تبليغاتX
راهکار مهندسی صنایع
مهندسان صنایع دانشگاه تبریز

تويوتا نامي است كه بيش از يك خودروساز معنا مي دهد. تويوتا نمادي است از توسعه قوي يك شركت، از كسب و كار خانوادگي به يك شركت حقيقتا جهاني. شايد اگر همت و رؤيا و خطرپذيري كيشيروتويودا در راه‌اندازي خط توليد موتور گازوئيلي كوچك در گوشه اي از كارخانه ريسندگي پدر خود نبود امروز چنين تويوتاي متفاوتي وجود نداشت. تويوتا نمادي است از مديريت موفق و مبتكر كه بسياري ايده ها و انديشه هاي خلاق نظير نظام آراستگي (5S)، بهبود مستمر (كايزن)، سيستم كانبان، سيستم توليد ناب و JIT را به دنيا عرضه كرده است. همين ريشه هاي اصيل و مقوي است كه درخت تناور تويوتا را به گونه اي تقويت كرده است كه هر رقيبي را در برابر خود كنار مي زند و دور نيست كه در آينده بسيار نزديك با پشت سر گذاشتن دو رقيب نزديك خود، در جايگاه برترين خودروساز جهان بنشيند و برتري بلامنازع خود در ژاپن را به سراسر دنيا تسري دهد. توليد حدود 8 ميليون خودرو در سال كه نزديك نيمي از آن در خارج از ژاپن توليد مي شود، دستاورد اندكي نيست. اما رهبران تويوتا بيش از آنكه به اعداد بينديشند، آن گونه كه در فلسفه مديريت خود تاكيد كرده اند، به ارزشها مي بالند و همانها را عامل پايداري موفقيت و سرآمدي شركت خود مي دانند.

تاريخچه
تويوتا در ابتداي قرن بيستم به عنوان يك كارخانه ريسندگي وجود داشت. ساكيشي تويودا كه سالها در راه شغل پدر خود، يعني فروش فرش فعاليت مي كرد اين كارخانه را راه انداخته بود و در سال 1894 باهوش سرشار خود يك ماشين بافندگي صنعتي ابداع كرده و ساخته بود. او در سال 1924 نوع تمام اتوماتيك آن را ساخت و دو سال بعد كارخانه اتوماتيك ريسندگي تويوتا، پابه عرصه وجود نهاد. پسر كنجكاو و مستعد او، كيشيرو كه در رشته مهندسي مكانيك از دانشگاه توكيو فارغ التحصيل شده بود دركارخانه پدر مشغول به كار شد اما همه توجه و همت او صرف توليد موتور خودرو شد. در سال 1930 كيشيرو تحقيق بر روي موتورهاي گازوئيلي را آغاز كرد و سه سال بعد بخش خودرو را در قسمت كوچكي از كارخانه ريسندگي پدر راه انداخت. در سال 1935 اولين كارخانه خودرو تويوتا آغاز به كار كرد و سال بعد لوگوي تويودا به تويوتا تغيير يافت. يك سال بعد يعني سال 1937 شركت تويوتاموتور به طور رسمي افتتاح شد. بدين ترتيب يكي ازموفق ترين كارخانجات ريسندگي ژاپن در بين دو جنگ جهاني با تغيير گرايش، به كارخانه خودروسازي تبديل شد. تلاش و همت كيشيرو تويودا باعث شد كه از دل كارخانه پدر، كارخانه جديد تأسيس شود.
در ابتدا خود كيشيرو به عنوان قائم مقام شركت جديد عمل مي كرد و در سال 1941 به عنوان مديرعامل مشغول به كار شد. بلافاصله پس از راه افتادن شركت جديد، اصول مديريتي نويني در اداره كارخانه به كار گرفته شد. در سال 1938 سيستم JIT به كار گرفته شد. دو سال بعد مؤسسه تحقيقاتي تويوتا افتتاح شد. سال 1951 سيستم پيشنهاد ايده‌هاي خلاق در تويوتا فعال شد. سال 1973 مركز طراحي و سال بعد مركز آموزش افتتاح شد. اولين محصول تجاري شركت تويوتا، كاميون 5/1 تني G1 بود. در طي جنگ جهاني دوم تمام كارخانه دراختيار جنگ بود و براي ارتش كاميون توليد مي كرد. تاچند سال بعد از اتمام جنگ نيز، اشغالگران اجازه توليد خودرو به تويوتا ندادند. در سال 1952 با مرگ كيشيرو، مسئوليت شركت برعهده ايجي تويودا پسر عموي او قرار گرفت. ايجي به همراه پسر كيشيرو، شوئي شيرو تويودا و طي سالهاي بعد تويوتا را به يكي از شركتهاي بزرگ خودروسازي جهان تبديل كردند. در سال 1977 مركز فني تويوتا در آمريكا افتتاح شد و سال 1984 همكاري تويوتا با جنرال موتورز در آمريكا صورت گرفت. پس از ايجي، تايچي اونو مسئوليت شركت را به عهده داشت و در استقرار سيستم توليد تويوتا بسيار همت گماشت و اصول راهنماي تويوتا را در سال 1992 منتشر كرد.

سيستم توليد تويوتا (TPS)
تويوتا يك شركت معمولي توليد خودرو نيست. از همان آغاز راه اندازي شركت، اصول و مباني بكر مديريتي در شركت به كار گرفته شد. اين همان وقتي بود كه كيشيرو جوان در كارخانه ريسندگي پدر خود با ايده گيري استفاده از نوار نقاله، خط مونتاژ توليد موتور گازوئيلي كوچكي را با كمك مهندسان جوان ديگر راه انداخت. پدر كيشيرو معتقد بود هيچ فرايندي را نمي‌توان كامل ناميد و هميشه جايي براي بهبود وجود دارد و همين انديشه بهبود بود كه فرايند كايزن يا بهبود مستمر را در تويوتا نهادينه كرد. ماجراي تولد شركت جديد توليد خودرو در گوشه كوچكي از كارخانه ريسندگي پدر، انديشه ساده و جمع و جور كاركردن و بي ريخت و پاش بودن و آراسته بودن محيط كار را در ذهن و دل كاركنان شركت جديد جاي داد و بدين ترتيب تويوتا، سيستم توليدي به دنيا عرضه كرد كه به سيستم توليد ناب (LEAN) شهره گشت.

سيستمي كه مبتني بر انديشه ناب بود. ساكيشي تويودا پدر كيشيرو همواره مي گفت: اگر هم كامل بودن دور از دسترس باشد اما فرايند تلاش براي دستيابي به آن منجر به نتايج مطلوبي مي شود. اين سيستم در دهه 80 توسط غربي ها به كار گرفته شد.
بنيان سيستم توليد تويوتا، فلسفه حذف كامل اتلافهاست. كيشيرو معتقد بود شرايط ايده آل براي توليد وقتي است كه ماشين آلات و افراد با هم كار كنند تا بدون هيچگونه اتلافي ارزش افزوده ايجاد شود. اونوتايشي مهندس جواني كه در سال 1932 به تويوتا پيوست در توسعه انديشه كايزن در تويوتا نقش مهمي داشت. او با ابداع سيستم كانبان، بعد ديگري از سيستم توليد تويوتا را عرضه كرد و با دمينگ و ايشيكاوا همكاري نزديكي داشت. تايچي اونو پيشتاز سيستم توليد تويوتا در دهه 50، براين باور بود كه بزرگترين مشكل وقتي است كه هيچگونه مشكلي وجود نداشته باشد. او به طور مستمر به كاركنان مي گفت به هر موضوعي كه برخورد مي كنيد پنج بار بپرسيد «چرا»؟ مثالي كه خود او مي زد يك روبوت جوشكاري بود كه در وسط كار متوقف مي شود و با اين پنج پرسش، ريشه مشكل به دست مي آيد. چرا روبوت متوقف شد؟ زيرا مدار آن بيش از حد بار كشيد و فيوز سوخت. چرا مدار بيش از حد بار كشيد؟ زيرا ياتاقانها به خوبي روانكاري نشده بودند. چرا ياتاقانها خوب روانكاري نشده بودند؟ زيرا گردش پمپ روغن ناقص صورت مي گيرد. چرا گردش روغن به خوبي صورت نمي گيرد؟ زيرا خروجي آن با آشغالهاي فلزي مسدود شده است. چرا خروجي آن مسدود شده است؟ زيرا فيلتري روي پمپ وجود ندارد. بدين ترتيب پاسخ مشكل پيدا مي شود. اونو معتقد بود علت ريشه اي مشكلات را كشف كردن، خود عامل و كليد حل مشكلات بعدي است. داده ها در توليد مهم است اما واقعيت (FACT) مهمتر است. پس بايد عميق نگاه كرد و به ريشه رسيد.
در سيستم توليد تويوتا، موارد زير به كار گرفته شده است:

_ توليد به هنگام (JIT)
JIT
روشي است كه در آن هر قطعه، درست در هنگامي كه به آن نياز است توليد مي شود و هيچ مقداري در انبار وجود ندارد. به عبارت ديگر، سوال در JIT اين است: چه چيز نياز است؟ چه وقت نياز است؟ چه مقدار نياز است؟ بدين ترتيب مي توان اتلافها را حذف كرد و بهره وري را افزايش داد. با صفر كردن موجودي انبار، هزينه هاي نگهداري كالا در انبار حذف مي شود. لازمه اين كار ارتباط بسيار قوي با تامين كنندگان قطعات و مديريت صحيح زنجيره تامين است. ايده JIT توسط تايچي اونو به خوبي توسعه داده شد. شايد ايده اوليه طرح چنين رويكردي، كمبود فضا و امكانات توليد در بخشي از كارخانه توليد موتور خودرو بود كه كيشيرو تويودا در كارخانه ريسندگي پدر خويش راه انداخته بود.

_ كانبان
كانبان يك سيستم متفاوت و متمايز كنترل است. وقتي در ايستگاه كاري به قطعه اي نياز است، اين نياز اطلاع داده مي شود و سپس قطعه به سرعت توليد و حمل مي شود به گونه اي كه وقفه اي در توليد پيش نيايد. كانبان يك لغت ژاپني است به معني كارت، بليط و علامت. كانبان در سيستم توليد تويوتا ابزاري است براي مديريت جريان و توليد مواد. به كانبان، روش سوپرماركت نيز گفته مي شود زيرا ايده اوليه از فروشگاههاي تجاري بزرگ گرفته شده كه از كارتهاي كنترل استفاده مي كنند و كليه اطلاعات مربوط به محصول مثل اسم، كد، محل انبار و مانند آن در كارت نوشته مي شود.

_ JIDOKA
اين مفهوم توسط مؤسس تويوتا، ساكيشي تويودا مطرح شد. JIDO به مفهوم اتوماسيون است و JIDOKA يعني اتوماسيون با نگرش انساني؛ يعني ماشيني كه به آساني حركت مي كند و تحت پايش و نظارت يك اپراتور است. JIDOKA بر ديدن مسائل تمركز دارد و به ساخت محصولات بسيار كيفي منجر مي شود. در اين ديدگاه كيفيت بايد در طي فرايند توليد به دست آيد.

فلسفه و چشم انداز تويوتا
چشم انداز شركت تويوتا چنين است: ما قصد داريم براساس اصول راهنماي خود در توسعه پايدار جامعه و زمين مشاركت داشته باشيم. بدين منظور تعامل باز و منصفانه مديريت با ذينفعان، كاركنان، محيط زيست، جامعه و شركاي كسب و كار بسيار مهم است. ما عمليات كسب و كار خود را يكپارچه و صادقانه انجام مي دهيم.

فرهنگ سازماني و ارزشها
ساكيشي تويودا بنيانگذار شركت نساجي تويوتا، در سال 1935، پنج اصل اساسي تويوتا را بدين شرح اعلام كرد:
1 –
همواره وظيفه شناس باش و در شركت و در همه خوبي ها سهمي داشته باش.
2 –
همواره كوشا و خلاق باش و بكوش جلوتر از زمان خود باشي.
3 –
همواره به اقدام دست بزن و از اتلاف وقت بپرهيز.
4 –
همواره بكوش تا فضاي گرم و دوستانه اي در محيط كار برقرار سازي.
5 –
همواره به ياد خدا باش و بكوش تا شكر نعمتهاي او را به جا آوري.
اين اخلاق نامه تويوتاست. در سال 1992 اصول راهنماي تويوتا منتشر و در 1997 ويرايش شد. اين اصول راهنما، فلسفه شركت را خلاصه مي كند و چشم انداز شركت را ارائه مي دهد. اين اصول هفت گانه عبارتند از:
1 –
احترام گذاشتن به زبان و روح قانون هر ملت و گشاده بودن و صادق بودن فعاليتهاي شركت درجهت اينكه يك شهروند جهاني خوب باشد.
2 –
احترام به فرهنگ و آداب هر ملت و سهيم شدن در توسعه اقتصاد و اجتماع از طريق فعاليتهاي شركت در جامعه.
3 –
وقف كردن خود براي توليد محصول ناب و ايمن و بهبود كيفيت فعاليتهاي خود در هر كجا.
4 –
خلق و توسعه فناوري هاي پيشرفته و توليد محصولات و خدمات نمونه و برجسته كه نيازهاي مشتريان جهاني را برآورده سازد.
5 –
فرهنگي را در شركت ايجاد كنيد كه خلاقيت فردي و ارزشهاي تيمي را بگسترد، درعين اينكه اعتماد متقابل را ارج مي نهد و احترام كاركنان و مديران را درنظر مي گيرد.
6 –
رشد و توسعه را ازطريق مديريت نوآوري دنبال كنيد.
7 –
با شركاي كسب و كار در تحقيقات و خلق رشد پايدار و سود متقابل كار كنيد.
در سال 2001 راه تويوتا (TOYOTA WAY) منتشر شد كه در آن ارزشها و روشهاي مشاركت افراد در سازمان جهاني تويوتا بيان شده است. راه تويوتا به روح تويوتا در توليد اشاره دارد و در سراسر دنيا گسترده شده است. اصول 14گانه راه تويوتا عبارت است از:
1 –
تصميمات مديريتي را براساس فلسفه بلندمدت شركت اتخاذ كنيد حتي اگر اهداف مالي كوتاه مدت را پاسخ نگويد.
2 –
فرايند مستمري براي به سطح آمدن و كشف و شناخته شدن مسائل و مشكلات ايجاد كنيد.
3 –
براي اجتناب از توليد بيش از حد، از سيستم توليد ناب استفاده كنيد.
4 –
فشار كار را متعادل كنيد (مثل لاك پشت كار كنيد نه مثل خرگوش).
5 –
فرهنگ توقف كار براي حل مشكل را ايجاد كنيد تا كيفيت عالي درهمان اولين زمان توليد به دست آيد.
6 –
اهداف و فرايندهاي استانداردشده، اساس بهبود مستمر و توانمندسازي كاركنان است.
7 –
از كنترل چشمي استفاده كنيد تا مسئله و مشكلي پنهان نماند.
8 –
تنها از فناوري پايدار و آزموده شده استفاده كنيد تا به افراد و فرايندهاي شما خدمت كند.
9 –
رهبراني پرورش دهيد كه كار را كاملا درك كنند، براي زندگي فلسفه داشته باشند و آن را به ديگران تعليم دهند.
10 –
افراد و تيم هايي كه فلسفه شركت شما را دنبال مي كنند توسعه دهيد.
11 –
با كمك به توسعه شبكه وسيع شركا و تامين كنندگان خود به آنها احترام بگذاريد.
12 –
راه بيفتيد و براي درك موقعيتها، خودتان آنها را ببينيد.
13 –
در هنگام تصميم گيري همه راههاي ممكن را ببينيد و به اجماع و توافق جمعي برسيد و گرچه آهسته تصميم مي گيريد اما پس از آن سريعا تصميم را اجرا كنيد.
14 –
ازطريق انعكاس بي رحمانه مشكلات و بهبود مستمر، يك سازمان يادگيرنده ايجاد كنيد.
15 –
اصل تويوتا كه راه تويوتا را تشكيل مي دهد بيشتر از آنكه ابزار بهبود باشد، يك فرهنگ است. در اين فرهنگ ارزش افزايي سازمان ازطريق توسعه افراد به دست مي آيد. فرايند درست، نتايج درست به بار مي آورد. به حل ريشه اي مسائل پرداخته مي شود و توسعه يادگيري سازماني هدف قرار مي گيرد.

فروش
درآمد خالص شركت تويوتا در سال 2005، 8/185 ميليارد دلار و سود خالص آن 12/12 ميليارد دلار بوده است. اين درآمد با توليد 647/711/7 خودرو به دست آمده است. از اين مقدار، 4684965 خودرو در ژاپن توليد شده و بقيه در خارج از ژاپن. هم اكنون تويوتا پس از جنرال موتورز با درآمد 6/192 ميليارد دلار و دايملر كرايسلر با درآمد 1/186 ميليارد دلار سومين خودروساز برتر جهاني و نخستين خودروساز ژاپن است. رشد روزافزون تويوتا به گونه اي است كه به زودي رقيب دوم خود را پشت سر خواهد گذاشت و دور نيست كه با عقب گذاشتن جنرال موتورز به غول برتر خودروسازي جهان تبديل شود.

تويوتا در سراسر ژاپن 12 كارخانه توليدي دارد. بازار خارجي تويوتا 170 كشور و منطقه را دربرمي گيرد. شركتهاي توليدي خارجي سازنده تويوتا 52 شركت و در 27 كشور جهان پراكنده است. در سال 2005، در ژاپن 65798 نفر در كارخانه هاي شركت كار مي كرده اند كه با احتساب 523 شركت زنجيره تامين كه 231 شركت آن در خارج از ژاپن مستقر است، اين تعداد به 285977 نفر مي رسد. در سال 2005، تويوتا 812 ميليارد ين در زمينه تحقيق و توسعه هزينه كرده است. آخرين دستاورد فناوري تويوتا، توليد خودروي هيبريدي سينرژي است متشكل از دو منبع قدرت: موتور الكتريكي و موتور گازي / بنزيني. در اين فناوري امكان صرفه جويي در مصرف سوخت، صداي كمتر و رانندگي بهتر تعبيه شده است.

مديرعامل
بنيانگذار اوليه شركت، ساكيشي تويوداست كه اولين كارخانه ريسندگي اتوماتيك را در ژاپن به راه انداخت. بسياري از ايده هاي خوب مديريتي مانند بهبود مستمر كه بعدها در تويوتا به كار گرفته شد، از اوست. ساكيشي مي گفت: پنجره را بازكن، دنياي بزرگي در بيرون وجود دارد. كيشيرو تويودا پسر ساكيشي، در گوشه اي از كارخانه پدر، خط توليد موتور گازوئيلي راه انداخت و در سال 1935 با توليد اولين خودرو مدل A1 و سال بعد مدل AA رؤياي توليد يك خودرو شخصي را تحقق بخشيد. هم اكنون كاتسواكي واتانا‌به مديرعامل تويوتاست. او هماهنگي با مردم، جامعه و محيط را سرلوحه شعار خود قرار داده و مي گويد: هدف ما اين است كه يك شهروند جهاني خوب باشيم. برخي از شعارهاي تويوتا در طي اين سالها كه از زبان مديران عامل بيان شده چنين است:
-
مشتري حرف اول را مي زند، سپس نوبت فروشنده است و در آخر سازنده قرار دارد.
-
راه كسب تجربه، مواجهه با چالشهاست.
-
كيفيت را ازطريق كار تيمي نگه دار.
-
فكر خوب، محصولات خوب
-
متفكر، نوآور و خلاق باش.
-
خودت، با تلاش خود، از حرمت خود دفاع كن.
-
ما دستاوردهاي بزرگ را با زحمات خود به دست آورده ايم.
-
كيفيت درحين فرايند ساخته مي شود.
-
اعتماد رمز موفقيت است.

آينده
تويوتا چشم انداز جهاني خود را براي سال 2010 ارائه داده است. اين چشم انداز تصوير جديدي براي تويوتا در آينده ترسيم مي كند: خلق خودروها و جامعه خودرو محور كه در آن افراد مي توانند با سهولت و ايمني رانندگي كنند. براي دستيابي به اين مقصد، بايد موازانه اي بين كمينه كردن و بيشينه كردن وجود داشته باشد. كمينه كردن، چشم انداز و فلسفه تلاشهاي تويوتاست در به حداقل رساندن جنبه هاي منفي خودرو مانند تاثيرات مخرب زيست محيطي، ترافيكي و تصادفات. بيشينه كردن، فلسفه و چشم انداز تويوتاست در بيشتر كردن جنبه هاي مثبت خودرو مانند راحتي، سرگرمي، مشعوف ساختن و مهيج كردن. تشديد موثر اين دو رويكرد، حركت پايدار را درپي دارد.

منابع
1 – www.toyota.co.jp
2 – www.fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 23:12  توسط   | 

از زماني كه پل گالوين در سال 1928 شركت توليدي گالوين را تأسيس كرد، 20 سال زمان كافي بود تا او و برادرش بخوبي درزمينه راديوهاي خودرو خبره شوند و عنوان صوت در حركت را (موتورولا) بر شركت خود بپسندند. اين زماني بود كه موتورولا جهت حركت آينده خود را مشخص كرده بود. دريافت پيام فضانوردان آپولو11 از كره ماه توسط راديوي موتورولا در تثبيت موقعيت و كيفيت محصولات شركت بسيار موثر بود. كوشش بي‌وقفه در امر بهبود محصولات، موتورولا را به ابداع متدولوژي شش سيگما رهنمون شد و شركت توانست يك بيان استاندارد و مشترك جهاني را در سنجش كيفيت به نام خود ثبت كند. موتورولا در بعد منابع انساني و تدوين استراتژي‌هاي اين حوزه نيز سرآمد است. تجربه موتورولا نمونه روشني است كه منطق و فرايند توسعه استراتژي قدرتمند منابع انساني را مبتني بر مفاهيم و بهترين فعاليتها نشان مي دهد. موتورولا در حوزه اصلي كار خود، يعني تلفن همراه موفق عمل كرده و بيش از 17 درصد بازار را دردست خود گرفته است. با اين حال، زاندر مديرعامل شركت در فكر افزايش سهم شركت از بازار سه ميليارد دستگاه تلفن همراه در سال 2010 است.

تاريخچه
در سال 1928، پل گالوين و برادرش ژوزف، شركت توليدي گالوين را در شيكاگو تأسيس كردند. اولين محصول شركت، يك الميناتور باتري بود كه كه امكان استانداردشدن باتري‌هاي راديو را با جريان الكتريكي لوازم خانگي فراهم مي ساخت. در سال 1930، راديوي موتورولا عرضه شدكه جزو اولين راديوهاي موفق تجاري خودرو بود. مؤسس شركت، نام موتورولا را براي اين محصول انتخاب كرده بود كه مركب از كلمه موتور (كه به MOTORCAR يعني خودرو اشاره دارد) و OLA به معناي صداست و معناي آن صوت درحركت بود. درهمين سال گيرنده راديويي براي ماشين‌هاي پليس نيز عرضه شد. در آغاز دهه 40، گوشي راديويي بي‌سيم دوطرفه توليد شد. يك سال بعد اولين سيستم راديويي دوطرفه FM خودرو و دو سال بعد نوع قابل حمل پشتي اين سيستم با برد 32 – 16 كيلومتر عرضه شد. اولين خدمات مكالمه راديو تلفني در خودرو توسط موتورولا در سال 1946 ارائه شد. در سال 1947، نام شركت از شركت توليدي گالوين به موتورولا تغيير يافت. درهمين سال اولين تلويزيون خانگي عرضه شد كه 100 هزار از آن به فروش رفت. در سال 1955 اولين ترانزيستور ژرمانيمي پرقدرت تجاري براي راديوهاي خودرو در جهان عرضه شد. اين اولين نيمه هادي شركت با توليد انبوه بود. يك سال بعد، رابرت گالوين پسر مؤسس، به عنوان رئيس شركت منصوب شد. در سال 1958 اولين راديوي تمام ترانزيستوري دوسويه خودرو و در سال 1963 اولين تيون تلويزيون رنگي توسط موتورولا عرضه شد. در 1969، يك راديوي موتورولا، اولين كلمات را از فضانوردان مستقر در ماه به زمين مخابره كرد. اين وسيله، ارتباطات آپولو 11 - با زمين را انجام مي داد. در 1973 پروتكل سيستم تلفن همراه توسط شركت ارائه و سال بعد اولين گوشي تجاري تلفن همراه با نشان DYNA TAC با وزن 794 گرم عرضه شد. در 1986 موتورولا فرايند بهبود كيفيت شش سيگما را ابداع كرد. شش سيگما يك زبان جهاني مشترك براي سنجش كيفيت فراهم ساخت و به يك استاندارد جهاني تبديل شد. در 1990 اولين استاندارد فني تمام ديجيتال تلويزيون ارائه شد.
در سال 1991 اولين سيستم ماهواره اي ديجيتال براي تلفن‌هاي همراه با استفاده از سيستم جهاني (GSM) عرضه شد. چهار سال بعد، اولين پيام‌گير (PAGER) دوسويه براي دريافت پيامهاي متني و پست الكترونيك توسط موتورولا ابداع و عرضه شد. اين وسيله با اتصال به رايانه، توانايي دريافت پيامهاي بسيار بلند را نيز داشت. در 1996 سبكترين و كوچكترين گوشي تلفن همراه با وزن 88 گرم عرضه شد. در سال پاياني قرن پيش نيز موتورولا اولين تلفن همراه تركيبي را با راديويي دوطرفه، پيام‌گير متني و قابليت جستجو در اينترنت، پست الكترونيك و فاكس عرضه كرد. اولين شبكه خدماتي تلفن‌هاي همراه نيز به همراه شركت سيسكو راه‌اندازي شد. در سال 2003 اولين گوشي تلفن همراه A760 مركب از سيستم لينوكس و فناوري جاوا به بازار آمد. يك سال بعد نيز تلفن همراه با ضخامت 9/13 ميليمتر با ويژگيهاي خاص مواد به كار رفته در آن عرضه شد. در 2006، موتورولا مدال ملي فناوري 2004 را به پاس 75 سال تلاش و رهبري توسعه فناوري الكترونيك در ارتباطات تلفن همراه دريافت كرد.
درهمين سال موتورولا تلفن همراه صفحه تماسي با الفباي چيني در آسيا عرضه كرد. در ابتداي سال 2007 نيز موتورولا با شركت SYMBOL TECHNOLOGIES ادغام شد. اخيرا موتورولا در بين 100 شركت شهروند آمريكايي در عمليات زيست محيطي و رسالت اجتماعي چهارم شد. اين چهارمين باري بود كه شركت در جرگه 10 شركت برتر در اين زمينه قرار مي گرفت.

حوزه فعاليت
موتورولا همواره رويكرد تنوع مرتبط را براي پرتفوي خود انتخاب كرده است. او همواره كنترل هزينه، نوآوري، ارتباطات و اولين بودن در بازار را به عنوان مزيتهاي رقابتي خود تقويت كرده است. سه واحد اصلي كسب و كار شركت عبارت است از: شبكه ها، تلفن همراه و حوزه ارتباطات خانگي. بيش از 32600 تامين كننده مختلف تقريبا نيمي از فعاليت تامين مواداوليه، فرايندها و ساخت را برعهده دارند.

چشم انداز
چشم انداز موتورولا عبارت است از: تدارك مراكز ارتباط بي‌سيم براي ارتباط افراد و اشيا در كار، در خانه و خارج از خانه در سراسر جهان.

فرهنگ سازماني
موتورولا دو موضوع را تحت عنوان «باورهاي اصلي» خود كه همواره بر آن عمل كرده است معرفي مي كند: درستي و احترام به مردم. موتورولا بر اين باور است كه گرچه زمان تغيير مي كند، محصولات و مردم و مشتريان نيز تغيير مي كنند، اما آنچه تغيير نخواهد كرد تعهد آنها به باورهاي اصلي خود است. موتورولا به منظور ايجاد فرهنگ مطلوب خود، پنج فعاليت منابع انساني را كه بايد ايجاد شود يا بهبود يابند شناسايي كرده است:
1 –
توسعه رهبري؛
2 –
طراحي كار و سازمان؛
3 –
مديريت عملكرد؛
4 –
ارتقا؛
5 –
بررسي واقعيات بيروني.

منابع انساني
موتورولا در ايجاد يك استراتژي قدرتمند منابع انساني گامهاي خوبي برداشته است. تيم رهبري منابع انساني، از آنجا كه ارتباط كاري نزديكي با مديران ارشد صف دارد، فرهنگ موردنياز رقابتي را بخوبي شناسايي كرده است. بدين جهت همواره در كتابهاي معتبر از استراتژي منابع انساني موتورولا به عنوان الگو در اين زمينه ياد مي شود. حدود 70 هزار نفر كاركنان شركت كه 67 درصد آن مرد و بقيه زن هستند در سراسر جهان به تفكيك زير كار مي‌كنند.
41
درصد آمريكا، 34 درصد آسيا، 18 درصد اروپا، خاورميانه و آفريقا و 7 درصد آمريكاي لاتين.

تحقيق و توسعه
حوزه هاي اصلي تحقيق و توسعه در موتورولا عبارت است از: شبكه ها، محيط‌هاي چندرسانه اي، ارتباطات ديداري، انرژي، RF، سيستم‌هاي گفت و شنود صوتي، نرم افزار، بي‌سيم، فناوري زيست محيطي و فناوري نانو. موتورولا داراي 12 آزمايشگاه مجهز و بزرگ، 23 مركز توسعه و 19 مركز نرم افزار درجهان است. 25 هزار مهندس، كه حدود 35 درصد كاركنان شركت را شامل مي شود، در اين حوزه مشغول فعاليت هستند. 15 هزار نفر از اين تعداد مهندس نرم افزار هستند. 50 مخترع كه هريك بيش از 20 اختراع ثبت شده دارند با موتورولا همكاري مي كنند. مجموع اختراعات ثبت شده شركت در سطح جهاني به 21300 عدد مي رسد. هزينه شركت در حوزه تحقيق و توسعه بيش از چهار ميليارد دلار است.

فروش
در سال 2006، موتورولا با فروش 8/36 ميليارد دلاري و سود 5/4 ميليارد دلاري توانست رتبه 152 را در بين 500 شركت برتر جهاني كسب كند. حوزه عمليات شركت در 73 كشور جهان گسترده است. تفكيك حوزه هاي فروش عبارت است از: آمريكا 44 درصد، اروپا 15 درصد، آسيا 22 درصد كه نيمي از آن صرفا متعلق به چين است. آمريكاي لاتين 10 درصد و ساير بازارها 9 درصد. توزيع درآمد شركت در حوزه هاي مختلف فعاليت آن چنين است: دستگاههاي تلفن همراه 66 درصد، شبكه‌ها 26 درصد و ارتباطات خانگي 8 درصد. با اين ميزان درآمد، شركت موتورولا پس از نوكيا كه در رتبه 131 فهرست شركتهاي برتر قرار دارد، در جايگاه دوم و جلوتر از شركتهايي مانند سيسكو، اريكسون و آلكاتل قرار گرفته است. در حوزه تلفن همراه، شش شركت نوكيا، موتورولا، سامسونگ، LG سوني اريكسون و زيمنس حدود 80 درصد سهم بازار جهاني را دراختيار دارند. نيمي از اين سهم متعلق به نوكيا و موتورولاست. موتورولا در سال 2004، بيش از 144 ميليون دستگاه تلفن همراه فروخت كه حدود 7/17 درصد بازار جهاني را شامل مي شود. موتورولا در اين زمينه در آمريكا مقام اول را داراست. فروش تلفن همراه دردنيا در مرز يك ميليارد دستگاه است.

مديرعامل
گرچه تأسيس و راهبري موتورولا با خانواده گالوين، يعني پل به عنوان بنيانگذار و برادرش ژوزف به عنوان همكار و سپس رابرت پسر پل بوده است، اما مدتي است كه هدايت مجموعه از خانواده گالوين فراتر رفته است. از سال 2004، ادوارد زاندر، يك مهندس برق، به سمت مديرعاملي مجموعه منصوب شده است. تاكيد او همواره بر اين است كه افراد بايد كارهاي درست انجام دهند و بدون عذر و اشتباه كار كنند. گرچه موتورولا در دو دهه اخير بر كشتي موقعيت سوار بوده و سهم بازار و سودآوري شركت افزايش چشمگيري داشته است، اما مديرعامل كنوني بر مسئوليت اجتماعي شركت تاكيد مي كند و استفاده از قدرت سرشار كسب و كار جهاني شركت را براي فايده‌رساني به مردم ضروري مي داند. او دايره مسئوليت اجتماعي را به چگونگي تعامل با مردم نيز مي گسترد. حوزه اصلي كار شركت، يعني تلفن همراه نيز همواره موردتوجه رهبران شركت بوده است. آنها خود را در زمينه ارتباطات جهاني بي‌سيم و تلفن همراه يك رهبر جهاني مي دانند كه درصدد است با ارائه مدل‌هاي مختلف، انقلابي در شبكه هاي بي‌سيم پديد آورد. اين بازار در سال 2006، تنها در كشورهاي درحال توسعه 6/1 ميليارد نفر را دربرگرفته است. پيش بيني مديرعامل شركت آن است كه تا سال 2010، حدود 3 ميليارد نفر در اين كشورها از تلفن همراه بهره خواهند جست.

منابع:
www.motorola.com
www.fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 22:21  توسط   | 

شركت جنرال موتورز در آستانه صدسالگي به جمع شركتهايي مي پيوندد كه يك سده تجربه كاري را پشت سر گذاشته‌اند و هنوز به راه خود ادامه مي دهند. درمورد جنرال موتورز كه به مرور زمان با خريد شركتهاي متعدد و متنوع خودروساز و موتورساز پديد آمده، ادامه حيات درگرو يكپارچگي اداره مجموعه از يك سو و مقابله و مواجهه با رقباي جدي در عرصه خودروسازي است كه بسيار انعطاف پذيرتر و چابكتر از پيش عمل مي كنند. درست است كه رهبري آلفرد اسلوان اسطوره جنرال موتورز طي سه دهه، پشتوانه محكمي از اين حيث براي شركت پديد آورد، اما واقعيت آن است كه حتي هزينه 40 ميليارد دلاري بازسازي و اتوماسيون خطوط توليد شركت در سراسر جهان در دهه 1990 نيز هنوز نتوانسته است خيال شركت را از رقيب سرسخت و متفكري چون تويوتا راحت كند. تويوتا در دهه اخير با كسب بيشترين سودها و عرضه كم مصرف ترين و مشتري پسندترين مدلهاي خودرو و بكارگيري مديريتي بي ريخت وپاش و بهبودگرا عرصه را بر جنرال موتورز و تمامي خودروسازان جهاني تنگ كرده است.
اين درحالي است كه جنرال موتورز با وجود قدمتي يك صدساله و پيشتازي سالهاي متمادي در عرصه توليد و فروش خودرو، هم اكنون از تداوم بحرانهاي مالي درهراس است و صداي پاي شركت رقيب، تويوتا را در خيابانهاي آمريكا و شايد ديترويت، مهدخودروسازي آمريكا مي شنود. شايد در مقايسه با اين رقيب خستگي‌ناپذير است كه ريچارد واگونر، مديرعامل فعلي شركت، بيش از گذشته به سرمايه هاي انساني شركت خود و ارزشها و فرهنگ سازماني آن تكيه و تاكيد مي كند و همواره سعي دارد كاركنان شركت را اعضاي تيم جنرال موتورز صدا كند.

تاريخچه
گرچه يك سال ديگر، يعني سال 2008، شركت جنرال موتورز صدمين سال تاسيس خود را جشن خواهدگرفت، اما ويژگي اين شركت آن است كه برخي از شركتهاي تشكيل دهنده اين مجموعه عظيم صنعتي، قدمتي فراتر از يك قرن دارند. در سال 1897، شركت خودروي اولدز كه قديمي‌ترين واحد جنرال موتورز محسوب مي شود با سرمايه 50 هزار دلار توسط رانسوم اولدز تاسيس شد. دو سال بعد با ادغام اين شركت با كارخانه هاي موتور بنزيني اولدز، كارخانه هاي موتور اولدز تشكيل شد و اولين كارخانه مخصوص ساخت خودرو در آمريكا به راه افتاد. اين زماني بود كه آدام اپل در آلمان نيز اولين خودرو را ساخت. سالهاي 1902و 1903 به ترتيب شركت خودروي كاديلاك در ديترويت توسط هنري ليلاند و شركت موتور بيوك توسط ديويد بيوك تاسيس شد. اين دو شركت بعدها به جنرال موتورز پيوستند. يك سال بعد، بيلي دورانت كنترل شركت موتور بيوك را برعهده گرفت.
در 1905، كاديلاك موتور تك سيلندر موردعلاقه هنري ليلاند را ساخت و دو سال بعد، بيوك اولين خودروي چهارسيلندر را به نام مدلD طراحي و عرضه كرد. درهمين سال نخستين مدرسه كاربردي آموزش مكانيك خودرو توسط هنري ليلاند تاسيس شد. اما نقطه عطف صنعت خودرو در سال 1908 پديد آمد كه تحت رهبري بيلي دورانت، شركت جنرال موتورز متشكل از شركت موتور بيوك تاسيس شد.
اولدز دومين شركتي بود كه جنرال موتورز آن را خريد. سال بعد نيز كاديلاك به مبلغ 5/5 ميليون دلار توسط جنرال موتورز خريداري شد و هنري ليلاند و پسرش براي كار دعوت شدند. درهمين سال، پونتياك نيز خريداري شد و به جمع جنرال موتورز پيوست. در 1911 جيمز استورو به جاي بيلي دورانت رهبري شركت را به عهده گرفت و واحدهاي فني و آزمايشگاه مركزي تحقيقات را راه اندازي كرد. درهمين سال، شركت كاميون سازي جنرال موتورز نيز افتتاح شد. فعاليت واحد فروش خارجي شركت نيز از همين سال آغاز گشت. همزمان، شركت موتور شورولت توسط لوئيس شورولت تاسيس شد. در 1914، كاديلاك اولين موتور هشت سيلندر از نوع V را با قدرت 70 اسب بخار ساخت و براي نخستين بار از ترموستات براي كنترل سيستم خنك كننده استفاده كرد.
جنرال موتورز، چهار سال بعد شركت موتور شورولت را خريد. در 1918 جنرال موتورز كانادا تاسيس شد. در 1920 دورانت كه به عنوان رئيس در شركت به كار ادامه داده بود استعفا داد و پونت جايگزين او شد. اما سه سال زمان لازم بود تا زمينه تحولات مديريتي در جنرال موتورز رخ دهد. در سال 1923 با انتخاب آلفرد اسلوان به عنوان رئيس هيئت مديره شركت اين اتفاق به وقوع پيوست.
رهبري 33 ساله او بر شركت، جنرال موتورز را متحول كرد. او از همان بدو ورود استراتژي توليد را در پيامي به سهامداران چنين اعلام كرد: يك خودرو براي هر نفر. در دهه 1920 شركت در بسياري كشورها كارخانه توليد خودرو برپا كرد. براي اولين بار، بنزين اتيلي در آزمايشگاههاي شركت ساخته و عرضه شد.
در سال 1925، شركت موتور واكس هال توسط جنرال موتورز خريداري شد. در 1940، شركت توليد 25 ميليون خودرو را جشن گرفت. پس از بازنشسته شدن اسلوان در 1956، چارلز ويلسون جايگزين او شد. در دهه 1960 مدلهاي متنوع خودرو عرضه شد. در 1962 و 1967 به ترتيب توليد 75 و 100 ميليون خودرو توسط شركت جشن گرفته شد. در 1967 در يك تغيير ساختاري، شركت به صورت گروههاي مجزاي خودروهاي سبك و كاميون، بدنه و مونتاژ، قطعات خودرو و بخش خارجي از آمريكا درآمد. در 1974، جنرال موتورز فناوري مبدل‌هاي كاتاليستي را عرضه كرد و تمام خودروهايي كه سال بعد توليد كرد به اين سيستم مجهز بود. در ابتداي دهه 90 و طي چهار سال، با صرف 40 ميليارد دلار هزينه، در يك برنامه جهاني، شركت تمام كارخانه هاي مونتاژ خود را بازسازي كرد و اولين افت مالي را از 1920 تجربه كرد. در 1983، جشن 75 سالگي شركت با 235 ميليون خودروي توليدي همراه شد.
در 1990، اولين خودرو با كيسه هوا توليد شد. درهمين سال، شركت، اولين خودروي سواري نوع كوچك به نام ساترن را عرضه كرد. هدف از راه اندازي بخش ساترن، تبديل خط مونتاژ سنتي به كارگروهي نوآورانه بود. در 1992 جان اسميت به عنوان مديرعامل انتخاب شد. براساس چشم انداز شركت به عنوان يك سازمان يادگيرنده، دانشگاه جنرال موتورز در سال 1997 تاسيس شد. سال بعد، شركت دلفاي از جنرال موتورز مستقل شد. سال 1998، ريچارد واگونر به سمت مديرعاملي منصوب شد.

حوزه فعاليت
درحال حاضر، جنرال موتورز بزرگترين شركت خودروساز جهان از لحاظ درآمد و ميزان توليد محسوب مي شود. مركزيت شركت در ديترويت، مهد خودروسازي آمريكا قرار دارد، اما جنرال موتورز در 33 كشور، كارخانه هاي خودروسازي داير كرده است و محصولات خود، شامل خودروهاي سواري و كاميون را به بيش از 200 كشور مي‌فروشد. بيش از 25 هزار تامين كننده جهاني، قطعات خودروهاي توليدي شركت را تامين مي كنند. همانگونه كه در تاريخچه شركت اشاره شد، جنرال موتورز درواقع مجموعه اي از چندين كارخانه مختلف خودروسازي و موتورسازي است كه به مرور زمان به هم پيوسته اند. اكنون اسامي آن شركتها بر روي محصولات مختلف شركت وجود دارد و نشان تجاري خودروها محسوب مي شود: بيوك، كاديلاك، واكس هال، شورولت، دوو GM، هومر، GMC، اپل، ساب، پونتياك و ساترن.

چشم انداز
چشم انداز جنرال موتورز چنين است: رهبر جهاني در حوزه حمل و نقل و محصولات و خدمات مرتبط، به وجدآوردن مشتري ازطريق بهبود مستمر باتوجه به كار تيمي، درستي و نوآوري كاركنان شركت.

ارزشها و فرهنگ سازماني
توضيحات مربوط به ارزشها و فرهنگ سازماني شركت در بيانيه مفصلي به عنوان «پيروزي از راه درستي» به 9 زبان دراختيار همه كاركنان قرار گرفته است. شش ارزش راهنماي كاركنان عبارت است از:
1 –
به وجدآوردن مشتري
2 –
درستي و پاسخگويي
3 –
كار تيمي
4 –
نوآوري
5 –
بهبود مستمر
6 –
مسئوليت پذيري و احترام به افراد.
در اين بيانيه آمده است كه درستي در جنرال موتورز، انتخابي نيست؛ ضرورت زندگي روزمره است. همين ارزشهاست كه كار و تعهد ما را و تصميم براي جبران اشتباهات را راهنمايي مي كند. انجام كارهاي درست در كار روزانه، شهرت و موفقيت ما را تضمين مي كند. درستي به معناي صداقت داشتن و ارائه دقيق گزارشهاي عملكرد است، يعني به مسئوليت عمل كردن، قواعد را مراعات كردن و عمل كردن مطابق حرفهايي كه زده مي شود.
جنرال موتورز دراين بيانيه، چهار اولويت فرهنگي براي موفقيت كسب وكار خود تعريف كرده است:
1 –
افزايش كمي و كيفي توليد و تمركز بر مشتري
2 –
عمل كردن به عنوان يك شركت يكپارچه
3 –
مشاركت در تحقق اهداف
4 –
كاركردن همراه با حس شتاب.

منابع انساني
335
هزار نفر كاركنان شركت در بيش از 30 كشور جهان مشغول به كار هستند. برنامه آموزش منظم كاركنان در دستور كار شركت قرار دارد. براي رسيدن به سطح استاندارد، كاركنان تشويق مي شوند تا سالانه 20 ساعت آموزش مربوط به اهداف شغلي خود را بگذرانند. در سال 1997 نيز دانشگاه جنرال موتورز در راستاي توجه به يادگيرندگي سازمان و حركت به سمت يك سازمان يادگيرنده تاسيس شد. ريچارد واگونر مديرعامل شركت همواره كاركنان شركت را اعضاي تيم جنرال موتورز خطاب مي كند و معتقد است شركت جز اين، سرمايه اي عظيم ندارد.

تحقيق و توسعه
اولين آزمايشگاه متمركز تحقيقات شركت در سال 1911 شروع به كار كرد. ازهمان موقع، در كنار ازدياد توليد خودرو و رسيدن به توليدات ميليوني، كار تحقيق وتوسعه در شركت موردتوجه بوده است. اين امر در زمان رهبري اسلوان كاملا بارز بود و نمودهاي آن سالهاي بعد به منصه ظهور رسيد. برخي حوزه‌هاي تحقيق و توسعه شركت عبارت است از:
-
طرحهايي در زمينه افزايش بازدهي موتور
-
ساخت موتورهاي ديزلي تميزتر، كه براي اولين بار درجهان، استانداردهاي يورو 4 را جواب مي‌دهد.
-
توليد خودروهايي با سوختهاي جايگزين مانند LPG ، CNG و اتانول
-
توليد خودروهاي هيبريدي
-
طراحي سيستم‌هاي باتري سوخت.
دو مورد پاياني، موردتوجه ويژه در كارهاي تحقيق وتوسعه شركت در سالهاي آينده است.
فروش
جنرال موتورز سالهاست كه مقام برتر را در توليد و فروش انواع خودروها در جهان داراست. در سال 2006، پنجمين شركت برتر و اولين شركت خودروساز برتر در ليست 500 شركت برتر جهاني مجله فورچون بود. درآمد شركت در اين سال نزديك به 200 ميليارد دلار و سود 2 ميليارد دلار بود. پس از جنرال موتورز، ساير شركتهاي خودروساز مانند دايملر كرايسلر در رتبه 7 جهاني با 186 ميليارد دلار، تويوتا در رتبه 8 با 8/185 ميليارد دلار، فورد در رتبه 9 با 177 ميليارد دلار و فولكس واگن در رتبه 17 با 118 ميليارد دلار قرار گرفته‌اند. شركتهاي هوندا، نيسان، پژو، ب‌ام‌و، فيات، هيوندا، رنو، ولوو، مزدا و سوزوكي به ترتيب پس از آنها قرار دارند. در سال 2006، حدود 67 ميليون خودرو درجهان فروخته شد كه سهم جنرال موتورز، بيش از 9 ميليون خودرو بوده است. از اين ميزان، 55 درصد فروش در خارج از آمريكا صورت گرفته است. پس از آمريكا، بيشترين توليدات شركت در كشورهاي چين، كانادا، انگليس و آلمان انجام مي شود.

مديرعامل
گرچه بيلي دورانت با همت خويش در سال 1908 كار عظيمي انجام داد و هسته‌هاي مجزا توليد خودرو و موتور را به هم پيوند داد و جنرال موتورز را تاسيس كرد و تا مدتي نيز رهبري شركت را برعهده گرفت، اما بدون ترديد، نامي كه در سابقه و تاريخچه يكصدساله جنرال موتورز به عنوان رهبري تاثيرگذار همواره مي‌درخشد، آلفرد اسلوان است. او در دهه هاي سي تا شصت، رهبري شركت را برعهده داشت و سبك مديريتي ويژه خويش را در آنجا اعمال كرد. اسلوان در سال 1941 تجارب خود را در كتابي به نام «سالهاي خدمتم در جنرال موتورز» منتشر كرد. پيتر دراكر انديشمند نام آشناي مديريت در سال 1991 مقدمه اي بر اين كتاب نگاشت. بيل گيتس رهبر مايكروسافت خواندن كتاب او را براي كساني كه در زمينه كسب و كار دغدغه دارند، توصيه كرده است. ريچارد واگونر از سال 1998 تاكنون رهبري شركت را دردست داشته است. او مدعي است جنرال موتورز در ايمني خودرو و امنيت و خدمات اطلاعاتي و بويژه ايمني تسهيلات ساخت در كسب‌وكار خودرو سرآمد است. در كارخانه جنرال موتورز در تايلند، بعداز 40 ميليون ساعت كار، هيچ حادثه‌اي رخ نداده است.

آينده
واگونر مديرعامل شركت درصدد است كه جنرال موتورز را به يك خودروساز كاملا جهاني تبديل كند كه خودروهايي با طرحهاي عالي و بهترين فناوريها توليد مي‌كند. برنامه او چنين است كه تا سال 2012، نيمي از محصولات شركت توانايي استفاده از سوختهاي زيستي را داشته باشد. اما او با چالشهاي بس فراوان روبروست. چالش مالي درگذشته نيز يك بار در اوايل دهه 90 سراغ شركت آمده بود و آن زماني بود كه جنرال موتورز با صرف 40 ميليارد دلار هزينه به اتوماسيون و بازسازي خطوط توليد خود اقدام كرد. پيتر دراكر انديشمند مديريت براين باور بود كه اگر جنرال موتورز همانند رقيب ژاپني خود، تويوتا، به جاي اين كار به بازسازي تفكر خود يعني طراحي مجدد اصول كسب و كار و توجه به منابع دانش و اطلاعات مي پرداخت، امروز چنين گرفتار اين رقيب سرسخت نمي شد كه در فاصله كمي از او، درصدد گرفتن مقام برتر از اين خودروساز قديمي است. ژاپني ها با اين كار، هم به لحاظ سرعت و هم انعطاف پذيري در توليد خودروهاي جديد، گوي سبقت را از ديترويت، مهد خودروسازي آمريكا ربودند.
سال 2006 سود جنرال موتورز، با وجود درآمد حدود 200 ميليارد دلاري، 97/1 ميليارد دلار بود كه نسبت به سود 10 ميليارد دلاري سال 2005 افت چشمگير داشت. اكنون تويوتا، رقيب متفكر و قدرتمند جنرال موتورز، نه تا پشت درهاي آمريكا كه در خيابانهاي ايالات متحده حضور دارد و در همه زمينه ها زنگ خطر را براي جنرال موتورز، نماد خودروسازي آمريكا به صدا درآورده است.

منابع:
www.gm.com
www.fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:23  توسط   | 

خاندان زيمنس حق زيادي بر گردن مردم آلمان و جهان دارند. در راس اين خاندان، ورنر زيمنس كشاورززاده جوان علاقه‌مند به رشته برق است كه با همت والاي خود شركت عظيمي را تاسيس كرد كه امروزه به همين نام شناخته مي‌شود. 160 سال پيش اين اتفاق روي داد و در طي چندين دهه و چندنسل، برادران و پسران و نوه‌هاي ورنر، رهبري شركت را برعهده گرفتند و آن را از ميان طوفانهاي دو جنگ جهاني و رقابت با شركتهاي بزرگ سرفراز بيرون آوردند. ورنر زيمنس، خود يك شخصيت علمي و صنعتي بود كه اصول ديناموالكتريك را كشف كرد و بنيان مهندسي برق را تحكيم بخشيد و اكنون شركت زيمنس نيز در اين مسير به‌عنوان سرآمدترين شركت جهاني در صحنه حضور دارد. فروش شركت در سال 2006، از مرز 100 ميليارد دلار فراتر رفت و دامنه فعاليت آن به بيش از 190 كشور گسترش يافت. كلاوس كلاينفيلد مديرعامل كنوني شركت براي حفظ ميراث 160 ساله شركت و پاسداري از شان صدها اختراع و امتياز انحصاري آن، رو به آينده دارد و براساس برنامه افق 2020، تصويري از آينده ترسيم كرده است كه در آن شركت بتواند ارزش پايدار خلق كند.

تاريخچه
160
سال پيش، در سال 1847، مهندس جوان ورنر زيمنس شركت مشترك تلگراف زيمنس – هالسكه را تاسيس كرد. او سالها در زمينه مباني مهندسي برق كار كرد و سرانجام در سال 1866 اصول ديناموالكتريك را كشف كرد. اين كشف، ايده استفاده از جريان برق را به‌عنوان يك منبع مولد مطرح ساخت. بدين ترتيب، شركتي كه او در جهت توسعه ايده‌ها و اختراعاتش تشكيل داد، روزبه‌ روز با كمك برادرش كارل زيمنس مسير پيشرفت و ترقي را پيمود. فرزند او، ويلهلم زيمنس كه از 1890 تا 1919 سمت مديريت شركت را به‌عهده داشت، نقش مهمي در توسعه شركت ايفا كرد. پس از او، تا سال 1941 فردريش، سومين فرزند ورنر زيمنس رهبري شركت را به‌عهده گرفت. باآغاز جنگ جهاني، نوه ورنر به‌مدت 15 سال مديريت شركت را انجام داد، اما كسي كه بيشترين نقش را در بازسازي زيمنس، پس از جنگ جهاني دوم ايفا كرد، نوه ديگر ورنر، ارنست زيمنس بود. هم او بود كه در سال 1966شركتي را كه امروزه به عنوان زيمنس (AG) مي شناسيم، تاسيس كرد و تا 1971 رهبري آن را به‌عهده داشت. مديريت در دهه بعد برعهده برنهارد پلتنر بود و دهه بعد نيز هاسين هالسكه اين مسئوليت را انجام داد. از سال 1992 كه هانريش پيرر رهبري شركت را بردوش گرفت، زيمنس تحول يافت و از يك شركت متكي بر مشتريان عمومي در بازار به شركتي كه در بازار رقابت جهاني انتظارات سهامداران را برآورده مي‌ساخت، تبديل شد.
امروزه شركت زيمنس در حوزه‌هاي قدرت، اتوماسيون، كنترل، اطلاعات و ارتباطات، نيروگاه، پزشكي، حمل ونقل و خدمات فعاليت دارد و در برخي حوزه‌ها نظير صنعت اتوماسيون، فناوري سيستم‌هاي تصويربرداري طبي، نوآوري در مديريت اطلاعات فرايندهاي بهداشت و سلامت، سرآمد شركتهاي مهندسي برق و الكترونيك است.

چشم‌انداز
چشم‌انداز شركت زيمنس چنين است: عرضه‌كننده نوآوريهاي جهشي، ارائه‌دهنده مزيت رقابتي به مشتريان و خلق ارزش پايدار.

تحقيق و توسعه
حوزه فعاليتهاي تحقيق و توسعه در زيمنس بسيار گسترده و متنوع است: مواد نوين، روشهاي بيومتري، تجهيزات نوين آناليز در پزشكي، بهداشت ديجيتال، ماشينها و شبكه‌هاي هوشمند، نرم‌افزار، فناوري حسگرها، منابع نوري جديد، روبوت‌ها، انرژي‌هاي تميز، خدمت از راه دور و تداركات و پشتيباني. در 100 سال گذشته، محققان زيمنس اولين لامپ پايدار را براي استفاده در فيلامان روشنايي ابداع كردند. 30 هزار مهندس نرم افزار در زيمنس به‌كار مشغول هستند. تعداد ثبت اختراع محققان شركت در سال 2005 بالغ بر 8800 بوده است.
در سال 2006، 10410 اختراع از جانب زيمنس به ثبت رسيده است. بدين ترتيب از لحاظ تعداد ثبت اختراع، شركت زيمنس در آلمان رتبه اول و در اروپا دوم و در آمريكا، دهم را داراست. هزينه تحقيق و توسعه، در سال 2006 در زمينه محصولات و سيستم‌هاي جديد 7/5 ميليارد يورو بوده است. از اين مقدار، 28 درصد در اطلاعات و ارتباطات، 19 درصد اتوماسيون و كنترل، 20 درصد حمل ونقل، 16 درصد پزشكي، 9 درصد قدرت و 4 درصد روشنايي بوده است.
فرايند تحقيق و توسعه در زيمنس جهاني است. مراكز اصلي آن در آلمان، آمريكا، اتريش هندوچين مستقر هستند. از 150 مركز تحقيق و توسعه، بيش از نيمي از آن در خارج از آلمان قرار دارد. حدود 50 هزار نفر كاركنان تحقيق و توسعه در 40 كشور جهان پراكنده هستند.

فرهنگ و ارزشهاي سازماني
ارزشهاي اصلي در زيمنس شامل اصول شركت و سيستم‌هاي مديريتي است. هدف شركت مستحكم ساختن ارتباط با مشتريان است. شركت، نياز مشتري را در مركز فعاليتهاي خود قرار داده و معتقد است، موفقيت شركت به موفقيت مشتريان شركت وابسته است و بدين دليل مشتريان را قوي مي‌كند تا قدرت رقابتي خود را حفظ كند.
كليد سيستم مديريت زيمنس عبارت است از نوآوري، مشتري‌مداري و رقابت جهاني. شركت نوآوري را به پيش مي‌برد تا آينده را بسازد. كاركنان را توانمند مي‌سازد تا به عملكرد كلاس جهاني دست يابد. مسئوليت اجتماعي را مي‌پذيرد تا به پيشرفت جامعه كمك كند. ارزشهاي شركت را تقويت مي‌كند تا فرصتهاي جديد رشد فراهم شود. شركت، ارزشها را براي همه كاركنان فرمولي كرده و آن را به‌عنوان اساس فعاليتها قرار داده است. راهنماي اخلاق كسب وكار شركت در سال 2001 منتشر شد. اين ارزشها جزئي از قرارداد هريك از كاركنان است.

منابع انساني
توزيع جغرافيايي 474900 تن كاركنان شركت چنين است: آلمان 34 درصد، اروپا (غير از آلمان) 27 درصد، آمريكا 21 درصد، آسيا پاسفيك 15 درصد و آفريقا و خاورميانه 3 درصد. 27 درصد كاركنان زن هستند. 10 درصد مديران شركت را زنان تشكيل مي‌دهند. 36 درصد كل كاركنان تحصيلات دانشگاهي دارند كه 65 درصد آنان در رشته‌هاي مهندسي يا علوم تحصيل كرده‌اند. 33 درصد آموزش حرفه‌اي ديده‌اند و 31 درصد بقيه نيز بدون آموزش قبلي هستند. شركت براين باور است كه تنها كاركنان باانگيزه بالا مي‌توانند شركت را قادر سازند تا نيازهاي مشتريان و سهامداران را پاسخ گويد.
فرهنگ شركت، كاركنان را توانمند مي‌سازد تا همه استعدادهاي خود را بروز دهند و به‌كار گيرند. براي تعالي افراد راههاي زيرموردنظر شركت قرار دارد: دست‌يابي به فرهنگ عملكرد برتر، استقرار برنامه تعالي رهبري، افزايش ذخيره استعدادها و مستحكم‌كردن كارراهه كارشناسي. راهي كه زيمنس براي انگيزه دادن به كاركنان خود انتخاب كرده، عبارت است از گفت‌وگوي باز با كاركنان، درگيرساختن آنها درباره اهداف و دستاوردها و موفقيت توسعه شغلي آينده آنها. شركت محيط كاري خلق كرده است كه هريك از كاركنان دقيقا مي‌دانند چه انتظاري از آنها مي‌رود.
يك سيستم منظم بازخورد فراهم آمده است كه كاركنان مي‌توانند استعدادهاي خود را شكوفا سازند. استعدادهاي برتر از نظر زيمنس آناني هستند كه نتايج برجسته مي‌آفرينند. آنها رهبران آينده زيمنس هستند. توانايي شركت در قدرداني و رشد اين استعدادهاي برجسته، عامل اصلي در موفقيت شركت است.

فروش
در سال 2006، زيمنس با درآمد 100 ميليارد دلاري و سود خالص 8/2 ميليارد دلاري در رتبه 22 فهرست 500 شركت برتر جهاني قرار گرفت. تنها 21 درصد اين ميزان فروش در آلمان بوده است. 33 درصد در اروپا، 25 درصد آمريكا، 13 درصد آسياپاسفيك بوده و 8 درصد آفريقا و خاورميانه را شامل مي شده است. بدين ترتيب زيمنس در رتبه‌اي بالاتر نسبت به شركتهاي حوزه مهندسي الكتريك و الكترونيك مانند هيتاچي، ماتسوشيتا، سامسونگ، سوني و توشيبا قرار گرفته است.

بنيانگذار
ورنر زيمنس، چهارمين فرزند از 14 فرزند يك كشاورز اجاره نشين بود كه در عصر تحول صنعتي به‌دنيا آمد. از همان ابتدا به رشته برق علاقه‌مند بود و در سال 1847 همزمان با ساخت يك پوينتر تلگراف، با يوهان هالسكه، شركت مشترك تلگراف زيمنسهالسكه را تاسيس كرد. شركت در دهه 1850، سفارش ساخت شبكه تلگراف كشور روسيه و سپس انگلستان را دريافت كرد. در سال 1866، زيمنس براساس كارهاي فارادي اصول ديناموالكتريك را كشف كرد و مسير استفاده از الكتريسيته به‌عنوان مولد قدرت را هموار كرد. حوزه مهندسي قدرت با همت او شكل گرفت و نام او با مهندسي برق مترادف گشت. نام آلماني كه توسط او ابداع شد الكتروتكنيك (Electrotechnic) بود. برهمين اساس اولين قطار برقي در برلين در سال 1879 راه‌اندازي شد. سال بعد اولين بالابر برقي و پس از آن اولين پله برقي در آلمان به‌كار گرفته شد. ورنر زيمنس علاوه بر آنكه يك فرد علمي و صنعتي و فني بود و در كسب و كار شم ويژه‌اي داشت، يك سياستمدار نيز محسوب مي شد. شعار او اين بود كه «من آينده را به پيشرفت زودگذر نمي فروشم».
مديرعامل
از سال 2005، كلاس كلاينفيلد به سمت مديريت عامل شركت زيمنس منصوب شد. او يازدهمين مديرعامل شركت محسوب مي شود. قبل از آن، كلاينفيلد عضو كميته اجرايي شركت بود. او پس از ورود به زيمنس در 1987 در حوزه‌هاي فروش و بازاريابي و سپس برنامه‌ريزي استراتژيك مشغول به كارشد. كلاينفيلد كه داراي دكتراي مديريت استراتژيك است، ارزشها را بنيان كار شركت مي‌داند. او معتقد است دانش فني كاركنان و كار تيمي اصلي‌ترين مزاياي رقابتي شركت محسوب مي‌شوند.
او برنامهFit 4 More را براي رشد شركت دنبال مي كند كه بر چهارعامل عملكرد، تعالي عملياتي، تعالي افراد و مسئوليت‌پذيري شركت تكيه دارد. اين برنامه اهداف روشن را تنظيم كرده است و شاخصهاي مورد نياز براي شتاب بخشيدن به تجديد استراتژي شركت را جهت رشد پايدار تعريف مي كند. اين برنامه يك رويكرد جامع به بهبود بهره‌وري و ارزش در شركت است.

آينده
شركت، نقشه و سناريوي آينده را در برنامه افق 2020 تعريف كرده است. براساس يك تحقيق مفصل انجام شده، شركت آنچه در 13 سال آينده در حوزه‌هاي اقتصاد، سياسي، فناوري و اجتماعي انتظار وقوع دارد، پيش‌بيني كرده است. شركت با رويكرد «تصاوير آينده» نگاهي 10 ساله، 20 ساله و 30 ساله به آينده دارد. هدف، عبارت است از تعيين فناوريهاي پيش رو و نيازهاي آتي مصرف‌كننده براي كشف امكانات كسب و كار جديد در حوزه‌هاي انرژي، اتوماسيون، مواد، سلامت و بهداشت، اطلاعات و ارتباطات، حمل ونقل و خدمات.

منابع:
1- www.siemens.com
2- www.fortune.com
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:25  توسط   | 

شايد بتوان شركتهاي بسياري را در جهان نشان داد كه به مرور زمان حوزه فعاليت اوليه خود را تغيير داده و پس از مدتي، در حوزه‌اي كاملا جديد و بديع به فعاليت پرداخته‌اند. اما بي‌ترديد تعداد شركتهايي كه اين تحول كسب و كار در آنها رخ داده و براي آنها جهشي رو به جلو بوده و باعث تثبيت و تحكيم و حتي پيشرفت فوق‌العاده آنها شده، انگشت‌شمار است. اگر متغير قدمت زماني را نيز به اين معادله بيفزاييم مسلما اين دامنه تنگ‌تر خواهد شد. شركت هلندي – انگليسي رويال داچ شل يكي از اين شركتهاست. 174 سال پيش كه ماركوس ساموئل پدر، تجارت اشياي عتيقه را آغاز كرد و صادرات و واردات صدف دريايي را به آن افزود، هيچ‌گاه تصور نمي‌رفت كه صدفهاي زيردريا آرام آرام به سطح دريا بيايند و به نفتكشهاي غول پيكري تبديل شوند كه نفت و فرآورده‌هاي آن را جابجا مي‌كنند. اما اين استحاله به‌مرور انجام شد. ساموئل پسر گرچه راه پدر را در پيش گرفت، اما در اواخر عمر خود شركت حمل و نقل و تجارت شل را تاسيس كرد كه پس از ادغام، در سالهاي آغازين قرن بيستم، شركت نفتي رويال داچ شل متولد شد. شل تاكنون خود را به قله برترينها در حوزه نفت و فرآورده‌هاي نفتي كشانده است و با بكارگيري مديرعامل اسطوره‌اي قبلي شركت نوكيا در هيئت مديره خود، روياي كسب مقام برتر در اين حوزه را دارد. باتوجه به اختلاف اندك با دو شركت نفتي و غيرنفتي بالاتر از خود و دورخيز شل در سرمايه‌گذاري وسيع در حوزه استراتژي‌هاي نوين و سوختهاي پاك و تجديدپذير، بعيد نمي‌نمايد كه در آينده‌اي نه‌چندان دور، صدف نمادين شركت را در راس شركتهاي برتر جهاني ببينيم.

تاريخچه
فعاليت اوليه شركت شل در قالبي غيرنفتي شكل گرفت. در سال 1833، ماركوس ساموئل، يك فروشنده جوان اشياي عتيقه در شرق لندن تصميم مي‌گيرد تجارت خود را گسترش دهد. او صدفهاي دريايي را براي كار خود برمي‌گزيند كه در آن روزها بازار خوبي داشت و همين كار، موفقيت او را در صادرات و واردات رقم زد.نيم قرن بعد، ماركوس ساموئل پسر و برادرش، كسب وكار خانوادگي را گسترش دادند. آنها ماشين‌آلات، پارچه و ابزار صادر و از خاور دور، برنج و چيني‌آلات وارد مي‌كردند. در برگشت از سفر ژاپن، ماركوس به كسب وكار صادرات نفت به باكو و روسيه علاقه‌مند شد. اما هسته اوليه شل نفتي در 1890، زماني شكل گرفت كه توسعه نفت در سوماترا مطرح شده بود. تحت مديريت آگوست كسلر و هنري دترونيگ، سازماني تشكيل شد كه از استراتژي انتقال و ذخيره نفت، شبيه برادران ساموئل استفاده مي‌كرد.
انتقال دريايي نفت معضلي براي همه شركتهاي نفتي به‌شمار مي‌آمد. بشكه‌ها نشت پيدا مي‌كرد و فضاي بسياري نيز در كشتي اشغال مي‌شد. برادران ساموئل، مخزن را براي نگهداري و حمل حجم بزرگ راه انداختند كه يك رويكرد انقلابي بود. سال 1892 اولين نفتكش‌ها توسط شل مورد بهره‌برداري قرار گرفت. ابتكار ديگر نيز استفاده از كانال سوئز بود. ر سال 1897 نام شل با نشان تجاري معروفش – صدف – ظاهر شد. با آنكه ماركوس ساموئل در يك سال پاياني عمر دچار سرطان شده بود، اما همت خود را به‌كار برد و شركت را تاسيس كرد و ابتدا نام آن را Tank Syndicate گذاشت. اين نام بسرعت به شركت حمل و نقل و تجارت شل تغيير يافت.
در سال 1907 شركت شل با توليدكنندگان روسي ادغام و شركت نفتي رويال داچ شل تاسيس شد كه سهم شركت حمل‌ونقل شل 40درصد و سهم شركت رويال داچ 60درصد بود. شركت تازه تاسيس خيلي سريع به‌شهرت رسيد. دو سال بعد، سوخت هواپيماي اولين فردي كه بر فراز كانال انگليس پرواز كرد از شل بود.
در انتهاي دهه 1920 شل رهبر شركتهاي نفتي دنيا بود و با تصاحب 10 درصد نفتكشهاي جهان، 15درصد نفت خام دنيا را تامين مي‌كرد. در سال 1929 شركت شيميايي شل تاسيس و به شل اضافه شد. در 1946، شل برنامه‌هاي اكتشاف جديدي در آفريقا و آمريكاي جنوبي اجرا كرد و اولين نفت زيردريا را در خليج مكزيك استخراج كرد. در سال 1950 شل به تيم فراري در مسابقات فرمول يك پيوست. شل در دهه 1960 به شركتي بين‌المللي تبديل شد و افراد محلي را در راس پست‌هاي حساس قرار داد. شعار شل در اين دوران «محلي فكر كنيد و محلي عمل كنيد» بود. در دهه 1960 شل حضور قوي در خاورميانه داشت و اكتشافات جديدي در آزمايشگاههاي متعدد آن عرضه شد. رزين‌هاي اپوكسي و شوينده‌هاي مايع از آن جمله است.
در 1973، بحران نفتي، شوك قيمتي وارد كرد و شل به‌دنبال كاهش قيمت و تنوع توليد رفت و اولين گامها را به سمت توليد انرژي‌هاي تجديد شونده برداشت: انرژي خورشيدي و سوخت‌هاي پاك.
در دهه 1990، شل كسب وكار LNG را آغاز كرد و توليدسوختهاي تجديدشونده رونق گرفت: انرژي خورشيدي، انرژي باد، انرژي سوختهاي پاك و هيدروژن. سرمايه‌گذاري شل در اين زمينه‌ها بسرعت گسترش يافت.
شل در سال 2005 به يك تجديد ساختار دست زد و براساس انرژي‌هاي نوين، شركتي جديد را خلق كرد كه در 146 كشور جهان به صورت يك گروه جهاني از شركتهاي انرژي و پتروشيمي عمل مي‌كند.

استراتژي و چشم‌انداز
استراتژي شركت شل چنين است: صنايع بالادستي مدرن و صنايع پايين‌دستي سودآور. اهداف گروه عبارت است از مشاركت موثر، مسئوليت‌پذيري و سودآوري در نفت، فرآورده‌هاي نفتي، گاز، شيميايي و ساير كسب وكارهاي منتخب و مشاركت در تحقيق و توسعه ساير منابع انرژي براي پاسخگويي به نيازهاي متغير مشتري و نيازهاي روبه‌رشد جهاني براي انرژي.

ارزشهاي سازماني
شل، كسب وكار خود را براساس يك تعهد شفاف براي درست عمل‌كردن بنيان نهاده است. ارزشهاي اصلي شل عبارت است از صداقت، درستي و احترام به مردم. شل مدعي است گروههاي متنوع مردم را استخدام مي‌كند و براي آنها ارزش مي‌آفريند. به حقوق انسانهاي همكار احترام مي‌گذارد و شرايط كار ايمن و زمينه رشد و توسعه استعدادهاي آنها را فراهم مي‌آورد.

تحقيق و توسعه
تحقيق و توسعه محور فعاليتهاي شل، بويژه در حوزه انرژي‌هاي نوين است. سياست تحقيق و توسعه در شل عبارت است از ابداع، توسعه و بكارگيري فناوري در كسب و كارهاي بالادستي و پايين دستي صنايع نفت و نيز سوختهاي تجديدپذير، هيدروژن وCO2 . هزينه R&D در سال گذشته (2006)، 885 ميليون دلار بوده است. تمركز فعاليتهاي تحقيق و توسعه در حوزه‌هاي زير است:
-
رهبري فني، محيطي و هزينه‌اي در كسب وكارهاي موجود و خلق فرصتهاي كسب و كار جديد.
-
حفظ مزيت رقابتي در فناوري LNG بويژه فرآوري، ايمني، مسائل زيست‌محيطي حمل و نقل و ذخيره آن.
-
تداوم فعاليتهاي تبديل زغال سنگ به گاز و مايع با تاكيد بر كاهش هزينه‌هاي سرمايه‌اي و افزايش فروش و بازدهي كارخانه‌ها و عملكرد زيست‌محيطي.
-
خلق راه‌حلهاي فناوري به‌منظور افزايش دسترسي به منابع هيدروكربني و توسعه فرآورده‌هاي مختلف.
شل تاكنون 26621 اختراع به نام خود ثبت كرده است.

فروش
درآمد شركت در فاصله پنج سال اخيربه دو برابر افزايش يافته است. درآمد 160 ميليارددلاري در سال 2002، درسال 2005 به 7/306 ميليارد دلار و سال گذشته (2006) به 8/318 ميليارد دلار افزايش يافت. سود خالص شركت 3/25 ميليارد دلار بود كه 2/14 درصد در حوزه اكتشاف و توليد، 57/1 درصد در حوزه گاز، يك درصد در حوزه شيميايي و 10 درصد در حوزه فرآورده‌هاي نفتي بوده است. تعداد چاههاي فعال شركت در سال 2006، 24352 چاه نفت و 3231 چاه گاز بوده است.
در فهرست 500 شركت برتر مجله فورچون در سال گذشته (2006)، شل پس از اكسون موبيل و وال‌مارت به مقام سوم دست يافته است.

رئيس هيئت مديره
رئيس هيئت‌مديره شل، جورما اوليلا (JORMA OLLILA) فنلاندي است. او كه در ژوئن 2006 به شل پيوست قبلا مديرعامل و رئيس هيئت‌مديره شركت نوكيا بود. دوران طلايي رهبري او در نوكيا، از 1992 تا 1999 به‌عنوان مدير اجرايي و از 1999 تا پيوستن او به شل به‌عنوان مديرعامل، شخصيتي استثنائي از او در اذهان ساخته بود. او نوكيا را به يك شركت كلاس جهاني تبديل كرد و در زمان رهبري، مقام اول جهاني در فناوري اطلاعات راه دور و تلفن همراه را به‌صورت مداوم براي شركتش به‌ارمغان آورد. شل با به‌خدمت گرفتن اين اسطوره فنلاندي كه در حال حاضر رئيس هيئت مديره نوكيا و مدير غيراجرايي شركت فورد نيز هست، روياي دست‌يابي به جايگاه برترين شركت نفتي جهان را در سر مي‌پروراند.

مديرعامل
جروئن وندرفير(JEROEN VAN DER VEER) هلندي از سال 2004 سكان رهبري شل را به‌دست گرفته است تا تغييرات اساسي در ساده‌سازي ساختار و شفاف‌سازي مسير حركت شركت و پاسخگويي بيشتر ايجاد كند. او در سال 1971 به شل پيوست و سالها در حوزه‌هاي ساخت و بازاريابي در كشورهاي مختلف مشغول به كار بود. در 1984 به‌عنوان مدير برنامه‌ريزي شركت شل هلند برگشت و در 1992 به‌عنوان مديرعامل شل هلند منصوب شد. در 1995 به آمريكا رفت و مديرعامل شركت شيميايي شل شد. وندرفير خود را ارزش‌گرا مي‌داند و معتقد است صرف رشد توليد هدف اصلي ما نيست، بلكه دستاورد انتخاب ارزش ماست.

آينده
پيش‌بيني آژانس بين‌المللي انرژي (IEA) آن است كه در 25 سال آينده، ميزان مصرف انرژي 50 درصد رشد خواهد داشت و در سال 2050 ميزان مصرف به 3 برابر خواهد رسيد.
مديرعامل شركت در مواجهه با چنين چالشهايي در آينده، سياست شركت را چنين ترسيم مي‌كند: «ما به‌دنبال اتخاذ يك رويكرد جهاني و بلندمدت هستيم. شل از طريق فناوري ارزش افزوده ايجاد مي‌كند. ما در جايي سرمايه‌گذاري مي‌كنيم كه بتوانيم بهترين بهره را از دانش فني خود ببريم. پروژه‌هاي نوين ميراث ما خواهند بود و تا دهه‌ها ما را تغذيه خواهند كرد. آنها بنيان ما در نيمه اول قرن بيست‌ويكم خواهند بود».
تاكيد اصلي شل براي ادامه حيات در دهه‌هاي آتي، روآوردن به سمت انرژي‌هاي جايگزين است. وندرفير مي‌گويد: «ما تحقيقات خود را در زمينه دست‌يابي به سوختهاي تميزتر ادامه خواهيم داد. ما در حال توسعه فناوريهاي زغال سنگ تميز و راه‌حلهاي كاهش CO2 و توسعه سوختهاي تجديدپذير هستيم». او در عين حال از تجديد ساختار شركت متناسب با نيازهاي فرارو سخن مي‌گويد: «شل اكنون در موقعيت خوبي است تا جهشي جديد را براي چابكي بيشتر و سرعت‌بخشيدن به فرآيند تصميم‌گيري انجام دهد. هم‌افزاييهاي عملياتي و كاهش هزينه بايد سالانه 5/0 ميليارد دلار در ميان مدت براي ما صرفه‌جويي به‌همراه آورد«

مراجع:

1- www.shell.com
2 – www.fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 19:26  توسط   | 

مايكروسافت (MICROSOFT) داستان تحقق يك رؤياست كه ابتدا در ذهن جوان 19 ساله اي به نام بيل گيتس شكل گرفت. امروزه اين واقعيت در فراديد همه جهانيان وجود دارد و كمتر كسي است كه از تاثير وجودي آن بر كنار مانده باشد. بيش از 95 درصد كاربران رايانه هاي شخصي در دنيا از نرم افزارها و محصولات مختلف اين شركت استفاده مي كنند. رهبر آن سالهاست كه عنوان ثروتمندترين مرد دنيا را از آن خود كرده است. اولين سيستم عامل رايانه هاي شخصي را شركت او ارائه داده است. آخرين سيستم عامل رايانه هاي شخصي كه از ويژگيهاي منحصر به فرد برخوردار است و نقش فراگير آن در اين حوزه هنوز قابل پيش بيني و محاسبه نيست توسط اين شركت عرضه شده است. نقش و تاثيرات اجتماعي محصولات شركت بحدي بوده كه برخي از شركتهاي رقيب را بر عليه خود به اقامه دعوي و ادعاي انحصار بازار واداشته است. با تمامي اين ويژگيهاي شاخص، رهبر شركت اعلام داشته است كه تا دو سال ديگر از فعاليتهاي روزمره شركت جدا خواهد شد و بيشتر وقت خود را در بنياد خيريه عظيمي كه به همراهي همسرش بنيان گذاشته است، در زمينه بهداشت و آموزش جهاني خواهد گذراند. او هم اكنون انديشه ها و شايد رؤياهاي ديگري در حوزه هاي ژنتيك و بيوتكنولوژي درسر دارد. شايد او تحقق رؤياي جهان‌گير كردن استفاده از رايانه را در هر جا و هر زمان و به هر شكل و براي هركس ديده است كه در انديشه خروج از اين حوزه و جهش به حوزه ديگر كسب و كار برآمده است.

تاريخچه
از زماني كه بيل گيتس، نوجوان علاقه‌مند به رايانه، نوشتن برنامه هاي رايانه اي در 13 سالگي را آغاز كرد، شش سال طول كشيد تا در سال 1975، پس از ترك دانشگاه هاروارد، بهمراه دوست دبيرستاني‌اش پل آلن شركت مايكروسافت را تأسيس كند. شركت در ابتدا با داشتن 40 كارمند، زبان بيسيك را به عنوان اولين محصول خود روانه بازار كرد. شش سال بعد، با عرضه اولين سيستم عامل 16بيتي رايانه هاي شخصي تحت عنوان MS-DOS براي شركت IBM به شهرت قابل اعتنايي رسيد. نقطه عطف پيشرفت شركت در سال 1989 با عرضه اولين نسخه OFFICE و سال بعد با عرضه WINDOWS 3.0 رقم خورد. از 1995 با عرضه نسخه WINDOWS 95 شهرت عالمگير مايكروسافت حاصل آمد و بيش از 95 درصد رايانه هاي شخصي جهان، اين سيستم عامل گرافيكي را مورداستفاده قرار دادند. سه سال بعد نسخه 98 و دو سال بعداز آن نسخه 2000 از اين سيستم عامل عرضه شد. اين سال با ارائه طرح استراتژي ".NET" براي خدمات وب ازسوي شركت همراه بود. سال 2001، عرضه نسخه WINDOWS XP و نيز OFFICE XP سير پيشرفتها و موفقيتهاي شركت را جهشي دوباره بخشيد. سال بعد نيز اولين رايانه كيفي توسط شركت عرضه شد. سال 2003، WINDOWS SERVER 2003 عرضه شد. سال 2006 با اعلام خروج بيل گيتس از نقش كار روزمره شركت در سال 2008 همراه بود. در اين وقت نامزدي ري اوزي براي پست رياست فناوري و كريگ موندي براي پست رياست تحقيقات و استراتژي اعلام شد. آخرين مراحل پيشرفت شركت نيز عرضه WINDOWS VISTA و OFFICE 2007 به بازار جهاني بود.

چشم انداز و مأموريت
چشم انداز اوليه شركت كه از سوي مديرعامل جوان آن، بيل گيتس ارائه شده بود چنين بود: يك رايانه شخصي (PC) در هر خانه و روي هر ميز. اما به مرور زمان و با تغييرات سريع دنياي فناوري اطلاعات و پيشرفتهاي خيره‌كننده شركت اين آرمان تغيير يافت و تكميل شد و به آن اين جمله اضافه گشت: در هر زمان و هر مكان و روي هر دستگاهي. به عبارت ديگر نگرش آن است كه روي هر ميز در هر خانه و هر اتاق و هر ماشين و هر كيف و هر جيب يك رايانه باشد.
چشم انداز جديد مايكروسافت عبارت است از: تواناساختن مردم به اينكه نرم افزارهاي عالي و برتر را در هر زمان و مكان و روي هر دستگاهي داشته باشند.
مايكروسافت مأموريت خود را اين چنين ترسيم كرده است: كمك به مردم و كسب و كارها در سراسر جهان تا استعداد كامل خود را بروز دهند.

ارزشها و فرهنگ سازماني
مهمترين مشخصه فرهنگ كاري شركت مايكروسافت جذب افراد مناسب براي آينده شركت است. اين فرايندي است كه شخص اول شركت، بيل گيتس در آن دخالت و بر آن نظارت دارد. گيتس معتقد است: اگر شما به كاركنان خود بعنوان كساني كه مي توانند به موفقيت سازمان كمك كنند ننگريد، همه فناوري‌هاي موجود در جهان هم نمي‌توانند انگيزه لازم را در آنها بوجود آورند. به نظر او، كاركنان كليد موفقيت شركت هستند.
مشخصه دوم شركت، توجه به نيازهاي مشتري و بويژه نيازهاي پنهان اوست. شركت همواره با عرضه نسخه آزمايشي (بتا) از نرم افزارهاي خود، اين رابطه را با مشتريان برقرار مي سازد و با اخذ بازخورد، به اصلاح و تكامل آن مي پردازد. مشخصه سوم نيز اشتياق به فناوري و عرضه محصولات و خدمات با استفاده از مدرن‌ترين فناوريهاست.
ارزشهايي كه شركت بر آن تاكيد دارد عبارت است از: يكپارچگي، صداقت، گشودگي، تعالي فردي، انتقاد از خود، بهبود مستمر فردي و احترام متقابل.

تحقيق و توسعه
در سال 1991، مايكروسافت اولين شركت نرم افزاري جهان بود كه سازمان تحقيقاتي خود را مبتني بر علم رايانه راه انداخت و در اين راه ميلياردها دلار خرج كرد. هزينه تحقيق وتوسعه شركت در سال 2005 بالغ بر شش ميليارد دلار بوده است. اين بخش از شركت 700 نفر از استعدادهاي زبده و برجسته را درخود جاي داده است. جهت‌گيري تحقيقاتي و توسعه اي شركت، افزايش ظرفيت و قابليتهاي رايانه در ابعاد استفاده هاي فردي، سازماني و خانوادگي است. بيل گيتس در اين زمينه مي گويد: ما فناوري عرضه مي كنيم كه رايانه ها را قادر سازد ببينند، بشنوند، حرف بزنند و افراد قادر باشند مانند انسانهاي ديگر با رايانه ها ارتباط برقرار سازند. ما كار با رايانه ها را سهل‌تر مي سازيم و آنها را قادر مي سازيم كاربر را درك كنند.

كاركنان
مايكروسافت كاركنان بزرگي دارد كه ارزشهاي شركت را نگه مي دارند. بديهي است مديريت چنين كاركنان باهوش و فرهيخته اي كار آساني نيست، زيرا دارايي حقيقي شركت را تشكيل مي دهند. شايد هيچ شركتي در جهان به اندازه مايكروسافت، به دليل اتكا نداشتن به تجهيزات و امكانات سرمايه اي از نوع فيزيكي و مادي، ارزش حقيقي‌اش از ارزش دفتري‌اش بيشتر نباشد.
تعداد كاركنان شركت در سال 2006، 71172 نفر بوده كه 44128 نفر از آنها در آمريكا مشغول كار بوده اند. 25 درصد كاركنان را زنان تشكيل مي دهند. 5/18 درصد كاركنان كمتر از 29 سال سن دارند. حدود نيمي از كاركنان در دهه سوم عمر خود هستند و 32 درصد از آنها بالاتر از 40 سال سن دارند. اين كاركنان در 103 كشور جهان پراكنده اند.

درآمد
آغازين سال فعاليت شركت، فروش 4/2 ميليون دلاري را به همراه داشت. با عرضه محصولات متنوع و جديد، سير صعودي كسب درآمد آغاز شد بنحوي كه در سال 1997، مرز فروش يك ميليارد دلار پشت سر گذاشته شد. سال 2000، فروش شركت به حدود 23 ميليارد دلار رسيد. در سال 2006 شركت، با فروش خالص 44 ميليارد دلار و سود خالص 6/12 ميليارد دلار، بعنوان برترين شركت نرم افزاري جهان مقام 140 را در بين 500 شركت برتر كسب كرد.

بنيانگذار و رئيس فعلي هيئت مديره
مايكروسافت با رؤياي بيل گيتس شكل گرفت. دوستان همفكر او پل آلن و استيوبالمر مديرعامل كنوني در تحقق اين رؤيا به او كمك كردند. گيتس آغاز جاده موفقيت را شور و اشتياق براي ارزش آفريني و پايان آن را خلق ارزش مي داند؛ ارزش براي مشتريان، سهامداران، شركا، كاركنان و اجتماع. ارزشي كه او براي خلق آن نشانه گرفته بود، افزايش كارايي، واكنش و توان پاسخگويي بموقع سازمانها به دگرگونيهاي محيطي و چالشهاي رقبا و نيازهاي مشتريان بود. بدين جهت او سرعت جابجايي انديشه و اطلاعات را كليد موفقيت در قرن آينده مي‌داند و از گردش سريع و صحيح اطلاعات درون سازمان به «گردش خون» تعبير مي‌كند. گيتس انديشه هاي خود را در دو كتاب «آينده پيش رو» (1995) و «سرعت انديشه» (1999) عرضه داشته است. گيتس با داشتن 77 ميليارد دلار دارايي، سالهاي متمادي است كه ثروتمندترين فرد جهان محسوب مي شود.
بيل گيتس به همراه همسرش مليندا، بنياد خيريه اي با 28 ميليارد دلار سرمايه تأسيس كرده است كه در فعاليتهاي بشردوستانه در حوزه هاي بهداشت و آموزش در سطح دنيا حضور دارد. گيتس با وجود علاقه ذاتي به رايانه و گسترش فعاليت در اين زمينه، دنياي آينده را دنياي ژنتيك و حوزه بيوتكنولوژي مي داند و به همين دليل قصد دارد با تمركز فعاليتهاي خود در اين مورد در بنياد مليندا – گيتس، فعاليتهاي روزمره خود را در سال 2008 از شركت مايكروسافت قطع كند.

مديرعامل
استيوبالمر هم دانشگاهي بيل گيتس در دانشگاه هاروارد بود. او در سال 1980 اولين مديري بود كه توسط گيتس جذب مايكروسافت شد. در اين مدت او چندين بخش، مانند عمليات، توسعه سيستم‌هاي عملياتي و فروش و پشتيباني را رهبري كرده است. بالمر در 1998 رئيس مايكروسافت و در سال 2000 بعنوان مديرعامل شركت برگزيده شد.

آينده
سال 2006 با اعلام كناره گيري تدريجي بنيانگذار و رهبر شركت، بيل گيتس از كارهاي جاري در سال 2008 مهمترين چالش مايكروسافت رقم خورد. در اين مدت دوساله، ري اوزي در كنار او خواهد بود تا نقش قبلي گيتس يعني رهبر معماري فني شركت را بعهده بگيرد. گرچه پس از آن نيز گيتس بعنوان رئيس مايكروسافت به فعاليت ادامه خواهد داد و در پروژه هاي كليدي توسعه حضور خواهد داشت. محور اين پروژه ها بر تثبيت رايانه بعنوان نقطه مركزي خانه هاي ديجيتال آينده تمركز دارد.
سرنوشت نسخه جديد WINDOWS شركت يعني ويستا نيز در تعيين جهت و نقش آينده شركت بسيار تاثيرگذار است. شركت با صرف 5 سال زمان و 6 ميليارد دلار هزينه طراحي، اين محصول جديد را كه جاذبه زيادي براي قابليت چندرسانه‌اي عكس، آهنگ و ويدئو دارد، به بازار عرضه كرده است. پيش بيني شركت آن است كه فروش اين نسخه جديد در سال اول حـدود چهار ميليارد دلار درآمد نصيب شركت خواهدكرد و حدود 100 هزار فرصت شغلي جديد ايجاد مي كند و درنهايت ميزان فروش جهاني به 70 ميليارد دلار مي‌رسد. آيا ويژگيهاي بارزي كه مايكروسافت براي محصول جديد خود قائل است، يعني ايمني بيشتر، سازماندهي اطلاعات بر روي رايانه، سهولت اتصال به شبكه خانگي، امكانات فراوان براي رايانه‌هاي كيفي، روش و تواناييهاي جديد جستجو و مشخصه‌هاي گرافيكي جذاب و جديد مي‌تواند اين پيش‌بيني را جامه عمل بپوشاند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:28  توسط   | 

 

 ممكن است كار لي بيونگ چول بنيانگذار گروه سامسونگ در سال 1938 براي تاسيس شركت را دشوار به حساب بياوريم، اما هيچ ترديد نمي توان روا داشت كه 20 سال پيش كه رهبري شركت به دست فرزند او، «لي كان هي» افتاد و او مسئوليت عبور و تبديل يك شركت خانوادگي و بازرگاني را به يك شركت مبتني بر فناوري الكترونيك برعهده گرفت، دشواري كار بسيار بيشتر از دوران تأسيس بوده است. اما آنچه مهم است آن است كه «لي» به خوبي از عهده اين مسئوليت برآمد و اين شركت سه ستاره (معناي سامسونگ در زبان كره اي) را ستاره هاي بيشتري بخشيد و جايگاه آن را نه تنها در كره كه در جهان و در مقايسه با شركتهاي حوزه الكترونيك تثبيت كرد. سامسونگ اكنون در حوزه هاي مختلفي همچون صنايع سنگين، صنايع كشتي سازي، نساجي، پتروشيمي، خودروسازي و بويژه صنايع الكترونيك فعال است و عظيم ترين و محبوب ترين شركت زيرمجموعه آن يعني سامسونگ الكترونيك به گونه اي حركت كرده كه امروز در برخي محصولات نظير نمايشگرهاي مختلف مقام اول را در دنيا كسب كرده است. در عرضه گوشي‌هاي تلفن همراه به مقام سوم جهاني دست يافته است و درمجموع فعاليتهاي حوزه الكترونيك به رقابت با سوني و پاناسونيك مي انديشد. انديشه هاي تحول گرايانه رهبر كنوني شركت يعني لي‌كان‌هي در تغيير جهت سامسونگ بسيار موثر بوده است.
تاريخچه
گروه سامسونگ در سال 1938 توسط لي بيونگ چول به عنوان يك شركت بازرگاني تأسيس شد و بيشترين حجم كاري خود را بر صادرات ماهي و ميوه و سبزي به چين قرار داد. طي يك دهه، با رشدي بسيار سريع، سامسونگ به يكي از 10 شركت بزرگ كره تبديل شد. در سال 1969 شركت سامسونگ الكترونيك در گروه سامسونگ متولد شد. در دهه 1970، شركت با سرمايه گذاري در صنايع سنگين، صنايع شيميايي و پتروشيمي و ساخت كشتي، راه صنعتي شدن را درپيش گرفت. در 1973 دومين برنامه پنجساله مديريت اعلام شد و گذار از مرحله ساخت مواداوليه به محصول نهايي هدف گيري شد. در اين دهه شركتهاي صنايع سنگين، پتروشيمي، كشتي سازي و صنايع دقيق سامسونگ تأسيس شد و اولين صادرات صنايع الكترونيك ازسوي سامسونگ الكترونيك صورت گرفت. دهه 1980، دهه ورود سامسونگ به بازار فناوري جهاني بود. در سال 1987 با مرگ بنيانگذار گروه، پسرش لي كان هي جانشين او شد و يك سال بعد برنامه انقلاب دوم را در شركت به راه انداخت. اين برنامه مشتمل بر تجديد ساختار كسب و كار قديمي و تبديل شدن شركت به يكي از پنج شركت برتر الكترونيك و يكي از شركتهاي كلاس جهاني در قرن بيستم و يكم بود.
اوايل دهه 1990 دوران مديريت نوين در سامسونگ بود. شعار «اول كيفيت» انتخاب و تبليغ شد. در اين دوره، 17 محصول مختلف نظير نيمه هادي، نمايشگرهاي رايانه و تجهيزات تصوير رنگي در بازار جهاني توليد شد و در برخي از آنها، نظير LCD به مقام اول جهاني دست يافت. همزمان، علاوه بر جهت گيري به سمت بكارگيري شش سيگما و توليد محصول كيفي، كيفيت كاركنان نيز موردتوجه قرار گرفت. از ابتداي قرن جديد، حركت به سمت دوران ديجيتال براي شركت تشديد شد، به گونه اي كه به سرعت در حوزه هاي مختلف فناوري اطلاعات و ارتباطات، محصولات متنوعي عرضه شد.

حوزه هاي فعاليت
پنج حوزه اصلي كسب و كار شركت سامسونگ الكترونيك عبارت است از: كسب و كار لوازم خانگي ديجيتال، رسانه ديجيتال، LCD و نيمه هادي‌ها و ارتباطات راه دور اين شركت معروفترين و مهمترين زيرمجموعه گروه سامسونگ است كه به عنوان برترين شركت كره جنوبي به تنهايي بيش از 10 درصد كل صادرات اين كشور را انجام مي دهد. در سال 2004، سامسونگ الكترونيك ازسوي مجله فورچون به عنوان چهارمين شركت تحسين‌برانگيز جهان در حوزه الكترونيك انتخاب شد. هم اكنون تعداد شركتهاي گروه سامسونگ به 14 رسيده كه با 337 دفتر در 58 كشور جهان پراكنده است. جايگاه سامسونگ در فروش گوشي تلفن همراه در جهان با 103 ميليون عدد در سال 2005، بعداز نوكيا و موتورولا قرار دارد كه حدود 13 درصد فروش جهاني را شامل مي شود.

چشم انداز
چشم انداز ترسيم شده از سوي شركت عبارت است از: تبديل شدن به رهبر انقلاب ديجيتال. شعار سامسونگ براي تحقق اين چشم انداز، «شركت ديجيتال» بودن است.

ارزشها و فرهنگ سازماني
شعارهاي سامسونگ از ابتداي تأسيس، توجه به منابع انساني، كمك اقتصادي به جامعه و خردورزي بوده است. مديرعامل شركت معتقد است، موقعيت سامسونگ متكي به پنج ارزش است: كيفيت، خلاقيت، رقابت، فرهنگ و وحدت. در سال 1993، مديرعامل شركت برنامه هويت بخشي جديد را در پنجاه و پنجمين سالگرد تأسيس شركت معرفي كرد. او اعلام نمود كه شركت نيازمند آن است كه بازتابهاي اخلاقي خود را ببيند. شركتهايي كه پايبند اصول اخلاقي نيستند، قادر به توليد محصولات با كيفيت نخواهندبود زيرا از مشتريان و خواسته هاي آنان درك روشني ندارند. در سامسونگ هر تغيير به عنوان يك فرصت ديده مي شود و به افراد امكان و اجازه اشتباه كردن داده مي شود به شرط آنكه آن اشتباه مستند و مكتوب شده و ديگر تكرار نشود. اصول جديد مديريت سامسونگ مبتني است بر اخلاق و قانون، احترام به ذي‌نفعان و مشتريان و پذيرش مسئوليت اجتماعي.

تحقيق و توسعه
پيشرفت سريع سامسونگ در سه دهه اخير و ورود آن به صحنه فناوري ديجيتال جهاني متكي بر فعاليتهاي گسترده بخش تحقيق و توسعه بوده است. سامسونگ در دهه 1980 دو موسسه تحقيق و توسعه داير كرد كه شركت را در زمينه هاي الكترونيك، نيمه هادي، پليمر، مهندسي ژنتيك، ارتباطات راه دور، هوا- فضا و حوزه هاي جديد فناوري نانو كمك مي كند.
منابع انساني
تعداد كاركنان شركت سامسونگ الكتريك بيش از 80 هزار نفر است كه در سراسر جهان گسترده هستند. اين درحالي است كه كل كاركنان گروه سامسونگ به 229 هزار نفر مي رسد. منابع انساني از همان ابتداي تأسيس، در اولويت شركت بوده اند. مديرعامل شركت معتقد است بدون وجود انسان كيفي، دستيابي به محصول كيفي ميسر نيست و ريشه نامرغوب بودن محصولات و بروز خطا در آنها را بايد در نرسيدن نيروي انساني به جايگاه مطلوب كيفي جستجو كرد. سامسونگ پيشرفت خود را تاكنون و در آينده نيز مديون قابليتها و شور و اشتياق كاركنان خود و فناوري مي داند. سامسونگ منابع انساني و فناوري خود را وقف خلق محصولات و ارائه خدمات برتر كرده است تا سهم خود را در ايجاد جامعه جهاني بهتر ادا كرده باشد.

فروش
در سال 2005، سامسونگ الكتريك به تنهايي با فروش 5/71 ميليارد دلار در صدر شركتهاي برتر كره قرار گرفت و بيش از 10 درصد صادرات اين كشور را به خود اختصاص داد. اين درحالي است كه درآمد كل گروه سامسونگ در اين سال حدود 141 ميليارد دلار بوده كه منجر به كسب حدود 10 ميليارد دلار سود خالص شده است.

 

مديرعامل
مديرعامل فعلي سامسونگ الكتريك، لي كان هي، سومين فرزند پسر مؤسس گروه، لي بيونگ چول بود.
او كه مدرك دكتراي خود را از دانشگاه سئول در سال 2000 اخذ كرده است، در سال 1978 نايب رئيس سامسونگ بود و بعداز مرگ پدرش در سال 1987 رهبري سامسونگ را بدست گرفت و به خوبي شركت را در عصر ديجيتال به پيش برد. او بيش از هر مدير ارشد ديگري به فناوري و كسب دانش فني دست اول تاكيد دارد. رهبري موثر لي در 20 سال گذشته توانسته است سامسونگ را كه به عنوان يك فروشگاه بازرگاني تأسيس شده بود به رقيب جدي معتبرترين و مطرح ترين پيشتازان فناوري ديجيتال و توليدكنندگان وسايل صوتي و تصويري الكترونيك نظير سوني و پاناسونيك تبديل كند. او در سال 1993 در شهر فرانكفورت، بيانيه معروف سامسونگ را صادر كرد و همه كاركنان را به يك انقلاب فرهنگي فراخواند. او گفت كه تغيير را از خود آغاز خواهدكرد زيرا تنها حرف زدن كافي نيست. لي معتقد است در هزاره جديد قدرت آتش يك كشور به وسيله سطح فناوري آن مشخص مي شود.

آينده
اهداف لي كان هي رهبر سامسونگ، براي دهه آينده بسيار جامع و متنوع است. او اعلام كرده كه هدف او دستيابي به جايگاه يكي از بزرگترين سازندگان خودرو جهان تا سال 2010 ميلادي خواهدبود. او براي اين كار، سرمايه گذاري 13 ميليارد دلاري را درنظر گرفته است. او معتقد است سامسونگ براي بقا راهي ندارد جز آنكه به يك شركت درجه اول تبديل شود. او سامسونگ را متعهد كرده است كه براي توسعه نسل جديد فناوري مانند سخت‌افزارها و نرم افزارهاي چندرسانه اي و مهندسي زيستي، 75 ميليارد دلار سرمايه گذاري كند.
لي براين باور است كه تغييرات در 5 تا 10 سال آينده بي ترديد بيش از تغييرات 100 سال گذشته خواهدبود، همانگونه كه تغييرات 100 سال گذشته بيش از تغييرات 500 سال پيش تاكنون بوده است.
او معتقد است در قرن بيست ويكم هيچكس به تنهايي نمي تواند رشد يابد، سرعت تغييرات بيشتر خواهدشد و تلاطم انتقال و حركت ادامه خواهد داشت. لي دوران آينده را دوران فرا نيمه هادي مي نامد و روند تغييرات باورنكردني را براي دنيا پيش بيني مي كند.

منابع
1 – www.samsung.com
2 – www.fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 17:29  توسط   | 

در اكتبر سال 1945، زماني كه دو مهندس هوشمند ژاپني در اتاق كوچكي در طبقه سوم آپارتماني در توكيو، كه تنها ساختمان سالم برجاي مانده در ميان ساختمانهاي ويران اطراف خود بود، با هم پيمان بستند تا كارهايي را انجام ندهند كه ديگران انجام مي‌دهند، نهال شركت سوني كاشته شد. اين نهال نورسته با تغذيه از انديشه خلاق و نوآورانه موريتا و ايبوكا روزبه‌روز بارورتر گشت و ميوه‌هاي متعدد و متنوع به همگان ارزاني داشت. شايد كمتر شركتي را در عرصه محصولات الكترونيك در دنيا بتوان سراغ گرفت كه چنين تنوع محصول نوآورانه را داشته باشد. سوني همواره پيشگام بوده و مي‌خواهد پيشگام باشد.
سوني تنها به عرضه راديوي ترانزيستوري، تلويزيون، ويدئو، دوربين فيلمبرداري، دوربين ديجيتالي، واكمن، واچمن، ميكروفون، تلفن همراه و... اكتفا نكرده و عرصه‌هاي ديگري همچون سرگرمي و بازي و حتي خدمات مالي و بانكي را نيز تجربه كرده است. حضور بي‌بديل دهها ساله در زمينه عرضه ابداعات و فناوريها و محصولات متنوع الكترونيك در سراسر جهان، نام ساده سوني را در همه‌جا شناسانده است. حضور موريتا در آمريكا و اروپا، سوني را در جرگه پيشروان عرصه جهاني‌سازي شركتها قرار داد. امروزه بيش از 70 درصد درآمد شركت در خارج از ژاپن به‌دست مي‌آيد و بيش از 60 درصد كاركنان اين مجموعه عظيم صنعتي و اقتصادي در جايي غيراز ژاپن مشغول كار هستند.

تاريخچه
در بحبوحه جنگ جهاني دوم، مهندس جوان تيزهوش ژاپني، ماسارو ايبوكا كه نابغه اختراع بود در شركت خود به نام «ابزار دقيق ژاپن» كار مي‌كرد. همزمان آكيو موريتا كه رويايش ساخت يك گرامافون الكتريك بود و تازه از دانشگاه اوزاكا در رشته فيزيك فارغ‌التحصيل شده بود به‌عنوان افسرنيروي دريايي در فتر فناوري مشغول به‌كار و با ايبوكا آشنا شد. اين دو در سال 1946 شركت مهندسي مخابرات توكيو (Tokyo Tsashin Kogyo) را تاسيس كردند. شركتي كه با سرمايه اوليه 500 دلار و حضور 20 نفر آغاز به كار كرد و سنگ بناي شركت عظيم سوني محسوب شد.
در سال 1985 شركت نام خود را به «سوني» تغيير داد كه از لغتSound اخذ شده است، زيرا گرچه اولين محصول شركت، پلوپز برقي بود اما مهمترين محصول شركت، راديوي ترانزيستوري و سپس محصولات صوتي متنوع بود. در مدت همكاري اين دو دوست مبتكر، ايبوكا بيشتر وقت خود را بر روي انجام تحقيقات فناوري و توسعه محصول متمركز مي‌كرد و موريتا به گسترش سوني در مناطق مختلف دنيا، جهاني‌سازي شركت، توجه به مسائل مالي، توسعه منابع انساني و ورود به دنياي نرم‌افزار دست مي‌زد. در سال 1950 اولين ضبط صوت نواري كه شركت آن را مدلG نام نهاده بود به بازار عرضه و سالهاي بعد مدلهاي متنوع‌تري از اين محصول ارائه شد.‌ اولين راديوي ترانزيستوري جهان با ماركTR-55 در سال 1956 با قيمت 13800 دلار وابعاد 32 ×71 × 112 ميليمتر توسط شركت روانه بازار شد. در سال 1959 اولين تلويزيون ترانزيستوري 8 اينچي از سوي شركت به دنيا عرضه شد. سه سال بعد، سوني مدلTV5-303 كه كوچكترين و سبك‌ترين تلويزيون رنگي در زمان خود بود را ابداع كرد.
در سالهاي 1963 و 1964 شركت سوني، ويدئو، ميكروفون، ماشين حساب الكترونيكي و تلويزيون كروماترون را به بازار عرضه كرد.
در سال 1968 تلويزيون رنگي ترينترون و در سال 1978 اولين نوار كاست توسط شركت ابداع و ارائه شد. در اين مدت، باتلاشهاي موريتا، شركت گامهاي مهمي در جهت جهاني‌شدن برداشته بود، به‌گونه‌اي كه در سال 1968 اولين مركز طراحي برون مرزي خود را در آمريكا داير كرد. سال 1981 نوار بتاماكس مخصوص ويدئو براي اولين بار توسط سوني ارائه شد. در دهه 80، محصولات متنوعي همچون دوربين فيلمبرداري، رايانه شخصي، مترجم الكترونيك و رايانه گرافيكي ابداع و ارائه شد. در ابتداي دهه 90 اولين مدير غيرژاپني در سوني منصوب شد. جعبه بازي معروف سوني (Play Station) در سال 1994 به بازار عرضه شد. دو سال بعد، سوني دوربين ديجيتالي و سال بعد رايانه كيفي را به بازار ارائه كرد. در واپسين سال قرن پيش، سرگرمي محبوب همگان يعني سگ ربات، نوآوري بعدي سوني بود. سوني با مشاركت شركت اريكسون به دنياي تلفن همراه وارد شد. فهرست‌كردن محصولات توليدي شركت به‌دليل تنوع آن كار مشكلي است كه در آن بايد از محصولات مهمي چون واكمن، ديسك گردان رايانه، واچمن، تلويزيونهاي دستي، پخش استريو، دوربينهاي فيلمبرداري، ولت‌متر و بالش برقي نام برد.

 

حوزه‌هاي كاري
شركت سوني، امروز در كسب وكارهاي متعددي وارد شده است كه عمده‌ترين آن كسب وكار محصولات الكترونيك است (3/64 درصد). گروه نيمه‌هادي و محصولات مصرفي نظير تلويزيون، ويدئو، تصويربرداري ديجيتالي و صوتي در اين بخش قرار دارد. ساير كسب وكارها عبارت است از گروه ارتباطات سيار سوني اريكسون، سرگرميها، بازي، تجهيزات شخصي و خدمات مالي نظير بيمه و بانكداري. سوني مدعي است باوجود تنوع بسيار در كسب وكار خود، هويت واحد جهاني شركت را حفظ كرده است.

فرهنگ و ارزشهاي سازماني
موريتا و ايبوكا در يك بيانيه فلسفي و آينده‌نگرانه در آغاز كار شركت نوشتند «اگر امكان داشت شرايطي ايجاد كنيم كه افراد بتوانند با روحيه كار گروهي متحد شوند و استعدادهاي فناوري خود را به‌خوبي تجربه كنند، آنگاه چنين سازماني مي‌تواند خوشحالي بي‌حد و حصر و منافع فراوان به‌ارمغان آورد». شعاري كه آنها آن را باور داشتند. «روحيه سوني» بود. آنها معتقد بودند سوني يك شركت پيشگام است و قصد ندارد دنباله‌رو ديگران باشد. شركت سوني همواره در جستجوي ناشناخته‌ها خواهد بود. چشم‌انداز سوني، ايجاد سرگرمي براي دنياي آينده است.
در سال 2003 شركت بيانيه ارزشهاي خود را منتشر كرد و در آن استانداردهاي داخلي اصلي را كه بايد توسط همه مديران و كاركنان سوني به‌كار گرفته شود تبيين كرد. اساس اين ارزشها كه فرهنگ سازماني شركت را تشكيل مي‌دهد عبارت است از:
1 –
تبعيت از قوانين
2 –
رعايت مسائل مربوط به‌كار
3 –
سلامتي و ايمني
4 –
مراقبت از محيط
5 –
سيستم مديريت شامل: تعهد شركت - پاسخگويي و مسئوليت مديريت - ارزيابي ريسك و مديريت ريسك - آموزش – ارتباطات - بازخورد مشاركت كاركنان - فرآيند اقدام اصلاحي - مستندسازي
6 –
اخلاق شامل: حفاظت از سرمايه فكري سازمان - مشاركت و درگيرشدن در كارهاي گروهي - كسب وكار، رقابت و تبليغات منصفانه و درست - شفاف و بازبودن اطلاعات - نفي فساد، رشوه، اختلاس و حيف‌وميل اموال - نفي سود غيرمتعارف.

تحقيق و توسعه
نام سوني با نوآوري در محصول عجين شده است. فلسفه بخش طراحي سوني اين است: «كاري انجام ده كه هيچگاه قبل از آن انجام نيافته است. همواره يك گام پيشتر قرار داشته باش».
همين فلسفه منجر به توليد محصولاتي با عملكرد عالي، سهولت در استفاده و زيبا شده است.

منابع انساني
شركت سوني براي ارتباط بين مديريت و كاركنان بسيار ارزش قائل است زيرا اين امر در جهت انتقال سياستهاي مديريت به كاركنان و تشويق آنها به ارائه نظراتشان حياتي است. فلسفه اساسي سوني در اين مورد تنوع جهاني و دادن فرصتهاي برابر به همه است. براساس منشور اخلاقي سال 2003 شركت، موارد زير به‌عنوان حقوق بنياني كاركنان كه با فعاليتها و قواعد كاري سوني منطبق است درنظر گرفته شده است:
-
در اختيارگذاشتن فرصتهاي برابر كاركنان
-
منع كار اجباري و كار كودكان
-
شرايط استخدامي و كاري سالم
-
محيط كاري ايمن، سالم و تميز
از آن سال، شركت جايزهMVP را براي كليه كاركنان خود كه فناوري و ارزشي خاصي به‌كار گرفته‌اند تا براي سوني ارزش افزوده خلق كنند در نظر گرفت. اين جايزه به‌منظور انگيزه‌دادن به كاركنان براي تلاش و تحرك بيشتر است. در سال 2005، تعداد 37 نفر از كاركنان به‌اين جايزه دست يافتند. در زمينه كاركنان، سوني سيستم خودارزيابي براي اهداف فردي و خط‌مشي پرداخت براساس عملكرد را به‌كار گرفته است. سال 2000 نيز دانشگاه سوني تاسيس شد. در سال 2005 تعداد كاركنان سوني در سراسر جهان 158500 نفر بود كه 8/38 درصد در ژاپن، 6/18 در آمريكاي شمالي، 3/9 در اروپا، 8/11 در آسيا، 4/19 در آسياي شرقي و 1/2 در آمريكاي لاتين مشغول به كار بودند. 5/82 در صد كاركنان در كسب‌وكار الكترونيك فعاليت مي‌كنند. نسبت كاركنان زن شركت در ژاپن 29 درصد، در آمريكا 38 درصد و در اروپا نيز 38 درصد است. نسبت تعداد مديران زن شركت در ژاپن 1/3 درصد، در آمريكا 5/32 درصد و در اروپا 17 درصد است.

 

فروش
در سال 2005، فروش شركت بيش از 66 ميليارد دلار و سود خالص آن 5/1 ميليارد بود. درصد فروش شركت در ژاپن، آمريكا، اروپا به‌ترتيب 29، 2/26 و 23 بوده است. در حـــوزه‌هاي مختلف كسب وكار، ميزان درصد فروش 3/64 درصد مربوط به حوزه الكترونيك، 12 درصد بازي، 3/9 درصد تصويربرداري، 3/9 درصد خدمات مالي و 1/5 درصد ساير موارد بوده است.

مديرعامل
ايبوكا مهندس جوان و نابغه‌اي كه دوست نداشت همان كاري را انجام دهد كه ديگران انجام مي‌دهند به‌همراه موريتا كه روياي ساخت يك گرامافون الكتريك را در سرداشت شركت سوني را تاسيس كردند. ايبوكا در 21 سالگي در زمينه روشنايي نئون اختراعي را به‌نام خود ثبت كرده بود. او در زمينه دانش فني، مديريت و بويژه بازاريابي بسيار قوي بود. همواره تمايل داشت تا بازار را به سمت فناوريهاي نوين سوق دهد.
موريتا نيز در گسترش جهاني سوني نقش بسيار عمده داشت به‌گونه‌اي كه شركت را بسيار سريع‌تر و بيشتر از ساير شركتهاي مشابه به سمت جهاني‌شدن سوق داد. همين حركت نهادينه شده سبب شد كه امروز، مديرعامل شركت فردي غيرژاپني باشد: هوارد استرينگر. او معتقد است رشد و غناي سوني جز با تنوع جاذبه‌هاي كاري و درك تجربه‌هاي متعدد ممكن نيست. او برنامه «ايده‌هاي سوني» را براي بازنگري سياستهاي شركت و ارزيابي و اخذ نظرات كاركنان، مشتريان، فروشندگان، تامين‌كنندگان و سهامداران مطرح كرده است. استرينگر برنامه «سوني يكپارچه و متمايز»را براي توانمندسازي كاركنان و بهبود عملكردها در جهت پاسخگويي به نيازهاي ذي‌نفعان درنظر گرفته است.
مديرعامل سوني معتقد است كه اين برنامه شركت را در جهت دستيابي به چشم‌انداز خود كمك خواهد كرد.

آينده
مديرعامل سوني براين باور است كه بايد براي نسل بعد، جامعه‌اي پايدار خلق كرد. او مي‌گويد: معتقدم كه سوني بايد نقش مهمي در كمك به توسعه و پيشرفت يك جامعه پايدار جهاني ايفا كند. شركت برنامه «مديريت سبز 2010» را براي خلق اين جامعه طراحي كرده است تا بتوان براساس آن صدمات زيست‌محيطي كسب وكار را كاهش داد. كاستن هفت درصد از ميزان شاخص گازهاي گلخانه‌اي نسبت به سطح سال 2000 در جهت جلوگيري از گرم‌شدن زمين از جمله اين برنامه‌هاست. استرينگر، مديرعامل شركت، اساس حركت سوني را جهاني فكركردن و محلي عمل‌كردن مي‌داند.

منابع:
1- www. Sony. net
2-www. Sony. co. jp
3- www. Fortune. com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 15:30  توسط   | 

»مرد خوشبخت زير درخت چنار» كه مفهوم ژاپني نام كونوسوكي ماتسوشيتا بنيانگذار شركت ماتسوشيتاست، در عمل مصداق روشني يافت. گرچه بيماري طاقت فرساي دوران كودكي او، احتمال زنده ماندنش را بسيار كم جلوه مي داد، اما عملا او فرصت يافت حدود يك قرن در اين جهان زندگي كند و با فكري روشن و ديدگاهي والا، تنها با سرمايه 100 ين شركتي را بنيان‌گذارد كه اكنون با عرضه محصولات بسيار متنوع در حوزه هاي گوناگون تحت نامهاي تجاري ناسيونال، پاناسونيك، تكنيكس و كواسار، بيش از 300 هزار نفر را در سراسر جهان به كار گيرد تا درآمد سالانه اي حدود 80 ميليارد دلار داشته باشد و قديمي‌ترين و بزرگترين بنگاه جهاني ژاپن محسوب شود. شركت او از بسياري جهات نمونه و منحصر به فرد است. سرمايه گذاري حساب شده و كارآمد در عرصه تحقيق و توسعه جهاني و ثبت و عرضه محصولات بديع در زمينه هاي مختلف زندگي بشري نمونه هايي از اين برتري است. بنيان شركت و پايداري طولاني آن مرهون عظمت فكري شخصيتي همچون ماتسوشيتاست كه نه تنها بنيانگذار شركت محسوب مي شود بلكه به دليل داشتن ايده‌هاي عميق انساني در مشي مديريتي خود، در ژاپن به عنوان پدر مديريت ژاپن شناخته مي شود و با عرضه انديشه هاي خويش، در سطح جهان نيز به عنوان مديري اثربخش مطرح است.

تاريخچه
شركت ماتسوشيتا در سال 1918 با همت كونوسوكي ماتسوشيتا تاسيس شد. سرمايه اوليه تاسيس شركت، تنها 100 ين (يك دلار_) بود كه ماتسوشيتا با كمك همسر و برادر همسرش (مؤسس شركت سانيو) آن را تامين كرد و شركت را راه انداخت. تجربه اي كه او به عنوان يك برقكار جوان در شركت برق اوزاكا اندوخته بود و نصيحت و توصيه اكيد پدرش مبني بر اختيار كردن يك شغل مستقل غيردولتي، او را واداشت كه توليد و عرضه سرپيچ لامپ را كه مدتها روي آن كار كرده بود، به عنوان اولين فعاليت و محصول شركت تازه تأسيس عرضه كند. پس از ارائه دو شاخه تبديل برق به بازار، شارژهاي لامپهاي دوچرخه را با نشان «ناسيونال» به بازار عرضه كرد و در سال 1925 اين نشان تجاري را براي شركت به ثبت رساند.
ماتسوشيتا در سال 1961 در سن 65 سالگي از مديريت شركت كنار رفت، اما تا پايان عمر به عنوان رهبر معنوي شركت باقي ماند. داماد او ماساهارو ماتسوشيتا مديريت شركت را در دست گرفت. نقش ماتسوشيتا در شكل گيري و پايداري و توسعه شركت در طول ساليان متمادي جنگ و پس از آن و گذار شركت به دنياي رقابتي كنوني بسيار برجسته است.

نشانهاي تجاري
هم اكنون مجموعه شركتهاي تحت پوشش ماتسوشيتا، در شش حوزه كسب و كار به فعاليت مشغول هستند:
-
محصولات نوري
-
تجهيزات اطلاعاتي و محصولاتي سيمي
-
لوازم خانگي
-
محصولات ساختماني
-
مواد الكترونيكي و پلاستيكي
-
محصولات كنترل اتوماسيون
شركت ماتسوشيتا، محصولات خود را تحت چهار نام و نشان تجاري عرضه مي كند:

1 – ناسيونال (NATIONAL)
اين نشان تجاري در سال 1925 به ثبت رسيد و اولين بار براي شارژهاي لامپ دوچرخه مورداستفاده قرار گرفت. كونوسوكي ماتسوشيتا، مؤسس شركت، خود اين نام را براي محصولات پسنديد زيرا به نظر او، اين نام به چيزي اشاره دارد كه به مردم مربوط است. هم اكنون لوازم خانگي شركت در ژاپن، به اين نشان تجاري عرضه مي شود.

2 – پاناسونيك (PANASONIC)
نشان تجاري پاناسونيك در سال 1955 به ثبت رسيد و اولين بار براي نامگذاري راديوي توليدي شركت به كار رفت چرا كه مناسبتي با محصول عرضه شده داشت: PAN يعني همه و SONIC يعني صدا. از سال 2003 اين نشان تجاري به عنوان نشان تجاري جهاني براي همه محصولات الكترونيك شركت برگزيده شد.

3 – تكنيكس (TECHNICS)
اولين بار اين نشان تجاري در سال 1965 مورداستفاده قرار گرفت. امروزه از اين نام براي محصولات و ابزارهاي الكترونيكي حوزه موسيقي استفاده مي شود.

4 – كواسار (QUASAR)
هنگامي كه در سال 1974 بخش الكترونيك شركت موتورولا توسط شركت ماتسوشيتا خريداري شد، اين نام تجاري نيز اخذ شد. امروزه درمورد محصولاتي نظير تلويزيون، ويدئو، اجاقهاي مايكروويو كه در آمريكاي شمالي عرضه مي شود به كار مي رود.


چشم انداز
صنايع الكتريكي ماتسوشيتا، كه امروزه بيشتر به همان نام نشان تجاري معروف خود يعني پاناسونيك شناخته مي‌شود، چشم انداز خود را چنين ترسيم كرده است: برترين شركت جهاني تا سال 2010 ازطريق پيگيري اهداف مديريت در زمينه تحقق شبكه فراگير با فناوري‌هاي نوين و حضور در محيط جهاني.
شعار معروف پاناسونيك، «ايده پردازي براي زندگي» (IDEAS FOR LIFE) است.

كيفيت
شركت ماتسوشيتا، مديريت كيفيت را يكي از مسئوليتهاي اجتماعي خود مي داند و همواره سعي در بهبود كيفيت از منظر مشتري دارد. استراتژي ميان مدت شركت براي بهبود كيفيت برمبناي سه موضوع زير نهاده شده است:
-
اطمينان از ايمني محصول
-
خلق محصولات مبتني بر آخرين فناوري
-
برقراري سيستم مديريت كيفيت
براي افزايش كيفيت محصول و خدمات، برنامه جديدي تحت عنوان NQF در شركت به اجرا درآمده است. مديريت ارشد سالانه دوبار كنفرانسي در اين زمينه برگزار مي‌كند.
عوامل اساسي طراحي جهاني در امر مديريت كيفيت عبارت است از:
-
سادگي و سهولت عمليات.
-
استفاده از نشانه هايي كه درك آنها ساده باشد.
-
سهولت و راحتي در هر وضعيتي، ازجمله درحين حركت.
-
جابه‌جايي و حركت آسان.
-
توجه به ايمني.
-
محيطي كه محصول در آن مورداستفاده قرار مي گيرد.

تحقيق و توسعه
سه آزمايشگاه مجهز ستادي تحقيق و توسعه، مسئول فناوري‌هاي نوين در شركت هستند. اين فناوري‌ها براي پشتيباني خلق كسب و كارها و محصولات و رفع نيازهاي بالقوه بازار استفاده مي شود. علاوه برآن، شش آزمايشگاه بخشي نيز وجود دارد. ارتباط محكم و مستمري بين تحقيق و توسعه شركت با دانشگاهها و موسسات تحقيقاتي ژاپن و سراسر جهان وجود دارد. جهت‌گيري تحقيق و توسعه براي تحقق چشم انداز 2010 شركت عبارت است از خلق ارزش در راستاي رفع نيازهاي جامعه قرن بيست و يكم به وسيله نفوذ و يكپارچگي قدرت فناوري‌هاي اطلاعاتي و الكترونيك.
تحقيق و توسعه در تمامي شش حوزه فعاليت كسب و كار شركت فعال است:
حوزه هاي تحقيقاتي در مواد الكترونيك و پلاستيك:
-
مواد براي صفحات مدار چاپي چگال
-
تركيبات مدل‌سازي اكسپوسي براي نيمه هاديهاي پيشرفته
-
مواد براي انتقال بسيار سريع سيگنال
-
مواد براي سلولهاي سوخت
-
مواد براي بسته بنديهاي پيشرفته
حوزه هاي تحقيقاتي در زمينه هاي نوري:
-
سيستم‌هاي نوري پلاسما
-
فناوري‌هاي كنترل و شبكه روشنايي
-
فناوري‌هاي عمليات سطحي با انعكاس زياد
-
فناوري كنترل از راه دور و حسگرها براي محصولات نوري
حوزه هاي تحقيقاتي در زمينه نانو:
-
فناوري نانو در اتميزه كردن الكترواستاتيك لوازم خانگي
-
توسعه محصولات نوري
-
توسعه فناوري‌هاي مرتبط با ارگانيسم‌هاي زنده براي حل مسائل سلامتي
-
فناوري پردازش ميكرو – نانو
-
فناوري طراحي حسگرها و دستگاههاي مرتبط با IT
حوزه هاي تحقيقاتي درزمينه تجهيزات اطلاعاتي و محصولات سيمي:
-
فناوري‌هاي ارتباطات براي شبكه
-
فناوري‌هاي پردازش سيگنالهاي صدا و تصوير
-
فناوري‌هاي رديابي حركت (GPS)
-
فناوري‌هاي حفاظت هوشمند
-
فناوري‌هاي پردازش ميكروسكپي
-
كنترل هوشمند خطوط انتقال قدرت
حوزه هاي تحقيقاتي در زمينه لوازم خانگي:
-
فناوري‌هاي تميزسازي دهان
-
مواد تيغه هاي تراش
-
فناوري‌هاي عطرسازي
-
خالص سازي آب
-
فناوري‌هاي ماوراء صوت
-
اندازه گيري‌هاي پوستي عوامل حياتي
-
اندازه گيري فشار خون و متابوليسم
-
تجزيه و تحليل و ارزيابي سيگنالهاي فيزيولوژي انسان

فروش
درآمد خالص شركت در سال 2005، 5/78 ميليارد دلار و سود خالص آن 36/1 ميليارد دلار بوده است.

 

بنيانگذار
كونوسوكي ماتسوشيتا بنيانگذار شركت ماتسوشيتا، كه در ژاپن به پدر مديريت معروف است، با وجود مواجه شدن با مشكلات بي‌شمار و بيماري طاقت‌فرسا در دوران كودكي، فرصت عمري طولاني درحد يك قرن يافت تا نقش خود را در جامعه ژاپن و سراسر دنيا ايفا كند. او كه ابتدا در كارگاههاي ساخت بخاريهاي زغالي و مغازه هاي دوچرخه فروشي كار مي‌كرد، در جواني به عنوان سيم‌كش به استخدام شركت برق اوزاكا درآمد، اما تمايل ذاتي او به داشتن هيجان در كار، او را واداشت تا پس از هفت سال كار آنجا را رها سازدو با سرمايه اندك، شركت ماتسوشيتا را تأسيس كند. او در ابتدا به توليد و عرضه ابداعات خود يعني سرپيچ لامپ، دوشاخه تبديل و چراغ قوه دوچرخه با نام تجاري «ناسيونال» پرداخت. ماتسوشيتا در شيوه مديريتي خود، سبكي انساني و طبيعي و به تعبير خودش منطبق و موافق با قوانين هستي داشت. اساس فلسفه مديريت او توجه به انسان بود. او با اينكه خود از تحصيلات رسمي بهره چنداني نبرده بود اما هنر مشورت و استفاده از استعدادهاي انساني همكاران خود را به خوبي نمايان مي ساخت. مفاهيم انسان شناسانه بسياري را مي توان در شيوه و نگرش مديريتي او يافت كه به دليل سادگي و پاكي به مرز فطرت آدميان نزديك است و هنر او در به كارگيري و پياده سازي اين مفاهيم در عرصه عمل نهفته است؛ مفاهيمي همچون تبعيت از قوانين طبيعي، توجه به خردجمعي، مشاركت ايده‌ها، اعتماد به كاركنان، تمركز بر نقاط قوت افراد، مشورت با كاركنان، فكر باز و آزاد و روح فروتني داشتن، جديت، انتقادپذيري، وظيفه‌شناسي، ارزش نهادن به كار و تلاش براي تعالي انسان. او اغلب به كاركنانش مي گفت وقتي مشتري مي‌پرسد شركت شما چه چيزي مي‌سازد آنان بايد جواب دهند شركت ماتسوشيتا الكتريك «انسان» مي‌سازد.
او به سبب داشتن انديشه هاي والا و آينده نگر، يك سال پس از جنگ جهاني دوم، در پاسخ به نقش تخريبي جنگ، موسسه PHP را در راه صلح و خوشبختي بشر بنيان نهاد و تا آخر عمر رياست آن را برعهده گرفت. در سال 1980 نيز با انگيزه تربيت رهبران براي حل مشكلاتي كه ژاپن با آن روبرو بود دانشكده حكومت و مديريت ماتسوشيتا را تأسيس كرد. در سال 1932 در سالگرد تأسيس شركت، ضمن برشمردن ماموريت شركت، يك برنامه بلندمدت 250 ساله را كه شامل 10 برنامه 25 ساله براي 10 نسل كاري بود اعلام داشت و مأموريت حقيقي شركت را توليد بي انتهاي كالا به فراواني آب آشاميدني و دراختيار گذاشتن آن براي مردم به ارزاني آب آشاميدني دانست. او معتقد بود از اين طريق فقر برچيده مي شود.

آينده
امروزه شركت صنايع الكتريكي ماتسوشيتا، عرضه كننده محصولات متنوع با نامهاي تجاري ناسيونال، پاناسونيك، تكنيكس و كواسار، پس از گذشت حدود يك قرن، با بيش از 300 هزار كارمند در بيش از 100 كشور جهان و فروش سالانه حدود 80 ميليارد دلار، از بزرگترين شركتهاي صنعتي و تجاري در سطح دنياست. با اينكه خود ماتسوشيتا، بنيانگذار شركت، با ديدي بسيار بلند، برنامه 250 ساله شركت را اعلام كرده بود، اما به صورت عملي، در سال 2006، چشم انداز سال 2010 شركت رسما اعلام شد.
هدف اين برنامه، ارتقاي سطح شركت و دستيابي به سريع‌ترين رشد درآمد در بين شركتهاي جهاني است. تمركز شركت بر آن است كه در بازارهاي مشخص هدف، به عنوان يك راهبر خلاق و نوآور مطرح باشد.

منابع
1 – www.mew.co.jp
2 – www.panasonic.co.jp
3 – www.panasonic.net
4 – www.Fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 14:31  توسط   | 

آنچه در تاريخچه شركتHP)هيولت – پكارد) ديده مي شود آن است كه همه چيز از يك رؤياي مشترك دو دانشجوي همكلاس و همدرس در دانشگاه استنفورد آغاز مي شود. همت و تلاش و سخت‌كوشي و درايت اين دو نفر، يعني ديويد پكارد و ويليام هيولت باعث مي شود كه سرمايه اوليه 538 دلاري شركت، اكنون پس از گذشت حدود 70 سال به نزديك 90 ميليارد دلار برسد و فعاليت شركت، بيش از 160 كشور را در حوزه جهاني دربرگيرد. تولد شركت HP با تولد دره سيليكون همراه شد، زيرا HP اولين شركت حوزه صنعت الكترونيك بود كه در منطقه كاليفرنيا تأسيس شد و سنگ‌بناي تأسيس و تكثير دهها و صدها شركت ديگر از اين نوع گذاشته شد. به همين جهت است كه گاراژ كوچك . محقري كه هيولت و پكارد اولين محصول توليدي شركت خود را در آنجا توليد كردند، اكنون نه تنها به عنوان نماد شركت HP، بلكه به عنوان خاستگاه و محل تولد دره سيليكون شناخته مي شود.
نزديك به هفت دهه سرگذشت HP، به خوبي بيانگر تطور و تكامل يك شركت عظيم و دربردارنده و نشان‌دهنده مسير تحولات فناوري در صنعت الكترونيك است. با وجود همه فراز ونشيب‌ها، اكنون HP پس از ادغام با شركت عظيم «كمپك»، به عنوان يك شركت جهاني و پيشرو در تحقيق و توسعه فناوري الكترونيكي، در بسياري حوزه‌هاي توليدي و خدماتي جايگاه برتر را داراست و شانه به شانه رقيب بزرگ خود، IBM حركت مي كند. حفظ اين دستاوردهاي بزرگ اينك به دوش مديرعامل جديد شركت، مارك هرد سنگيني مي كند و او را وادار به اعتراف مي كند كه كار سختي درپيش دارد.

تاريخچه
ويليام هيولت و ديويد پكارد دو دانشجوي مهندسي برق دانشگاه استنفورد، در سال 1934 فارغ التحصيل شدند. آنها در سالهاي آخر دانشگاه با يكديگر آشنا شدند و تحت سرپرستي پروفسور ترمن پروژه تحصيلي مشتركي را انجام مي دادند. همين پروژه كه اولين محصول شركت آنها را به دنبال داشت باعث شد در دو سه سال بعد از فراغت از تحصيل كه پكارد براي كار به جنرال الكتريك رفت و هيولت كارشناسي ارشد دانشگاه MIT را گرفت، آنها را به هم بپيوندد و با تشويق استاد مشترك خود، راه تأسيس شركت آنها را باز كند. هيولت و پكارد در سال 1939 شركت HP را تأسيس كردند. سرمايه آنها براي اين كار 538 دلار بود و محل فعاليت آنها گاراژي كوچك در كاليفرنيا، همان منطقه اي كه امروزه به عنوان دره سيليكون شناخته مي شود و نماد انقلاب الكترونيكي است. پيوند عميق اين دو دوست و همشاگردي به حدي بود كه در طي عمر طولاني شركت، با وجود آن كه يك بار هيولت سالها به دليل خدمت در ارتش از شركت دور شد و يك بار پكارد بنا به دعوت وزارت دفاع در سمت معاونت مشغول به كار شد، شركت به خوبي راه خود را طي كرد و به سرعت مراحل رشد و ترقي را پيمود. هيولت عمدتا بركارهاي فني و مهندسي و فناوري نظارت داشت و پكارد امور مربوط به نيروي انساني و مديريت را رهبري مي كرد. سبك مديريتي خاصي كه اين دو به كار گرفتند، به عنوان الگوي شركتهاي دره سيليكون مطرح شد و بسياري افراد موثر كه بعدها خود شركتهاي عظيم رايانه اي را رهبري كردند، در HP مشغول به كار شدند. سياست درهاي باز و توجه به منابع انساني و مديريت براساس حضور در محل انجام فعاليتها ازجمله نكات مديريتي بود كه در سبك رهبري HP تجلي يافته بود.
در ابتداي سال 1940 تعداد كاركنان شركت 3 نفر و درآمد آن 34 هزار دلار بود. 20 سال بعد تعداد كاركنان به 3021 نفر و درآمد شركت به 60 ميليون دلار رسيد. در اين مدت صدها حق ثبت اختراع ازسوي شركت به ثبت رسيد و صدها نوع محصول متنوع و مختلف ازجمله شمارنده هاي فركانس پرسرعت، اسيلوسكوپ و مانند آن به بازار عرضه شد. در سال 1959 با افتتاح دفتر شركت در ژنو سوئيس، مسير جهاني شدن براي شركت باز شد و چهار سال بعد، همكاري مشترك با ژاپني ها آغاز شد. اولين ماشين حساب علمي روميزي دنيا (HP35) درسال 1968 ابداع و به بازار ارائه شد. شش سال بعد نوع جيبي و برنامه‌خور آن (HP65) با قيمت 795 دلار و سه سال بعد نوع مچي ديجيتالي آن عرضه شد. اولين رايانه نيز در سال 1974 با چهاركيلو بايت RAM توسط شركت ابداع شد. سال 1977 درآمد شركت از مرز يك ميليارد دلار فراتر رفت، درحالي كه كاركنان آن بيش از 35 هزار نفر بودند. در اين سال كه هم هيولت و هم پكارد بازنشسته شدند و به عنوان مديران افتخاري در شركت فعاليت مي كردند. يانگ به عنوان مديرعامل به كار مشغول شد و تا سال 1992 در اين سمت باقي ماند. شركت، اولين رايانه شخصي، اولين رايانه دستي و اولين رايانه تماس دستي به ترتيب در سالهاي 1980، 1982و 1983 توسط شركت به بازار عرضه كرد و در سال 1984، HP، اولين چاپگر ليزري ابداع و به بازار مصرف روانه كرد. شركت تاكنون مقام اول را در توليد اين وسيله به خود اختصاص داده و تا سال 2005، 385 ميليون چاپگر به سراسر دنيا فروخته است. در سال 1988 شركت با 87 هزار نفر پرسنل و درآمد 8/9 ميليارد دلاري، در جايگاه 49 فهرست 500 شركت برتر فورچون قرار گرفت. از 1992 به مدت هفت سال لويس پلت مديريت عامل شركت را برعهده گرفت. سال 1995 ديويد پكارد كتاب «راه HP» را كه دربردارنده توضيح سبك مديريت شركت بود منتشر كرد و سال بعد درگذشت. در آستانه ورود به قرن بيست ويكم، تعداد كاركنان به 84400 نفر و درآمد به 42 ميليارد دلار رسيد. در اولين سال هزاره جديد خانم كارلي فيورينا رهبري شركت را دردست گرفت و دو سال بعد در يك اقدام متهورانه، طرح ادغام HP و شركت كمپك را به مرحله عمل رساند و شركت HP را با 141 هزار نفر پرسنل و درآمد 6/56 ميليارد دلاري در سال 2004 به مقام يازدهم در فهرست فورچون رساند. اين درحالي بود كه هيولت در سال 2001 درگذشت.
سال 2005 با بركناري فيورينا، مارك هرد به عنوان مديرعامل شركت HP منصوب و مشغول به كار شد، درحالي كه شركت 150 هزار نفر پرسنل و 80 ميليارد دلار درآمد داشت و محصول و خدمت خود را به بازاري با بيش از يك ميليارد مشتري در سراسر جهان و بيش از 160 كشور عرضه مي كرد.

ويژگي
امروزه و پس از ادغام HP وكمپك، شركت HP به عنوان رقيب سرسخت IBM، به عنوان دومين قطب عظيم صنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات درجهان مطرح است. HP به عنوان يك شركت جهاني كه كسب و كار در آن با بيش از 100 زبان دنيا انجام مي شود، مقام اول را در توليد و عرضه چاپگرهاي ليزري جوهرافشان و نيز عرضه سرورهاي مختلف و سيستم هاي حافظه رايانه و مقام دوم را در توليد رايانه هاي شخصي كيفي، روميزي و جيبي داراست. HP اولين شركت تأسيس شده در منطقه دره سيليكون است كه امروزه گاراژ توليد اولين اسيلوسكوپ شركت در سال 1938، نه تنها به عنوان نماد شركت بلكه به عنوان نماد توليد دره سيليكون به عنوان قطب صنعت الكترونيك آمريكا و دنيا شناخته مي شود. بسياري از شركتهاي بزرگ الكترونيك كه بعدها در دره سيليكون تشكيل شدند متأثر از سبك مديريتي شركت HP بودند. اين سبك خاص مديريتي كه در ابتدا به عنوان «گاراژ» شهرت داشت، با عرضه كتاب «راه HP» توسط پكارد، امروزه به عنوان «راه HP» شناخته مي شود.

چشم انداز
چشم انداز شركت HP عبارت است از: «يك شركت برتر الكتروني با روحي درخشان براي رهبري در عصر اينترنت». آنچه زيربناي اين چشم انداز را تشكيل مي دهد، توجه به تنوع، خلاقيت و نوآوري است.

فرهنگ و ارزشهاي سازماني
فرهنگ و ارزشهاي سازماني شركت در «راه HP» متجلي شده است. بنيان اين راه عبارت است از:
-
اعمال مديريت ازطريق حضور مستمر در محل انجام فعاليتها و نظارت بر آنها.
-
توجه و تمركز بر رضايت كاركنان به عنوان منبع موفقيت شركت.
-
وجود ارتباط باز بين مديران و كاركنان.
ارزشهاي شركت HP عبارت است از:
-
شور واشتياق نسبت به مشتري: در هر كاري كه ما انجام مي دهيم، مشتري را در رأس مي نشانيم.
-
اعتماد و احترام به افراد: ما با يكديگر كار مي كنيم تا فرهنگي اعتمادساز، احترام آفرين و بزرگ براي همه بيافرينيم.
-
مشاركت: ما در هر كاري به دنبال تعالي هستيم. مشاركت تك‌تك افراد، كليد موفقيت ماست.
-
به دست آوردن نتايج ازطريق كارتيمي: مشاركت ما بسيار تاثيرگذار است. ما همواره به دنبال يافتن راههاي بهتر براي ارائه خدمت به مشتريانمان هستيم.
-
سرعت و چابكي: ما مبتكر، ماهر و منعطف هستيم و سريع‌تر از رقبايمان به نتايج مي رسيم.
-
نوآوري معنادار: ما شركتي مبتني بر فناوري هستيم كه چيزهاي مهم و مفيد ابداع مي كنند.
-
درستي و امانتداري: ما يكرنگ، روراست و صريح هستيم.

تحقيق و توسعه
HP
يك شركت جهاني مبتني بر فناوري است. اين ويژگي از همان زمان تأسيس شركت وجود داشته است. تا سال 2005 بيش از 30 هزار اختراع توسط شركت به ثبت رسيده است. تنوع خيره كننده محصولات وخدمات شركت گوياي اين واقعيت است. همين مسأله باعث شده كه در حوزه هاي توليد چاپگر و تجهيزات تصويربرداري، سرورها و حافظه ها، شركت مقام اول را دارا باشد. حوزه‌هاي فعاليت شركت، عمدتا سيستم‌هاي رايانه شخصي (31 درصد)، چاپگر و تصويربرداري (29 درصد)، حافظه ها (19 درصد)، خدمات (18 درصد)، خدمات مالي (دو درصد) و نرم افزار (يك درصد) را دربرمي گيرد.

فروش
درحالي كه در اولين سال هزاره جديد درآمد شركت 2/45 ميليارد دلار و سود خالص آن 4/1 ميليارد دلار بود، سال 2005، شركت با فروش 7/86 ميليارد دلار و سود خالص 4/2 ميليارد دلار به مقام 33 در فهرست 500 شركت برتر مجله فورچون دست يافت. تنها در سال 2005، بيش از 50 ميليون چاپگر و 30 ميليون رايانه فروخته و دو ميليون خدمات استاندارد صنعتي ارائه شد.

مديرعامل
ويليام هيولت يكي از بنيانگذاران شركت معتقد بود «حركت ما از يك گاراژ كوچك تا يك شركت رايانه اي، يك راه روشن نبود». او همواره تاكيد مي كرد كه «شما بايد براي كاركنانتان محيطي فراهم آوريد كه كاركردن را دوست داشته باشند. كاركنان را تيمي بارآوريد، در اين صورت شانس موفقيت شركت بالاست. براي اينكه كاركنان به مسير كار تيمي درآيند بايد به آنها نشان دهيد كه شما از آنها مراقبت مي كنيد». همين ديدگاهها سبب شد كه HP جزء اولين شركتهايي باشد كه بيمه همگاني كاركنان و شراكت آنها را در سود كارخانه، انجام داد و تقسيم ساعات كاري شناور را به كار گرفت. هيولت و پكارد مي دانستند كه راز حقيقي موفقيت آنها نه در طرحها و محصولات و برنامه‌هايشان، بلكه در كاركنانشان بود. آنها فهميدند كه اگر شما كاركنان را باور كنيد و به اميدشان باور داشته باشيد و در رؤياهايشان مشاركت كنيد و بگذاريد به طور كامل از استعدادهايشان استفاده كنند، آنها مي توانند كارهاي بزرگي انجام دهند. اين همواره همان راز «راه HP» بوده و خواهدبود. ويژگي راه HP، نوآوري، صداقت، درستي و احترام است. به تعبير خانم كارلي فيورينا مديرعامل قبلي شركت، آن دو تنها با 538 دلار و يك «رؤيا» شروع كردند تا جهان را تغيير دهند و اين كار را كردند. در سال 1940 كه هيچكس كارخانه الكترونيك ايجاد نكرده بود، آنها ايجاد كردند. در سال 1943 دستگاههاي فركانسي ساختند درحالي كه تجربه قبلي روي آن نداشتند. در سال 1972 كه هيچ كس تصور وجود يك ماشين قابل حمل نمي كرد كه بتواند معادلات رياضي پيچيده را انجام دهد (ماشين حساب)، آنها جيبي آن را ساختند. در سال 1984 كه خواندن و نگهداري مدارك مشكل بود چاپگرهاي عالي ساختند. آنها با نوآوري پيش رفتند.
زماني كه او طرح متهورانه ادغام با شركت كمپك را مطرح ساخت، در دفاع از آن گفت: ما بايد آينده را بسازيم. ميراثي كه به ما رسيده مبتني بر نوآوري و ارزشهايي است كه بهاي آن ابدي است. ما نمي توانيم شركت را در جاي خود نگه داريم. ما بايد با شهامت و تدبير شركت را به پيش ببريم. اگر به جاي فكر بهبود، درصدد توجيه و دفاع از عملكرد خود برآييد، اين آغاز مراحل شكست شماست. به تعبير ديويد پكارد: اگر ما در حوزه فناوري‌هايي كه سريع تغيير مي كند وارد شويم براي آنكه ثابت باقي بمانيم، باخته ايم. خانم فيورينا درمدت تصدي مديرعاملي شركت، علاوه بر اين كار بنياني، همواره از رنسانس ديجيتالي سخن گفت كه در آن كسب وكارها بايد فناوري‌هايي عرضه كنند و خدمات الكترونيكي ارائه نمايند و زيرساختهاي اينترنتي هميشه فعال، فراهم آورند تا اين شبكه‌ها درخدمت انسانها باشد. درهرجا و درهر موقع، حتي درحالت حركت. او اين انقلاب «در حركت» را در حوزه هاي اينترنت، تجارت الكترونيكي و خدمات الكترونيكي مطرح مي كرد كه ساختاري از شبكه را مي گشايد كه در آن كسب و كار سيال‌تر و انعطاف پذيرتر است. او معتقد بود زيرساختهاي مبتني بر اينترنت مثل آب و هوا بايد در دسترس باشند.
مديرعامل جديد شركت كه به تازگي اين مسئوليت را عهده دار شده است، مارك هرد 49 ساله است. او قبلا 25 سال در شركت NCR به كار مشغول بود و در چند سال آخر مديرعامل شركت بود. مارك هرد بر سرمايه گذاري در تحقيق و توسعه در سه زمينه ارتباطات در حركت (MOBILE)، انتقال از چاپگرها و تصويربرداري آنالوگ به ديجيتال در بازارهاي شخصي و صنعتي و تجاري و نيز نسل نوين خدمات ومعماري مراكز اطلاعات شركتها تاكيد دارد. او معتقد است پيروزي در بازار تنها به نتايج برنمي‌گردد بلكه چگونگي دست يافتن به آن نتايج نيز مهم است. هرو بر اين باور است كه بايد به سمت فرهنگ عمل كردن و پاسخگو بودن حركت كرد. بايد اخلاق در هر تصميم و عمل فردي با ديگران حضور داشته باشد.
او مي گويد در يك شركت موفق، اخلاق و قانونمداري يك بخش اساسي از فرهنگ كاري است. به همين دليل او كسب و كار غيراخلاقي و غيرقانوني را در HP برنمي‌تابد و در آن مسامحه روا نمي دارد. او معتقد است كار سختي پيش‌رو دارد.

منابع
www.HP.com
www.fortune.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 13:4  توسط   |