|
|
|
|
|
دوستان سلام خسته نباشید
امشب منتظر یه کودتا توی صفحه اول باشید فعلا
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 20:2 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
مطالبی که می خونین پرونده ای است در مورد : بهبود مستمر و کایزن
KAIZEN
CONTINOUS IMPROVEMENT
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:0 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 17:59 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
يه اسلايد عالي در مورد كايزن!براي دانلود فايل روي لينك زير كليك كنيد: يه قسمتي از اين اسلايد كه به نظرم جالب اومد: پیام استراتژی کایزن در این جمله خلاصه میشود که حتی یک روز را نباید بدون ایجاد نوعی بهبود در یکی از بخشهای سازمان یا شرکت سپری نمود. یاد فرمایش پیامبر اکرم (ص) افتادم که فرموده اند "مسلمانی که دو روزش برابر باشد مغبون است". چنین فرمایشی در آن زمان واقعا دلیل بر سطح فکر بالای پیغمبرمان دارد توضيح: اين اسلايد توسط ميلاد الياسي دوست و همكلاسي عزيزم طراحي شده است. منبع: وبلاگ بچه هاي توليد دانشگاه تبريز
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 17:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
کایزن چیست ؟ کایزن در ژاپن به دنبال جنگ جهانی دوم ایجاد شد . لغت کایزن به معنای بهبود مستمر است و تشکیل شده است از دو کلمه ژاپنی : KAI به معنای تغییر و ZEN به معنای خوب . البته در یکی از مقالات کای به معنی مدرسه و ZEN به معنی خرد بیان شده بود . در دایره المعارف ویکی پدیا هم درباره واژه ZEN آمده است : "واژه ZEN در کایزن بر مفهوم "یادگیری بوسیه انجام دادن (learn-by-doing)" تاکید دارد. این تعبیر با برنامه های بهبود " دستور و کنترل (command-and-control)" متمایز است که در میانه قرن بیستم مطرح بودند . " کایزن یکی از آموزه های مذهب شینتو می باشد که مفهوم آن بهبود مستمر نسبت به وضعیت قبلی است. مشابه این دیدگاه در دین اسلام نیز وجود دارد به گونه ای که حتی در برخی احادیث وارده تاکید فراوانی در عدم شباهت و یکسانی دو روز از زندگی و کار هر مسلمان شده است . کایزن سیستمی است که همه کارکنان را شامل می شود : از مدیریت ارشد تا کارگران نظافتی .هرشخص تشویق می شود برای ارائه پیشنهادات بهبود به طور منظم . این رویداد سالانه ، ماهانه نیست بلکه فرایندی مداوم است . در شرکتهای ژاپنی ، به عنوان مثال تویوتا و کنان (CANON) هر کارگر در سال 60 تا 70 پیشنهاد ارائه می دهد و به کار می بندد . در بسیاری از نمونه ها این پیشنهادات موجب تغییرات اساسی نمی شوند .اساس کایزن بر بهبود همیشگی طبق یک روند منظم است . که معمولا موجب ارتقای بهره وری ، ایمنی و اثربخشی و کاهش اتلاف می شود . پیشنهادات فقط محدود به یک حیطه خاص مانند تولید یا بازاریابی نمی شوند .کایزن بر این پایه است که تغییرات در هر جا امکان دارد اعمال شوند . فلسفه کایزن عبارتست از: "DO IT BETTRE , MAKE IT BETTER , IMPROVE IT EVEN IT AIN'T BROKE , BECAUSE IF WE DON'T , WE CAN'T COMPETE WITH THOSE WHO DO " اما فلسفه غربی درمورد بهبود را می توان در جمله زیر خلاصه نمود : "IF IT AIN'T BROKE , DON ' T FIX IT" بنابراین بنا به فلسفه کایزن هر چیزی حتی اگر خراب نباشد قابل بهبود است و یا در تعبیری دیگر : "بهبود پایان ندارد" کایزن تفکری است که علاوه بر کسب و کار در فرهنگ ژاپنی نیز وجود دارد . کایزن حتی فعالیت های اجتماعی را نیز در بر میگیرد. کایزن مفهومی است که در تمام جنبه های زندگی یک فرد می تواند به کار گرفته شود . در حیطه کسب وکار ، کایزن ابزارها و عناصر متعددی را به کار می گیرد . دوایر کیفیت ، کانبان ، نظام پیشنهادات ، 5S از جمله عناصری هستند که در سیستم کایزن وجود دارند . کایزن درابتدا استاندارد هایی را برقرار می کند و سپس بهبود مداوم این استانداردها را دنبال می کند . کایزن همچنین باید آموزش ، امکانات ، مواد و نظارت مورد نیاز برای هر شخص را نیز فراهم نماید تا وی بتواند علاوه بر رسیدن به توانایی ارائه پیشنهاد ، قابلیت و امکان پیاده سازی پیشنهادات را داشته باشد به تعبیر ساده تر باید پشتیبانی های لازم را بوجود اورد. مترجم :مهدی محمدزاده
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 5:43 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
بهبود پیوسته کل یک جریان ارزش یا یک فرایند منفرد برای افرینش هرچه بهتر ارزش وکاهش هرچه ممکن اتلاف . دو سطح متفاوت کایزن وجوددارد : 1- کایزن سیستم که بربهبود کل جریان تولید تاکید دارد . این کایزنی است برای مدیران 2- کایزن فرایند که بربهبود فرایندهای منفرد متمرکز است . این کایزنی است برای گروه های کاری و رهبران گروه کایکائو : بهبود انقلابی و رادیکال برای افرینش هر چه سریعتر ارزش و کاهش هر چه بیشتر اتلاف یک نمونه از کایکائو جابه جایی و بازارایی ماشین الات و تاسیسات تولیدی در یک پایان هفته است . گاه گاه در مقایسه به کایزن تدریجی تر یا کایزن گام به گام ، به کایکائو کایزن سریع نیز گفته میشود . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:49 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
پیرو تفاوت فلسفه بهبود در فرهنگهای ژاپنی و فرهنگ غرب بدنیست بدانید که : TO THE FRENCH QUALITY MEANS ELEGANCE AND DELUXE TO THE GERMAN IT MEANS ENGINEERIN EXCELLENCE TO THE AMERICAN IT MEANS THAT ANY WAY IT WORKS TO THE
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:48 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
لغت "Gai San" در چینی معادل کلمه کایزن در ژاپنی است . Gai به اقدام به اصلاح و San کلمه ای است که داری ریشه بودایی است . این واژه در فلسفه بودایی نشان دهنده سودی است که به جامعه رسانده می شود نه به یک شخص خاص . به عبارت دیگر لغت San به معنای عملی است که به طور صحیح به سایرین سود برساند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:46 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
کایزن تمام افراد را در ایجاد تغییر در گیر می کند که در اغلب موارد تغییرات جزئی و پیوسته هستند . کایزن ریشه مشکلات را تعیین نموده و در مبدا ان ها را حل می نماید و سپس استاندارها را تغییر می دهد تا اطمینان یابد که مشکل حل شده باقی می ماند . تویوتا به عنوان یکی از شرکتهای پیشرو در عرصه تفکر کایزنی شناخته شده است . در یکی از کارخانه های ان در آمریکا درسال 1999، بیش از 75.000 پیشنهاد توسط 7.000 شاغلین ان ارائه شده بود که بیش از 99 درصد از انها پیاده شده بود . این بهبود های کوجک اما پیوسته منجر به منافع زیادی میشوند . از جمله نتایج انها به طور کلی می توان به بهبود بهره وری ، بهبود کیفیت ، ایمنی بیشتر ، تحویل سریعتر محصول ، هزینه های کمتر ، رضایت روز افزون مشتریان را نام برد . اما فراتر از همه این موارد ، در شرکتهایی که تفکر کایزنی دارند کارگران علاقه بیشتری به کار داشته و کار برای انها جذابتر و رضایت شغلی انها بیشتر است که بواسطه تعامل و درگیری مستقیم انها در پروژه های بهبود است . این مشارکت علاوه بر بهبود روحیه کار گروهی ، نوعی توان بخشی به انها محسوب شده و نسبت به کارگر خود احساس مسئولیت بیشتر و در نتیجه ارتقای کیفیت کاری می شود . کایزن موجب نتایج فوری می شود . به جای تمرکز بر بهبود های عظیم و سرمایه بر کایزن بر حل خلاقانه تعداد زیادی از مشکلات کوچک تاکید دارد .اگرچه بهبود های ناپیوسته و عظیم نیز باید وجود داشته باشند و گاهی کایزن نیز موجب به راه افتادن چنین تغییراتی می شود اما قدرت واقعی کایزن عبارتست از یک فرایند رو به جلو از ایجاد بهبود های کوچک و مداوم . بنابراین کایزن بیشتر متکی بر راه حل های خلاقانه است که عموما سرمایه کمی هم نیاز دارند .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:46 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
مدیریت دارای جزء اساسی است : 1- نگهداری 2- بهبود هدف از نگهداری عبارتست از حفظ استانداردهای تکنولوژیکی ، مدیریتی ، و عملیاتی فعلی . کارکرد بهبود نیز ارتقای استانداردهای فعلی است . تحت عملکرد نگهداری ، مدیریت باید در ابتدا خط مشی ، سیاست ها ، قوانین ، دستورالعمل ها و رویه های کاری را تکمیل کرده و سپس اطمینان یابد که همه کارکنان ازرویه های کاری استاندارد پیروی می کنند . تحت عملکرد بهبود ، مدیریت مداوما متوجه بازبینی و تغییراستانداردهای ثبت شده فعلی و تکمیل و ثبت استانداردهای جدید است . بهبود می تواند به دو دسته تقسیم شود : نواوری و کایزن نواوری تحت عنوان یک بهبود رادیکال و جهش از فرایندهای فعلی محسوب می شود و احتیاج به سرمایه گذاری بالا دارد. کایزن نیز همانطور که اشاره شد نماینده بهبود مداومی است که از کنارهم گذاشتن تلاشهای کارگران برای تعداد زیادی از تغییرات کوچک حاصل می شود . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:45 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
یوشیدا : "در اواخر 1960 ، در شرکت نیسان موتور هنگامی که به دنبال راه اندازی دوایر کیفیت بودم با مشکلات متعددی روبرو بودم به این خاطر که مدیر کارخانه به توانایی کارگران خطوط مقدم تولید در حل مشکلاتشان اعتقا نداشت . انها معتقدبودند که کارگران به چنین فعالیت هایی علاقمند نیستند . از دید انها کارگران به عنوان " دستها " دیده می شدند و نه " مغز " ، به همین دلیل بود که کارگران به خوبی هم اموزش ندیده بودند. در 1974 زمانی که مدیرتولید یک کارخانه مونتاژ ماشین مسافرتی بودم در بخش من به تنهایی 50 دایره کیفت شامل 850 کارگر خطوط تولید بودند که حدود 198 پروژه را برای حل مشکلات در سه ماه تمام کرده بودند . من این پروژه ها را به 6 سرپرست و 36 سرکارگر نشان دادم و پرسیدم که چند تا از این مشکلات را پیش از این میشناختند ؟پاسخ انها متفاوت بود . سرکارگر ها 79 درصد انها را می دانستند و سرپرست ها فقط 7 درصد و مدیران تنها با 4 درصد مشکلات اشنا بودند . نکته جالبتر این بود که هیچکدام از اینها مشکلات را حل نکرده بودند بلکه کارگران خطوط تولید بودند که راه حل ها را پیدا کرده بودند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:40 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
در بسیاری از کمپانیهای امریکایی پیاده سازی کایزن شامل تغییر اساسی در فرهنگ سازمانی می شود . بینش و تفکر شاغلین – از مدیریت ارشد تا پایین ترین سطح کارکنان باید تغییر یابد . کایزن باید فرایندی باشد که همه کارکنان انجام می دهند به این خاطر که ان را می خواهند ، و به این خاطر که می دانند و اعتقاد دارند برای خودشان و کارخانه سود مند است . ودر نتیجه روشن می شود که به عنوان مثال اگر مدیریت در پیاده سازی کایزن متعهد و مشتاق نباشد ، کایزن عملا شکست خورده است . اموزش و ارتباط با کارکنان نیز امری بسیار مهم است .همچنین درگیری مستقیم مدیریت نیز امری حیاتی است . به عنوان مثال یک مدیر یک هفته را در کف کارخانه سپری می کند و با کارکنان همکاری می کند و انها را تشویق می نماید تا پیشنهاداتی را که موجب ارتقای وضعیت هستند مطرح کنند . به اصلاح از برج عاج خویش بیرون امده و به گمبا وارد شود . گمبا در قسمتهای بعدی شرح داده شده است . همچنین باید مدیریت این اطمینان را ایجاد نماید که پیشنهادات کارکنان به سرعت عملی می شود . پیشنهادات نباید ماه اینده یا هفته اینده به کار گرفته شوند بلکه باید همان روز پیاده شوند . همچنین باید کارکنان از انچه با پیشنهاداتشان صورت میگیرد مطلع باشند . نباید پیشنهادات را در سیاهچال مدیریت زندانی نمود . برای اغاز کایزن استفاده از مشاوران و متخصصین می تواند مفید باشد . علاوه بر تجربه انها ممکن است مشکلاتی را ببینند که کارگران بواسطه تکرار ، نمی توانند انهارا ببینند . یک مشکل مهم در راه کایزن نگاه برخی شرکتها به مشکلات است . این شرکتها مشکلات را ناشی از کوتاهی و سهل انگاری و به عنوان یک نکته منفی می بینند و در نتیجه این ذهنیت وجود دارد که برای کارگری که در ارتباط با ان مشکل است تبعات منفی مثل کاهش دستمزد و جریمه ها و .... بوجود اید . اما از دید کایزن ، مشکلات تنها فرصتهایی هستند که برای بهبود در اختیار کارکنان است . در کایزن همه به دنبال یافتن ، گزارش و حل و اصلاح مشکل هستند. برای تشویق ارائه پیشنهادات ، بخشی از ارزیابی سرپرست ها باید براساس تعداد پیشنهادهای مطرح شده در حوزه تحت نظارت انها باشد. نکته مهم اینست که نباید کارکنان را به طور مستقیم (غیر از سرپرست ها و مدیران )را بر اساس تعداد پیشنهاد هایی که مطرح می کنند ارزیابی نمود ، بلکه باید مدیران و سرپرستان را بر این اساس ارزیابی نمود چرا که معیاری است که نشان می دهد انها چگونه کارکنان تحت نظارت خورد را برای مشارکت فعالانه در کایزن رهبری می کنند . مدیران باید از متدهایی برای کمک به خلق پیشنهادات و افزایش تعداد انها استفاده نمایند . از جمله این متدها می توان به چرخه کایزن اشاره نمود و یا ابزارهایی چون طوفان مغزی . یک ابزار بسیار مهم و کاربرردی دیگر در شناسایی فرصت های بهبود نقشه برداری جریان ارزش است . هر سه مورد در قسمتهای پایین تر شرح داده شده اند . در پایان به یاد داشته باشید که کایزن درباره عمل کردن است . عمل کردن برای ایجاد پیشنهادات و عمل فوری برای پیاده سازی این پیشنهادات |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:39 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
گمبای ژاپنی به معنای محل واقعی انجام کارهاست که اصطلاحا برای کارگاه تولید و یاهر محلی به کار می رود که عملا کارهای ارزش افرین در ان انجام می شود . این اصطلاح معمولابراین امر تاکید دارد که بهبود واقعی فقط با تمرکز بر کارگاه و ازطریق مشاهده مستقیم شرایطی به دست می اید که کارها در ان انجام می شود. ماساکی ایمایی یکی از محققین معروف کایزن گمباکایزن را روشی مبتنی بر عقل سلیم می داند.
اولین چیزی که برای بهبود باید شما انجام دهید رفتن به گمبا است . یوشیدا پیچیدگی طرح ها در ارتباط مستقیم با فاصله از گمبا است.یوشیدا |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:38 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
رقابت و تلاش برای بهتر بودن ، و بهتر زیستن پیشینه ای به اندازه تاریخ دارد. · نخست روشهای بهینه سازی ریاضی که مبتنی بر آمار و پژوهش عملیاتی (OR) هستند. · دوم روشهای هیوریستیک (Heuristic) یا نوآورانه. روشهای مدیریت ژاپنی اعم از نظام پنج اس (5S) یا کایزن - کانبان و غیره همگی را میتوان در دسته دوم جای داد. روشهای هیوریستیک همگی بر اساس تجربه و مشاهده های مستقیم و اغلب با سعی و خطا پایه ریزی شده اند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:35 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
يك راه براي افزايش سطح درگيري كاركنان عبارتست از پياده سازي چرخه كایزن كه در آن گروههاي 6تا8 نفره كارگران در حدود يك ساعت در هر هفته درطول يك بازه زماني ملاقات كرده و راه هاي بهبود را بررسي مي نمايند و در پايان اين بازه زماني ، پيشنهادات خود را به مديرانشان ارئه مي كنند. در اين حالت ، تعامل و ارتباط فعالانه مديران نكته اساسي در موفقيت چرخه کایزن خواهد بود . از ابزارهای مورد استفاده در کارگاه های کایزن طوفان مغزی است . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:32 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
طوفان فکری : توفان فکری یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات هم فکری و مشاوره بوده و کاربردی جهانی دارد . این روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی گردید . موفقیت این روش در کمک به حل مسائل ان چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارامد شناخته شد . تعریف فرهنگ لغت وبستر : (( تکنیک برگزاری یک کنفرانس که در ان سعی گروه براینست تا راه حل مشخصی را بیابد )) قواعد توفان فکری : اسبورن عنوان می کند : ((پیشنهاد ایجاد شده در ذهن یک فرد عادی در گروه ، دو برابر پیشنهاد ایجادش ده در حالت انفرادی است )) . در صورتی که قواعدی برای جلسات توفان فکری مشخص و رعایت گردد این روش بسیار کارامد تر خواهد بود . توفان فکری بر 2 اصل و 4 قاعده استوار است . اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است . تنوع نظرات آن بخش از مغز را که به خلاقیت مرتبط است فعال تر می کند تا بر تفکر قضاوتی خود فائق اید . تفکر قضاوتی به معنای ارزیابی ها و نظرات تکمیلی نسبت به مطلبی مطرح شده است . به این منظور پس از انکه پیشنهادات مطرح شد بررسی و ارزیابی پیشنهادات صورت می گیرد . اصل دوم کمیت ، فزاینده کیفیت است . یعنی هر چه تعداد راه حل ها بیشتر شود ، احتمال رسیدن به یک راه حل بهتر افزایش می یابد . چهار قاعده اساسی توفان فکری : 1-انتقاد ممنوع : این مهمترین قاعده است و لازم است تمام اعضا به ان توجه کرده و بررسی و ارزیابی پیشنهادات را به اخر جلسه موکول کنند . ضمن اینکه ملاحظه تبعیض امیز پیشنهادات نیز ممنوع است . 2- اظهار نظر ازاد و بی واسطه : این قاعده برای جرات بخشیدن به شرکت کنندگان برای اظهار نظراتی است که به ذهن انها خطور می کند . هرچه پیشنهادات جسورانه تر باشند نشانه اجرای موفق تر جلسه است . 3-تاکید بر کمیت : هرچه تعداد نظرات بیشتر باشد احتمال وجود پیشنهادات مفید و کارسازتر بیشتر است . موفقیت روش توفان فکری با تعداد پیشنهادات مطرح شده در جلسات رابطه مستقیم دارد . 4-تلفیق و بهبود پیشنهادات : اعضا می توانند علاوه بر ارائه پیشنهاد ، پیشنهاد خود را بهبود دهند . انها همچنین می توانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد دیگر تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری بدست اورند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:30 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
یوشیدا :((چند وقت پیش من گروهی از مدیران جنوب شرقی اسیا را ملاقات کردم ، انها مدعی بودند که دیگر ژاپن برا یانها یک الگو محسوب نمی شود چرا که کره ای ها در زمانی کوتاه تر ازژاپن توانسته اند به یک کشور سنعتی تبدیل شوند و از این پس کره الگوی انها خواهد بود . انها نمی دانسند که چه تعداد از مشاوران ژاپنی در صنایع کره مشغول به کار هستند تا کایزن را در انجا پیاده سازی کنند . )) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:28 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
نظام پیشنهادات : سبک امریکایی در برابر نمونه ژاپنی : سیستم نظام پیشنهادات امریکایی پگیر منافع اقتصادی پیشنهادات از طریق ایجاد مشوق های اقتصادی است و نظام پیشنهادات ژاپنی به دنبال ایجاد منافع روحی محرک برای کارکنان از طریق مشارکت مثبت و فراگیرکارکنان است
سه مرحله نظام پیشنهادات : 1-تشویق و تشجیع : در این مرحله مدیریت باید تمام تلاش خود را در جهت کمک به کارکنان برای ارائه پیشنهادات بنماید . این مرحله موجب می شود تا کارکنان به نوعی دیگر و با دقت بیشتر به وظایف خود نگاه کنند. 2- آموزش : در این مرحله ، باید به دنبال توسعه مهارتی و اموزش کارکنان باشد تا پیشنهادات بهتری ارائه نمایند . به عنوان مثال انها باید بتوانند بهتر مسائل و مشکلات را تحلیل نمایند . 3- کارایی : در مرحله سوم بعد از اینکه کارکنان علاقه مند شدند و اموز ش دیدند سازمان باید به دنبال منافع اقتصادی پیشنهادات باشد . سه مرحله فوق همچنین تاکیدی بر صرف زمان جهت جاافتادن سیستم شینهادات دارند . موضوعات اصلی پیشنهادات : 1- بهبود در کار خود 2- صرفه جویی در انرژی ، مواد و سایر منابع 3- بهبود در شرایط و محیط کار 4- بهبود در ماشینها و فرایندها 5- بهبود در ابزارالات و قیدها 6- بهبود در دفترکار 7- بهبود در کیفیت محصول 8- ایده ها برای محصولات جدید 9- خدمات به مشتریان و روابط با مشتری 10- سایر موارد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:26 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
یوشیدا : "یک قدم رو به جلو که توسط یک صد نفر برداشته میشود بسیار مهم تر و باارزش تر است از صد قدم رو به جلو که توسط یک نفر برداشته می شود . امروزه ما احتیاج به قهرمان نداریم " |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:23 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
کایزن سریع و اسان ، مینی کایزن (MINI KAIZEN , QUICK AND EASY KAIZEN) این کایزن بر این اصل استوار است که هر شخص بهترین متخصص در کار خود است .بنابراین هر فرد را برای پیاده سازی بهبودهاای کوچک در حوزه توانایی و کاری خویش تشویق مینماید .پس از مدتی ، تعداد زیادی از این بهبودهای کوچک تاثیر چشمگیری خواهند داشت . بهبود های کوچکتر اسانتر و سریعتر هستند . ریسک انها نیز پایین تر می باشد چرا که علاوه بر هزینه ناچیز ، اثرگذاری انها هم کم است و رفع اثر انها بسادگی ممکن است . الیته باید توجه داشت عموما روی هم رفته اثر این بهبود های کوچک بیشتر از بهبود بزرگ می باشد . مشخصه های اصلی مینی کایزن عبارتند از : 1- تغییر همیشگی در متدهای کاری 2- جریان مداوم ایده ها 3- پیاده سازی سریع و محلی 4- فرایند اسان و فوری رویداد کایزن یا حمله کایزنی (KAIZEN BLITZ , KAIZEN EVENT) عبارتست از بک پروژه متمرکز و کوتاه مدت برای بهبود یک فرایند . عمده اهداف یک رویداد کایزنی عبارتند از : 1-استقرار سلول های کاری 2-کاهش زمان اماده سازی 3-5S مراحل آن شامل اموزش و سپس انالیز و برنامه ریزی ، اصلاح یابازسازی و استاندارد سازی ان میشود . یک روبداد کایزنی 2-10 روز طول می کشد . به منابعی چون مهندسین و واحد نت نیز نیاز داد . کارکنان نیز بخشی از ان هستند . برای هماهنگی کردن امور معمولا از مشا.ورین بیرونی هم استفاده می شود.اجرای رویداد هیجان انگیز بوده و دارای نتایج سریع و اشکار و واضح می باشد که موجب رضایت کارکنان و گروه می شود . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:20 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:15 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
1- DON'T SAY WHY IT CAN'T BE DONE ---- THINK OF HOW TO DO IT ! 2- DON'T BLAME 3-DO IT NOW , RIGHT AWAY ! 4- PROBLEMS GENERATE NEW IDEAS 5-DONT AIM FOR PERFECTION , 60 % IS SUFFICIENT 6-DON'T COMPLAIN OR CRITICIZE BEFORE YOU HAVE TRIED 7-CONCENTRATE ON VALUE ADDING ACTIVITIS ONLY 8-TIME IS ONLY A SHODOW OF MOVEMENT 9-DON'T SPEND MONEY , JUST USE WISDOM 10-KAIZEN IS INFINITE |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:13 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
یک چرخه بهبود مبتنی بر روش علمی پیشن چون این مفهوم در دهه 1950 توسط دمینگ در ژاپن ارائه شد به چرخه دمینگ نیز معروف است . چرخه PDCA شامل چهار مرحله زیر است : برنامه : تعیین اهداف یک فرایند و تعیین روش های رسیدن به اهداف و احیانا تغییرات لازم اجرا : انجام این تغییرات . ممکن است شامل انجام کارهای اموزشی و پرورشی لازم و همچنین انجام امور پیاده سازی شود . بررسی : ارزیابی نتایج حاصل از پیاده سازی عمل : استاندارد کردن و پایدار کردن تغییرات انجام شده یا شروع دوباره چرخه با توجه به نتایج چرخه PDCA در تویوتا هم استفاده می شود اما با اصطلاحات کمی متفاوت 1- وضعیت را از نزدیک بررسی کنید یا بروی ببینید 2- برنامه : تعیین اهداف ، زمان رسیدن به اهداف و تعیین مسئولیت ها و تعیین شاخص های عملکرد 3- کوشش : انجام امور پیاده سازی 4- بازخور : بررسی نتایج حاصل از پیاده سازی 5- استاندارد کردن : تثبیت فعالیت های کارا
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:11 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
از یک وبلاگ :http://mybeliefs.blogfa.com ما برآنیم تا کاری کنیم که کارکنان ما نقاط قوت و ضعف رقبا را بدانند. مصاحبه : کریس تیرنی / برگردان : سعید پوردلیر رهبران کمک می کنند تا ارزشها و نقاط مثبت سیستم تولید تویوتا زنده و کارآمد بماند. این سخن سیزو اوکاموتو مدیر کل شرکت توبوتا در پرینستون (ایالت ایندیانا) است. پرسش: گفته میشود وی آموزگار بسیار سختگیری است. پرسش : مشکلترین جنبه رسیدن به سیستم تولید تویوتا چیست ؟ پرسش : چگونه اعضای تیم را به تکاپو وامیدارید ؟ پرسش : آیا آموزش نظام تولید تویوتا به اعضای آمریکایی تیم با آموزش آن به ژاپنی ها متفاوت است ؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:5 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
از وبلاگ : http://iso9000-2000.blogfa.com من كايزن را به طور متفاوت شامل اختراع روشها يا عقايد جديد منحصر به فرد براي انجام كارها مي دانم. البته توسعه عقايد به وسيله گروهها در ژاپن و هرجاي ديگر، كايزن ناميده مي شود، اما من آن را فعاليتهاي گروهي كوچك مي نامم و به منظور متمايز ساختن تغييرات عمده در سطح سازمان از كايزن در سطوح منحصر به فرد، به آنها نوآوري نسبت مي دهم.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 4:0 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
انواع اتلاف به طور كلي هفت نوع اصلي اتلاف(در زبان ژاپنی "مودا") در سيستم توليد تويوتا مشخص شده بود كه شامل موارد زير ميباشد. (اين ليست توسط محققاني كه در مورد سيستم ناب مطالعه كردهاند توسعه و گسترش يافته است): 1 ـ اضافه توليد (Over Production) : اضافه توليد عبارتست از توليد بيشتر از تقاضا يا توليد بسيار زودتر از زمان مورد نياز، اين اضافه توليد خطراتي چون كهنه و دمده شدن، افزايش توليد معيوب، احتمال مجبور شدن به فروش با قيمت پايين محصول يا ضایعات شدن محصول را افزايش ميدهد. 2 ـ خطاها (Defects (: مواردی چون تحويل دير هنگام، اشتباه در برنامهريزي، تهیه اطلاعات نادرست توليد، توليد كالايي با ويژگيهايي غير مطلوب، استفاده بيش ا زحد از مواد خام يا ايجاد محصول معیوب را شامل ميشود. 3 ـ موجودي (Inventory): اتلاف موجودي عبارت است از در اختيار داشتن مقادير زياد و ناضروري از مواد خام، موجودی در حال ساخت (Work In process) و كالاهاي نيمه تمام و همچنین كالاهاي تمام شده. موجودي بيش از حد موجب هزينههاي اقتصادي بالاتر، هزينه انبارداري بيشتر، مقادير بيشتر معيوبات ميشود . 4 ـ انتقال( Transportation) : انتقال هرگونه جابجايي مواد كه به ارزش توليدات نميافزايد مثل جابجايي مواد بين واحدهاي توليدي را شامل ميشود.ایده آل ترین حالت به این صورت است كه خروجي يك واحد فوراً و بلافاصله به عنوان ورودي و مواد اوليه در واحد بعدی استفاده شود. انتقال موجب خواهد شد تا چرخه توليد طولانيتر گردد، استفاده ناموثر از نيروي كار و فضا افزايش يافته و همچنين عاملي در توقفات و مكثها در سيستم توليد به دليل انتظار باشد . 5ـ انتظار (Waiting): انتظار عبارت است از زمان هدر رفته در فعالیت كارگران يا ماشينها به خاطر تنگناها يا جريان ناكاراي توليد در كارخانه. 6 ـ حركت (Motion): عبارت است از هر نوع حركت فيزيكي يا راه رفتن كارگران كه آنها را از كار اصلي باز دارد يا موجب تأخير در آن شود. به عنوان مثال، راه رفتن جهت پيدا كردن ابزار يا حركات سخت بدنی به دليل عدم رعايت شرايط ارگونومي كه بدیهی است فعالیت كارگران را كند کرده و بازده نیروی کار را کاهش می دهد. 7ـ تصحيح (Correction): تصحيح ، يا دوبارهكاري، زماني اتفاق ميافتد كه بعضي فعاليتها بايد دوباره صورت گيرد به اين دليل كه دربار اول درست انجام نشده است. تصحيح معمولاً موجب اختلال در جريان يكنواخت توليد و ايجاد تنگناها و توقف در فرایند تولید ميشود. 8- فرايند اضافي (Over Processing) : عبارت است از انجام فعاليتها بيش از آنچه مورد نياز مشتري در ارتباط با كيفيت و ويژگيهاي محصول است. مانند پرداخت كاري نهايي سطوحي كه توسط مشتري ديده نخواهد شد. 9ـ عدم دسترسي به دانش(Knowledge Disconnection): اين مورد زماني رخ ميدهد كه اطلاعات يا دانش زماني يا جايي كه مورد نياز است در اختيار نباشد اطلاعاتی چون اطلاعات فرايند صحيح توليد، ويژگيهاي توليد و راه حل مشكلات احتمالي . فقدان اطلاعات صحيح اغلب موجب ايجاد خطاها و تنگناها خواهد شد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:59 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
. یکی از ابزار های بسیار مهم که خودش می تونه به تنهایی یک موضوع برای تحقیقات باشه . برا اینکه بخوایم تغییر بدیم احتیاج داریم تا وضعیت کنونی را ارزیابی کنیم . در این راستا ابزاری به عنوان نقشه جریان ارزش مطرح می شود . برا یتبیین مفهوم ان باید ابتدا چند اصطلاح را توضیح داد : ارزش (VALUE) : ارزش ذاتی یک محصول ، براساس قضاوت مشتری که در قیمت فروش و تقاضای بازار آن باز می تابد . ارزش هر محصول توسط تولید کننده و از طریق انجام مجموعه ای از فعالیت ها افریده می شود . انواع فعالیت ها از لحاظ ارزش : فعاليتهای یک موسسه ميتوانند در 3 نوع زير تقسيم شوند فعاليتهاي مطلوب: فعاليتهايي كه مواد را به محصولي كه واقعاً مورد نياز مشتري است تبديل مينمايند. فعاليتهاي نامطلوب: فعاليتهاي هستند كه در راستاي توليد محصول مورد نياز مشتري و ایجاد ویژگی های مطلوب لازم نميباشند. هر فعاليتي از اين نوع ميتواند به عنوان اتلاف شناخته شود. به عبارت ديگر هر فعاليتي كه منجر به اتلاف هزينه، زمان، تلاش ميشود نامطلوب است. به عنوان مثال بعضي انتقالهای مواد اتلاف به حساب ميآيند. همچنين آزمايش توليدات زمانی که می توانیم با بهبود فرايند توليد از خطاها جلوگيري و آنها را حذف نمود، نيز اتلاف به حساب آورده ميشوند. به عبارت ديگر، اتلاف، هر توليد يا فعاليتي است كه مشتري تمايلي به پرداخت هزينه براي آن ندارد. فعاليتهاي نامطلوب ضروري: فعاليتهايي كه منجر به افزايش مطلوبیت نزد مشتري نميشوند اما براي توليد ضروري هستند. اين نوع فعالیت ها ، ممكن است در بلند مدت حذف شوند اما در كوتاه مدت حذف آنها داراي ريسك و نقص آفرين است. به عنوان مثال، ميزان بالاي موجودي ممكن است زماني به عنوان ذخيره محافظ (Safety Stock)لازم باشد اما با رسيدن توليد به ثبات و كاهش نوسانات آن، كاستن تدريجي از ميزان موجودي ریسک چندانی ندارد . تحقيقات در Lean Enterprise Research Centre در انگليس نشان ميدهد كه در كمپانيهاي توليدي نسبت اين فعاليتها به صورت زير است: فعاليتهاي مطلوب 5%، فعاليتهاي نامطلوب 60% و فعاليتهاي نامطلوب ضروري 35% كل فعاليتي ميباشند. اين تحقيق نشان ميدهد كه 60% از فعاليتها در كمپاني به طور بالقوه ميتوانند حذف شوند. جریان ارزش (VALUE STREAM) : همه فعالیت ها اعم از مطلوب یا نامطلوب که لازم هستند تا یک محصول از مرحله ایده به مرحله ورود به بازار و از مرحله سفارش به مرحله تحویل برسد . جریان ارزش ، شامل کلیه عملیات مربوز به پردازش محصول در مسیری است که به مشتری ختم می شود . نقشه برداری جریان ارزش (VALUE STREAM MAPPING) : نمودار ساده ای از کلیه مراحل موجود در حرکت مواد و اطلاعات که برای رساندن یک محصول به دست مشتری از مرحله دریافت سفارش تا تحویل آن لازم هستند . می توان برای افزایش اگاهی از فرصت های بهبود ، نقشه های جریان ارزش را در زمان های مختلف رسم کرد . یک نقشه وضع موجود مسیر محصول را از دریافت سفارش تا ارسال محصول نشان می دهد . هدف از ترسیم نقشه وضع موجود ، مشخص کردن شرایط موجود (شناسایی اتلاف ها و منابع آن ها-انواع اتلاف ها در قسمت های بعدی شرح داده می شود- ) است . یک نقشه وضع اینده ، ابزاری است برای ترسیم فرصت های بهبودی که در نقش وضع موجود شناسایی شده است و هدف از ان رسیدن به سطح بالاتری از عملکرد در اینده ای معین است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:58 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
2. Think of ways to make it possible 3. No excuses needed 4. Go for the simple solution, not the perfect one 5. Correct mistakes right away 6. Use your wits, not your wallet 9. Seek ideas from many people 10. There is no end to improvement |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:57 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
5S یکی از بحث های مدیریتی ژاپنی است . هدف 5S ساماندادن ، نظم و ترتیب ، پاکیزه سازی ، هماهنگ ساختن و ایجاد انضباط در محیط کاری است . 5S عموما یک قسمت و یک جزء کلیدی از مدیریت بصری کارخانه (کارگاه ) (Visual Factory (Workplace) Management (VFM))است . VFM و 5S هر دو قسمتی از تفکر کایزن و بهبود مستمر هستند که خود کایزن نیز جزئی از تفکر ناب (LEAN Thinking)محصوب میشود . اصول کایزن ساده بوده اما بازهم به طورکامل در اغلب کارخانجات پیگیری نمی شوند . هدف اصلی 5S عبارتست از افزایش کارایی و بهره وری و کیفیت . 5S پنج کلمه ژاپنی است که با حرف S شروع می شوند : پنج اصطلاح مرتبط با هم که در زبان ژاپنی عبارتند از - سی ری (SEIRI) مرتبكردن و سايلي كه مورد نياز هستند و آنهايي كه مورد نياز نيستند را جدا کنیم . این کلمه در ژاپنی از دو واژه SEI یعنی قراردادن اشیا نامرتب به صورت مرتب و RI یعنی دلیل و منطق تشکیل شده است و از کنار هم گذاشتن انه این مفهوم حاصل می شود : قراردادن آنچه که نیاز داریم برابر اصول منطقی و معین . امروزه بسیاری از شرکت ها گمان می کنند - سی ری به معنی طبقه بندی اشیا برحسب نیاز یا عدم نیاز به انهاست . اکثر افراد علاقه مندند وسایل کهنه را نگه دارند بر این تضور که هرچه که خواراید روزی به کاراید . بر این اساس وسایلی را که لازم ندارند به جای دور ریختن در جایی انبار میکنند . بعضی سازمانها برای این اشیا روش خوبی دارند این سازمانها در اول ماه روی وسائل برچسب قرمز رنگ می زنند و هنگام استفاده در طول ماه ان را برمی دارند .در پایان ماه اگ ر وسیله ای باشد که برچسب ان برداشته نشده باشد ان وسیله غیرشروری است و باید جدا شود. - سی تون (SEITON) : قرار دادن لوازم ضروري را در جاي خودشان .این کلمه نیز از دو جزء تشکیل شده است : Sei , Ton . TON به معنای فوریت و سرعت است . مفهوم این کلمه اینست که ما اشیار را به نحوی مرتب کرده و در جای خود قرار دهیم که در هنگام نیاز به فوریت بتوانیم انها را پیدا کنیم . بهترین روش برای دسترسی به ابزار و اشیائی که همواره مورد نیاز است اینست که در جای معین و مکان مشخص قرار دهیم و در ان جا نیز بسیار منظم چیده شوند به طوری که با یک نگاه و یک زمان معین قابل دسترسی باشند . هدف از اين كار كاهش حركت كارگران در حين انجام فعاليت ميباشد. - سی سو (SEISO) : این اصل بسیار ساده است و به معنای رعایت نظافت و پاکیزگی در همه حال و همه جاست . در بسیاری از شرکت های ژاپنی پنج دقیق اول شروع کار برای این کار اختصاص داده میشود . هر فرد در پنج دقیقه اول کار وظیفه دارد محیط کار و میز خود را تمیز و پاکیزه کند . در بعضی از شرکتهای ژاپنی برای بازدید کنندگانی که در طول بازدید بتوانند اشغالی را روی زمین بیابند جایزه نقدی پرداخت می کنند . - سی کت سو (SEIKETSO) : شرح این واژه عبارتست از بهداشت را رعایت کردن و تمیزبودن . مشکلی که وجود دارد این است که تفاوت میان سی سو به معنای پاکیزگی و سی کت سو به معنی بهداشت در چیست . درک این تفاوت به اسانی ممکن نیست به همین جهت از این کلمه به معنای استاندارد کردن تفسیر شده است یعنی در سازمان روشی به کار گرفته شود که تمیزی و پاکیزگی و به طورکلی سه اصل اول به صورت استاندارد رعایت شود .مثل انتخاب یک رنگ برای یک موضوع و با انتخاب یک کد برای موشوع خاص. هرگاه در سازمان رنگ زرد برای خط کشی روی زمین و کف سالن انتخاب می شود و این رنگ معنای استاندارد خاصی دارد بعنب که سی کت سو رعایت شده است . در تهیه تابلوهای سراسر سازمان اگر رنگ زمینه ابی و رنگ متن زرد باشد و این کار به صورت استاندارد رعایت شود یعنی سیکت سو صورت گرفته است - شیت سوکه (SHITSUKE) : معنی ان رعایت احترام و رفتار خوب است. رعایت این اصل موجب می شود کارکنان یک سازمان با یکدیگر رفتار حسنه داشته باشند . رعایت نزاکت و ادب و رفتار خوب در سازمان . بعضی افراد چنین نیستند . محیط با انضباط محیطی است که در ان به حقوق یکدیگر احترام گذارده شود . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:54 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
هنگام تدریس اصول 5S در مراکز اموزشی ژاپن مشکلی وجود ندارد ولی وقتی که این اصول به دانشجویان غیر ژاپنی درس داده میشود با مشکل مواجه می شوند زیرا در زبانهایدیگر این اصول وجود دارند ولی کلمات ان با حرف اس شروع نمی شوند . از جمله این اصول در زبان انگلیسی به ترتیب عبارتند از : 1- SORT 2- STRAIGHTEN 3- SHINE 4- SYSTEMIZE 5- SUSTAIN گاهی اوقات به جای SYSTEMIZE از لغت STANDARDIZE استفاده می شود . همچنین گاهی SAFETY هم به عنوان اس ششم به صورت اختیاری افزوده می شود . و یا در نمونه دیگر این اصول تحت عنوان 5C بیان میشوند :
- جدا کردن اشیایی که دیگر مورد نیاز نیستند - مرتب کردن اشیا بر حسب تعدد استفاده
- مکانی مشخص برای هر وسیله مشخص - یک مکان برای هرچیز و هرچیز در مکانش
- تعیین محدوده های نظافت و دستورالعمل های نظافت
- استانداردکردن سه فعالیت فوق
- نظارت بر فعالیتهای 5C - ایجاد چرخه دمینگ برای بهبود استانداردها یا نمونه دیگر تحت عنوان CANDO : (Cleanup, Arranging, Neatness, Discipline, and Ongoing improvement
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:50 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
متد 5S در سازمان های مختلفی کوچک و بزرگ پیاده شده است .تمامی این سازمانها 5S را به امید ارتقای بهره وری پیاده کرده اند . نمونه هایی از این شرکت ها و دستاوردهای انها عبارتند از : 1- هیولت – پاکارد :
3- بویینگ :
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:49 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
چه قسمی از کارخانه ها از 5S سود می برند ؟ هر نوع و هر کدام از کسب و کارها می توانند از یک برنامه صحیح 5S فایده ببرند . شرکتهای تولیدی و صنایع ممکن است برای اول بار در ذهن خطور کنند اما بهر حال تمام سازمانها از یک فروشنده تا یک نیروگاه می توانند از ان بهره گیرند . برنامه های 5S چه مقدار هزینه می برند ؟ مقدار سرمایه مورد نیاز برای پیاده سازی یک برنامه 5S می تواند از میلیون ها دلار تا مبالغ بسیار ناچیز تغییر کند . اما درواقعیت ، برای به راه انداختن و استقرار 5S هزینه هایی صرف میشود . مثلا هزینه زمان های اموزش ، هزینه نیروی انسانی درگیر در برنامه 5S ، هزینه های خرید امکانات مورد نیاز مانند سیستم های برچسب و هزینه های نگهداری و تثبیت برنامه 5S از جمله هزینه هایی است که می توان نام برد .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:43 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
مدیریت بصری سیستمی است برای بهبود بهره وری ، ایمنی ، کیفیت ، تحویل به موقع ، سود آوری و روحیه کارکنا بوسیله به کارگیری کنترل های بصری (VISUAL CONTROLS). مدیریت بصری کارخانه موجب می شود تا محیط کاری به اصطلاح user friendly شود بوسیله پاسخ به سوالات ، تعیین تجهیزات ، مواد و مکان ها ، توصیف فعالیت ها و بیان ترتیب انها ، و فراهم نموده اخطارهای ایمنی و اطلاعات پیشگیرانه از طریق ابزارهای بصری مانند تابلوها ، پوستر ها و برچسب ها . ابزارهای بصری به کارکنان کمک می کنند تا بدون اتلاف وقت اطلاعات مورد نیاز خود را هر کجا و هر وقت که نیاز داشتن پیدا کنند . مدیریت بصری کارخانه با پیاده سازی 5S اغاز می شود .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:38 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
بررسی سیستم تولید شرکتCanon :
انواع اتلاف های تعریف شده در این شرکت : 1- موجودی در حال ساخت : نگهداری کلیه اقلامی که مورد نیاز نیستند 2- کیفیت : تولید محصولات معیوب 3- تجهیزات : داشتن ماشینهای خراب و یا زمانهای توقف و یا زمان اماده سازی طولانی 4- هزینه ها : سرمایه گذاری بیش از حد برای تولید مورد نیاز 5- کارگر غیر مستقیم : پرسنل اضافی بواسطه تعریف نادقیق وظایف 6- استعداد و مهارت : به کارگیری کارکنان برای کارهایی که می تواند مکانیزه شود و یا دادن کارهای ساده به افراد ماهر 7- حرکت : حرکات اضافی نسبت به روال های استاندارد 8- طراحی محصول : تولید محصولات با کارکردهای فراتراز نیاز 9- - تکوین محصول جدید : صرف زمان زیاد هنگام اماده سازی برای تولید محصول جدید زمان کایزن : در بعضی از کارخانه های Canon سرپرستان نیم ساعت را به عنوان زمان کایزن در نظر می گیرند که در ان هیچ کاری انجام نمی شود و به تفکر در مورد بهبودهای ممکن در محیط کاری اختصاص دارد . سرپرست این زمان را برای مشخص کردن مشکلات و کار بر برنامه های کایزن کنار می گذارد . 6 خط مشی برای نظام پیشنهادات Canon : 1- همواره واکنش مثبت به پیشنهادات نشان دهید 2- کمک به کارکنان در ارائه پیشنهادات و دادن پیشنهاد به انها درمورد کارشان 3-کوشش در جهت مشخص کردن حتی ناچیز ترین ناراحتی ها برای کارکنان که نیاز به ارتباط فوقالعاده سرپرست و کارکنان دارد. 4-تعریف روشن اهداف به عنوان مثال چند عدد پیشنهاد ما این ماه نیاز داریم ؟ در پیشنهادات بیشتر بر چه موضوعی باید متمرکز شویم ؟ 5- به کار بردن متدهای مناسب جهت افزایش علاقه و مشارکت کارکنان در نظانم پیشنهادات 6-پیاده سازی هرچه سریعتر پیشنهادات تایید شده به همراه در نظر گرفتن سیاست های تشویقی و جوایز |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 3:23 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همگي ببخشيد اين مطلبي كه الآن مي نويسم اصلا علمي نيست . يه خبر خوب،هم در مورد وبلاگ و هم در مورد مجله!! امروز تو سايت راهكار مديريت(يه سايتيه در مورد مهندسي صنايع) عضو شدم.يه سري از خدماتي كه اونجا مي دن اينه كه مي شه وبلاگ و مجله هاي مربوط به مهندسي صنايع و مديريت رو اونجا قرار داد تا كل جامعه ي علمي كشور با اونا آشنا بشن به علاوه امكان searchشدن در موتور هاي جستجو رو هم مي بره بالا كه يه عامل خيلي موثر در تعداد بازديد هاي روزانه س. و الان، هم وبلاگ و هم مجله ي راهكار در اون سايت در معرض ديد قرار گرفتن با اين آدرس : حتما يه سري به اين سايت بزنيد.(البته وبلاگ رو بعد از بررسي تو اين سايت معرفي مي كنن و يه كم طول ميكشه تا اسم وبلاگ تو اين سايت بياد ولي الان مجله رو مي تونيد تو اين سايت تو قسمت نشريات ببنيد). و الان اگه «نشريه ي راهكار» رو تو googleجستجو كنيد راهكار خودمون دومين مورد يافت شده هستش. البته بايد بگم اين كار مسئوليت ما رو بالاتر مي بره و بايد ازاين به بعد بيشتر مواظب كيفيت مطالبي كه پست مي كنيم باشيم! اميدوارم همه ي ما راهكاري ها موفق وپيروز باشيم!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 0:56 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت درگذشت ادام اسمیت (17 جولای 1790) از همشهری این روزها دیگر هربچه اول دبستانی هم می داند که یه نفر نمی تواند همه کارها رو به تنهایی انجام بده اما اون موقع ها همه فکر می کردند داشتن زمین مهم ترین چیز برای ثروتمند ترشدن است ، یک نفر به نام ادام اسمیت – که بعدها شد پدر اقتصاد – اومد و گفت از زمین مهم تر ، تقسیم کار است و برای اینکه مسئله رو خوب برا همه جا بندازه ، توی کتابش به اسم "ثروت ملل" توضیح داد که یک کارگر ، فقط می تواند یک سنجاق در یک روز تولید کند اما اگر ده تا کارگر ، 18 مرحله ای رو که برای ساخت سنجاق مورد نیاز است با هم تقسیم کنند ، روزی 48000 سنجاق می سازند . این عدد 48000 ، خیلی تاثیر گذار بود وهمه رو به این فکر انداخت که کارهایشان را تخصصی کنند و هر قسمتشو بدن به یکی . اقای اسمیت ، اصطلاح "سیاست اقتصاد ازاد"رو هم که خوش اختراع کرده بود در ثروت ملل توضیح داد . منظورش این بود که اتحادیه و دولت ها نبایند در اقتصاد هیچ دخالتی داشته باشند و هر کسی باید بتواند هرکاری دلش خواست انجام بدهد و هر چیزی را به هر قیمتی که دوست دارد بفروشد .او می گفت در این صورت نیروهای عرضه و تقاضا یا دست ها ی نامرئی خودشان بازار را به تعادل می رسانند و وقتی هرکی فقط به دنبال بیشترین سود برای خودش باشه ، سود بیشتری هم به کل اجتماع می رسد . در مجموع ادام اسمیت با ثروت ملل خود باعث شد جامعه اروپا کم کم از فئودالیسم به طرف صنعتی شدن نصف و نیمه ای حرکت کند . بعد از مرگ اقای اسمیت معلوم شد خودش هم یکی از ان دست های نامرئی بوده است و قسمت زیادی از درامدش رو وقف امور خیریه می کرده ، انگار اقای اقتصاد به جز "حداکثر سود" به چیزایی دیگه ای هم فکر می کرده است . روحش شاد و یادش گرامی باد یه دوتا لینک هم هست در این مورد اولی موسسه ادام اسمیته که فکر کنم جالب باشه و دومی هم یه خلاصه ای از ثروت ملل http://www.adamsmith.org/index.php/main/individual/adam_smith_statue/ http://www.btinternet.com/~glynhughes/squashed/smith.htm |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 10:22 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
این روزا بلو تو ث یا (دندان ابی)محبوب و مورد شناخت همه ماست.اما شما هم تا حالا فکر کردین چرا به این فناوری بلوتوث می گن؟پس لطفاادامه مطلب رو بخونین!!! "ریچارد بلوتوث"در سال های 900 میلادی پادشاه دانمارک بود.او تلا ش داشت تا دانمارک و بخشی از نروژامروزی را به یک پادشاهی مستقل و واحد تبدیل کند که سر انجام نیز مو فق شد.او سپس مسیحیت را به این کشور ها معرفی و تزریق کرد.بعدها به احترام والدینش کوه های "جلینگ رون" را فتح کرد.او در سال 986 در جنگی با پسرش "اسوند فور کبیر" کشته شد.انتخاب نام بلوتوث به احترام ان پادشاه که خدمات زیادی برای دانمارک انجام داد,نشان دهنده این است که کشورهای اسکاندیناوی چه نقش مهمی در پیشبرد فناوری های نوین دارند,حتی اگر در این زمینه نام زیادی از ان ها برده نمی شود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 19:53 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
برنامه ساده کردن کار ساده کردن کار در ابتدا به الن-اچ-موگنسین( Allen -h.mogensen)نسبت داده می شود.او تجربیات بسیار دلسرد کننده ای بامهندسی صنایع داشت و تئوری ساده سازی کار که توسط وی اعلام شد از نظر روانشناسی و افکار عمومی به شدت تحت تاثیرقرارگرفت.تئوری وی بر اساس این فلسفه است که هر پیشنهاد بهبود ,انتقادهایی را در مقابل روش هایی که اکنون در حال انجام است و همچنین افرادی که انها را ابداع کرده اند بر می انگیزد.این روش اغلب دمکراتیزه کردن مطالعه زمان نامیده می شود و مدعی است که همه کارکنان باید اصول مهندسی صنایع را مطالعه کنند و به عنوان پیشنهاد دهنده و عمل کننده فعالیت کنند.این روش بر اساس اصول زیر استوار می باشد: 1)اصل اول یک شرکت باید وابسته به فعالیت هایی باشد که بتواند محصولات خوب در قیمت های معقولانه و در زمان مناسب فراهم اورد تا موقعیت ممتازی را در شرایط سخت رقابتی حفظ نماید. 2)اصل دوم مقاومت ذهنی در برابر تغییرات یکی از ویژگی های انسان است که موانع نیرومندی را در برابر بهبود قرار می دهد.برای غلبه بر این وضعیت باید از ماشین الات جدید و اموزش استفاده کرد. 3)اصل سوم یکی از مهمترین وظایف مدیریت ,پرورش اساس تعلق داشتن و مشارکت است که باعث خواهد شد شرکت به اهدافش نایل شود.بسیاری از برنامه های ساده سازی کار بر روی فاکتور انسانی کارکنان و انگیزه های رفتاری ان ها تمرکز دارد و سرپرست های خط تولید,کلید موفقیت,شکست و تکمیل چنین احساساتی هستند.4)اصل چهارم هدف بر نامه های ساده سازی کار ,توسعه قابلیت,خلاقیت و شناخت کارکنان جهت به کارگیری مهارتها و ایده های ان ها برای بهبود فضای کاری است.5)اصل پنجم ساده سازی کار بر اساس این مفهوم است که کاری که ارزش افزوده را زیاد نکند و یا اطلاعات غیر ضروری بدهد ,بی فایده بوده و باید حذف شود.6)اصل ششم اطلاعات بدست امده از تجزیه و تحلیل یا مطالعه فر ایند های کار و حرکات فیزیکی ,موثرترین راهنما برای بهبود در روش های کاری و حذف ضایعات در محیط کار می باشد.7)اصل هفتم ضایعات در فر ایند های کاری حمل و نقل , زمان بیکاری و بازرسی را در بر می گیرد. اتلاف کار شامل ترکیبی از زمان های غیر عملیاتی نیروی کار و تجهیزات می باشد.اتلاف در حین کار از عملیات انسان یا ماشین ,شامل از دست دادن زمان به دلیل قصور در مراقبت و بازرسی تاخیرات عملیاتی و عدم استفاده از روش های بهینه ی تجهیزات مناسب می باشد.8)اصل هشتم یک برنامه ساده سازی کار ,فقط وقتی می تواند دوام ان را تضمین کند که فعالیت های مربوط به ان تجزیه,تحلیل و مطالعه شده باشد.به عبارت دیگر در تجزیه و تحلیل ها و مطالعات از پنج چرا و یک چطور(who,what,when,where,why and how )5Ws and 1 Hاستفاده می کنند تا قادر شوند اهداف را بهبود9)اصل نهم درجه نائل شدن به بهبود ها بستگی به این دارد که چگونه فعالیت ها بطور کامل مطالعه و ارزیابی شده اند. به علاوه کارکنان باید از هر فرصت بدست امده سود جسته و با همیاری های لازم فعالیت ها را بهبود بخشند. 10)اصل دهم تجربه بدست امده از انجام کارهای مختلف یا در سایر محل های کاری ,در بهبود اجرای کار در جریان ,کمک خواهد کرد.11)اصل یازدهم بر نامه های ساده سازی کار ,فرصت های لازم را برای ابتکار و بکار گیری استعداد های کارکنان در اشکار کردن خلاقیت های خود فراهم می کند.این خلا قیت ها ممکن است باعث بهبود در محل کار و یا نیل به اهداف شود. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 19:41 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
موریتا حرفای قشنگ زیاد داره، اگه شد بازم در اینده براتون می نویسم تو کتابش در مورد پول یه حرف جالبی زده بود که یه خورده گشتم ولی پیداش نکردم به هر حال مفهومش این بود: پول به تنهایی نمی تونه به ادم اموزش و فرهنگ بده مگه اینکه خودش بشینه و مطالعه و تحقیق کنه، اما فقط یه نوع اموزش می تونه بده و اون اموزش از طریق مسافرت. راستی اگه پولدار می شدین چیکار می کردین؟
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
موریتا و ایبوکا (دو بنیانگذار سونی) کارشونو با یه بیانیه فلسفی و دید اینده نگری اغاز کردند که در اون بینیه نوشته بودند: "اگر امکان داشت که شرایطی را ایجاد کنیم که افراد بتوانند با روحیه کار گروهی شرکت متحد شوند و استعدادهای تکنولوژیک خود را در سطح مطلوب تجربه کنند، انگاه چنین سازمانی می تواند خوشحالی بی حدوحصر و منابع فراوانی را به ارمغان بیاورد" |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
از نظر من یکی ازقسمتهای جالب کتاب موریتا اینجاست: "...پیش از جنگ ، کیفیت کالاهای مصرفی ژاپن عملا ناشناخته بود. انعکاس هر کالایی که پیش از جنگ با مارک "ساخت ژاپن" به خارج صادر می شد، چندان خوب نبود. تا انجا که میدانم،اکثر مردم امریکا و اروپا، چترهای کاغذی، کیمونو، اسباب بازی و وسایل کم ارزش را با ژاپن مربوط می دانستند. با انتخاب نام خاص شرکت((SONY ، ما سعی نکردیم هویت ملی خود را بپوشانیم-به هر حال طبق قوانین بین الملل باید روی کالاها نام کشور سازنده ان کالا ثبت شود- اما مسلما نمی خواستیم پیش از انکه کیفیت محصولات خود را نشان دهیم، مورد بی مهری قرار گیریم. اما باید اعتراف کنم که در ان سال های اولیه ما (MADE IN JAPAN) را تا انجا که می توانستیم کوچک چاپ میکردیم. یک بار انقدر کوچک چاپ کردیم که گمرک ایالات متحده ما را وادار کرد تا درشت تر بنویسیم." دوستان جالب بدونین ژاپنی ها ازین کارا کم نکردند حتی یه بار شنیدم که اسم یکی از روستاهاشونو گذاشتن ENGLAND تا بتونن رو محصولاتشون مارک MADE IN ENGLAND بزنن به حرحال هدفم این بود که بگم من اسم این کارو میزارم تلاش، اگه قبل از هر گونه برداشت درست به قضیه نگاه کنید میبینید که ژاپنی ها زحمت کشیدن اونم با چنگ و دندون تا امروز به اینجا رسیدند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شرکت سونی در سالهای اولیه خودش همواره محصولاتی رو به بازار عرضه می کرد که پیش از ان هرگز تولید نشده بود و به عنوان یک شرکت پیشرو به تدریج شهرت و اعتبار کسب می کرد، حتی برخی اونا رو "خوکچه هندی" صنعت الکترونیک می نامیدند. هنگامی که انها کالای جدیدی رو تولید می کردند صنایع غول منتظر می شدند ببینند که محصول جدیدشون موفقیت کسب می کنه یا نه، در واقع در قبال توسعه تولیدات جدیدشون با احتیاط تمام موضع"انتظار و مشاهده" رو اتخاذ می کردند ( از جمله معروفترین این شرکت های بزرگ و معروف اون زمان در ژاپن می تونم نام توشیبا رو بیارم که خودتون با مقایسه می تونین ببینین که الان سونی کجا و توشیبا کجا) این روشی بود که در طول سالها توسعه پیدا کردو اونا هم در صف مقدم جبهه بودند. اونا در همون زمان تقریبا حدود یک سال بازار و در دست داشتند تا اینکه رقباشون متقاعدشدند که تولید جدید با موفقیت همراه. موریتا که خودش اول از همه در تولید این حرف و میزد که " باید دنبال بازار خوب باشی نه فقط تولید خوب و باید ببینی که مردم چه چیزیو کی،کجاو چه وقت نیاز دارند" حالا بعد از کسب موفقیت های زیاد و به دست گرفتن بازار یا به بیان دیگه کسب اعتماد بین مردم این حرف و میزنه: "نظر ما این است که به جای اینکه از مردم بپرسیم چه چیزهایی مورد نیازشان است، با ارایه محصول جدید انها را به دنبال خود بکشیم، زیرا مردم نمیدانند چه کارهایی امکان پذیر است، در حالی که ما میدانیم" بنابراین به جای اینکه پول هنگفتیو صرف تحقیقات بازاریابی (که از مراحل اصلی طراحی شکل گیری واحد های صنعتی) بکنند فکرو اندیشه خودشون رو روی تولید محصولات جدید و استفاده از انها و اموزش و بر قراری ارتباط با مردم برای فروش محصولاتشون، بازار خلق کنند و الان سالیان سال که این شرکت بیش از 6 درصد و حتی برخی سالهانزدیک به10درصد از فروششو به تحقیق و توسعه اختصاص می ده.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در ادامه صحبت مهدی از بحث هایی راجع به ژاپن، سونی، اکیو موریتا،واکمن و ترانزیستورو ... تصمیم گرفتم مطالبی راجع به اینا که تو کتاب اکیو موریتا (MADE IN JAPAN) اومده بنویسم. اکیو موریتا یکی از دو بنیانگذار شرکت سونی کسی که افکاری بزرگ و جهانی داشت و نه فقط یه مدیر خوب بود بلکه در مسائل علمی به خصوص الکترونیک مهارت زیادی داشت و همواره به مدرن کردن و ابتکار به خرج دادن اعتقاد زیادی داشت. موریتا در سال 1953 در اولین سفر خودش به امریکا متوجه شد -توکیو تسوشین کوگویو کابوشی کی کایشا (شرکت مهندسی مخابرات توکیو)-که اسم اولیه و کامل شرکتشون بود نام خوبی برای گذاشتن روی محصولات نبود، حتی در ژاپن گاهی از مخفف ان "توتسوکو" استفاده میکردند و زمانی که در ایالات متحده بود دید حیچ کس حتی نمیتونه این جور نام ها رو تلفظ کنه و همینطور ترجمه انگلیسیشم بیریخت بود، به همین دلیل به فکر ابتکاری در نام شرکت افتاد که سرانجام در ژانویه 1958 نام شرکتشو به شرکت سهامی سونی تغییر داد. (که البته جریان پیدایش کلمه سونی هم برای خودش جریان داره که ...) کوچک سازی و متراکم کردن چیزها همیشه نضر ژاپنی ها رو به خودشون جلب کرده، جعبه هاشون میتونه جمع بشه، بادبزناشون تا میشه،هنرشون به شکل طومار پیچیده میشه و.... شرکت کوچک موریتا ساختن یک رادیو که در داخل جیب پیراهن جا بشه رو هدف خودشون ساختن، رادیویی کوچک که در" جیب پیراهن جای بگیره" و نه فقط رادیویه قابل حمل(پرتابل) ، حتی پیش از جنگ جهانی دوم،RCA یک رادیوی متوسط قابل حمل ساخت که از لامپ های کوچک (بادامی) شکل استفاده کرده بود اما از باطری های گرانقیمتی استفاده شده بود که فقط 4ساعت کار می کرد و نصف حجمشم گرفته بود، اونا این احتمال و می دادن که رادیوی ترانزیستوری توانایی حل مساله نیروی برق و اندازه رو داشته باشه و سر انجام بعد از مدتی با انجام ازمایش های مختلف و تغییرات زیا روی ترانزیستور تونستند رادیوی ترانزیستوری خودشونو در سال 1955 تولید کنند و نخستین رادیو کوچک "جیبی" رو در سال 1957 به بازار بفرستند. اون رادیو کوچکترین رادیوی دنیا بود اما کمی بزرگتر از جیب معمولی پیراهن مردانه بود که همین مساله براشون مشکل ایجاد کرده بود، اگر چه وقتی اونا صحبت از "رادوی جیبی" می کردند نمی گفتند کدوم جیب اما دوست داشتند که فروشندگان این رادیو ها بتونند نشون بدن که چقدر ساده مسشه اونو تو جیب پیراهن جای داد. که یکی از نمونه های خوب تبلیغات و میشه ازین ترفند شرکت سونی یاد گرفت، اونا به یه راه حل ساده رسیدند و سفارش دوختن مقداری پیراهن خاص با جیب های بزرگتر از معمول رو دادند به اندازهای که رادیوهاشون به اسونی توش جا بگیره و بعد اونارو بین فروشنده ها پخش کردند. یکی دیگه از کارای جالب دیگشون این بود که یه سری جوون بیکارو استخدام کردند تا روزهای یکشنبه در توکیو جینزا(بهشت پیاده روان) برند و در حالی که به واکمن گوش می دن اونجا پیاده روی کنند تا به دیگران نشون بدن و نگاه همه رو به خودشون جلب کنند. (داستانش زیاده ولی یه جوزایی اسم واکمنم از همین جا در اومده) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:41 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
همین جوری گذاشتم این ستون منقضی نشه دوستان اینجا هم نتونستم به کاریکاتور برسم ، کاریکاتور برام قفل شده و بد جوری به دستم پیچیده ، هر جا خواستم عملی کنم نشد که نشد :
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:27 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
همشهری عصر امروز را از اين رو به نام عصر اطلاعات ناميده اند كه در سال هاي اخير- به خصوص پس از سال 1970- سرعت انتقال اطلاعات بر سرعت انتقال فيزيكي پيشي گرفته است. شايد بتوان آغاز عصر اطلاعات را اختراع مورس دانست كه در سال 1837 اتفاق افتاد. به دنبال آن، ماشين حساب مكانيكي، تلفن و سپس ضبط صوت و تلويزيون ابداع شد. اما آنچه نقطه عطفي در شكل گيري عصر اطلاعات محسوب مي شود، اختراع كامپيوتر شخصي در دهه 1980 است كه پيامدهاي گسترده اي را در تمام سطوح زندگي انسان به همراه آورد؛ پيامدهايي كه اصطلاحاً انقلاب ديجيتال خوانده مي شود. استفاده از واژه انقلاب يادآور انقلاب صنعتي است. در واقع تأثير انقلاب ديجيتال در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و فناوري به اندازه اي است كه با انقلاب صنعتي قابل مقايسه است. اين دو دگرگوني در تاريخ جوامع بشري داراي نقاط اشتراك و تفاوتي است كه ذكر پاره اي از آنها مي تواند دركي جديد از تغيير برخي مفاهيم، به خصوص قدرت به دست دهد. عصر امروز را از اين رو به نام عصر اطلاعات ناميده اند كه در سال هاي اخير- به خصوص پس از سال 1970- سرعت انتقال اطلاعات بر سرعت انتقال فيزيكي پيشي گرفته است. شايد بتوان آغاز عصر اطلاعات را اختراع مورس دانست كه در سال 1837 اتفاق افتاد. به دنبال آن، ماشين حساب مكانيكي، تلفن و سپس ضبط صوت و تلويزيون ابداع شد. اما آنچه نقطه عطفي در شكل گيري عصر اطلاعات محسوب مي شود، اختراع كامپيوتر شخصي در دهه 1980 است كه پيامدهاي گسترده اي را در تمام سطوح زندگي انسان به همراه آورد؛ پيامدهايي كه اصطلاحاً انقلاب ديجيتال خوانده مي شود. استفاده از واژه انقلاب يادآور انقلاب صنعتي است. در واقع تأثير انقلاب ديجيتال در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و فناوري به اندازه اي است كه با انقلاب صنعتي قابل مقايسه است. اين دو دگرگوني در تاريخ جوامع بشري داراي نقاط اشتراك و تفاوتي است كه ذكر پاره اي از آنها مي تواند دركي جديد از تغيير برخي مفاهيم، به خصوص قدرت به دست دهد. انقلاب صنعتي انقلاب صنعتي به مجموعه تحولات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و فناوري گفته مي شود كه در اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم در انگلستان رخ داد. اساس اين دگرگوني، جايگزيني اقتصاد مبتني بر صنعت و توليد ماشيني به جاي اقتصاد مبتني بر نيروي كار دستي بود. اما آغاز انقلاب صنعتي با تفكيك حوزه خصوصي از عمومي همراه بود؛ يعني زندگي كاري و زندگي خانه تدريجاً از هم جدا شد. چنين تغييري نيازمند آن بود كه يكي از زوجين، متكفل امور خانه و ديگري عهده دار شغل و نان آور خانواده شود. طبعاً در بيشتر موارد، زن خانه را مي گرداند و مرد، نان آور خانه بود. از اين رو، قسمت اعظم درآمد خانواده را مرد كسب مي كرد و اين امر سبب شد تا قدرت مرد نسبت به زن افزايش يابد. الگوي يادشده تأثير زيادي بر تعريف نقش جنسيتي زوجين و آنچه بعداً خانواده سنتي خوانده شد، داشت. موتور بخار تصويري كه از انقلاب صنعتي در ذهن بسياري نقش مي بندد، با موتور بخار همراه است. وجه برجسته ديگر انقلاب صنعتي، پيدايش طبقه صاحبان صنايع و سرمايه داران صنعتي بود. توليد انبوه كالا در كارخانجات، محصول سرمايه گذاري طبقه جديد سرمايه داران بود. اين سرمايه داران در واقع جانشين مالكان شده بودند. در نظام اقتصادي كشاورزي مدار، زمين داران بزرگ بستر توليد را در اختيار كشاورزان خرده پا قرار مي دادند كه در ازاي برداشت سهمي از محصولات، در زمين زراعت مي كردند و درآمد اصلي نصيب فئودال مي شد. حال در نظام اقتصادي صنعت مدار، نوبت سرمايه داران بود كه با ساخت كارخانه و خريد ابزارآلات، امكان توليد انبوه را با استفاده از نيروي كار كارگران فراهم آورند. در كنار نيروي جسمي، سرمايه نيز نقش مهمي پيدا كرد. سرمايه به اندازه نيروي كار و شايد بيشتر از آن اهميت پيدا كرد؛ چون نيروي كار همه جا پيدا مي شد، اما سرمايه نزد هر كسي پيدا نمي شد. اگر در اقتصاد كشاورزي پس از دوره نوسنگي، زمين اهميت داشت، انقلاب صنعتي اين اهميت را به سرمايه منتقل كرد. در بعد فرهنگي، كاربرد موتور بخار در فرايندهاي چاپ به گسترش نشر كتاب و مجلات و در نتيجه افزايش سواد در ميان مردم انجاميد. اين امر باعث شكل گيري مطالبات اجتماعي و مشاركت فزاينده مردم در فرايندهاي سياسي شد. تشكيل احزاب سياسي از يادگارهاي اين دوره است. انقلاب ديجيتال نيمه دوم قرن بيستم شاهد اختراع و تكامل كامپيوتر بود. كامپيوترهاي اوليه اندازه زيادي را در حد يك يا چند اتاق اشغال مي كردند و سقف قدرت پردازش آنها در پايين ترين حد كامپيوترهاي كوچك امروزي بود. اما تدريجاً با تكامل در روند ساخت كامپيوتر، اين وسيله كوچك و كوچك تر و ارزان و ارزان تر شد، ضمن آنكه قدرت آن به طور فزاينده اي ارتقا يافت. عبارت انقلاب ديجيتال در واقع توصيف آثار كاهش هزينه كامپيوتر و بهبود كارايي آن در زمينه هاي مختلف از جمله اقتصاد، اجتماع، فناوري و فرهنگ است. در اين راستا، ساخت كامپيوتر شخصي نقطه عطفي محسوب مي شود. تشكيل شبكه هاي محلي و سپس غيرمحلي از جمله دستاوردهاي مهم اين دوره است كه ثمراتي همچون اينترنت را به همراه داشت. اينترنت در ابتدا در داخل ارتش آمريكا و براي تبادل اطلاعات ابداع شد اما در دهه ،1980 پنتاگون اجازه استفاده از آن را به دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي آمريكا داد. اين آغاز جهاني شدن شبكه اي بود كه ظرف مدت كوتاهي بسياري از مناسبات را دستخوش دگرگوني كرد. در سال هاي اوليه دهه ،1990 وب جهان گستر (WWW) را تيم برنزرلي- محقق انگليسي- اختراع كرد و در واقع همين قابليت جديد بود كه استفاده از اينترنت را براي همگان امكان پذير كرد. امكان تبادل سريع، ارزان و آسان اطلاعات از طريق اينترنت، پيامدهاي گسترده اي داشته است. اگر اينترنت نبود، احتمالاً پديده جهاني شدن به شكلي كه امروزه رخ نموده است، وجود نداشت. پيدايش وبلاگ ها را عده اي از اين جهت، رقابت با نشريات مي دانند. توانا بود هر كه دانا بود انسان از مدت ها قبل به اين نكته پي برده بود كه دانايي (داشتن اطلاعات) به معناي قدرت است. انقلاب ديجيتال باعث شد تا گروه عظيمي از مردم جهان به اين قدرت دسترسي داشته باشند اما ازدياد انفجارگونه اطلاعات سبب شده است تا تفكيك اطلاعات درست از نادرست كار ساده اي نباشد. جوزف ناي نظريه پرداز معاصر روابط بين الملل در كتاب «قدرت نرم؛ ابزار موفقيت در جهان سياست» اينگونه مي نويسد: «توجه _ و نه اطلاعات _ منبعي كمياب است و كساني كه مي توانند بين اطلاعات ارزشمند و مطالب زمينه اي بي ارزش تمايز قائل شوند، قدرت كسب مي كنند» . اگر در انقلاب صنعتي، سرمايه قدرت بود، حالا در دوره جاري توانايي تمييز اطلاعات درست از نادرست و كسب توجه قدرت است. البته اين بدان معنا نيست كه حامل هاي قبلي قدرت يعني زمين و سرمايه اهميت خود را از دست داده باشند؛ اين عناصر همچنان ارزش خود را حفظ كرده اند اما عنصر قدرت آفرين ديگري نيز به اين معادله افزوده شده است. موتور جست وجو يافتن يا تفكيك اطلاعات در شبكه اينترنت چگونه صورت مي گيرد؟ كساني كه با اينترنت كار مي كنند، با ابزار كاوشي به نام موتور جست وجو (Search engine) آشنا هستند. از اين ابزار براي يافتن اطلاعات در زمينه هاي مختلف استفاده مي شود. شايد بتوان نقش موتور جست وجو را در انقلاب ديجيتال، معادل موتور بخار در انقلاب صنعتي دانست. پيدايش موتور جست وجو، در واقع نشان دهنده تغيير در مفهوم قدرت است. اگر قبلاً موتور بخار منبع قدرت بود، حالا موتور جست وجو منبع قدرت است، چون حامل قدرت عوض شده است. معروف ترين موتور جست وجو، گوگل نام دارد. اين موتور كه در سال هاي پاياني دهه 1990 ظاهر شد، اكنون قابليت هاي فراواني را به كاربران اينترنت عرضه مي كند. جست وجوي كليدواژه، جست وجوي عكس، اخبار، راهنماي سايت ها، گوگل زمين و گوگل كتاب از جمله بخش هاي اين موتور جست وجو است كه به طور فزاينده اي قابليت هاي گوناگوني پيدا مي كند. 70درصد بودجه تحقيقاتي گوگل صرف توانايي كاوش آن، 20 درصد صرف قابليت هاي جانبي آن و 10درصد ديگر صرف پژوهش مي شود. حتي عده اي معتقدند در آينده اي نه چندان دور، اشتراك موتور جست وجويي مانند گوگل به مانند اشتراك آب، برق، گاز و تلفن براي همه خانه ها ضروري خواهد بود. بشر از موتور بخار تا موتور جست وجو، راه زيادي آمده است اما اين هنوز پايان راه تكامل نيست.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:26 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
یک اندرز حکیمانه: روزی دو نفر نزد قاضی آمدند.یکی آز آنها گفت:جناب قاضی من از این مرد شکایت دارم.او داشت هیزم جمع می کرد و من کمکش کردم.بعد از او پرسیدم که تو چه کمکی به من می کنی ؟ گفت:هیچ. حال هر چه می گویم هیچی مرا بده،نمیدهد. قاضی فکری کرد و گفت:برو آن تخته سنگ را بردار و ببین زیر آن چیست؟ مرد رفت و تخته سنگ را برداشت وگفت:هیچی. قاضی گفت:هر قدر می خواهی از هیچی بردار و نگذار کسی هیچگاه حقت را پایمال کند. شما چه برداشتی از حکایت داشتید؟(لطفا نظر بدهید)
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 21:49 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|
|
توی مطالب قبلی به طور ناخود اگاه وبلاگ به سمتی رفت که نیاز مشتریان چیست و عموما نیاز مشتریان درک نمی شود و اگر بشود نمونه های موفق زیادی بوجود می آید تو یه یه مطلب هم اومده بود که پیشرفت صنعت ژاپن خیلی جاها به بکارگیری اصول مهندسی معکوس حاصل شده در این موارد یه سری چیزها بود که قبلا نوشته بودم برای خودم از جاهای مختلف که میارمشون اینجا ، لطفا یه جوری بهم ربط بدین ، هدفم هم باز شدن بیشتر مطالب و به چالش کشیدن اونهاست : 1- شرکت سونی به مدت یازده سال متوالی به طور متوسط هر 27 روز یک نوع واکمن جدید به بازار عرضه میکرد. 2- مهندسان شرکت فورد :"وقتی مردم قصد خرید خودرویی رو دارند اولین کاری که انجام می دهند بازکردن در خودرو است و متعاقبا بستن در آن . حتی ممکن است خود نیز متوجه نباشند ، اما اگر صدای درها مورد پسندشان نباشد از آن اتومبیل صرف نظر می کنند " . اکنون شرکت فورد به مهندسی صدای ناشی از درها و قفل ها و نیز موتور خودرو می پردازد 3-نمونه ای نو آوری ژاپنیها : با وجود این که فناوری اولیه ترانزیستور در دهه 1940 در کالیفرنیا اختراع شده بود اما شرکت سونی بیش از شرکت های آمریکایی و اروپایی ، رادیوی ترانزیستوری را به بازار عرضه کرد ، چرا که اکیو موریتا ، مدیر شرکت سونی ، نیاز براورده نشده استفاده از رادیوهای قابل حمل را که سایر تولید کنندگان رادیو از ان غافل بودند درک کرده بود . 4- طی دهه 1960 ، فناوری ضبط و پخش تصویر با استفاده از نوارهای ویدیویی در ایالات متحده متولد شد در حالی که شرکت ژاپنی جی وی سی بعد از بیست سال دستگاهیی را تولید کرد که هنوز به عنوان طرح غالب دستگاه های ویدیو در جهان مطرح است .(آقای اقبال از اینجابه بعدو نخون وگرنه همین فردا راهی ژاپن می شی !!) 5-گروه طراحی شرکت هندا که مسولیت پروژه طراحی صندوق عقب خودروهای هوندا را به عهده داشت بعد از ظهر یکی از روزها به پارکینگ شهربازی دیسنی لند رفته و حرکات مردم را به هنگام برداشتن و گذاشتن لوازم مورد نیاز خود از صندوق عقب ، زیر نظر گرفتند تا با نحوه کار مردم با صندوق عقب متوجه شوند . نتیجه این کار ارائه طرح جدیدی از صندوق عقب خودرو بود . (خانم آزادی ، این مطلب رو که می نوشتم یاد سیستم یکپارچه در تعریف صنایع افتادم که گفته بودین سیستمی متشکل از انسان و اطلاعات و تجهیزات و ....) 6-در طی دهه 1980 ، شرکت های ژاپنی برای طراحی ، مهندسی و آماده سازی یک کارخانه جهت تولید یک ماشین جدید به طور معمول به 48 ماه زمان نیاز داشتند . در حالی که جنرال موتورز ، همین فرایند را طی 84 ماه به انجام می رساند .نتیجه اینکه طی چهارده سال جنرال موتورز تنها دو نسل از ماشین های جدید خود را تکمیل نمود در حالیکه در همین مدت شرکت های ژاپنی هوندا ، تویوتا و نیسان هر کدام حدود 4 نسل از خودروهای جدید را ارائه کردند. این فعلا مطالبی بود مربوط به علل پیشرفت صنایع ژاپن در کنار توجه به نیاز های مطرح نشده مشتریان . این مطالب در صورت علاقه مرتبط به مبحث جذاب مدیریت دانش است قابل توجه عبدالله و همین که مدیریت دانش آخرین متد ارائه شده برای بهبود کیفیت در شرکت هاست قابل توجه فرزاد جان . (سیزده منهای شش) -تمام مطالب بالا مستند موجود است و به علاقمندان قابل ارائه
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 19:4 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچ تعریف قطعی از مهندسی صنایع وجود ندارد.به طور کلی تعریف قابل قبولی توسط انستیتو مهندسی صنایع امریکا (AIIE)به شرح زیر ارائه شده است: "مهندسی صنایع با طراحی , بهبود و برقراری سیستم های مجتمع از انسان ,مواد وتجهیزات مرتبط است و میکوشد تا به کمک دانش و مهارتهای فنی در زمینه علوم ریاضی,فیزیک,علوم اجتماعی و ترکیب انها با اصول و روشهای تجزیه و تحلیل مهندسی و طراحی به بررسی,پیشگویی و ارزیابی نتایج حاصل از سیستم های جامع الذکر فوق بپردازد." در تعریف بالا نکات مهمی وجود دارد که اینگونه تشریح می شوند: الف-سیستم های جامع دامنه ی سیستم های جامع بسیار گسترده است,به گونه ای که از سیستم های ساده ای مانند جوشکاری و ماشین کاری که فقط یک اپراتور کار شخصی را انجام می دهد تا سیستم های پیچیده ای مانند:خط مونتاژ نقاله ای و عملیات نورد سرد که شامل تعداد زیادی اپراتور,ماشین و تجهیزات هستند را در بر می گیرد. سیستم های جامع,همچنین فروش,توزیع و پردازش داده ها را نیز شامل می شوند. ب-مهندسی صنایع با طراحی,بهبود و برقراری سیستم ها نیز در ارتباط است منضور از "طراحی"ایجاد یک سیستم جدید و مقصود از "بهبود"بهبود یک سیستم موجود یا تنظیم صحیح توابع یک سیستم معیوب می باشد.مرتبط بودن به این معنی است که مهندسین صنایع در بر نامه ریزی سیستم ها و راهنمایی مدیران خط در زمینه طرح های طراحی یا بهبود از طریق گزارشات و مشارکت در اجرای چنین طرح هایی در هنگام نیاز مدیران خط به دستور العمل ها یا راهنمایی ها در گیر هستند. ج-ایجاد سیستم هایی با کمک دانش و مهارت فنی افراد باید توجه داشت که اجرای یک سیستم طراحی شده یا انجام اموری که سبب بهبود ان می شود کار ساده ای نیست.حتی اگر طراحی یا ایجاد بهبود یک سیستم امر ساده ای باشد,باز هم دستیابی به دستاوردهای ان کار اسانی نیست.لذا مهندسین صنایع باید به کمک دانش فنی و مهارت علمی خویش سیستم بدون نقصی را نه تنها در جهت افزایش بهره وری بلکه به منظور تامین ایمنی,رفاه انسان ومواردی از این نوع پیشنهاد دهند. بطورخلاصه می توان گفت که مهندسی صنایع ابزار موثری است برای بهبود موارد زیر: بهبود کیفیت...............................Q کاهش هزینه..............................C کاهش زمان تحویل......................D افزایش ایمنی.............................S بهبود روحیه..............................M و بهبود بهره وری.......................P
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:56 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی جان هانکر، وکیل دعاوی، اخبار عجیب و غریب اتومبیل های جدید را در روزنامه سرانجام هانکر یک اتومبیل ظریف، کوچک و چهار درب نقره ای را که از ژاپن وارد شده بود، تحویل گرفت. و حالا او ثانیه شماری می کند تا زمان رفت و برگشت به محل کارش فرا برسد و او مسیر 26 کیلومتری پرترافیک منزل تا دفتر کارش را که در گذشته برایش عذاب آور و پررنج بوده، با ماشین نوظهور طی کند و از سواری آن لذت ببرد. اتومبیل تقریبا بی صدا حرکت می کند، گاهی آنقدر بی صدا می شود که راننده نگران می شود نکند که موتور یا در واقع موتورها خاموش کرده باشند. بووان 51 ساله، مدیر کنترل کیفیت یک کارخانه ی رنگ سازی در ایوانس ویل، ایندیا می باشد. بعد از حدود دو سال رانندگی و طی 35000 کیلومتر راه، "این سایت" (نام اتومبیل) همچنان مثل روز اول می درخشد. چیزی که باعث شگفتی بووان شده این است که در تمام طول این مدت میانگین مصرف سوخت از 1 لیتر در 30 کیلومتر بیشتر نشده است! "پریوس" و "این سایت" نخستین اتومبیل های نسل جدید هستند که مجهز به موتور دورگه بنزینی- الکتریکی هستند. در اتومبیلهای با موتور دورگه، هیچ عامل کسل کننده اتومبیل های برقی سالهای نخست دهه 1990 که به خاطر کندی حرکت، مشکل شارژ باطری و مواردی از این قبیل، که حوصله راننده را سر می برد، روبه رو نمی باشد. در این اتومبیل ها ترمز مثل یک وسیله پس خور زیستی عمل می کند، با شارژ خوب و کافی باطری نه تنها در مصرف سوخت صرفه جویی می شود، بلکه محیط زیست نیز کمتر آلوده می گردد.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:9 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
توليد انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهاني دوم ودر سال 1920 بوسيله ي كارخانه هاي "ايشي كاواجيما" آغاز شد كه مدل ژاپني فورد آمريكايي را كپي كرده و به شكل توليد انبوه به بازار عرضه نمود. همچنين شورلت ژاپني AE جزو اولين خودرو هاي كپي شده آمريكايي توسط ژاپني ها بود كه به تعداد زياد توليد مي شد. سپس با تلاش هاي فراواني كه انجام شد(آنهم در شرايط بحراني ژاپن در آن دوره) مهمترين كارخانهي خودرو سازي ژاپن يعني "تويوتا" درسال 1932 فعاليت خود را با ساخت خودرويي با موتور "كرايسلر" آغاز نمود ، در سال 1934، نوع ديگري از خودرو را با موتور"شورلت" ساخته و وارد بازار نموده و از سال 1936، اولين تلاش ها براي ساخت خودروي تمام ژاپني آغاز شد. البته تا مدت ها ژاپني ها مشغول كپي برداري از اتومبيل هاي آمريكايي و اروپايي بودند. آنها خودروي پاكارد و بيوك آمريكايي و رولزرويس، مرسدس بنز و فيات اروپايي را نيز توليد كردند كه همين توليدها زمينه ساز گسترش فعاليت خودروسازي ژاپن شد و سرانجام در دهه ي 1960 ميلادي پس از سعي و كوشش فراوان ، اولين اتومبيل تمام ژاپني كه ضمنا داراي استاندارد جهاني بود، توليد و به بازار عرضه شد. در تمامي مطاب فوق رد پاي يك شگرد خاص و بسيار مفيد به چشم مي خورد كه "مهندسي معكوس"(Reverse Engineering ) نام دارد. استفاده از روش مهندسي معكوس براي كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده روش بسيار مناسبي جهت دسترسي به فن آوري ، رشد و توسعه ي آن مي باشد. ممكن است مهندسي معكوس، براي رفع معايب و افزايش قابليت هاي محصولات موجود نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال در كشور آمريكا ، مهندسي معكوس توسط شركت "جنرال موتور" بر روي محصولات كمپاني "فورد موتور" و نيز برعكس، براي حفظ وضعيت رقابتي و رفع نواقص محصولات به كار برده شده است. بسياري از مديران كمپاني هاي آمريكايي، هر روز قبل از مراجعت به كارخانه، بازديدي از جديدترين محصولات عرضه شده در فروشگاه ها و نمايشگاه هاي برگزار شده انجام داده و جديدترين محصولات عرضه شده مربوط به محصولات كمپاني خود را خريداري نموده و به واحد تحقيق و توسعه (R&D) تحويل مي دهند تا نكات فني مربوط به طراحي وساخت محصولات مذكور و آخرين تحقيقات ، هر چه سريع تر در محصولات شركت فوق نيز مورد توجه قرار گيرد.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:2 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان مثل این که دعاهاتون مستجاب شده این بنده خدا هم مرد یه نمره ارزششو نداشت باورکنین جان باكوس كه در دهه 1950 ميلادي با ابداع زبان برنامهنويسي فورترن چگونگي تعامل انسانها را با كامپيوترها تغيير داد، در سن 82 سالگي درگذشت. پيش از ابداع زبان فورترن، كارشناسان مجبور بودند با صرف دقت زياد به كامپيوترها "كد دستي" بدهند - به اين معنا كه رشتههايي خام از اعداد كه اعمالي را درون ماشين به راه ميانداخت برنامهنويسي كنند. فورترن يك زبان برنامهنويسي "سطح بالا" محسوب ميشد چرا كه اين كار را به صورت انتزاعي در ميآورد، يعني به برنامهنويسان امكان ميداد دستورات را با نظامي حسيتر وارد ماشين كنند تا بعد كامپيوتر خودش آنها را به كدهاي ماشيني ترجمه كند. اين ابداع راهگشا باعث شد در سال 1997 "انجمن ماشينهاي محاسباتي" جايزه تورينگ- يكي از معتبرترين جوايز صنعت كامپيوتر- را به او اهدا كند. باكوس در مصاحبهاي در سال 1979با مجله Think – نشريه كاركنان آيبيام- گفت:" بيشتر كار من از تنبلبودن نشات گرفته است. من علاقهاي به برنامهنويسي نداشتم، بنابراين هنگامي كه داشتم بر روي كامپيوتر ابتدايي IBM 701 كار ميكردم و برنامههايي را براي محاسبه خط سير موشكها مينوشت، شروع به كار بر رو ي يك سيستم برنامهنويسي كردم كه نوشتن برنامهها را سادهتر ميكرد." جان وارنر باكوس در سال 1942 در شهر ويلمينگتون ايالت دلاوير به دنيا آمد. پس از چند بار تغيير رشته در دوران دانشگاه بالاخره علاقهاش را در رياضيات يافت و از دانشگاه كلمبيا فوقليسانس گرفت. او بعدها به شركت آيبيام پيوست. او كه در دهه 1950 ميلادي بر روي كامپيوترهاي حجيم اوليه كار ميكرد از دادن كد دستي به آنها خسته شده بود. بنابراين گروهي از كارشناسان را گرد اورد تا نظامي سادهتر را بوجود آورند. نتيجه كار اين گروه زبان فورترن (Fortran= Formula Translation) كه شمار جملات برنامهنويسي را لازم براي به كارانداختن ماشين را با ضريب 20 كاهش داد. فورترن نشان داد كه ماشينهاي محاسباتي را ميتوان به طور موثري بدون دادن كد دستي به راه انداخت. به دنبال اين تحول طيف وسيعي از زبانهاي برنامهنويسي و رويكردهاي نرمافزاري براي كامپيوترها ظهور كرد. خود فورترن نيز در طول سالها دچار تحول شد و هنوز نيز مورد استفاده است.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 10:38 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
روانشناسان در مورد مفاهیم مبهمی مانند خلاقیت و هوش اختلاف نظر دارند و هر نظری در مورد همبستگی میان این صفات و چپ دستی به درک بهتر خوداین مفاهیم وابسته خواهد بود. بنابراین در مورد هر اظهار نظری در مورد با هوش بودن چپ دست ها که 10 در صد جمعیت جهان را تشکیل می دهند با تردید مواجه می شود.اما چند تحقیق جدی رابطه های جالبی را میان دست غالب و مهارتهای شناختی نشان داده است. به نظر میرسد که راست دست ها ممکن است در تحصیلات دانشگاهی اندکی موفق تر از چپ دست ها باشند.همچنین پژوهش ها نشان می دهند که چپ دست ها به میزان بیشتری دچار ناتوانی های خواندن یا دیس لکسیا هستند. در مقابل چپ دست ها در وظایفی که نیازمند تجسم ذهنی اشیاست مسلطرند وشاید به همین دلیل باشد که شطرنج بازان چپ دست نسبت بالاتری دارند. مدعاهای کلی تر به خصوص راست مغزی در مقابل چپ مغزی بیشتر شبیه علم اند تا مفاهیم علمی. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:16 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه و بخصوص دوستان راهکاری
خسته نباشید می کم به همتون و امیدوارم تو این راهی که شروع کردیم موفق باشیم. عضو جدید راهکار هستم و اولین باریه که خدمتتون هستم و امید وارم عضو مفیدی باشم و مطالب جالبی رو ارائه بدم. یه شعر هست که خیلی دوسش دارم و براتون می نویسم: وقتی به دنیا امدی تو عریان جمعی بودند به تو خندان و تو بودی گریان کاری کن ای دوست که وقت رفتن جمعی باشند به تو گریان و تو باشی خندان.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:8 توسط صنم آزادی امین
|
|
||
|
|
|
|
|
اواخر روز دوشنبه دوازدهم تير ماه به وقت محلي فرانسه،هيات مديره شركت خودرو سازي رنو- نيسان طرح ادغام با شركت خودرو سازي امريكايي جنرال موتورز را مورد بررسي قرار مي دهد. به گزارش خبرگزاري رويترز از پاريس ،در صورت عملي شدن اين طرح يك شركت خودرو سازي جهاني با 100 ميليارد دلار دارايي ايجاد خواهد شد. كريك كريكوريان از سرمايه گذاران بزرگ شركت جنرال موتورز هفته گذشته از اين شركت آمريكايي خواسته است تا مشاركت سه جانبه با شركت خودرو سازي رنو وشريكش نيسان را مورد بررسي قرار دهد. كارلوس گوسان مدير عامل شركت رنو-نيسان گفته است هيات مديره و مديريت شركت جنرال موتور قبل از هرگونه بررسي طرح ادغام بايد از آن حمايت كامل بكند. در صورتي اجراي طرح ادغام كارلوس گوسان كه از يك پدر ومادر لبناني در برزيل متولد شده را درراس يك گروه خودروسازي جهاني قرار خواهد داد كه فضا را بر شركت خودرو سازي تويوتاي ژاپن با ارزش بازاري 190 ميليارد دلاري تنگ خواهد كرد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:5 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|||||
|
عناوین مطالب در این پست : ۱-جهانی شدن : واژه جهاني شدن در سالهاي اخير يكي از پركاربردترين واژههاي عرصه سياستگذاري اقتصادي،فرهنگي و سياسي داخلي و بين المللي كشورها و نيز موضوع بحثهاي آكادميك و ژورناليستي بوده است. ۲-جهانيشدن عامل رشد درآمدها در 25 سال آينده :بانك جهاني اعلام كرد جهاني شدن سبب افزايش سريع نرخ رشد درآمدها در 25 سال آينده خواهد شد.در اين گزارش آمده است: اگر اين مهم به دقت مديريت نشود همان رشد ميتواند باعث افزايش و گسترش عدم تعادل در اقتصاد جهاني شود. ۳-فرهنگ و جهاني شدن؛ انسان، بيرون از خانهاش:برخي انديشه ورزان بر اين باورند كه جهان ما تا كنون سه انقلاب بنيادي را از سر گذرانده كه هر كدام از اساس و ماهيت دچار تحول شده است. ۴-خصوصيسازي چيست؟ : مفهوم خصوصي سازي بر وجود دو حوزه خصوصي و ۴-توليد ناخالص ملي چيست؟: واژه «توليد ناخالص ملي» يكي از پركاربردترين واژه هاي عرصه سياستگذاري عمومي است. معناي اين واژه عبارت است از مجموع ارزش پولي كالاها و خدمات نهايي توليد شده در يك سال مشخص با استفاده از عوامل توليدي كه متعلق به شهروندان يك كشور مي باشد. ۵-جهاني شدن در جام جهاني فوتبال : اكنون جام جهاني فوتبال آيينه تمام نمايي از تمامي جنبه هاي روند جهاني شدن يعني سياست،اقتصاد و فرهنگ در بالاترين حدآن مي باشد. جام جهاني عرصهاي براي بروز احساسات ميهن پرستانه ،پنجره اي تماشايي از اقتصاد بازار،پژواك ويژه اي از نبض و شور وشوق كل جوامع و ستايش اغراق آميزي از فرهنگ هاي ملي و در نهايت يك فرهنگ فرا ملي است. ۶-آشنايي با اوپك
۱-جهانی شدن واژه جهاني شدن در سالهاي اخير يكي از پركاربردترين واژههاي عرصه سياستگذاري اقتصادي،فرهنگي و سياسي داخلي و بين المللي كشورها و نيز موضوع بحثهاي آكادميك و ژورناليستي بوده است. برغم كاربرد گسترده اي كه واژه جهاني شدن (Globalization)در بيش از يك دهه گذشته پيدا كرده،هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آميز است و بسته به اينكه از چه زاويه و با چه نگرشي به آن نگريسته شود معنا و مفهوم متفاوت پيدا خواهد كرد كه ظهور واژه هاي مختلفي همچون "جهاني شدن"،"جهاني سازي"،"جهانگرايي"،"غربي شدن" و "آمريكايي" شدن در بسياري از جوامع از جمله ايران بيانگر اين امر مي باشد. اين اختلاف ديدگاهها باعث شده تا در حالي كه گروهي از جوامع و افراد با نگاه كاملا مثبت به پديده جهاني شدن مي نگرند و آن را يك فرايند مي دانند كه در بردارنده فرصت هاي زيادي براي جوامع است گروه ديگري از افراد و جوامع اين پديده را يك امر منفي تلقي مي كنند و آن را پروژه اي مي دانند كه از سوي صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحي شده است كه طرفداران اين ديدگاه در مقابله با جهاني شدن از جنبش مخالفان جهاني شدن كه طيف متنوعي از افراد و گر وهها را در خود دارد حمايت مي كنند.البته در بين اين دو ديدگاه يك ديدگاه بينا بيني هم بر اين باور است كه جهاني شدن همچون هر پديد ديگري در ذات خود فرصت و چالش هايي دارد و كشورها و جوامع بايد با شناخت دقيق آن از فرصت هاي آن به نفع خويش سود جويند و از چالش هاي احتمالي آن بدور مانند. صرف نظر از اين اختلاف نظرها،پديده جهاني شدن شامل طيف گسترده اي از روندهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه در كاربرد عمومي خود بر معاني مختلفي همچون تعقيب سياست هاي ليبرالي كلاسيك (سياست هاي بازار آزاد)در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازي اقتصادي)، سيطره روزافزون اشكال سياسي، اقتصادي و فرهنگي غربي (و حتي آمريكايي) (غربي شدن يا آمريكايي شدن)، گسترش تكنولوژيهاي جديد اطلاعاتي (انقلاب اينترنتي) و نيز اين كه بشريت در آستانه تحقق يك جامعه واحد متحد كه در آن عوامل عمده منازعه اجتماعي از بين رفته اند (همبستگي جهاني) قرار گرفته، دلالت مي كند. در خصوص اين كه چه عاملي باعث ايجاد وضعيتي كه از آن به وضعيت جهاني شدن ياد مي شود شده، بين نظريه پردازان اختلاف نظر است. همچنين اين اختلاف نظر در مورد زمان آغاز فرآيند جهاني شدن نيز وجود دارد. اين اختلاف نظرها در خصوص ماهيت جهاني شدن موجب شده تا بحث ها بيشتر بر آثار جهاني شدن همچون افزايش تجارت كالاها و خدمات، توسعه نقل و انتقال نيروي انساني، گسترش جابه جايي سرمايه، تقويت نفوذ شركت هاي چند مليتي و سازمانهاي بين المللي، تأثير فزاينده تكنولوژي و در مجموع وابستگي متقابل بيشتر نظام بين المللي متمركز شود تا جهاني شدن به مثابه يك نظريه. جهاني شدن در عرصه سياست هم تحول جدي ايجاد كرده است. به طور سنتي سياست هاي هر كشور در چارچوب نظام هاي سياسي داخلي آن ترسيم مي شده است و دولت هاي ملي مسئوليت نهايي براي حفظ امنيت و رفاه اقتصادي شهروندان و نيز حفظ حقوق بشر و محيط زيست در درون مرزهاي خود را داشته اند. تحولات ناشي از روند جهاني شدن به نوعي تصميم گيري هاي سياسي كشورها را به كاركرد نظام بين الملل نزديك كرده و نقش نهادها و سازمانهاي بين المللي را پر رنگتر كرده و به نوعي حاكمين ملي كشورها را فرسايش داده است. در عرصه فرهنگي نيز نوآوري هاي تكنولوژيكي همچون اينترنت، دستگاههاي فاكس، تلويزيون هاي ماهواره اي و كابلي، شبكه اينترنت و ظهور رسانه هاي جهاني موجب شده تا مرزهاي فرهنگي كشورها درنورديده شود. گستردگي زواياي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فرآيند جهاني شدن از جهات مختلف بر زندگي اجتماعي و فردي شهروندان كشورهاي مختلف تأثير گذاشته است. اين امر طي چند سال گذشته موجب شده كه برخي مؤسسات براي سنجش جايگاه كشورها در فرآيند جهاني شدن يك شاخص تركيبي ايجاد كنند و براساس آن به ارزيابي بپردازند. اگر چه مجموع اين روندها موجب شده تا كارشناسان سياستمداران و انديشمندان اين وضعيت را، «جهاني شدن» بنامند، اما همچنان اين پرسش مركزي مطرح است كه معني «جهاني شدن» واقعاً چيست؟ و در مرحله بعدي اهميت، برندگان و بازندگان جهاني شدن به عنوان يك روند واقعي چه كساني هستند و چگونه ميتوان حركت اين روند را هدايت كرد؟ جهانيشدن عامل رشد درآمدها در 25 سال آينده
خصوصيسازي چيست؟
اوپك۴۴ سال پيش با هدف وحدت بخشيدن و هماهنگ كردن سياستهاي نفتي كشورهاي عضو تشكيل شد. اوپك (opec) مخفف نام انگليسي سازمان كشورهاي صادركننده نفت (Organization of petroleum Exporting Counteries) است كه در كنفرانسي كه طي روزهاي ۱۰ تا ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۶۰ در بغداد با حضورنمايندگان كشورهاي ايران، عراق، كويت، عربستان سعودي و ونزوئلا برگزار شد بنيان گذاشته شد. بعداً با پيوستن كشورهاي قطر (سال ۱۹۶۱)، اندونزي (۱۹۶۲)، ليبي (۱۹۶۲)، امارات متحده عربي (۱۹۶۷)، الجزاير (۱۹۶۹)، نيجريه (۱۹۷۱)، اكوادور (۱۹۷۳) و گابن (۱۹۷۵) اعضاي اوپك به ۱۳ كشور افزايش يافت. اكوادور از آخر سال ۱۹۹۲ عضويت خود در اوپك را به حال تعليق در آورد ولي از اوائل سال 2007 بار ديگر تمايل خود براي عضويت در اين سازمان را اعلام كرده است. گابن نيز از ابتداي سال ۱۹۹۵ از عضويت اين سازمان خارج شد. همچنين در پي درخواست كشور آفريقايي آنگولا براي عضويت در سازمان كشورهاي صادركننده نفت، يكصدو چهل و سومين نشست وزيران نفت اوپك كه روز 14 دسامبر 2006 در شهر ابوجاي نيجريه به صورت فوق العاده برگزار شد با عضويت اين كشور در اوپك موافقت كرد. اهداف اصلي اوپك همانطور كه در اساسنامه اين سازمان اعلام شده، هماهنگ كردن و وحدت بخشيدن به سياست هاي نفتي اعضا و تعيين بهترين شيوه ها براي حفظ منافع آنها به طور انفرادي و جمعي است. اين سازمان همچنين در پي راه هاي مختلف براي تضمين قيمت هاي بازار جهاني نفت از طريق حذف نوسانات مضر و غيرضروري است. ساختار سازماني اوپك شامل كنفرانس وزيران، هيأت عامل، دبيرخانه، بخش تحقيقات و كميسيون اقتصادي است. كنفرانس وزيران عالي ترين ركن سازمان اوپك و متشكل از سران هيأت هاي نمايندگي كشورهاي عضو كه معمولاً وزير نفت هستند، مي باشد. كنفرانس وزيران هر سال حداقل دو نشست برگزار مي كند و مسئول تنظيم سياست عمومي سازمان و تدوين شيوه هاي اجراي آن است. كنفرانس وزيران علاوه بر دو نشست عادي سالانه خود بنابه ضرورت نشست هاي فوق العاده نيز دارد. تاكنون كنفرانس، وزيران اوپك از ابتداي تشكيل اين سازمان ۱43 نشست برگزار كرده كه آخرين آن 14دسامبر 2006 در نيجريه بود. هيأت عامل اوپك متشكل از نمايندگان معرفي شده از سوي كشورهاي عضو است كه توسط كنفرانس وزيران براي مدت دو سال انتخاب مي شود. هيأت عامل وظايفي همچون مديريت سازمان، اجراي قطعنامه هاي كنفرانس وزيران، تدوين بودجه سالانه و تقديم آن به كنفرانس وزيران را بر عهده دارد و گزارش هاي ارسالي دبيرخانه را نيز بررسي مي كند. دبيرخانه اوپك ركن ديگر اين سازمان است كه طبق اساسنامه و زير نظر هيأت عامل مسئول امور اجرايي اوپك مي باشد. در رأس دبيرخانه دبيركل قراردارد كه به عنوان نماينده مجاز قانوني و رئيس اجرايي دبيرخانه طبق دستورالعمل هاي هيأت عامل امور سازمان را اداره مي كند. دبير كل اوپك براي مدت ۳ سال توسط كنفرانس وزيران از بين نامزدهاي معرفي شده از سوي اعضا به اجماع برگزيده مي شود و تمديد دوره تصدي او براي يكبار ديگر نيز بلامانع است. اوپك همچنين يك بخش تحقيقاتي دارد كه زير نظر دبيرخانه تحقيقات لازم براي اين سازمان را انجام مي دهد و داراي سه بخش مطالعات انرژي، تحليل بازار نفت و خدمات اطلاعاتي است. كميسيون اقتصادي اوپك نيز ركن ديگر اين سازمان است كه به صورت يك بخش تخصصي در چارچوب دبيرخانه عمل مي كند و هدف آن كمك به سازمان در تقويت ثبات بازار جهاني نفت است. مقر دبيرخانه اوپك تا سال ۱۹۶۵ در شهر ژنو سوئيس بود و در اين سال با تصويب كنفرانس وزيران به وين اتريش منتقل شد و از سال ۱۹۷۷ نيز در ساختمان كنوني در كنار كانال دانوب مستقر است. سران كشورهاي عضو اوپك نيز تاكنون دو نشست در ۱۹۷۵ در الجزاير و در سال ۲۰۰۰ در ونزوئلا برگزار كرده اند و قرار است سال جاري نشستي در عربستان سعودي برگزار كنند. |
||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:5 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||||||
|
|
|
|
آيا واقعا مي توانيد موضوعي را پيدا كنيد كه بتوانيد در آن با صراحت به يك مهندس صنايع بگوييد: آقا يا خانم مهندس اين مسئله به شما ربطي ندارد!!! من كه هر چي گشتم تلاش هايم نتيجه اي نداد! بايد اقرار كنم كه از كارخانه ها گرفته تا بيمارستان ها تحت سيطره ي اقيانوس علوم مهندسين صنايع است. اين بار يه مطلب در مورد مديريت كيفيت در ارتش آمريكا ،در يكي از مجلات آمريكايي با اين تيتر پيدا كردم: مبارزه براي كيفيت، ارتش آمريكا در تلاش براي بهبود كيفيت. منبعhttp://www.qualitydigest.com/index.shtml : كيفيت در ارتش داراي يك مفهوم ضد و نقيض است كه به عنوان يك مالياتپرداز،عيب جويي كردن از هر دولتي در زمينه ي بودجه ي ارتش كار آساني است چنان چه شهروندان آمريكا با نگاه هاي منفي مطبوعات و رسانه ها در مورد هزينه هاي بالاي تجهيزات نظامي اشباع شده اند. كيفيت در ارتش را از دو طريق مي توان معني كرد تعريف اول از طريق گروه بندي متدها،ابزار ها و تكنيك ها براي مديريت كيفيت است. در مديريت كيفيت، سرمايهگذارى براي طراحي كيفيت بايد داراي سيستم هاي به جا باشد تا بتوان كيفيت طراحي شده را كنترل نمود و بهبود مستمري در عملكرد از طريق بهبود سيستماتيك و بهبود فرايند ها دارد . تعريف دوم به عنوان يك صفت استفاده شده است داراي يك نتيجه نهايي است: كيفيت محصولات، خدمات، فرآيندها و افراد. مديريت كيفيت در ارتش، توسط ارگانهاي دولتي انجام شود يا سازمان هاي نظامي ،بايد محصولات و خدمات مناسب را براي نظاميان فراهم نمايد هزاران افسر ،سرباز، كارمند كشورى و پيمان كار به سختي كار مي كنند تا از سربازان به وسيله ي افزايش كيفيت تجهيزات،سيستم ها و فرآيند ها محافظت كنند. روشهاى مديريت كيفيت از قبيل اقدام اصلاحى در مورد دلايل عمده ،،بهبود مستمر و فرماندهي تجهيزات ارتش آمريكا از پيشتازان پياده سازي توليد ناب در محصولات نظامي بوده است. در سال2004 نيز ارتش مشغول طرح ريزي يك سيستم براي افزايش كيفيت در نيروي ارتش بوده است. چنين اقداماتي براي افزايش كيفيت در تمام سيستم به كار مي رود از اين مديريت كيفيت جامع(TQM) ناميده مي شود. كه چنين امري براي ارتش بزرگي مانند ارتش آمريكا لازم به نظر مي رسد. بنا براين بايدگفت در شرايط كنوني ارتش آمريكا، مهم ترين هدف دولت و ارتش در افزايش كيفيت تجهيزات و همچنين افزايش كيفيت خدمات ارائه شده به ارتشيان براي افزايش كارآيي آنها و همچنين راضي نگه داشتن آنها مي باشد.كه بخشي از هزينه هاي ميليارد دلاري ارتش آمريكا در جهت نيل به اين منظور است. ___________________________________________________________ در پايان بايد بگم قسمتهايي از مقاله رو كه به مديريت كيفيت مربوط مي شد رو در اينجا آوردم و جنبه هاي سياسي رو از مقاله حذف كردم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 0:14 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته با شیم. حساسيت خودرو به بستني وانيلي: متن حكايت بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است. لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟ مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد! نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست. اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock ) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند . يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد. مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود . زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند . با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است . برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند . در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود . اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اكنون با توجه به اوضاع منطقه پربحران خاورميانه و خليجفارس، يكي از سوالات اساسي اين است كه جهان و به طور خاص مصرفكنندگان اصلي نفت يعني اروپا، آمريكا و كشورهاي شرق و جنوب شرق آسيا چقدر به واردات نفت از خاورميانه و خليجفارس وابسته هستند و اگر در اثر تشديد تنشها در منطقه، صادرات نفت از خاورميانه و خليجفارس با مشكل روبهرو يا محدود شود، بيشتر كدام كشورها آسيبپذيرتر خواهند بود. اين نوشتار در بخش اول تلاش كرده تا ميزان وابستگي آمريكا به نفت خليجفارس و خاورميانه را بررسي كند. سهم خاورميانه و خليجفارس از بازار نفت جهان ميزان كل ذخاير نفتي جهان اكنون هزار و 293 ميليارد بشكه است كه 743 ميليارد بشكه از اين ميزان متعلق به خاورميانه است. پس از خاورميانه، آمريكاي شمالي با 213 ميليارد بشكه ذخيره نفتي در جايگاه دوم قرار دارد. بر همين اساس آمريكاي مركزي وجنوبي مشتركا 103 ميليارد بشكه و قارهء وسيع آفريقا نيز دقيقا همين مقدار ذخيره نفت در اختيار دارند. كشورهاي اوراسيا 79 ميليارد بشكه نفت در خود ذخيره دارند و سهم ديگر كشورهاي آسيايي نيز تنها 39 ميليارد بشكه است. فقيرترين قاره جهان از نظر ميزان ذخيره نفت با تنها 15 ميليارد بشكه قاره اروپاست. طبق پيشبيني ادارهء اطلاعات انرژي آمريكا، هم اكنون روزانه 24 ميليون بشكه از 80 ميليون بشكه نفت مصرفي بازارهاي جهاني از منطقهء خليجفارس و تنگه هرمز عبور داده ميشود. برآوردها نشان ميدهد كه حداقل تا 20 سال آينده منطقه خليجفارس همچنان قطب انرژيك جهان خواهد بود. اين منطقه در سال 1995 حدود 4/15 درصد نفت جهان را تامين ميكرد كه اين ميزان در سال 2020 به 8/41 درصد افزايش خواهد يافت. 60 درصد ذخاير اثبات شده جهان نيز در منطقه خاورميانه و به طور خاص در حاشيه خليجفارس است و پيشبيني ميشود با اكتشافهاي جديد، اين رقم افزايش يابد، به ويژه اين كه افزايش ظرفيت توليد در خاورميانه موجب توسعه و تقويت مشاركت آن در بازار تجارت جهاني خواهد شد. از طرف ديگر نفت 80 درصد از كل صادرات كشورهاي حوزهء خليجفارس، _90 درصد از درآمد ارزي و 40 درصد كل درآمد ملي اين كشورها را تشكيل ميدهد. عربستان با در اختيار داشتن 37 درصد ذخاير نفت خام جهان حدود 264 ميليارد بشكه را در اختيار دارد و يكي از سه كشور بزرگ صادركنندهء نفت به آمريكا به شمار ميرود. كويت و عراق هر كدام 14درصد، ايران و ونزوئلا هر كدام 9 درصد، امارات هشت درصد و بقيه اعضاي اوپك مجموعا 9 درصد را در اختيار دارند. عربستان، امارات و كويت بيش از 100 سال نفت خواهند داشت. قطر تا 50 سال و عمان تا 10 سال آينده. بر اساس برآورد چيده نيست و نياز به آموزش خاصي هم ندارد. سهم خاورميانه از نفت وارداتي آمريكا آمريكا اكنون بزرگترين واردكنندهء نفت در جهان است و روزانه بيش از 25 درصد نفت جهان را مصرف ميكند. اكثر واردات نفت آمريكا از كشورهاي عربي خاورميانه صورت ميگيرد و نفت به يك ريسك اقتصادي براي آمريكا تبديل شده است. طبق گزارش آژانس بينالمللي انرژي، تقاضاي جهاني نفت در سال 2010 به 95 ميليون بشكه خواهد رسيد و آمريكا در سال 2025 حدود 51 درصد نفت خود را از كشورهاي عضو اوپك تامين خواهد كرد كه عمده آنها در حاشيه خليجفارس قرار دارند. اگر تقاضاي نفت چين و هند و ديگر كشورهاي در حال توسعه به رشد بالاي خود ادامه دهد،قيمت نفت افزايش خواهد يافت و اين امر قيمت بنزين در آمريكا را تحت تاثير قرار خواهد داد. جورج بوش، رييسجمهوري آمريكا تاكيد كرده كه نفت به مخاطره بزرگ اقتصادي آمريكا تبديل شده است و اين كشور بايد از وابستگي شديد خود به نفت بكاهد. از نظر بوش ايالات متحده از شرايط خاصي برخوردار است چرا كه نفتخام وارداتي اين كشور از كشورهاي مختلفي تامين ميشود. اين در حالي است كه ايالات متحده همواره از ناحيه عرضه نفت خام ونزوئلا نيز آسيبپذير بوده است كه به عنوان اصليترين صادركنندهء نفت به اين كشور، 15/5درصد از بازار نفت خام آمريكا را در اختيار دارد. آمارها حكايت از آن دارد كه شاخص آسيبپذيري واردات نفت خام آمريكا از پنج كشور عمده صادركنندهء نفتخام از 62 درصد در سال 2001 به 76 درصد در آغاز سال 2003 رسيده است كه اين ميزان از وابستگي اقتصاد آمريكا در تاريخ اين كشور بيسابقه بوده و از دورهء شوك نفتي جنگ خليجفارس در 1991نيز بيشتر شده است. كانادا، عربستان، مكزيك و ونزوئلا صادركنندگان بزرگ نفت به آمريكا هستند. طي 9 ماه نخست 2006 ميلادي كشورهاي كانادا، مكزيك و عربستان بزرگترين صادركنندگان نفت خام به آمريكا بودهاند. در اين مدت آمريكا بيش از 12496 ميليون بشكه نفت وارد كرده است كه اين رقم معادل 25 درصد توليد جهاني نفت بوده است. كانادا در اين مدت 9/16 درصد نفت مورد نياز آمريكا را تامين كرده است و مكزيك و عربستان نيز به ترتيب بيش از 1/12 و_ 7/11 درصد نفت وارداتي اين كشور را تشكيل دادهاند. گرايش آمريكا به سوي شمال آفريقا ميزان صادرات نفت الجزاير به آمريكا در اين مدت با رشد چشمگيري روبهرو شده است و الجزاير به ششمين صادركنندهء بزرگ نفت به آمريكا تبديل شده است. الجزاير طي 9 ماه نخست 2006 ميلادي، روزانه بيش از 649 هزار بشكه نفت به آمريكا صادر كرده است. ارزش صادرات نفت خام الجزاير به آمريكا در اين مدت به بيش از 14/9 ميليارد دلار رسيده است كه اين رقم 82/22 درصد كل صادرات نفت الجزاير را تشكيل ميدهد. تمايل به واردات بيشتر از كانادا واشنگتن از اتاوا خواسته است توليد نفت خود را به پنج ميليون بشكه در روز در سال 2015 افزايش دهد تا به اين ترتيب، وابستگي آمريكا به نفت وارداتي از خاورميانه كمتر و كمتر شود. اين در حالي است كه كانادا اكنون با صادرات يك ميليون بشكه نفت در روز به آمريكا، بزرگترين صادركنندهء نفت به اين كشور است. متوسط توليد نفت كانادا طي سال 2006 ميلادي بيش از 61/2 ميليون بشكه بود. توليد نفت كانادا امسال نيز با 1/9 درصد افزايش به بيش از 89/2 ميليون بشكه در روز خواهد رسيد و موافقت دولت كانادا با بهرهبرداري از منابع نفتي حوزهء آلبرتا، مهمترين علت افزايش توليد نفت اين كشور به شمار ميرود. با اين وجود كانادا قصد دارد ميزان توليد گاز طبيعي را كاهش دهد كه اين مساله موجب نگراني شديد مقامهاي آمريكايي شده است. از طرف ديگر كانادا به زودي قادر به صادرات بيشتر نفت به آمريكا به جاي عربستان و ونزوئلا نيست. اما دولت آمريكا ضمن ابراز نگراني شديد از كاهش صادرات نفت كانادا به اين كشور، خواستار افزايش صادرات نفتي اتاوا به واشنگتن شده است. در صورت توافق دو كشور، كانادا طي سالهاي آينده با افزايش سرمايهگذاري و توليد نفت بيشتر، روزانه پنج ميليون بشكه نفت به آمريكا صادر خواهد كرد كه اين رقم معادل 25 درصد كل نفت مصرفي آمريكا خواهد بود. باب گريكو، رييس موسسهء تحقيقات نفت آمريكا موسوم به API در اين باره ميگويد: آمريكا بايد در ديدگاههاي خود نسبت به كانادا تجديد نظر كند. كانادا ميتواند منبع قابل اطميناني براي تامين نفت مورد نياز واشنگتن باشد.» دولت بوش همواره قصد داشته است ميزان وابستگي آمريكا به منابع نفت خاور ميانه را كاهش دهد. بر اساس طرح دولت بوش، ميزان وابستگي آمريكا به واردات نفت از خاورميانه تا سال 2015 ميلادي بيش از 75 درصد كاهش خواهد يافت. اين در شرايطي است كه مطالعه 195 اقتصاددان آمريكايي حكايت از آن دارد كه چنانچه قيمتهاي نفت به بشكهاي 100 دلار برسد، اقتصاد آمريكا به سمت ركود سوق داده خواهد شد. بر اساس اين مطالعه كه سالانه دو بار از سوي انجمن ملي براي تجارت علوم اقتصادي انجام ميشود، بزرگترين خطري كه عمدهترين اقتصاد جهان را تهديد ميكند، تروريسم و پس از آن قيمتهاي بالاي انرژي است. استوارتهافمن، رييس انجمن ملي مسائل اقتصادي بازرگاني و اقتصاددان ارشد خدمات مالي «پي.ان.سي» گفت: «اعضاي اين انجمن معتقدند كه قيمتهاي بيش از بشكهاي يكصد دلار احتمالا موجب ركود خواهد شد.» به گفتهء وي، اقتصاددانان انجمن، آينده روشني را براي جايگزيني فنآوريهاي چشمگيري به جاي نفت در دههء آينده مشاهده نميكنند. برخي از تحليلگران انرژي پيشبيني كردهاند در صورت تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران كه يكي از توليدكنندگان مهم نفت خام جهان است، قيمتهاي نفت را از قيمتهاي 70 و اندي دلار در حال حاضر به بالاي بشكهاي 100 دلار خواهد رساند. 34 درصد از پاسخدهندگان به مطالعه انجمن ملي براي تجارت علوم اقتصاد گفتهاند بزرگترين معضلي كه در كوتاهمدت روياروي اقتصاد آمريكاست، مساله تروريسم است اين در حالي است كه در ماه مارس 26 درصد پاسخدهندگان چنين نظري داشتند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:16 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش مجلهء اقتصادي فورچون، 11 شركت بزرگ آمريكا به عنوان بزرگترين زيانديدگان در ميان شركتهاي جهان طي سال 2006 شناخته شدند.اين مجله بر اساس آمار ارايه شده از سوي شركتهاي جهان 17 شركت جهان را به عنوان زيانديدگان بزرگ جهان معرفي كرده است كه از اين تعداد 11 شركت متعلق به آمريكا بوده، سه شركت ژاپني بوده، يك شركت انگليسي، يك شركت آلماني و يك شركت نيز تايواني بوده است.» در مجموع 11 شركت آمريكايي با بيش از 39 ميليارد دلار زيان در سال 2006 مواجه شدهاند. شركت خودروسازي فورد آمريكا با 6/12 ميليارد دلار بزرگترين شركت زيانده جهان طي سال 2006 شناخته شده است. پس از آن شركتهاي آمريكايي ودافن، دلتا، دلفي، جنرال موتورز و كوكاكولا به ترتيب با 2، 2/5، 6/3، 5/10 و 1/1 ميليارد دلار به ترتيب در ردههاي دوم تا ششم جهان از نظر حجم زيانهاي مالي قرار گرفتهاند. شركت آلماني توش گروپ با_ 1/1 ميليارد دلار، شركت آمريكايي لير با 708 ميليون دلار، شركت تايواني سي پي سي با 429 ميليون دلار و شركت ژاپني سانيو با 388 ميليون دلار نيز به ترتيب رتبه هاي هفتم تا دهم را به خود اختصاص دادهاند. شركت آمريكايي گودير، شركت انگليسي سزيكا، شركت ژاپني هيتاچي، شركت الكاتل- لوسنت، شركت تيسون، شركت جال و شركت تچ ديتا نيز به ترتيب با 330 ميليون دلار، 285 ميليون دلار، 280 ميليون دلار، 221 ميليون دلار، 196 ميليون دلار، 139 ميليون دلار و 97 ميليون دلار ردههاي بعدي را به خود اختصاص دادهاند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:15 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
نه، اينجا يكي از ساختمانهاي ناشناخته «ك.گ.ب» نيست. هيچكدام از افسران سرويس جاسوسي شوروي، اينجا حضور ندارند. اينجا ساختماني قديمي در مركز شهر لندن است. بوريس اليگارش بزرگ و تبعيدي، به قامت جوان ايراني نگاه ميكند؛ «پدرت رو ميشناسم. ميتونم در عرض چند سال اونقدر پولدارت كنم كه حتي پدرت حيرتزده بشه. دوس داري با من باشي؟» برژوفسكي – آبراموويچ بعدها وقتي برژوفسكي به دليل اختلافاتش با ولاديمير پوتين از اين كشور گريخت و از انگلستان پناهندگي سياسي گرفت، آبراموويچ مسئول نگهداري اموال او در روسيه شد. آبراموويچ كه پايگاه مستحكمي به نام چلسي به جز تجارتش در انگليس داشت، روابطش با مقامات ارشد روسيه را حفظ كرد و حتي تا مقام فرمانداري يكي از استانهاي دوردست روسيه به نام «چوكوتكا» پيش رفت كه البته اين آخري براي او بيشتر جنبه تفريح داشت تا مساله ديگر.
باتلاق برزيل شركت مديا اسپورتس اينوسمنت – شركت سرمايهگذاري ورزشي رسانهاي – به نام كيا جورابچيان به قصد نقل و انتقال بازيكنان آمريكاي جنوبي و سرمايه گذاري در ورزش تاسيس شده بود اما گويا در اينجا ميتوان ردي از سهامداري بوريس برژوفسكي معروف را هم پيدا كرد. البته چنين فعاليتهايي اغلب براي پوشش فعاليتهاي بزرگتري مثل تجارت نفت و... انجام مي شود ولي به هر تقدير، محبوبترين باشگاه برزيلي در سنپائولو واقع است. اين جوان ايرانيتبار كه آن زمان تنها 33 سال داشت، براي تصاحب باشگاه مقروض و ورشكسته كورينتيانس پا پيش گذاشت و قرارداد شگفتانگيزي با برزيليها منعقد كرد. اگرچه در برزيل، باشگاهي مثل كورينتيانس فروختني نيست اما آلبرتو دواليب مدير 80 ساله باشگاه خيلي زود مسحور پيشنهاد اغواكننده كيا و شركت M.S.I شد و به اين ترتيب، قرارداد به امضاي طرفين رسيد. بر اساس اين قرارداد 10 ساله، شركت M.S.I موظف شد تمام هزينههاي پرداختني و سرمايه گذاري، به علاوه پرداخت تمام بدهي پيشين باشگاه را بر عهده بگيرد. دو بخش جوانان و تيمهاي آماتور را فعال كند و در عوض، 51 درصد تمام محصولات،حق پخش تلويزيوني، اسپانسرينگ، بازاريابي وتبليغات را در اختيار بگيرد. كيا و مافياي روسيه هر چند آلبرتو دواليب رئيس و پاتولو آنتونيوني مدير ورزشي باشگاه از فعاليتهاي كيا و M.S.I حمايت كردند اما او مخالفان سرسختي را نيز پيش روي خود ميديد. يكي از اين افراد، رومئو توماجونيور بود كه رابطه نزديكي با پارلمان ايالتي سنپائولو داشت و 20 سال در پليس فدرال برزيل كار كرده بود. او خانواده مشهوري در برزيل دارد. پدر او پليس ايالت سن پائولو بوده و حالا سناتور اين ايالت به شمار ميرفت. درگيريهاي لفظي، خيلي زود بالا گرفت. رومئو توما جونيور نماينده شركت M.S.I را متهم كرد كه نگذاشته او تحقيقاتش را انجام دهد. اما توما به نظر نميرسيد حريف ساده اي براي كيا باشد؛ «وقتي كيا در كورينتيانس به عنوان مدير جديد باشگاه معرفي شد، به دوستانم در اينترپل زنگ زدم و متوجه شدم كه پشت سر او آدمهايي مثل بوري پاتار كاتشيشويلي (سرمايه دار معروف گرجستاني) و برژوفسكي قرار دارند. در اينترپل، همه چيز واضح و روشن است. آنها ميدانند كه در جمهوريهاي سابق شوروي 5-6 نفر مرد قدرتمند هستند كه از فوتبال براي به جريان انداختن پولهاي سياه مافياي سابق روسيه استفاده ميكنند و جورابچيان فقط يك وظيفه برعهده دارد.»
كيا به دنبال خريد وستهام برنامهريزيها به دقت انجام شده بود. وستهام يونايتد دوره مالي بحرانياي را سپري ميكرد. 300 ميليون بدهكاري، چيز كمي نبود. اين مبلغ قطعا در پايان فصل جاري به بيش از 400 ميليون دلار افزايش پيدا ميكند زيرا هزينههاي سال جاري 105 ميليون پوند پيشبيني شده است.
عاليجناب خاكستري او در انتخاب پوتين در سال 2000 به عنوان رئيس جمهور نقش اساسي داشت اما بعدها رابطه اش با او بر سر واكنش كند پوتين بر سر سانحه غرق زيردريايي كورسك تيره شد و از روسيه گريخت. پيش از تبعيد،دارايي وي 3 ميليارد دلار تخمين زده شد. حضور او در اغلب فعاليتهاي تجاري – اقتصادي و ورزشي در دنيا براي بسياري واضح و روشن است اما او هنوز دم به تله كسي نداده. مرد ميليارد دلاري در سال 1996 عضو هيات مديره شركت نفتي او شد و حالا بخش عمدهاي از سهامش را در اختيار دارد. در سال 2000 شركت عظيم آلومينيومسازي راشن را تاسيس كرد و بعدها توسط پوتين به فرمانداري استان چوكوتكا منصوب شد. منصبي كه براي او بيشتر هزينه داشت تا اعتبار. او در دورهاي خزانهدار يلتسين بود. اموال او عبارتند از: اكثر سهام سيب نفت، 25 درصد سهام راشن آلومينيوم، 26 درصد سهام ايروفلوت، باشگاه چلسي، ساختمان شش طبقه در لندن، بخشي از ملك دوكوست مينستر به ارزش 46 ميليون دلار، خانههايي در مسكو، وستساسكسن و فرانسه. تنها قايق اختصاصي وي 90 ميليون دلار ارزش دارد.
كيا حتي نگرانيهايي در وزارت فرهنگ رسانه، ورزش و يوفا درباره سرمايهگذاران مخفي به وجود آورده است. با اين حال، ريچارد كابون كه در جريان رياست كشورش بر اتحاديه اروپا، رئيس كميته بررسي قانون فوتبال اروپاست و هيچ بعيد نيست بتواند قانوني براي جلوگيري از ورود كيا جورابچيان وضع كند. روزنامهها او در نهايت، موفق شد دريابد كه جورابچيان در مراكز ثبت شركتهاي تجاري و عقد قراردادهاي تجاري انگليس، 4 هويت مستقل دارد با 4 آدرس متفاوت: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:13 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
دنیای اقتصاد عناوین این مطلب ۱- 400 هزار دلار، جايزهء قهرماني احتمالي تايلند ۲-راههايي براي كشاندن تماشاگران به ورزشگاهها ۳- شرطبندي روي جام ملتهاي آسيا
هزار دلار، جايزهء قهرماني احتمالي تايلند استار- فدراسيون فوتبال تايلند اعلام كرد كه بازيكنان تيم ملي اين كشور در صورتي كه موفق به صعود به مرحلهء يكچهارم نهايي مسابقات جام ملتهاي آسيا شوند مبلغ سه ميليون بات (معادل 85 هزار دلار) پاداش دريافت خواهند كرد.مسوولان فدراسيون تايلند پس از عملكرد خوب تيم ملي كشورشان در دو مسابقهء اول خود كه به تساوي مقابل عراق و پيروزي مقابل عمان انجاميد مبلغ يك ميليون بات به بازيكنان و مربيان اين تيم پاداش دادند.جالب اينكه رييس فدراسيون فوتبال تايلند اعلام كرد: «در صورتي كه بازيكنان تيم ملي كشورش به ديدار فينال مسابقات جام ملتهاي آسيا برسند پنج ميليون بات و اگر برندهء اين مسابقات شوند، 10 ميليون بات جايزه خواهند گرفت. در واقع با توجه به جايزهء اوليه در صورتي كه تايلنديها قهرمان جام شوند در مجموع 14 ميليون بات (بيش از چهارصد هزار دلار) جايزه خواهند گرفت.»ووراوي ماكودي، رييس فدراسيون فوتبال تايلند ميگويد:«ما تمام راههاي ممكن براي افزايش انگيزهء بازيكنان را در نظر گرفتهايم. فكر ميكنيم كه اين جوايز ميتواند بازيكنان را تشويق كند كه بيشتر تلاش كنند.»تايلنديها تاكنون شش بار در مرحلهء نهايي مسابقات جام ملتهاي آسيا حاضر بودهاند اما تنها يك بار در سال 1972 موفق شدهاند يك عنوان سومي كسب كنند. آنها در دورهء قبل مسابقات جام ملتهاي آسيا در چين با سه باخت به ايران، ژاپن و عمان از دور مسابقات حذف شدند.» راههايي براي كشاندن تماشاگران به ورزشگاهها ويتنام نتنيوز- اندونزي با مشكل كمبود تماشاگر در مسابقات جام ملتهاي آسيا روبهرو است.يكي از چهار ميزبان جام ملتها كه قرار است فينال مسابقات در آن كشور برگزار شود اندونزي است كه در ديدارهايش با كمبود تماشاگر روبهرو است و ميزان تماشاگران مسابقات در آن بسيار كمتر از حد تصور است براي همين مسوولان فوتبال اندونزي در تلاش هستند تا با راههاي مختلف تماشاگران را به استاديوم بكشانند. يكي از شيوههاي در نظر گرفته شده جوايزي از قبيل وسايل خانگي و اتومبيل براي تماشاگران است اما شيوهء ديگر ارايهء بليتهاي مسابقات در سرتاسر شهر است.آلكس اسكندر يكي از مسوولان بخش فروش بليت در اندونزي به خبرنگاران گفت:«فروش بليتها در اندونزي بسيار كمتر از حد تصور ما بوده است، ما در حال پيادهكردن برنامههايي براي عرضهء بليتها در سطح شهر و در تمام مغازهها هستيم. در اولين مرحله قرار شده است كه بليتها در فروشگاههاي زنجيرهاي بزرگ و نيز در سه دانشگاه اصلي جاكارتا به فروش برسند تا افرادي كه مايل هستند به تماشاي مسابقات بيايند مشكلي براي خريد بليت نداشته باشند. براساس برنامهها ما اميدوار هستيم كه در ديدارهاي نيمه نهايي و فينال حتي يك صندلي استاديومهاي ميزبان خالي نماند.»اندونزي براي ميزباني مسابقات جام ملتها هزينههاي زيادي متحمل شده است. براساس گزارش رسانههاي اين كشور حدود شش ميليون دلار هزينهء بازسازي و نوسازي استاديوم بونگ كارنو جاكارتا شده و مبالغي هم براي گسترش سيستم _حمل و نقل جاكارتا هزينه شده است. ويتناميها جايزهباران شدند ويتنام نتنيوز- فدراسيون فوتبال ويتنام پس از پيروزي تيم ملي اين كشور در بازي مقابل امارات ركورد جايزه دادن به بازيكنان تيم ملي اين كشور را شكست و مبلغ_ 3/1 ميليارد دونگ 800 هزار دلار آمريكا) به بازيكنان و كادر فني اين تيم جايزه داد. پس از تساوي ويتنام مقابل تيم ملي قطر هم مبلغ 500 ميليون دونگ به بازيكنان اين تيم جايزه داده شد.مبالغي كه فدراسيون فوتبال ويتنام براي جايزه به نفرات تيم در نظر گرفته است جدا از جوايزي است كه شركتها و موسسات خصوصي براي بازيكنان و كادر فني تيم در نظر گرفته است: «كمپاني سامسونگ پيش از شروع مسابقات اعلام كرده بود كه براي هر پيروزي به كل تيم مبلغ 50 هزار دلار جايزه پرداخت خواهد كرد. شركت بازرگاني اقتصادي وياتك هم مبلغ شش هزار دلار جايزه براي نفرات تيم پس از هر پيروزي در نظر گرفته است. مسوولان وزارت ورزش ويتنام هم اعلام كردند كه در صورت صعود تيمشان از گروه خود مبلغ يكصد ميليون دلار ويتنام به نفرات اين تيم جايزه خواهند داد.محمدبن همام، رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا هم در بازديدي كه از ويتنام داشت اعلام كرد كه مبلغ هشت هزار دلار براي گسترش فوتبال جوانان در اين كشور تخصيص داده است. شرطبندي روي جام ملتهاي آسيا ديلي تايمز- شرطبنديهاي غيرقانوني يكي از وقايع تاسفباري است كه روي فوتبال آسيا سايه افكنده است، اما حالا پليس كشورهاي ميزبان به صورت كاملا هوشيارانه سعي در كنترل اين مساله در مسابقات جام ملتهاي آسيا دارد.در آسياي جنوب شرقي مردم با شروع مسابقات فوتبال جام ملتهاي آسيا پولهاي خود را در مراكز شرطبندي زيرزميني و غيرقانوني به جريان مياندازند و البته لازم به ذكر است كه محلهاي فوق كه ذكر آن رفت همگي به صورت تشكيلات منظم و سنديكاهاي خاص اداره ميشوند. حالا علاوه بر مكانهاي غيرقانوني فوق روشجديدي در حال رواج پيدا كردن است يعني شرطبندي به صورت آنلاين در شبكهء اينترنت.بعضي از بزرگترين مراكز زيرزميني شرطبندي آسيا در چين قرار دارد. سال 2005، فردي كه مبلغي حدود 75 ميليون دلار طي شرطبنديهاي مختلف در چين كلاهبرداري كرده بود به 30 ماه زندان محكوم شد.مقامات پليس پيشبيني ميكنند طي تاريخ هفتم تا 29 ژوئن كه مسابقات جام ملتهاي آسيا برگزار ميشود شرطبنديهاي كلاني چه در مكانهاي زيرزميني و چه در اينترنت صورت خواهد گرفت، اما در اين زمينه طرحهايي براي مبارزه با اين گونه فعاليتهاي غيرقانوني در دست اجرا دارد.سال گذشته پليس چين گروه ويژهاي را براي مقابله با شرطبنديهاي زيرزميني روي مسابقات بينالمللي فوتبال تعيين كرده بود، اما براساس گزارشهاي غيررسمي آنها نتوانستند در مبارزه با گروه «سوتهاي سياه» و رواج رشوه دادن به داوران براي تعيين نتايج موفقيتهاي زيادي را كسب كنند.علاوه بر چين كشور تايلند نيز دچار رواج شرطبنديهاي غيرقانوني فوتبال است. براساس تخمينهايي كه كارشناسان مسايل اقتصادي ميزنند طي جامجهاني سال 2006 مبلغي حدود يك ميليارد دلار در شرطبنديهاي غيرقانوني فوتبال در جنوب شرق آسيا و به خصوص تايلند رد و بدل شده است. پليس هم براي كنترل اين موضوع به صورت جدي دست به كار شده است و در چهار هفتهاي كه مسابقات جام جهاني فوتبال برگزار ميشد بيش از 750 نفر كه شرطبنديغيرقانوني انجام ميدادند را بازداشت كرد. جام ملتهاي آسيا در چهار كشور تايلند، اندونزي، مالزي و ويتنام برگزار ميشود و انتظار ميرود با برگزاري اين سري از مسابقات سطح شرطبنديها به مقياس جام جهاني برسد.ژنرال فانو كردلار پهول نمايندهء پليس شهر بانكوك در اين زمينه ميگويد: «ما فكر نميكنيم كه در جام ملتهاي آسيا كه در پيش است شرطبندي بزرگ غيرقانوني به وجود آيد.» وي در ادامه ميافزايد: «اين نوع شرطبنديها در مورد مسابقات ليگ برتر انگليس، سري A ايتاليا و يا ليگ اسپانيا بيشتر از مسابقات فوتبال آسيا رواج دارد.»شرطبندي و هر چه كه مربوط به آن باشد در اندونزي غيرقانوني است، اما شرطبندي در اين كشور يك مسالهء عمومي است. بامنبگ كان كوكو سخنگوي نيروي پليس در اين زمينه ميگويد: «ما در جريان هستيم كه مكانهاي شرطبندي مرتبا تغيير ميكند براي اين كه پليس اين گونه محلها را پيدا نكند، قصد داريم تا در تمام سطوح با اين مساله برخورد كنيم و اين شامل يورش به مكانهايي است كه مشكوك به شرطبندي هستند يا اين گونه امور را اداره ميكنند.»در كشور كمونيستي ويتنام نيز اين موضوع غيرقانوني محسوب ميشود هر چند كه شرطبندي روي فوتبال در اين كشور هم شايع است و از امور مردمي شمرده ميشود. آوريل گذشته در شهر هوشيمينه 12 نفر به جرم شرطبندي اينترنتي فوتبال به زندان افتادند. شرطبنديهاي آنلاين به شدت در ويتنام رواج پيدا كرده است به اين صورت كه روزانه مبلغ 50 هزار دلار بر روي مسابقات فوتبال ليگ آن كشور، ليگ آلمان، ايتاليا، اسپانيا، بريتانيا و ديگر ليگهاي قهرماني اروپا شرطبندي ميشود.اين داستان در مالزي هم به همين شكل است. ابراهيم سعد رييس فدراسيون فوتبال مالزي اعلام كرد: «ما دقيقا نميدانيم چه مقداري ممكن است شرطبندي صورت بگيرد ولي ميدانيم كه بايد در اين زمينه هوشيار باشيم و نبايد هيچ شانسي به آنها بدهيم.»هر چند كه پليس در مقابله با شرطبنديهاي غيرقانوني در مسابقات جام جهاني ناكام بود ولي محمد بن همام رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا در اين زمينه گفت: «ما ميتوانيم اين موضوع را كنترل كنيم و كشورها نيز ميتوانند با موفقيت اين مساله را تحت نظارت خود قرار دهند.»كرهء جنوبي سعي در كنترل شرطبنديهاي ورزشي دارد و ميخواهد از طريق قانوني كردن شرطبنديها اقدام كند. كشور استراليا براي اين منظور مركزي را به صورت قانوني احداث كرده كه افتتاح آن براي مسابقات جام ملتهاي آسيا در نظر گرفته شده است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:4 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
شركت Dell، از بزرگترين توليد كنندگان نوتبوك و كامپيوترهاي خانگي اعلام كرد خط توليد محصول جديد اين شركت، وسترو (Vostro) به زودي راهاندازي خواهد شد. Dell اعلام كرده كه وسترو مخصوص مراكز تجاري كوچك طراحي شده و براي هر عدد از آن، يك تكنيسين اين شركت تخصيص داده شده كه آن را مونتاژ كند و در صورت برخورد به هرگونه ايراد فني، همان تكنيسين مسئول رفع عيب خواهد بود. به همين منظور 6500 پرسنل خط توليد شركت در نظر گرفته شدهاند كه در آينده نه چندان دور، هر كدام مسئول چندين كاربر و كامپيوتر آنها خواهند شد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:57 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
دنیای اقتصاد شرکت موتورولا سرانجام شکست مالی در بخش تولید تلفنهای همراه خود را پذیرفت. کمپانی موتورولا با تولید گوشی جدید خود با نام RAZR نتوانست به میزان سودی که انتظار داشت دسترسی پیدا کند. آمارها نشان میدهد، گوشی RAZR تنها توانست سود تقریبی 7/8میلیارد دلار برای شرکت موتورولا بههمراه آورد. در حالی که موتورولا انتظار داشت سود حاصل از فروش این گوشی 4/9میلیارد دلار باشد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:54 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
در دانشگاههاي آفريقاي جنوبي، مانند ديگر مؤسسات دانشگاهي، بسياري ازمحققان مشاركت با صنعت را مغاير با نقش سنتي خود به عنوان توليد كننده علم براي همگان ميدانند. اما سياست دولت اين كشور مبتني بر تامين مالي مشاركت بين دانشگاه و صنعت براي نوآوري و تقويت رقابت بينالمللي و بهبود زندگي در كشور است. در سراسر قاره آفريقا، سازمانهاي بينالمللي به تشويق روابط بين دانشگاه و صنعت براي تقويت صنعت ميپردازند. ايجاد شبكههاي ميانبخشي بهجاي قراردادها و مشاورههاي محدود ميتواند اين دو ديدگاه را با هم آشتي دهد. آفريقا به مشاركتهايي نياز دارد كه هم توان بالقوه نوآوري تحقيقات دانشگاهي و هم نيازهاي صنعتي توسعه را برآورده كند. بهترين نمونههاي آفريقاي جنوبي ميتواند سرمشق قرار بگيرد. پرهيز از مشاركتهاي زيانبار صرفاً كافي نيست كه كشوري شمار مشاورهها و قراردادهاي بين دانشگاهها و صنعت را افزايش دهد. اين قبيل همكاريها اغلب كوتهبينانه و بر منافع تنگنظرانه متمركز است و بنا به ماهيت، به كشف نميانجامد. مثلاً در آفريقاي جنوبي، شركتهاي مشاوره بهندرت كتاب يا رساله بعد از دكتري منتشر ميكنند. ميتوانند حقوق شخصي استادان را تكميل و به حفظ كارمند كمك كنند، اما بيشتر مواقع نتيجه اين عمل، كاهش تدريس و پژوهش است. استادان اغلب به اين علت به سراغ قراردادهاي كاري ميروند كه پول بيشتري كسب كنند. هدف آنان تحقيق نيست. نياز صنعت به رازداري در مورد حفظ مطالب علمي كه از اين راه بهدست ميآيد، باعث ميشود آثار استادان و رسالههاي دانشجويان با محدوديت انتشار روبهرو شود. در صورتي كه اجازه داده شود قراردادها و مشاورهها بيرويه ادامه پيدا كند، ممكن است تاثير زيانباري بر نظام توليد دانش كشور وارد شود. ايجاد مشاركتهاي سودمند در عوض به شبكههاي مشاركتي در دانشگاهها، صنايع و دولت نياز است كه براي هر دو طرف سودمند باشد. براي چنين مشاركتهايي، نهادها بايد ابتدا سازوكار رقابتي صنعت مورد نظر و امكانات استفاده شركتها را درك كنند. بايد واقعبين باشند و از تدوين طرحهاي بلندپروازانه براي ساخت پاركهاي علوم بپرهيزند. دانشگاهها بايد ظرفيت تحقيقاتي كلي خود را ايجاد كنند و دانش تخصصي در رشتههاي خاص پديد آورند (بخش اعظم شبكههاي خوب آفريقاي جنوبي در چند دانشگاه وجود دارد كه داراي سامانههاي تحقيقاتي مناسب است). آنگاه، بايد سياستها و سازوكارهايي را مختص حمايت از مشاركتها تدوين كنند. بايد تصميم بگيرند كدام مشاركتها به نحو احسن، ماموريت علمي خود را انجام ميدهند و به تكاليف مالي عمل ميكنند و در عين حال به پيشبرد اهداف توسعه ملي كمك ميكنند. دو مثال دو مثال از آفريقاي جنوبي نشان ميدهد اينگونه مشاركتهاي راهبردي ميتواند بين منافع علمي و صنعتي توازن برقرار و به توسعه ملي كمك كند. برنامه تعاوني حفاظت درختان نام شبكهاي تحقيقاتي در زمينه زيست فناوري است كه از شركتهاي بزرگ كاغذسازي و توليدكنندگان كوچك الوار تشكيل شده است. اين شبكه با همكاري دانشگاه پرتوريا در زمينه سموم درخت فعاليت ميكند. واحد تحقيقات دانشگاهي با پرورش شمار زيادي از دانشجويان در مقطع كارشناسي ارشد و راه اندازي انتشارات معتبر، آوازه بينالمللي پيدا كرده است. اكنون اين مؤسسه به مركز معتبري تبديل شده است كه دولت بودجه تحقيقاتي قابل توجهي به آن اختصاص ميدهد. شركاي صنعتي براي حفظ توان رقابتي به تحقيق و توسعه پرهزينه و راهبردهاي مديريت مخاطره متكي هستند كه اين شبكه عرضه ميكند. مثلاً محققان دانشگاه فناوري دياناي براي توليد درختان مقاوم به آفات و سموم ارائه ميكند. دومين مثال مشاركت راهبردي موفق يك طرح سنجش از راه دور است. در اين شبكه كه دولت هزينه آن را تامين ميكند، دانشگاه، صنعت و دولت با همكاري هم ماهوارههاي كوچكي ميسازند كه تصاوير با وضوح بالا در اختيار كشورهاي آفريقايي قرار ميدهد. اين تصاوير ميتواند به مديريت منابع طبيعي از جمله توزيع آب، اداره كشتزارها و نيز زيرساخت شهركها كمك كند. مشاركتهاي شبكهاي از اين دست كه دانشگاه، صنعت و شركاي مياني در اين چارچوب براي تحقق هدفي مشترك فعاليت ميكنند، دانش و نوآوري فناوري براي همه توليد ميكنند. اين كار باعث ميشود دانشگاهها قابليت بالقوه محققان خود را ضمن حفظ يكپارچگي دانشگاهي، بهكار بگيرند. دانشگاهها به نيازهاي صنعتي براي پيشرفت فناوري پاسخ ميدهند. بهطور خلاصه، طرحهاي موفق مشاركت دانشگاه- صنعت در آفريقاي جنوبي ميتواند درس خوبي براي ساير كشورها باشد كه نشان ميدهد طراحي راهبردي شكل و ميزان ارتباط ميتواند توسعه را تقويت كند و به بهبود كيفيت زندگي بيانجامد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:18 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهى به نقش صاحبان صنايع ايالات متحده در انتخابات اخير شركتهاى بزرگ صنعتى در آمريكا از آنجايى كه پول زيادى در اختيار دارند نقش مهمى در تامين هزينههاى مبارزات انتخاباتى دو حزب اصلى اين كشور يعنى دمكرات و جمهوريخواه دارند. لذا نقش آنها در نتيجه انتخابات كاملا مهم و كليدى است. هفتم نوامبر (16 آبان) انتخابات كنگره در ايالات متحده برگزار شد و اين بار هم ديدگاههاى شركتهاى صنعتى و كمكهاى آنها يك عامل مهم بود. در آستانه اين انتخابات به يكباره حمايت صنايع آمريكا از جمهوريخواهان كاهش يافته و در عوض دمكراتها مورد حمايت بيشتر آنها قرار گرفتند. علت اصلى اين امر نتايج نظرسنجىهايى بود كه در ماههاى منتهى به انتخابات و بخصوص دو سه ماه آخر صورت گرفت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:16 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
تاريخ دقيق اولين ذوب سنگ آهن توسط بشر به منظور دستيابي به فلزي قابل استفاده مشخص نيست. قديميترين وسايل آهني مربوط به 3000 سال قبل از ميلاد، در مصر كشف شده است. حتي قدمت وسايل تزييني و زيورآلات آهني به قبل از اين تاريخ بر ميگردد. اما قدمت سلاحهاي آهني سخت شده توسط عمليات گرمايي با فناوري نسبتا پيشرفتهتر توسط يونانيها، به 1000 سال قبل از ميلاد بر ميگردد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:15 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
در سال 1969 بود كه گزارش فردي به نام كينگ در انگلستان منتشر شد. اين گزارش شامل 3عدد درباره آدمهايي بود كه به ادارات ماليات ميدادند، نامشان در دفاتر غسل تعميد در كليساها ثبت شده بود و گروهي ديگر كه نام آنها در دفاتر گورستانها به ثبت رسيده بود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:8 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
میگویند سابقه شرکتهای چندملیتی در جهان به سال 1135 میلادی بر میگردد و از همان زمان این شرکتها دائما با مخالفتهای زیادی مواجه بودهاند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:5 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
دولت الکترونيک که به آن دولت ديجيتالی يا دولت آنلاين نيز اطلاق میشود به معنای استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (تکنولوژی آی.تی.) براي افزايش توانايیهای قوای مقننه، قضاييه و مجريه از طريق افزايش كارآيي اين قوا و يا تغيير نحوه ارتباط اين قوا با شهروندان و يا هردوی اين طرق است. دولت الکترونيک داراي سه الگوی کلی براي برقراری ارتباط است. اول، ارتباط دولت با مصرفکننده که به معنای برقراری ارتباط اينترنتی غيرانتفاعی بين دولتهای مرکزی يا محلی و اشخاص خصوصی است. براي مثال بخشهای مختلف دولت میتوانند از طريق يک وبپورتال مستقيما و بهصورت علنی در دسترس عموم مردم قرار بگيرند که به اين ترتيب مردم راحتتر میتوانند در مورد خدمات دولتی اطلاعات کسب نموده و از اين خدمات استفاده کنند. الگوی دوم، ارتباط دولت با بنگاههای اقتصادی است که به معنای ارتباط اينترنتی غيرانتفاعی دولت مرکزی يا محلی با بخش کسبوکار تجاری است. سومين الگوی ارتباطی نيز ارتباط دولت با دولت است که میتواند در هماهنگ کردن بخشهای مختلف دولت و افزايش كارآيي اين بخشها موثر باشد. تکنولوژیهای مختلف مورد استفاده دولت الکترونيک |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:4 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||