاي EFQM و PSA بود و باز مشكل اول حل نشده بود. تا اينكه سازمان بينالمللي استاندارد اقدام به رفع مشكل كرد و استانداردهاي موسوم به استاندارد ISO/TS 16949 كه تركيبي از كليه سيستمهاي مديريت كيفيت جاري در صنايع خودروسازي دنيا بود را به جهان صنعتي عرضه داشت. بدينترتيب شعار يك جهان، يك سيستم كيفيت تحقق يافت. به راستي، رسالت ما ايرانيان در مواجهه با اين پديدهها چيست‚ 5-3 - نگرش اندازهگيري: يك ضربالمثل مديريتي ميگويد: اگر نتوانيم اندازهگيري كنيم، نميتوانيم كنترل كنيم، اگر نتوانيم كنترل كنيم، نميتوانيم مديريت كنيم و اگر نتوانيم مديريت كنيم، نميتوانيم كارها را بهبود دهيم. سيستمهاي نوين مديريت كيفيت نيز با تاكيد بر موضوع اندازهگيري، بخصوص اندازهگيري كارايي و اثربخشي اين هدف را دنبال ميكند كه مديريت شركتها و موسسات، شاخصهاي مدون را براي اندازهگيري عملكرد سازمانها، واحدها و افراد تدوين و اجرا كنند. اما، از آنجا كه هيچ چيز خوب يا بد نيست، مگر در مقام مقايسه، موضوع الگويابي /مقايسه با بهترينها/ يا فرايند محكزني(BENCHMARKING) نيز پيامد اين موضوع بوده و در سيستمهاي نوين مديريت كيفيت نيز موردتوجه قرار گرفته است. از اينرو، بدون توجه به موضوع اندازهگيري و تبيين آن در كليه جنبهها و اجزاء سختافزاري، نرمافزاري، مديريتي و نيروي انساني يك شركت عملاً اجراي سيستم مديريت كيفيت از درون تهي خواهدشد. 6-3 - جايگاه نيروي انساني: مشاركت همگاني تاكيد تام و تمام سيستمهاي مديريت كيفيت است. گسترش ابعاد در دامنه شمول اين سيستمها و توسعه روزافزون حيطه تحت پوشش آنها (از خريد وفروش تا انبارداري و تحويل) بدون مساعدت، معاضدت و همكاري كليه عوامل درگير در اين فرايندها ايده مجمع الجزايري را به ذهن متبادر ميسازد كه بين جزاير آن هيچگونه تعاملي وجود ندارد. مگر ميشود بدون اجراي يك سيستم خريد مناسب، يا داشتن واحد فروش مشتريمدار به اهداف و برنامههاي شركت جامهعمل پوشاند‚ مگر ميتوان بدون استقرار يك سيستم كنترل كيفيت كارآمد و يا يك سيستم نگهداري و تعميرات موثر، محصولات مشتريپسند ارائه كرد‚ درحالي كه مجريان همه اين سيستمها، انسانها هستند، انسانهايي كه در قالب گروه، واحد، بخش و سازمان مجريان برنامههاي تدوين شده سازمان بوده و در خط مقدم ارتباط سازمان با مشتريان هستند. اما، آيا مشاركت يا يك دستورالعمل، بخشنامه يا تصور ذهني مدير از دراختيار داشتن كاركناني يك دست و كارآمد امكانپذير است‚ آيا ميتوان به كاركنان دستور داد و آنها هم مشاركت كنند‚ آيا مشاركت كاركنان فقط نيازمند دستور ما مديران است‚ 7-3 - جايگاه نگرش فرايندي: نگرش فرايند، در ويرايشهاي جديد استانداردهاي مديريت كيفيت از جايگاه ويژهاي برخوردار شدهاند. نگرش فرايندي درپي آن است كه باتجزيهوتحليل مجموعه فعاليتهاي يك سازمان / شركت آنها را از بالاترين سطوح تا پايينترين سطح (كه اصطلاحاً سطح صفر تاn گفته ميشوند) با اين نگرش مورد تجزيهوتحليل قرار ميدهد كه آن دسته از فعاليتهايي كه طي آنها دادهها به ستانده تبديل ميشوند، شناسايي و تعامل بين آنها مدون و مشخص شوند. از اينرو، ديگر نميتوان مثل نسخه سال 1994 استانداردهاي ISO9000 ، بدون توجه به ارتباط و تعامل بين مجموعه فعاليتهاي يك شركت، اقدام به مستندسازي عناصر و اجزاء آن كرد. و در نهايت جزايري را ايجاد كه هيچ مراودهاي بين آنها برقرار نيست. حال آنكه در نگرشهاي جديد مديريت كيفيت بايد ابتدا فرايندهاي اصلي و جزئي شناسايي شده و تعاملات آنها مشخص شود. اصول اساسي حاكم بر اين نگرش در قالب شش قسمت زير تبيين ميشود: از اينرو، برخورداري از نگرش كلگرايانه و حركت از آن تا رسيدن به نگرشي جزءگرايانه هدفي است كه در نگرش فرايندي سيستمهاي مديريت كيفيت دنبال ميشود. لذا استفاده تواءم و همزمان روشهاي استقرار و قياسي ابزار موفقيت در بهرهگيري از نگرش فرايندي است. 8-3 - برنامهريزي استراتژيك: جايگاه برنامهريزي استراتژيك در سيستمهاي نوين مديريت كيفيت از دوجنبه قابل بررسي است: الف( بهرهگيري از نگرش كلان و فراگير برنامهريزي استراتژيك در تدوين سازوكارها و برنامههاي تجاري سازمانها; از ديدگاه استراتژيك، سيستمهاي مديريت كيفيت، جزءاصلي سازوكار سازمان را تشكيل ميدهند. لذا بايد با استفاده از اين ديدگاه، پيش از هرچيز برنامه / هدف تجاري سازمان را در ابعاد مختلف موردبررسي قرار داد. و ازقبل براي همه آنها پيشبينيهاي لازم بهعمل آمده باشد. عناوين اصلي مطروحه در يك برنامه استراتژيك عبارتند از: خلاصه اجرايي، مشخصات شركت، مديريت، محصول، جايگاه بازار، كشش بازار، رقبا، برنامه فروش، رضايت مشتري، مخاطرات تجاري، توسعه محصول، سودمندي، بيان درآمدها، مسايل ايمني و طرحهاي گردش پول نقد. از سوي ديگر، امروزه شركتها و سازمانها با مدلها، اسامي و عناوين مختلفي از سيستمهاي مديريت كيفيت مواجه هستند. كه بعضاً موجب حيرت و سردرگمي آنها هم ميشود. به قول مديران يكي از شركتهاي بزرگ صنعتي هيچ معلوم نيست كه اين سيستمها كي تمام ميشوند تا ما يك نفس راحت بكشيم‚ اگر بپذيريم اين شعار زيربناي همه سيستمهاي مديريت كيفيت است: آنچه تغييرناپذير است، خود تغيير است، ديگر پاسخ به سوال فوق سخت نيست . زيرا هيچگاه نبايد انتظار داشت كه كار تدوين و تكوين اين سيستمها به پايان برسد. اما، ميتوان برنامهريزيها و پيشبينيهاي لازم را در اين مورد بهكار بست و شرايطي را فراهم كرد تا سيستمهاي جديد را بتوان بهراحتي در سيستمهاي موجود جذب كرد. بهعنوان مثال، استانداردهاي ISO9000 ,ISO14000 و OHSAS18000 جزء استانداردهايي هستند كه دامنه وسيعي از شركتها و سازمانهاي فعال در بخشهاي مختلف صنعتي، اقتصادي و خدماتي را شامل شده و ضرورت اجراي همه آنها در اين موسسات احساس ميشود. خوب، سوال مهمي كه اينجا مطرح ميشود آن است كه آيا نميتوان يك مدل و ساختار عموميتري را پيشبيني و يا اجرا كرد. تا با بهوجود آمدن و مطرح شدن استانداردهاي جديدتر، شيرازه امور از هم نپاشد و لازم نباشد كارها را از ابتدا شروع كرد‚ آيا نميتوان از بهوجود آمدن شبكهاي از استانداردهاي سلولي در سازمان اجتناب كرد‚(1) از اينرو، باتوجه به موارد فوق اهميت نگاه استراتژيك به موضوعهاي مرتبط با سيستمهاي مديريت كيفيت حياتي جلوه ميكند. 9-3 - هدفگذاري صحيح: طبق مندرجات استاندارد 1-9004ISO اجراي استانداردهاي مديريت كيفيت بايد با دو هدف و منظور اصلي زير انجام شود: الف) رضايت مشتري; رضايت مشتري، مشتريان نهايي و مصرفكنندگان محصولات و دريافتكنندگان خدمات و كاركنان شاغل در شركت را شامل ميشود. از اينرو لازم است كه دراين مورد شركت اقدامات زير را انجام بدهد: نكته جالب توجه آن است كه تا بهحال درمورد شناسايي نيازهاي مشتريان خارجي، در سطح دانشگاهها و مراكز تحقيقات و صنعتي كشور تحقيقات جامع و مفصلي انجام شده است. اما نكات ابهام ما درمورد نيازهاي مشتريان داخلي (درقالب واحدها، قسمتها و افراد) بسيار زياد بوده و لازم است در اين زمينه بررسيهاي لازم و همهجانبهاي صورت بگيرد. 10-3- تكميل و تكوين تدريجي: سيستمهاي مديريت كيفيت، در فرايند زمان به سوي كامل شدن حركت ميكنند. چنانچه مفاهيم كيفيت را در يك برهه زماني بررسي كنيم پنج دوره مشخص براي آن ميتوان تصور كرد: - 1دوره كنترل كيفيت اپراتوري; در اين حركت تكاملي، سيستمهاي كيفيت از بخشي و جزيينگري به سوي كلنگري حركت كردهاند. در يك تلاش همهجانبه، اين سيستمها سعي كردهاند رفتهرفته همه اجزاء و بخشهاي يك سازمان را دربربگيرند. 11-3 - خطاناپذيري: يكي از اهداف مهم سيستمهاي نوين مديريت كيفيت، پيشگيري و جلوگيري از بروز خطاهاي انساني در فعاليتها و عملكرد يك سازمان است. 12-3 - شرايط دروني و بيروني سازمانها: خيلي از مديران ارشد و تصميمگيرندگان در سازمانها و شركتهاي ايراني، از كاركردها و تاثيرات سيستمهاي مديريت كيفيت بر روي سازماندهي، مديريت، تشكيلات، اهداف و برنامههاي خود مطلع نيستند. و يا از آن اطمينان ندارند. اما تجربه نويسنده نشان ميدهد كه در مواجهه با هر پديدهاي لازم است مديران ارشد و تصميمگيرندگان دو موضوع اصلي را ازهم تفكيك كنند: - شناسايي و تبيين مساله; از اين رو، بايد موكداً توصيه شود كه قبل از تصميمگيري براي اجراي استانداردهاي 9000ISO ، لازم است يك بررسي دقيق و عميق بهمنظور شناسايي محيط خارج و داخل سازمان بهعمل آيد. در اين مورد بررسيهاي زير توصيه ميشود: پس از انجام اين بررسيها، حال نوبت به شناسايي كامل استانداردهاي مديريت كيفيت ميرسد. كه لازم است، پس از اين شناسايي، امكان و قابليت سيستمهاي مديريت كيفيت براي تامين اهداف شركت تعيين و براساس آن فرايند اجرا آغاز شود. 13-3 - تعريف جامع كيفيت: متاسفانه تعاريف موجود از كيفيت اغلب جامع نبوده و يا ميتوان گفت كه درقالب تعابير بهكاررفته در سيستمهاي مديريت كيفيت نميگنجد. تعريفهاي اخير در اين مورد تعريفهاي چندبعدي است كه توجه به آنها، موجب بهدست آوردن نگرشي فراگير و عميق به موضوع سيستمهاي مديريت كيفيت است. در اين مورد تعابيري مثل كيفيت، هزينه، تحويل، خدمات، انعطافپذيري و... همگي مفاهيم و تعاريف جديد و درعين حال جدي براي ادامه حيات در دنياي پيچيده و سراسر متفاوت با گذشته است. بهعنوان مثال مقايسه تعاريف كيفيت ارائه شده در نسخ سالهاي 1994 و 2000 استانداردهاي ISO9000 بسيار جالب است. (جدول شماره 4(
جدول 4 - تعاريف كيفيت -4جمعبندي سيستمهاي مديريت كيفيت، بهعنوان موجودي فعال و زنده، مثل هر پديده ديگري درحال تغييرند. لزوم شناسايي و درك محيطهاي پيراموني سازمانها، آنها را وادار ميسازد كه اين ويژگيها را شناخته و تمام تلاش خود را براي درك هرچه بهتر اين پديدهها بهكار ببرند. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:28 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
1) شغل شما چیست؟ ایا شما می توانید اولین و مهمترین اولویت شغلی تان را شناسایی کنید؟پاسخ هایی که بخاطر اهمیت به مشتری ارزیابی شدند.هدف شغل تان چیست؟ایا این هدف به عملکرد اصلی و اساسی سازمان کمک می کند؟ 2) مشتری شما برای کاری که می کنید کیست؟ ایا می توانید مشتری برای کارتان را به خوبی شناسایی کنید؟ ایا این مشتری داخل حوزه وسازمان شما یا حوزه های دیگر در شرکت شما است؟ ایا این مشتری یک مشتری ظاهری است؟ و ایا شما نیازهای او را مورد بحث و بررسی قرارداده اید و در مورد توقعات منطقی شان با انها وارد مذاکره شده اید؟ 3) چگونه شما کارهایی که انجام می دهید را اولویت بندی می کنید؟ تمامی مسئولیت هایتان را ذکر کرده و بگویید که از کجا می دانید در ابتدای کار باید چه کنید؟ ایا هنگام تعریف اولویت هایتان مشتری را هم در نظر می گیرید؟ ایا به محدودیت های زمانی که برای کارهایتان دارید توجه می کنید؟ ایا به هریک از این گروههااهمیت مناسب می دهید؟ ایا کارهایی را که هرچند وقت یکبار با رئیستان برای کمک به طبقه بندی اولویت ها انجام می دهید،مرور و بررسی می کنید؟ 4) از کجا می دانید که کارهایی که می کنید تا چه اندازه خوب هستند؟ و چگونه عملکرد شغلی تان را اندازه گیری می کنید؟ بر مبنای مذاکرات با مشتریانتان ،چه شاخص هایی برای تعیین نتایج کاریتان باید باشند؟ چه شاخص هایی در عملکرد باید به زودی تعیین شوند تا مشخص کند ایا نتیجه کاری شما همانیست که مشتری از شما می خواهد؟ 5) چگونه انجام می دهید؟ نتایج تلاشهایتان چیست؟ ایا نتایج را با مشتریانتان بحث می کنید؟ایا انها ممنونند؟ 6) نواحی مشکل چیست؟ ایا یک فلوچارت یا وسیله ای دیگر برای نمایش مراحل دارید؟ ایا نواحی مشکلات را با داده ها می توانید تعیین کنید؟ ایا از ابزارها و تکنیک های اماری برای دنبال کردن مرحله کاریتان استفاده می کنید؟ ایا شاخص های نتایج و مراحل بحث شده در شماره ی 4 را دنبال می کنید؟ ایا مشکل را به ناحیه تحت کنترل خود ریز و باریک می کنید؟ 7) وقتی مشکلات وجود دارند چه می کنید؟ ایا یک مرحله حل مشکل استاندارد که روی بررسی های مسبب ریشه ای تمرکز کند،دارید؟ از کجا می دانید که شما مشکل را حل می کنید بیش از انکه با یک نشانه مشکل رفتار می کنید؟ ایا اقدامات برای برطرف کردن مشکل را شناسایی کرده اید؟ ایا نقشه کاری که مشخص کند چه کسی چه چیزرا،چگونه و چه زمانی باید عملی کند،تهیه کرده اید؟ 8) وقتی مشکل راحل کردید از کجا مطمئن هستید که حل شده باقی می ماند؟ ایا تونایی این را دارید که نتایج اقداماتی را که برای حل مشکل در نظر گرفته اید را دنبال کنید؟چه تلاشهایی برای استاندارد کردن اقدامات کرده اید؟ ایا گردش کار یا شیوه ای بر مبنای نتایج اقدامات شما دیده یا گسترش داده اید؟ ایا این اقدامات را به بخش های دیگر شرکت هم انتقال داده اید تا انها هم بتوانند از انها استفاده کنند؟ 9) از کجا می توانید مطمئن باشید که کارهای درست هر دفعه به درستی انجام می شوند؟ چند وقت یکبار کارهایی که انجام می دهید را با مشتریانتان مذاکره و بحث می کنید؟ چند وقت یکبار به فرایندی که با ان کارتان را می کنید،نگاه می کنید؟ ایا کار شما به پیشرفت مهمی نیاز دارد؟ اگر چنین است،با چه داده ای وضعیت خود را ارائه می کنید؟ ایامی توانید در انچه که می کنید،بطور افزایشی بهتر شوید؟ ایا به منابع،اموزش و غیره احتیاج دارید؟ ایا همیشه به پیشرفت فکر می کنید،قطع نظر از اینکه چگونه و با چه کیفیتی شغلتان را انجام می دهید؟ به خاطر بسپارید:مهم نیست که به هریک از این سوالها چه جوابی می دهید،سوال بعدی این است:می توانی به من نشان دهی؟ منتخب ازمجله ای در مورد کیفیت و مشارکت با عنوان"ایا TQM واقعا دشوار است" ترجمه:صنم ازادی امین |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:26 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
تعریف مدیریت جامع کیفیت ارکان فلسفی مدیریت جامع کیفیت · فرایند گرایی: سازمان را فرایندی می بینیم که در آن درون داد، روند و برون دادی وجود دارد که همه افراد بصورت افقی در مراحلی از فرایند، قرار می گیرد. تقسیم بندی عمودی و سلسله مراتبی وجود ندارد. اگر فرایند برون دادی دارد همه در آن سهیم هستند . · مشتری محوری: تمامی افرادی که روی فرایند کار می کنند و آنها که نتیجه فرایند را کسب می کنند در واقع همکار و شريک هستند و باید کار کنند. اگر چنین نگرشی در سازمان حاکم گردد، برای مشتریهای سازمان جایگاه ویژه ای ایجاد می شود. مشتری صاحب حق و احترام می گردد در این گونه سازمانها سلامت جریان کار و سلامت فرايندها و وابسته به مشتری و اظهار نظر اوست. · ارتقای مستمر و فراگیر فرايندها و سیستمها: با تمرکز بر ارتقای عملکرد فرایندها و سیستمها و توانمند سازي کارکنان ،تلاش می شود فرایندها و سیستمها بطور دائم در جهت پاسخ به نیازها و انتظارات مشتریها بهبود یابند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:26 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
اهم عناصر ساختاری عبارتند از: · تعهد مدیریت ارشد: · ساختار حمایتی : · تیمهای ارتقا: · روش و ابزار ارتقا: · روشها و ابزار آماری: · مهارتهای انسانی: · روشی برای انتقال صدای مشتریها به داخل سازمان: · مهندسی مجدد فرایند: · نظام ارتباطی موثر و کارآمد: · نظام تقدیر و تشویق: |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:20 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
مدیریت جامع کیفیت بر روی تعدادی فرضها و اصول استوار است که آن را از سایر رویکردهای مدیریتی متمایز می کند. این فرضها و اصول عبارتند از: 1)فرایندها و سیستمها منشأ بیشتر مشكلات مربوط به کیفیت می باشد. 2)اگر عملکرد فرایندها و سیستم ها درست باشد، محصول یا خدمت بدون نقض خواهد بود. 3)ارتقای کیفیت فرایندی است که پایان ندارد. 4)مشتری تعیین کننده نهایی کیفیت است. 5)اجرای مدیریت جامع کیفیت به تعهد کامل سازمانی نیاز دارد. 6)کارکنان کلید موفقیت اجرای مدیریت جامع کیفیت می باشند. 7)اجرای موفق مدیریت جامع کیفیت محتاج کار تیمی و همکاری است. 8)مدیریت جامع کیفیت متکی بر سنجش عملکرد می باشد. 9)پیشگیری از بروز نقض کلید دستیابی به کیفیت است. 10)اجرای مدیریت جامع کیفیت محتاج برنامه ریزی است. منبع: http://www.tbzmed.ac.ir/reform/TQM/modiriyat/index.htm |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:18 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
اصل اول : تمركز بر مشتري (Customer Focus) اصل دوم : رهبري (Leadership) اصل سوم : مشاركت كاركنان (Involvement of people ) اصل چهارم : رويكرد فرايندي (Process approach) اصل پنجم : رويكرد سيستمي به مديريت (System approach to management) اصل ششم : بهبود مستمر (Continual improvement) اصل هفتم : تصميم گيري بر مبناي واقعيت ها (Factual approach to decision making) اصل هشتم : ارتباط سودمند و دوطرفه با تامين كنندگان (Mutually beneficial supplier relationships ) برای دریافت متن اصلی و توضیحات بیشترمربوط به هر اصل به ادرس اینترنتی زیر مراجعه کنید: http://www.iso.org/iso/iso_catalogue/management_standards/iso_9000_iso_14000/qmp |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:15 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
فواید استقرار سیستم کیفیت سیستم های مدیریت کیفیت به عنوان وسیله ای برای بوجود آوردن محصولات منطبق با آنچه از سوی سازمان به مشتری تعهد شده است با توجه به فواید زیر ، در سازمان استقرار می یابد . · بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستی ها · شفافیت فرایند ها و شاخص ها در سازمان · جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیت ها ی برنامه ریزی شده و سیستماتیک · کاهش هزینه ها · ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان (رده های مدیریتی و کارکنان ) · ایجاد اطمینان و اعتماد در برون سازمان (مشتری ) و بالطبع قابلیت عرض اندام در فضای مختلف تجاری · افایش توان رقابت د عرصه بین الملل
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:11 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
برای اجرای موفق مدیریت جامع کیفیت ،یک سازمان باید بر 8 رکن کلیدی 1) اصول اخلاقی 2) راستی و درستی 3) اعتماد 4) اموزش 5) روح همکاری و کار دسته جمعی 6) رهبری 7) شناسایی 8) ارتباطات
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:10 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:10 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
مرحله برنامه ریزی بلند مدت مدیریت کیفیت
· یک ارزیابی درونی کیفیت برای تشخیص نقاط قوت و ضعف · تعیین رسالت و دورنمای سازمان · تعیین اهداف بلند مدت و استراتژی های دستیابی به آنها · تدوین شیوه ارزشیابی برنامه باید برای تحقق این مرحله از مراحل اجرایی فرهنگ سازمانی با ارزشهای اساسی مدیریت جامع کیفیت سازگار باشد.وجود جو اعتماد ،تفکر قدرت بخشیدن به کارکنان و مشارکت آنان در ارتقای فرایندها،اعتماد به کار تیمی و بهبود عملکرد فرایندها و بطور کلی باور فلسفه مدیریت جامع کیفیت و منافع دراز مدت آن از شرایط اساسی برای برنامه ریزی استراتژیک تلقی می شوند;بنابراین مرحله دوم یعنی مرحله کسب دانش و مهارت تا زمانی ادامه می یابد که جمیع شرایط برای ورود به این مرحله فراهم گردد. *مرحله برنامه ریزی تفصیلی · فرایندهای اساسی خود را تعیین کنند. · مشتریهای فرایندها را مشخص کنند. · نیازها و انتظارات مشتریها را تعیین کنند. · فرایندهایی را برای ارتقا انتخاب کنند. · اهداف اختصاصی ارتقا را تنظیم کنند. · تیمهای ارتقای فرایندها را تشکیل دهند. · نشانگرهای ارتقای کیفیت را تعیین کنند. *مرحله اجرا · تیمهای ارتقا فرایندهای خود را ارتقا دهند. · یک سیستم ارتباطی منظم و قوی برای انتقال تجربیات ایجاد شود. · یادگیری در عمل ترغیب شود. · موانع و مشکلات ارتقای فرایندها از میان برداشته شود. · یک سیستم تقدیر و تشویق کار آمد به وجود آید. · پیشرفتها پایش شوند. · دستاوردها حفظ شوند. *مرحله ارزشیابی
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:9 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|
|
دستاوردهاي فرهنگي مديريت كيفيت فراگير |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تعالي سازماني ، قرائتي نوين ازمديريت كيفيت جامع الف - مقدمه در سال 1988 به منظور رقابت با جايزه كيفيت ملي مالكوم بالدريج (MBNQA) كه درآمريكا به صنايع پيشرو اهدا مي گردد 14 شركت اروپايي به توصيه رئيس كميسيون اروپا بنياد مديريت كيفيت اروپا (EUROPEAN FOUNDATION FOR QUALITYMANAGEMENT = EFQM) را با هدف بالابردن موقعيت اقتصادي اروپا در عرصه رقابت جهاني ، تاسيس كردند. اولين جايزه كيفيت اروپا (EUROPEAN QUALITY AWARD = EQA)توسط بنياد مزبور در سال 1991 به شركت زيراكس به عنوان موفق ترين اجراكننده (TOTAL QUALITY MANAGEMENT = TQM)ر اروپاي غربي داده شد. اساس مدل EFQM رضايت مشتري و كاركنان است . اين مدل نشان مي دهد كه افراددر سطوح مختلف با وظايف متفاوت به صورت يك تيم با يكديگر كار مي كنند. مدل EFQM در گذشته به عنوان ابزاري براي ارزيابي سازمانها در ارتباط با استقرارمديريت كيفيت جامع به كار مي رفت اما اخيرا با تغييراتي به عنوان مدل تعالي سازماني موردتصويب قرار گرفته است . ب - معرفي مدل تعالي سازماني امروزه به دليل افزايش شديد رقابت در عرصه تجارت و تغييرات چشمگيرتكنولوژي و ارتقا سطح نياز مشتريان رمز بقاي سازمانها حركت به سمت تحول ودگرگون سازي است . اما تحول دركدام جهت و براساس چه پايه اي ؟ پاسخ صحيح به اين سوال ضامن موفقيت سازمان است . BRITISH AEROSPACE (BAE) كه يكي از شركتهاي موفق جهان درامرهواپيماسازي است و جزء شركتهايي است كه مدل تعالي سازماني EFQM را در سطح شركت پياده كرده و موفق به دريافت جايزه كيفيت اروپا نيز گرديده پاسخ سوال فوق رااينگونه مي دهد: انجام موارد ذيل در راستاي تحول به سوي تعالي سازماني ضروري است . ايجاد يك سازمان يادگيرنده ; ايجاد يك سازمان سودآور و ثروت آفرين ; ايجاد يك سازمان كه براي مشتري جذاب است ; ايجاد يك سازمان كه نسبت به همه ذي نفعان متعهد است . مدل تعالي سازماني EFQM مبتني بر 9 معيار (شكل 1) است كه 5 معيار قابليتها(توانمندسازها) و 4 معيار مربوط به نتايج هستند كه سازمان با تمركز بر قابليتها و افزايش توان آنها به نتايج دست مي يابد به عبارت ديگر نتايج معلول قابليتها هستند. شكل (1) ج - معرفي معيارهاي تعالي سازماني مدل EFQM 1 - رهبري سازمان 1-1 - رهبران سازمان ، ماموريت ، ديدگاه و ارزشهاي سازماني را تبيين مي كنند و خودنقش الگوي فرهنگ تعالي جويي سازمان را ايفا مي كنند; 2-1 - رهبران سازمان در حصول اطمينان از اينكه نظام مديريت سازمان پيوسته درحال بهبود است مشاركت دارند; 3-1 - رهبران سازمان با مشتريان ، شركا و نمايندگان جامعه دائما سروكار دارند; رهبران سازمان به ترغيب ، حمايت و كشف توانمنديهاي كاركنان سازمان مي پردازند. 2 - خطمشي و راهبرد 1-2 - خطمشي و راهبرد براساس اطلاعاتي ناشي از اندازه گيري عملكرد، يادگيري وخلاقيت مربوط با فعاليتها تهيه و تدوين مي شود; 2-2 - خطمشي و راهبرد بازنگري و به روز مي شود; 3-2 - خطمشي و راهبرد ازطريق چارچوب مبتني بر فرايندهاي كليدي توسعه مي يابد; 4-2 - خطمشي و راهبرد به مجموعه سازمان ابلاغ مي شود. 3 - كاركنان 1-3 - بر منابع انساني ، سازمان مديريت و برنامه ريزي حاكم است ; 2-3 - دانش و شايستگي هاي افراد شناسايي و تقويت مي شوند; 3-3 - افراد درگير كار شده و توانمند مي شوند (توانمندسازي افراد); 4-3 - بين سازمان و كاركنان گفتگوي متقابل وجود دارد; 5-3 - به افراد سازمان پاداش داده مي شود و از آنها مراقبت مي گردد. 4 - همكاران و منابع 1-4 - مديريت بر همكاران خارج از سازمان ; 2-4 - مديريت بر منابع مالي ; 3-4 - مديريت بر ساختمانها، تجهيزات و مواد; 4-4 - مديريت بر تكنولوژي ; 5-4 - مديريت بر دانش و اطلاعات . 5 - فرايندها 1-5 - فرايندها به صورت نظام مند طراحي شده و مديريت مي شوند; 2-5 - به منظور رضايت كامل مشتريان و ساير صاحبان منافع و ايجاد ارزش افزوده براي آنها با بهره گيري از خلاقيتها فرايندها بهبود مي يابند; 3-5 - محصولات و خدمات براساس نيازها و انتظارات مشتريان طراحي شده و توسعه مي يابند; 4-5 - محصولات و خدمات قابل ارائه به مشتري داراي خدمات پس از فروش هستند; 5-5 - ارتباط با مشتري ارتقايافته و مديريت مي شود. 6 - نتايج مرتبط با مشتري 1-6 - معيارهاي درك و آگاهي (در ارتباط با تصوير فراگيري از سازمان ، محصولات ،فروش ، خدمات پس از فروش و وفاداري ); 2-6 - شاخصهاي عملكرد (در ارتباط با تصوير فراگيري از سازمان ، محصولات ، فروش ،خدمات پس از فروش و وفاداري ). 7 - نتايج مرتبط با كاركنان 1-7 - معيارهاي درك و آگاهي (درارتباط با انگيزه و رضايت مندي ); 2-7 - شاخصهاي عملكردي (درارتباط با يافته ها، انگيزه وميزان درگيري افراد با كار،رضايت مندي خدمات فراهم شده براي افراد سازمان ). 8 - نتايج مرتبط با جامعه 1-8 - معيارهاي درك و آگاهي (در ارتباط با عملكرد به عنوان يك شهروند مسئول ،انجام فعاليتهايي به منظور كاهش و جلوگيري از آسيب و صدمه ناشي از عمليات و دوره عمر محصولات ، ارائه گزارش فعاليتها براي كمك به حفاظت منابع ). 9 - نتايج كليدي عملكرد 1-9 - خروجي هاي كليدي عملكرد; 2-9 - شاخصهاي كليدي عملكرد. د - چرخه به منظور تعالي سازماني براساس مدل EFQM از چرخه (RADAR) كه شبيه به چرخه PDCA است استفاده مي گردد. RADAR از حروف اول پنج كلمه زير تشكيل شده است . نتايج RESULTS رويكرد - نگرش APPROACH به كارگيري DEPLOYMENT ارزيابي ASSESSMENT بازنگري REVIEW نتايج آنچه كه سازمان به آن دست مي يابد نتايج نام دارد. در يك سازمان متعالي روند نتايج مثبت است . اهداف كاملا تحقق يافته و يا نسبت به برنامه ها پيشي مي گيرند. رويكرد آنچه كه سازمان براي انجام دادن برنامه ريزي مي كند رويكرد ناميده مي شود. در يك سازمان متعالي رويكردي درست است كه داراي يك منطق روشن باشد و بر نياز صاحبان منافع متمركز شود و به روشي مناسب با خطمشي و راهبرد تركيب شده و با سايررويكردها مرتبط گردد. به كارگيري به كارگيري به آنچه كه سازمان براي بكاربستن رويكردها انجام مي دهد اطلاق مي گردد. در يك سازمان متعالي رويكردها در سطوح مربوطه برمبناي يك روش نظام منداجرا خواهندشد. ارزيابي و بازنگري به منظور شناسايي فرصتها، اولويت بندي و برنامه ريزي جهت بهبود مستمر رويكردهاارزيابي و بازنگري مي شوند.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:3 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ارزيابي كيفيت خدمت الكترونيك مقدمه اغلب شركتهاي باتجربه و موفق در تجارت الكترونيك (EC) اين نكته را درك كرده اند كه عوامل موفقيت يا شكست صرفا حضور شركت در وب و يا قيمت پايين نيست بلكه عامل مهم انتقال كيفيت بالاي خدمت الكترونيك (ESO) است. كيفيت بالاي خدمت الكترونيك .– 4 بعد حفظ اسرار شخصي شامل تضمين اين مسئله است كه داده هاي مربوط به رفتار خريد مصرف كننده دراختيار ديگران قرار نگرفته و اطلاعات مربوط به كارت اعتباري خريدار اينترنتي به صورت امن نگهداري ميشود. روشهاي ارزيابي ابزارهاي ارزيابي نتيجه گيري |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
هزينه يابي كيفيت در پروژه ها چكيده |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
5S پنج اصل براي دستيابي به کيفيت عالي در محيط کار. 5S يک سيستم کنترل ظاهر و از اصول سيستم توليد ناب مي باشد. 5s و کنترل هاي بصري ابزار هاي سازماندهي محيط کار هستند که زمينه لازم براي پيشرفت محيط کار را فراهم مي کنند. 5sو کنترل هاي بصري اطمينان حاصل مي سازد که براي هر چيز جايي وجود دارد و آن چيز همواره در جاي خودش است - تمييز و آماده استفاده. 5S مخفف پنج کلمه ژاپني مي باشد. اين کلمات عبارتند از : Seiri - ساماندهي. Seiton - نظم و ترتيب. Seiso - پاکيزه سازي. Seiketsu - استاندارد سازي. Shitsuke - انضباط. اين پنج کلمه از چهار رويه اجرايي و يک تعهد تشکيل شده است. يعني چهار کلمه اول رويه هايي را براي ايجاد وضع مطلوب پيشبيني مي کند و کلمه آخر تاکيد بر حفظ و بهبود وضع مطلوب دارد. 5S نه تنها به ايجاد شرايط مطلوب در محيط مي پردازد بلکه سعي دارد بر روي تک تک کارکنان تاثير گذاشته و به پرورش آن ها بپردازد. 5S باعث افزايش کيفيت تيم هاي متشکله نيز مي گردد و ارتباطات موجود در سازمان و يا کار خانه را تسهيل مي نمايد. اکنون به شرح هر کدام از اين اصول مي پردازيم. ساماندهي در اين بخش ما در ابتدا سعي مي کنيم اشياء ضروري را از غير ضروري جدا سازيم. سپس ميزان بهينه هر يک از اقلام ضروري را از بعد کمي مشخص مي نماييم. از اهداف اين بخش تعيين معيار هايي براي حذف غير ضروري ها و به کارگيري مديريت اولويت ها و حذف علل آلودگي مي باشد. در اين مرحله فقط ابزار و موادي که براي انجام کار هاي روز مره نياز است در محيط کار نگه داشته مي شود. اين کار ارتباطات بين کارکنان را نيز تسهيل مي کند. فعاليت هاي زير در جهت ساماندهي به محيط پيشنهاد مي گردد : دور ريختن اشيائي که به آن ها نياز نداريد. مبارزه با علل آلودگي و نشت آن ها. خانه تکاني و تميز کردن محل. رفع عيوب و خرابي ها. باز بيني پوششها و محفظه ها به منظور پيشگيري از نشت و آلودگي. نظم و ترتيب استقرار منظم و مرتب ماشين ها و اشياء به نحوي که اشياءمورد نياز در زمان مورد نظر و به مقدار مورد نياز در دسترس باشند. از اهدافي که براي اين بخش پيش بيني شده مي توان به استقرار و جايدهي مناسب اشياء و ايجاد نظم و ترتيب در محل کار و ارتقاء بهره وري از طريق حذف زمان تلف شده براي جستجوي اشياء اشاره کرد. در اين بخش سعي بر اين است که به صورت بالقوه فعاليت هاي بروکراتيک از بين برود. فعاليت هاي زير در جهت مرتب کردن محيط پيشنهاد مي گردد : استقرار هر چيز در جاي ثابت با توجه به مسائلي چون ايمني و تسهيل در امور پاکيزه سازي. نشانه گزاري محدوده ها و محل استقرار اشياء. رعايت خطوط مستقيم و زواياي قائمه. حذف پوشش ها و قفل ها. پاکيزه سازي در اين بخش ما به حذف اشياء زايد زباله آلودگي ها و مواد خارجي در جهت دستيابي به پاکيزگي در محيط کار دست مي زنيم. پاکيزه سازي را مي توان به عنوان نوعي بازبيني و رفع معايب جزئي به شمار آورد. اين بخش باعث ايجاد يک محيط کاري امن مي گردد. در اين محيط مناطق مسئله دار سريعا تشخيص داده مي شوند. مهمترين مسئله اين بخش اين است که اجازه داده نشود آشغال و زباله در جاهاي دسته اول باقي بماند. فعاليت هاي زير در جهت پاکيزه سازي محيط پيشنهاد مي گردد : تمرين سريع 5S : در طي روز در يک مقطع زماني کوتاه مدت همه را وادار کنيد که به پاکيزه سازي محيط دست بزند. ايجاد ليست هاي کنترل براي تميز کردن جاهايي که افراد آن ها را نمي بينند. گنجاندن پاکيزه سازي در ليست وظايف افراد. استاندارد سازي نگهداري همه چيز در وضعيتي سامان يافته مرتب و پاکيزه حتي در زمينه هاي شخصي و مرتبط با آلودگي از تعاريف اين بخش مي باشد. از اهداف تعريفي براي اين بخش ايجاد استاندارد هايي اجرايي براي تداوم 5S و مديريت ديداري خلاق به منظور آشکار شدن نا همگوني ها و موارد غير عادي مي باشد. به طور کلي اين بخش يک مشي ثابت براي انجام دادن اعمال و رويه ها ايجاد مي کند. به وسيله کنترل هاي ديداري که در اين بخش در محيط کار تعبيه مي گردد مي توان در انجام امور به ويژه موارد اضطراري تسهيلاتي را ايجاد کرد. فعاليت هاي زير در جهت استاندارد سازي امور پيشنهاد مي گردد : استفاده از علامت هاي مناسب مانند : نشانه هاي تاييد کننده و نشانه هاي اخطار دهنده و علامت هاي مکان نما. ايجاد تمهيدات پيشگيري کننده از خطا. استفاده از پوشش هاي شفاف. استفاده از برچسب هاي حرارتي. انضباط انضباط به معني عادت به انجام هر کار به نحو صحيح مي باشد. هدف از انجام اين بخش سعي در ايجاد مشارکت کامل همه افراد در به وجود آوردن عادات صحيح و پيروي از مقررات مي باشد. به وسيله اجراي صحيح اين بخش ما بايد بتوانيم عادت به برقراري ارتباط و نترل نتايج آن را به نحو صحيح در افراد ايجاد کنيم.بدون انضباط محيط کار شما به راحتي مي تواند به صورت کثيف و آشفته اول در آيد. وقتي کارکنان از کار در محيط کاري خود احساس غرور کنند منجر به ارضاء شغلي بيشتر و خلاقيت بيشتر مي شود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:55 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مفهوم كيفيت زندگي كيفيت زندگي مفهومي است بسيار انتزاعي كه نمي توان براي آن تعريفي جامع و مانع ارائه داد. و به طور كلي تعريف مفهومي آن چندان ساده نيست ولي برحسب نياز مي توان براي آن تعاريف عملياتي ارائه كرد. بحث كيفيت زندگي به تازگي در ادبيات توسعه پايدار و برنامه ريزي توسعه اجتماعي و مباحث اقتصاد نوين مطرح شده و جايگاه ويژه اي يافته است و دولت ها در سطح ملي و محلي و نيز موسسات متعددي بر روي سنجش و شاخص سازي آن كار مي كنند و شاخص هاي چندي براي سنجش آن معرفي شده است. در مقاله حاضر، كيفيت زندگي با توجه به تجربه هاي موجود و مفروضات زير تحليل خواهد شد: · كيفيت زندگي، مفهومي است چند وجهي و بررسي آن نياز دارد به اتخاذ رهيافتي ميان رشته اي و فرا- رشته اي · كيفيت زندگي امري است نسبي و نمي توان براي آن تعريفي ارائه داد كه آن را مطلق و جهاني فرض كند. · كيفيت زندگي به شدت از زمان و مكان متاثر است و مولفه ها و عوامل تشكيل دهنده اش با توجه به دوره زماني و مكان جغرافيايي فرق خواهند كرد. · كيفيت زندگي به مقدار زياد از ارزش ها متاثر است و در واقع طبق ارزش هاي فردي و اجتماعي و ملي تعريف مي شود. · كيفيت زندگي ضمن دارا بودن ابعاد عيني و وابستگي به شرايط عيني و بيروني، امري است ذهني و دروني و متصور و در نتيجه در نهايت به تصورات و ادراك فرد از واقعيت هاي زندگي بستگي دارد. · كيفيت زندگي مفهومي است كه ارزش واقعي آن زماني آشكار مي شود كه بخواهيم به سياست ها و برنامه هاي توسعه به ويژه در سطح محلي و محله اي جهت داده و پاراديم هاي منسوخ توسعه اقتصادي- اجتماعي را اصلاح كنيم. · كيفيت زندگي، خود يك پاراديم است و با پاراديم هاي توسعه پايدار و اقتصاد نوين همخواني بيشتري دارد تا پاراديم هاي متعارف اقتصاد و توسعه · كيفيت زندگي به عنوان يك گفتمان جهاني، واكنشي است طبيعي در برابر پي آمدهاي نامطلوب و آسيب هاي جدي كه سياست هاي مرسوم اقتصادي در سطح فردي، ملي و جهاني پديد آورده اند. · در عصر ديجيتال، بحث كيفيت زندگي مي تواند به عنوان مكانيسم بازخورد، ارزيابي و اصلاح مسير سياست هاي خرد و كلان عمل كند. با توجه به مفروضات فوق شايد با بررسي سوابق سنجش كيفيت زندگي و آشنايي با شاخص هاي موجود آن بهتر بتوان به تعريف عملياتي اين مفهوم دست يافت. در پايانبا مراجعه به سایت زیر كيفيت زندگي در كشور هاي مختلف جهان و رده بندي آنها در سال 2007 را مشاهده مي نماييد: http://www.internationalliving.com/
با تشکر از اعضای محترم گروه پویا به خاطر تهیه ی مقاله |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مقدمه اي بر نظريه آشوب در مديريت کيفيت چكيده درطي سالهاي اخير که کيفيت به يکي از مهمترين فاکتورهاي توليد محصول تبديل شده است ، سازمانها براي بقاي خود ملزم به استفاده ازابزارهاي ارتقاي کيفيت هستند. يکي از اين ابزارها تئوري نظم غايي است. تئوري آشوب و مديريت تئوري آشوب در کنترل کيفيت
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
از حدود 50 سال پیش جوایز کیفیت به عنوان ابزاری جهت ارزیابی و مقایسه سازمان ها با یکدیگر مورد توجه دولت ها و صاحبان صنایع قرار گرفت. قدیمی ترین جایزه ملی کیفت " جایزه دمینگ " است که در سال 1950 توسط دبلیو ادوارد دمینگ در ژاپن ایجاد شد. در سال 1987 جایزه ملی کیفیت آمریکا به نام " جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج " معرفی شد. یک سال بعد در سال 1988چهارده مدیر برگزیده و مشهور از کمپانی های بزرگ اروپایی جهت ایجاد جایزه در سطح اروپا به توافق رسیدند و آن را تحت نام EFQM European Foundation For Quality Management ( بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ) منتشر کردند . این جایزه در مدت زمان کوتاهی نه تنها در سطح اروپا مورد استقبال قرار گرفت ، بلکه در سایر کشورها نیز با اقبال روبرو شد . هم اینک در بیش از70 کشور ، جوایزی تحت عنوان جایزه ملی کیفیت ، جایزه کیفیت و بهره وری ، جایزه برتری جویی و جایزه تعالی سازمانی ایجاد شده است. همچنین 13 کشور عضو سازمان بهره وری آسیایی ( APO ) جوایزی تحت عنوان جایزه کیفی انتخاب کرده اند که 7 کشور آن در زمره کشورهای اسلامی قرار دارند. بسیاری از این جوایز بر پایه یکی از سه جایزه معتبر دمینگ ، جایزه ملی کیفیت مالکوم بالاریج و جایزه کیفیت اروپایی ( EFQM ) طرح ریزی شده است . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:6 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|||
|
هفته كيفيت: در سال1965 سازمان كيفيت اروپا «هفته كيفيت» را در سطح اروپا به رسميت شناخت. همه ساله هفته كيفيت از دومين پنج شنبه ماه نوامبر آغاز مي شود. در بعضي از كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و پرتغال سرتاسر ماه نوامبر توسعه داده شده و به عنوان ماه كيفيت نام گذاري شده است.
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:4 توسط
|
|
||||
|
|
|
|||||||||||||||
|
جايزه كيفيت بالدريج جايزه ملي كيفيت مالكولم بالدريج يك جايزه سالانه براي شركتهاي آمريكايي بهمنظور دستيابي به اهداف كيفي و تجارت مناسب است. اهداف اين جايزه، ارتقاء آگاهي از كيفيت بهعنوان يك عنصر مهم افزايش در رقابت، فهم نيازمنديهاي اجراي عالي و سهيم شدن در اطلاعات است اين جايزه، سه گروه واجد شرايط را دربردارد: شركتهاي ساخت و توليد، شركتهاي خدماتي و سازمانهاي تجاري كوچك، همچنين بهمنظور آنكه دريافت جايزه بالدريج عمومي گردد، انتظار ميرود كه دريافتكنندگان جوايز، اطلاعات بهدستآمده درمورد استراتژيهاي اجرايي موفقيتشان را دراختيار ساير شركتها قرار دهند. جايزه بالدريج يك نشان شيشهاي با ارتفاع 14 اينچ بوده و تاكنون جوايز زير اهداء گرديده است، سال 1988: شركت موتورولا، سال 1989:شركت ميليكن، 1990: شركت موتور كاديلاك، 1991: شركت صنايع مارلو ،AT&T :1992، شركت لاستيك ايمز 1993، 1996: ارتباطات مشتري شركتAT&T ، صنايع آرمسترانگ1995. فرايند گزينش توسط گروه داوران موردارزيابي قرار ميگيرد. متقاضيان با نمره بالاتر براي بازديد از محل كارخانه انتخاب ميشوند. متقاضيان پس از اين بازديد، بازخور مكتوبي را جهت ايجاد بهبود در مديريت كيفيت خود دريافت ميكنند. معيارهاي موجود در جايزه ملي كيفيت بالدريج، سه نقش عمده در رقابت شركتها بازي ميكند: الف( در بهبود عملكرد اجرايي شركتها و همچنين توانايي آنها كمك ميكند. معيارهاي جايزه بالدريج، نگرش قابل قبولي براي مطابقت با مديريت كيفيت جامع درهر سازمان فراهم ميآورد. اين معيارها برپايه 10 مفهوم هستند: - 1كيفيت مشتري-گرا: كيفيت توسط مشتريان موردقضاوت قرار ميگيرد. بنابراين چنانچه درتمامي مراحل، مشتري درنظر گرفته شده باشد دراين صورت محصول منجر به رضايت مشتري ميگردد. بنابراين ضروري است كه نياز مشتري و بازار شناسايي شده و توسط فاكتورهايي موردسنجش قرار گيرد تا با فعاليتهاي لازم، منجر به رضايت مشتري شود. - 2رهبري: نياز است كه فرد اول سازمان، جهتهاي حركت سازمان را براي رضايت مشتري بهصورت واضح با انتظارات والا تنظيم كند. - 3بهبود مستمر و يادگيري: دستيابي به بالاترين سطح عملكرد سازماني نيازمند داشتن يك شيوه براي بهبود مستمر است. كلمه <بهبود مستمر>، هم دلالت دارد بر افزايشي بودن موضوع و هم به آني و پيشرفت لحظهاي آن. بهبود مستمر تنها به مفهوم ارائه محصول و خدمت بهتر نيست بلكه تمامي اهداف سازمان را كه از استراتژي مديريت ارشد سرچشمه ميگيرد شامل ميشود. - 4اهميت دادن به كاركنان: موفقيت سازمان در بهبود عملكرد، خود وابستگي كامل به مهارت و تحرك نيروهاي سازمان دارد. - 5واكنش سريع: بازارهاي رقابت موفق داراي چرخههاي كوتاه براي ايجاد محصول جديد يا بهبود محصولات موجودند. هماكنون پاسخگويي به مشتريان و نياز آنها و داشتن يك روش انعطافپذير براي ايجاد يك قابليت، يكي از نيازمنديهاي اساسي است. - 6كيفيت طراحي و پيشگيري: مديريت بايستي تاكيد زيادي روي مساله كيفيت طراحي و همچنين جلوگيري از اتلاف داشته باشد كه از ساختاردهي كيفيت در محصول يا خدمات و فرايندهاي توليد و تحويل بهدست ميآيد. - 7چشمانداز وسيع آينده: مديريت سازمان بايستي همواره بهصورت كلان تمامي جوانب مرتبط با سازمان را درنظر داشته و تصميمات و برنامهريزيهاي خود را مبتني بر اين نگرشها كند. - 8مديريت با واقعيت: يك سيستم مديريت پيشرفته، بايستي برپايه يك چارچوب اندازهگيري، اطلاعات و تجزيهوتحليل باشد. اندازهگيري بايستي از استراتژي شركت و از تمامي مواردي كه روي فرايند و خروجيها تاثير ميگذارند. سرچشمه گرفته شده باشد. - 9توسعه مشاركت: سازمانها بايستي مشاركتي با مشتريان، كارمندان، تامينكنندگان و سازمانهاي آموزشي ايجاد كنند. مشاركت ممكن است بهصورت داخلي يا خارجي باشد. - 10مسئوليت اجتماعي و شهروندي: ايجاد مسئوليت برميگردد به انتظارات اوليه سازماني كه درارتباط با مسائلي ازقبيل ايمني و سلامت محصول و همچنين ساير موارد در طول عمر محصول و يا خدمات انتظار ميرود. كه اين مسئوليتها بايستي در نقاط مختلف سازمان و براي افراد مختلف تعيين شده باشد. معيارهاي جايزه بالدريج: چگونگي پخش امتيازات موارد هفتگانه معيارهاي بالدريج به زيرگروههاي زير تقسيم ميگردند. در جدول شماره يك معيارها با زير معيارهاي مربوطه و امتيازات هر آيتم مشخص گرديده است.
نحوه امتيازدهي در جايزه بالدريج امتيازدهندگان معيارهاي بالدريج پس از مشاهده سازمان باتوجه به موارد زير اقدام به امتيازدهي ميكنند. چگونگي برآورده كردن نيازها و محل رديابي آن بايستي مشخص باشد. توجه: معيارها به دو قسمت شيوه و نتايج تقسيم شدهاند كه: در قسمت موارد شيوهها، امتياز 50% بيان ميكند كه شيوه موردنظر اهداف اوليه اين مورد را پوشش ميدهد. امتيازات بالاتر بلوغ، تكامل و دستيابي بالاتر را بيان ميكنند. جايزه ملي كيفيت مالكولم بالدريج جستجو ميكند كه: اجراي اين جايزه توسط انجمن كيفيت آمريكا صورت ميپذيرد. مرور امتيازدهي و قضاوت براي تقاضاها شامل مشاهده سازمان، توسط صدها سازمان داوطلب از شركتهاي آمريكايي، دانشگاهها، دولت، مشاوران و ساير سازمانها انجام ميپذيرد. اين داوطلبان نقش كليدي بسيار موثري دارند. فرايند اين جايزه داراي چندين مرحله است كه اولين مرحله، بهبود سالانه معيار، راهنماها و فرايند كلي جايزه است. مرحله بعدي تكميل فرم تعيين شايستگي توسط شركت متقاضي است كه شركت متقاضي بايستي شايستگي خود را به اثبات رساند. سپس هر متقاضي فرم تقاضا را تكميل ميكند. در ادامه هر متقاضي در چهار مرحله، موردبازبيني قرار ميگيرد: 1 - مرور توسط حداقل 5 نفر از اعضاي هيئت ممتحنين; |
||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:3 توسط
|
|
||||||||||||||||
|
|
|
||
|
با حرکت به سوی نظام مدیریت کیفیت جامع ، اهداف متعالی همچون افزایش رضایت مشتری ، افزایش مشارکت کارکنان ، بهبود مستمر ، دستیابی به نتایج پایدار مالی و اقتصادی را محقق می سازد . در سال های اخیر جوایز ملی، منطقه ای و بین المللی متعددی در حوزه های کیفیت ، بهره وری و سرآمدی کسب و کار در کشورها و مناطق مختلف جهان نظیر اروپا ، امریکا ، کانادا ، ژاپن ، استرالیا و حتی کشورهای در حال توسعه رواج یافته است . بررسی های انجام شده نشان می دهد بیش از 70 کشور جهان دارای مدل جایزه ملی کیفیت هستند. این جوایز ابعاد مختلفی دارند از یک سو مفاهیم کیفیت و سرآمدی کسب و کار را به زبان شیوا بیان کرده و یک الگوی نظام مند را برای طرح ریزی و استقرار نظام های مدیریت جامع ارایه می نماید و از سوی دیگر ابزار سیستماتیک خود ارزیاب می باشند و به سازمان ها کمک می کند که نظام مدیریت و عملکرد خود را براساس معیارهای معین ارزیابی نموده ( حتی با سایر سازمان ها مقایسه نمایند ) و با حرکت به سوی نظام مدیریت کیفیت جامع ، اهداف متعالی همچون افزایش رضایت مشتری ، افزایش مشارکت کارکنان ، بهبود مستمر ، دستیابی به نتایج پایدار مالی و اقتصادی و . . . را محقق سازند. در هر جامعه ای که نظام جوایز کیفی و سرآمدی کسب و کار شکل گرفته است ، ارمغانی چون پیشرفت و بهبود را به جامعه ارزانی داشته است . تا جائیکه این جوایز توانسته اند با الگودهی به سازمان ها ، مفاهیم و روش های مدیریتی جهت داده و آنها را به سوی بهبود مستمر و رشد و تعالی سازمانی حرکت دهند .
| |||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:0 توسط نسرین محبتی
|
|
|||
|
|
|
|
|
سطح سرآمدی جایزه ملی کیفیت ایران ، بنگاهها را در دستیابی به درجات سرآمدی از یکدیگر متمایز می کند و میزان موفقیت آنها در دستیابی به سرآمدی نشان می دهد . سطوح سرآمدی با توجه به حدنصاب هایی که در ابتدای هر دوره توسط کمیته فنی جایزه ملی کیفیت ایران به تصویب می رسد ، شامل سه سطح زیر است : 1 ـ برندگان جایزه ملی کیفیت : الف ) تندیس زرین : از میان نامزدهای جایزه ، نامزدی که از حد نصاب تعیین شده بالاترین امتیاز را کسب نماید میتواند به عنوان الگوی مرجع در سطوح ملی مطرح شده و برنده " تندیس زرین" گردد. ب ) تندیس سیمین : از میان نامزدهای جایزه در هر طبقه ، بهترین هایی که میتوانند به عنوان الگوهای مرجع در طبقه خود مطرح باشند ، در صورت کسب امتیازی بالاتر از حدنصاب مربوطه ، به عنوان برنده " تندیس سیمین " انتخاب شده و معرفی می گردند. ج ) تندیس بلورین : متقاضیانی که مدل سرآمدی سازمانی را بطور کامل بکار گرفته و طی دوره معینی بهبود مستمر را در واحد خود نشان داده اند ، بشرط کسب امتیازی بالاتر از حدنصاب مربوطه به عنوان نامزد جایزه معرفی و برنده " تندیس بلورین " می شوند . 2 ـ تقدیرنامه اشتهار در سرآمدی : برای متقاضیانی که با مدیریت خوب به پیشرفت در جهت سرآمدی سازمانی نایل آمده اند . به شرط کسب امتیاز بالاتر از حدنصاب مربوطه " تقدیرنامه اشتهار در سرآمدی " اعطا میگردد . برای متقاضیانی که با برگزاری دوره های آموزشی و انجام خود ارزیابی تعهد و پایبندی خود را برای حرکت به سوی سرآمدی نشان داده اند " گواهینامه اهتمام به سرآمدی " صادر میگردد .
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:54 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:50 توسط نسرین محبتی
|
|
||